حمید دباشی –
بعد از چهار سال صبر و تحمل و خون دل ملت ما به حق نفس راحتی میکشد، شادی میکند، میبخشد، می خندد، به فردا امید میبندد. حبذا–چنین باد، چنین تر باد!

میر دلیر ما هنوز در بند است–همچون زندانیهای سیاسی عقیدتی عدیده دیگری، اقتصاد کشور رو به ویرانی است، زحمتکشان در مضیقه اند، کشور تحت تحریمهای اقتصادی کمر شکن است که بیش از همه کمر فرودستان را میشکند.  دانشگاهیان دلمرده، روزنامه نگاران مایوس و محبوس و در بدر، کسانی که بدنبال حقوق حقه برابری مردان و زنان هستند مهجور، دانشجویان دلسرد، و کارگران دلشکسته اند.   ملیونها ایرانی دور از وطن آرزوی بازگشت بدور از ترس و دلهره به میهن خود و دیدن عزیزانشان را دارند.

گردنکشان عالم –به دسیسه و وسوسه دولت آپارتهید اسراییل که برای حواس پرت کردن جهان از سرقت روزمره خاک فلسطین همواره بدنبال بهانه میگردد–همچنان کمر به جنگ افروزی با ایران بسته است.  منطقه در تب و تاب است.  بهار عرب میوه های تلخ و شیرین میدهد.  در تونس و مصر بارقه های درخشان امید هست، لیبی راه درازی تا آرامش در پیش دارد، بحرین هنوز در آرزوی آزادی است، سوریه و در تعاقب آن لبنان در بحران خونآلود جنگ داخلی رو به نابودی است–عراق درگیر جنگهای فرقه ای، ترکیه نا آرام، و افقانستان در خطر بازگشت طالبان است.

ملت ما از دل یک نظام ذاتا غیر دموکراتیک و مبتنی بر استبداد دینی با هوش و تردستی و وقت شناسی فرصت های ناب دموکراتیک میطلبد و میسازد. آقای حسن روحانی رییس جمهور منتخب مردم ایران امروز بهترین نمونه این ادعاست.

شادی مردمان ما از انتخاب آقای روحانی شادی موجه و میمونی است.  برای پایداری و ادامه این شادی باید فضای دموکراتیک سپهرعمومی را برای همه نظرات باز گذاشت–خود آقای روحانی صحبت از ائتلاف اعتدال گرایان و اصلاح طلبان و اصولگرایان برای آینده ایران میگوید.  ایشان متفکرین و موا ضع  منتقدان چپ  ایران را البته از قلم انداخته اند.  “چپ” مفهومی انتزاعی نیست–ریشه در بین روشنفکرانی جهانشهری دارد که بعضا خود را ممکن است “سکولار” یا “دینی” بدانند–این تضاد کاذب است.  وجه مشترک آنها نوعی جهان نگری مشخص است.  این تفکر را باید به رسمیت شناخت و حضور ان را در سپهرعمومی خوش آمد گفت.

امروز بین کسانی که به آقای روحانی رای دادند و کسانی که به ایشان رای ندادند، همچنان که بین کسانی که اصلا رای دادند و یا رای ندادند، و یا بین کسانی که از شادی مردمان ما شادند و کسانی که به ان شادی از دید انتقادی و شک و تردید مینگرند باید حتی اگر نه آشتی بلکه تفاهمی بوجود بیاید.  ایجاد این تفاهم خلق الساعه نیست.  باید برای ان کوشید.  اگر میبینیم مردمان ما شادند به این شادی بدیده تحقیر ننگریم–و اگر میبینم بعظی از کسان به این شادی از دید انتقاد و تردید نگاه میکنند زود بر نتابیم.  بدلایل تاریخی روشنی ملت ما ملت داغدیده و مشکوک و مرددی است–اما همچنان میبینم که امیدوار است. این شادی و امید را مختص “جوانان” ندانیم–پیران ما هم در این شادی سهیمند.

ما مردم و رییس جمهور منتخب ما امروز رهرو راه مشترکی هستیم.  در این همراهی هم باید به ایشان امید و اعتماد و هم از ایشان توقع کارهای بزرگ داشت. نقد خلاق و سازنده و رو به امید فردای ایرانی آباد و آزاد از خدمتگزاران منتخب مردم اولین شرط دمکراسی است.  حرمت ایشان چون حتی در این نظام  غیر دموکراتیک بر آمده از رای ملت است بر همه ما واجب است، همچنان که تشویق و انتقاد از کارهای آینده ایشان وظیفه شهروندی ما.  از انتقاد سازنده از ایشان نهراسیم، از توقع کارهای سترگ از ایشان داشتن ابا نکنیم–در عین حالیکه در نظر داشته باشیم که از امروز تا چهار سال آینده هروقت ایشان بگو ید “من” یعنی “ملت ایران.” حرمت به ایشان یعنی حرمت به ملت ایران.

تا روزی که ما به نظامی مبتنی بر عدل و انصاف دموکراتیک دست نیافته ایم چاره ای جز شناخت امکانات و محدودیت های همین حد اقلی که در این نظام ممکن است نداریم.  این حرف به آن معنی نیست که تفکر و تعامل سیاسی ما منحصر به محوریت صندوق رای است.  حوزه عملکرد ما مردم، ما شهروندان، سپهر عمومی است. صندوق رای فقط و فقط نقطه کانونی مشخصی از ان سپهر گسترده و پر برکت عمومی است.  باید به تصاحب و گسترش ان سپهر عمومی ادامه داد–همچنا نکه میبینیم مردم تونس و مصر و ترکیه و یا کشورهای اروپایی از یونان تا اسپانیا و تا برسد به “پارک زوکاتی” نیو یورک کمر همت به فتح همین حوزه های سپهر عمومی بسته اند. نظریه پرداز سیاسی بزرگ “هنا ارندت” از این پدیده به عنوان “شادی عمومی” یاد میکند و آنرا محور اصلی فتح سپهر عمومی و نیل به آزادی های دموکراتیک میداند.  از آقای روحانی متوقع باشیم که طبق همین قانون اساسی فعلی حق شهروندان را برای تجمعات صلح آمیز بپذیرد و وزارت کشور ایشان اجازه چنین اجتماعاتی را صادر کند و از تجمع مردم به هر دلیلی که هر گروهی که میخواهد نهراسد.  زنان و مردانی که میخواهند برای رساندن حرفشان پیرامون برابری حقوق زن و مرد تظاهرات کنند، کارگرانی که میخواهند برای احقاق حقوق  صنفیشان راه پیمایی کنند و فریا دشان را بر علیه بیدادی که بر کودکان کار میرود بگوش مردم برسانند، فعالین محیط زیستی که میخواهند کشور ما را از بلاهای بسیاری بر حذربدارند،  پناهندگان افغانی که خواهران و برداران و میهمانان عزیز ما هستند، دانشجویانی که میخواهند تشکلات خودشان را داشته باشند جملگی باید از دولت ایشان متوقع باشند که بتوانند بدون ترس از نیروهای امنیتی تجمع کنند و حرفشان را بزنند–این امور باعث نشاط و سرزندگی و شادابی و استحکام شالوده آینده دموکراتیک ایران خواهد بود و اگر آقای روحانی در این راه همراه مردم باشد از خودشان نام نیکی در تاریخ ایران بجا خواهند گذشت.

بدون بدبینی ولی با دیدگاهی انتقادی، بدون خوش خیالی باطل ولی با اعتماد و امید باید دست آقای روحانی را فشرد و به ایشان برای این بار امانتی که ملت ما بر دوش ایشان نهاده تبریک گفت–ما هم مردمی هستیم وعلیرغم همه کژی ها و کاستی های نظامی که حاکم بر سرنوشت ماست مستحق شادی و مستحق سر بلندی و شایسته فردایی بهتریم.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)