به یاد میر حسین موسوی زهرا رهنورد و شیخ شجاع کروبی و
به یاد آن دختر معترض جنبش سبز که جنایتکاران رژیم در حین تجاوز به او فریاد می کردند ” مگه رایتو نمی خواستی پس بگیری بیا این رایته” ، باور دارم دوستان بنفش چیزی فرای رای مورد نظر آن جنایت پیشه به دست نیاورده اند.
در حالی که نظام چهار سال با تمام توان رسانه ای خود هواداران جنبش سبز را تا حد فریب خورده مفتون، خائن و وطن فروش یا در بهترین حالت نادان بی خبر از همه جا معرفی کرد گویا توانست هدف کلی جنبش را در نزد خود سبزی ها مخالفت با اشخاص و نام هایی مانند احمدی نژاد یا جلیلی تنزل دهد گو این که اصلا” جای بحث نیست که همین افراد محصول کلیت جمهوری اسلامی هستند. سرمهندسی کار آزموده با بیست و چند سال سابقه به نام خامنه ای (او را در منزل نظام صدا می کنند ) با در خدمت داشتن مدیر پروژه ی کاربلدی به نام خاتمی (تدارکاتچی نظام) می توانند حتی چهار سال دیگر مردم را از ترس یک لولوی دیگر به رای دادن به هر کسی که اکنون شاید منفور به نظر برسد ترغیب کنند. روند آشنای دگردیسی افراد و ملاک حال افراد است از فرط روشنی نیاز به مثال آوردن ندارد.
از عجایب توانایی های جناب خاتمی این که طوری وانمود می کنند که گویا خواست ها و مطالبات حداقلی مردم خواهان تغییر هیچ کف تعریف شده و ثابتی ندارد و این بزرگترین اشتباه و مغلطه ای بسیار احمقانه است این البته به مدد مردمی که نه تنها حافظه ی تاریخی ندارند بلکه به دلیل سیر آنچه بر آنان گذشته و همواره در موقعیت استضعاف فکری نگاه داشته شده اند لاجرم اندک شعور سیاسی هم ندارند، ممکن می شود. دقیقا” بر عکس میر بزرگوار که نه تنها حداقل های خواست جنبش مانند عمل بر اساس قانون اساسی را اعلام نمود بلکه چهارچوب کلی رفتار و مسیر آن را هم به صورت شفاف بیان کرد.
تنها وظیفه ی خاتمی گویی این است که مردم را هر بار پای میز این قمار باز شیاد بکشد که از هیچ فریب و تقلبی ابا ندارد و تنها به دو اصل در بازی پای بند است یک این که هرگز نبازد ، دو این که بازی همیشه بر پا و در جریان باشد.
البته اذعان می کنم که جناب خاتمی کمک های خوبی تا کنون در جهت خواست اکثریت معترض داشته اند و ایجانب هرگز قصد حمله یا توهین به ایشان را ندارم اما بررسی رفتار ایشان متاسفانه این برایند را به دست می دهد که بیش از این که در خدمت و جهت اهداف هواخواهانشان باشند به ابزار سیاسی نظامی بدل شده اند که مدت هاست دیگر مردم را ولی نعمت خود نمی داند.
در مقابل مردمی که هر بار به کمترین یا هیچ از خواست به حق خود تن می دهند اما حریفی نشسته که در تمام وجوه مطالبات تمامیت خواهانه دارد، انتخابات برگزار شود، مشارکت حداکثری باشد، برای نظام وجهه سازی بین المللی کند نتیجه در جهت منافع او باشد- که اگر نباشد او گزینه ی حذف پست ریاست جمهوری و توان اقناع یا سرکوب معترضان را هنوز روی میز دارد- و چه وچه.
این گونه است که می بینیم همواره این خود صندوق رای گیری است که نظرش به آقای خامنه ای نزدیک است. اگر از جمله افرادی که عادت به خود فریبی ندارند باشیم صد البته هویداست که جناب روحانی هرگز کاندیدای هیچ قشری از معترضان و تحول خواهان نبوده و نیست بلکه در بهترین حالت پیمانکاری است که قرار است خرابی ها و کارنابلدی های محمود را با توجه به اولویت های نظام رفع و رجوع کند.
ایشان انتخاب شدند با همکاری همه و همه راضی به نظر می رسند مثلا” همکاری سیستم امنیتی که چه کسی نمی داند از کاه کوه می سازند و کلاه با سر می آورند. نه مدرک ایشان مورد قابل بررسی داشت نه حتی معشوقه ای از سرزمین روباه پیر. یا مثلا” همکاری مخلصانه ی بی بی سی که قبل از همه ی رسانه های نظام، زمانی که انتخابات در نظر عده ی زیادی از رای دهندگان همین جمعه بلا موضوع و غیر قابل بحث بود جلسات و میز گرد هایی جدی و گرم در این رابطه روی آنتن برد. یا باز هم مثلا” سبز های مطرحی که می خواستند هر چه زودتر به زندگی مالوف و عادی، بدون حاشیه هایی به ملتهبی “سرگذشت میر حسین و کروبی چه می شود” بازگردند یا گروه بزرگتری از سبزها که با توجه به مسائل اقتصادی یا سایه ی جنگ تنها نیاز به شنیدن این جمله ی گهر بار داشتند که « بعضی ها به هر دلیل ممکن است نخواهند از نظام حمایت کنن اما از کشورشون که می خوان حمایت کنن. پس باید رأی بدن.» و حجت تمام، جمله ای که هرگز فردای بعد از اتنخابات گفته و شنیده نخواهد شد. به گونه ای ظواهر همه هم حفظ شده این گونه است که نظام با یک تیر چند نشان زده همه از اصولگرا و اصلاح طلب و بی بی سی و سبز سابق و بیت …..هم راضی و خوشحال. به قول خودشان با این انتخابات جنبش سبز هم به گور می رود و گویی جمهوری اسلامی بعد از چهار سال از آن سرافکندگی و مصیبت فارغ می آید.
بر خلاف ادعاهای خنده دار ما نه تنها رای 88 و خون های رفته را پس نگرفتیم بلکه فقط رای 92 را به شرط دزدیده نشدن واگذار کردیم به منویات رهبر در اتنخابات مهندسی شده ای که همان یکی دو وعده ی عقلانی کاندیداها در رابطه با اصلاح روابط خارجی و اقتصاد ساعت 8 صبح رای گیری به درک رفت. در همان زمانی که مردم زجر کشیده با امید به بهبودی حداقلی در صف رای دادن لبخند زورکی میزدند، رهبر با اطمینان و اعتماد به برد خود به آمریکا و در واقع جهان خارج و واقعی تر به منافع همان مردم “درک” گفت.
این روز ها تنها میگریم سخنی با کسی ندارم به من و ما باز هم خیانت شد.

دانا
26/03/1392

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)