در همه شهرهای دنیا زنی هست *

 

آخرین بار در “نانتِ فرانسه” بود

دیدمش که خلافِ همه

در خیابان می رفت

و چهره اش

فوران گریه بود

 

زنی که ترس نداشت

از دستهای مرتعشش

بلند بلند با خودش حرف می زد

و خجالت نمی کشید

 

زنی که هق هقش را پاک نمی کرد

زیپ دامنش را بالا نمی کشید

موهای به هم ریخته اش را، نه

مرتب نمی کرد

زنی که پروا نداشت.

 

 در همه ی شهرهای دنیا زنی هست

آخرین بار در “بِن عروسِ تونس” بود

دیدمش که ریملش ریخته بود

صورتش پف داشت و تور سرش

ولی شرم نداشت

 

زنی که لکه های سیاهِ زیر چشمش را

پاک نمی کرد 

 خیالش نبود

بغض کج وکوله کند ماتیکش را

 

زنی که واهمه نداشت

گونه هایش بی رنگ باشند

در شب عروسی اش

زنی که نه، از بی آبرویی نمی ترسید

زنی که ابا نداشت.

 

در همه ی شهرهای دنیا زنی هست

آخرین بار در “کینگستونِ کانادا” بود

دیدمش که در کفشِ پاشنه بلند می لنگید

زنی که پستان بند نبسته بود

و به نگاههای خیره اهمیت نمی داد

 

زنی که کیفش را از کفِ خیابان

جمع نمی کرد

پنهان نمی کرد ناخن هایش را

که تا بیخ جویده بود

 

زنی که پیراهنش لک داشت

زنی که با دهانِ بی دندان می خندید

زنی که نه، نمی افتاد

از پشت پا یا تنه خوردن

زنی که رویین تن شده بود.

 

در همه ی شهرهای دنیا زنی هست

آخرین بار در”مشهدِ ایران” بود

دیدمش در خیابان که مانتویش خونی بود

به سمت ماشینها می رفت

و محابا نداشت

 

زنی که زخم گردنش را

زیر روسری، نه  

نپوشانده بود

و هر چه کنارش می کشیدند

خود را جلو می انداخت.

 

/

نیلوفر شیدمهر

باز نویسی: هشتم مارس ۲۰۱۴

* لینک به کل مجموعه اشعار در همه شهرهای دنیا زنی هست

تارنما:nilofarshidmehr.com

کانالِ شعرخوانی در یوتیوب (از شما دعوت می‌شود مشترک شوید / دکمه سابسکرایب را بفشارید)

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)