شعار اعتدال که آقای روحانی به عنوان شعار دولت خود برگزیده اند بسیار شهودی و جذب است (مثلا بخوبی نشان می دهد که عملکرد دولت احمدینژاد مصداق عملکرد افراطی=نامتعادل است و در نتیجه غیر قابل قبول). مفهوم اعتدلال به عنوان یک معیار اخلاقی ریشه در اندیشه اخلاقی ارسطو دارد. ارسطو می گفت عمل فاضلانه عملی است که میان افراط و تفریط قرار دارد. این اندیشه ارسطویی در سده های میانه در اندیشه اخلاقی برخی فیلسوفانمسلمان هم تاثیر گذاشته است و امروز مفهومی آشنا در فرهنگ ماست.
با این حال نقطه ضعف مهم اعتدلال به مثابه یک شعار سیاسی ابهام بالای آن است، طوری که هرکسی می تواند تفسیر خودش از اعتدال را ارائه دهد. به عنوان مثال دیروز آقای علم الهدی امام جمعه مشهد گفته است “پیروزی آقای روحانی در واقع پیروزی گفتمان اعتدال بود نه اصلاح‌طلبان….اعتدال باید یک راهکار و اصل برای توسعه استکبارستیزی باشد.” در تفسیر ایشان اعتدال متفاوت از اصلاح طلبی است. به همین منوال می توان پرسید آیا دموکراسی خواهی (و نفی ولایت فقیه) افراط است یا اعتدال؟ مخالفت با تحمیل حجاب اجباری از سوی دولت بر جامعه چه؟

به نظر لازم است آقای روحانی و گروه مشاوران ایشان تعریف دقیقتری از اعتدلال بدست بدهند تا این مشکلات غلبه شود. من جای آقای روحانی بودم شعار “اصطلاحات پایدار” (در برابر اصلاحات ناپایدار دوره خاتمی) را نیز به شعار دولت خود در مورد اعتدال اضافه می کردم که بخاطر دقت و وضوح خود راه را بر بدفهمی می بندد. اصلاح طلبی پایدار یعنی نوعی از اصلاح طلبی که منجر به نوعی از تغییرات اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و حقوقی به نفع برقراری دموکراسی شود که در پایان هشت سال (دو دوره ریاست جمهوری) قابل بازگشت به قبل از خود نباشد (امری که اصلاحات دوره آقای خاتمی فاقد آن بود.)

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)