اواسط بهمن ماه نامه ای با امضای ۳۸ نفر از داخل کشور به رئیس جمهور آمریکا نوشته شد که حاوی مضمونی بحث برانگیز بود. در این نامه با تاکید بر خواست فشار حداکثری سیاسی، دیپلماتیک و مالی بر ایران، برای گذار خشونت پرهیز توصیه شده که کماکان یادآور داستان قدیمی “کمک از یک دولت خارجی” ست که قطعاً نمی تواند منافع ملی ایران را حفظ کند چراکه تجربه نشان داده است که نتایج اسف بارِ سیاست فشار حداکثری دولت ترامپ، فقط بر دوش ملت ایران بوده است و نه حکومت.

 

این سیاست بجای اثرگذاری بر جمهوری اسلامی فقر مالی برای مردم ایران به ارمفان آورد. تاکنون درخواست کمک از آمریکا برای مردم داخل ایران رفاه مالی و حقوق شهروندی همچون آموزش و تحصیل، آزادی عقیده و بیان، حجاب اختیاری و عدم تبعیض در شئون مختلف زندگی میسر نکرده است. لازم به یادآوریست که نوشتن نامه با این محورها به ریاست جمهوری آمریکا مسبوق به سابقه می باشد. در ابتدای ریاست جمهوری ترامپ سی نفر از اعضای سلطنت طلب فرشگرد در نامه ای به او خواستار گسترده شدن فشار تحریمها بر ایران شده بودند که موجب شهرت این افراد در رسانه های فارسی زبان گردید.

 

در این میان نکته اینست که اکنون سیاستگذاری در آمریکا در روشهای رسیدن به هدف تغییر کرده است. تاکتیک دولت ترامپ در مقابله با جمهوری اسلامی استفاده از ظرفیت مخالفان ایرانی در خارج از کشور بود که انفعال فرشگردیها را در برداشت. در حالیکه آنچه از نشانه های دولت جدید در آمریکا می توان دید، کاخ سفید بر روی مخالفان داخل کشور حساب باز کرده است. همین قراین موجب گردید تا برخی افراد با فرصت طلبی نامه به بایدن را بستری برای رسیدن به اهداف خود بدانند و در این راه حتی از نام برخی از افراد و گروهها سوءاستفاده کنند.

 

پس از انتشار نامه به بایدن ذکر نام برخی از امضاکنندگان چالش برانگیز شد و سوالاتی را در اذهان مطرح کرد. در وهله اول اینکه آیا نام تعدادی از امضاکنندگان با خواست خودشان ذیل نامه ثبت شده است؟ چراکه برخی افراد امضای خود را پس گرفتند(۱) و برخی جریانات سیاسی هم در اعلام برائت از نام برخی از امضاکنندگان که به آنها منتسب شده بود، بیانیه ای را منتشر کردند(۲)  و در وهله بعد اینکه نویسندگان این نامه که بنظر میرسد خودسرانه از نام دیگران استفاده کردند، چه اهدافی را دنبال میکنند؟

 

برای رسیدن به پاسخ یادآور میشود که یازده تن از امضاکنندگان این نامه از اعضای گروهی موسوم به بیانه۱۴ هستند که در دو بیانیه خواهان استعفای خامنه‌ای، تغییر قانون اساسی و عبور از جمهوری اسلامی شده بودند. لازم به ذکر است که بیانیه۱۴ اگرچه در ظاهر نقشی پررنگ و لعاب برای مخالفت با حکومت داشت ولی مرور زمان نشان داد که ظاهراً برخی از افراد این گروه بدنبال هدف دیگری غیر از منافع ملی ایران هستند و بعد از زندانی شدنِ تعدادی از آنها پرده از نیت سوءاستفاده کنندگانِ این حرکت کنار رفت.

 

این فرصت طلبی وقتی آشکار میشود که فعالیتهای پررنگ رسانه ای و تامل برانگیز برخی از اعضاء و حامیان گروه بیانیه۱۴ بعنوان زندانیِ سیاسیِ برانداز در رسانه های فارسی زبان دیده میشود درحالیکه حکومت با آنها مماشات می کند. این موضوع موجب گردید تا نارضایتی تعدادی از اعضای گروه بیانیه۱۴ را از درون زندان بوجود آورد و این سوال را مطرح کرد که چرا برخی افراد همانند عباس واحدیان ، فاطمه سپهری ، جواد لعل محمدی و … بعد از مدت کوتاهی بازداشت، با دلایلی همانند مرخصی استعلاجی بلند مدت(۳) ، گرفتن عفو رهبری(۴) و یا حتی دلایلی ناشناخته، آزادانه به فعالیتهای در ظاهر براندازانه علیه رژیم می پردازند؟!

 

این رویه تا آنجا پیش رفت که سه تن از اعضای گروه بیانیه۱۴ که از مردادماه ۹۸ در زندان می باشند، در بیانیه ای در دیماه امسال اعلام کردند که «از آنجاییکه ما امضا کنندگان این نامه  که هم اکنون در زندانیم جزو هیچ حزب و گروهی نیستیم و فراجناحی هستیم، این دوستان نمی توانند نماینده ما دربیرون از زندان باشند»(۵). علاوه بر آن صوتی در شبکه های اجتماعی منتشر شده است که یکی از این سه تن بنام هاشم خواستار که حاضر به امضای نامه ارسالی به جو بایدن نشده بود، از درون زندان تماسی در مخالفت با این نامه و تذکر به سوءاستفاده کنندگان از بیانیه۱۴ انجام داد.(۶)

 

 

 

این اقدامات می تواند نشان از این فرضیه داشته باشد که نوشتن نام برخی از اعضایِ زندانیِ گروه بیانیه۱۴ بعنوان امضاکننده در نامه به جو بایدن، صوری بوده و بنظر میرسد بدون رضایت آنها این اقدام صورت گرفته است.

 

با این تفاصیل در حالت خوشبیانه، نویسندگان نامه به بایدن بدنبال مطرح شدن هستند تا بتوانند ازین طریق به نان و نوایی برسند. سابقه نشان داده است که این رویه قبلاً بارها توسط افراد منفعت طلب انجام گرفته است. کسانی که بعد از مدت کوتاهی بازداشت در زندانها، با فرصت طلبی به پناهندگان سیاسی در کشورهای دیگر مبدل گشتند و در ادامه هم در جهت منافع شخصیشان اقدام کردند.

همچنین این فرضیه قابل تصور می باشد که این افراد به بازی در پازل رژیم و یا همکاری با سازمانهای اطلاعاتی آن مبادرت می ورزند! در همین رابطه طبق سندی که سال گذشته در شبکه های اجتماعی انتشار یافت، برخی از اعضای گروه بیانیه۱۴، از سوی همرزمان خود به همکاری با اطلاعات جمهوری اسلامی متهم شدند!(۷)  نفعی که رژیم اسلامی از این نقش می برد منحرف کردن خواسته های مردم می باشد. چنانکه در ابتدای یادداشت ذکر شد، درخواست فشار حداکثری و تحریم بر ایران از طرف نمایندگان اپوزیسیون به دولت آمریکا، به نتیجه مخربی منجر گردیده است.

 

در هر دو حالت از محتوای نامه به بایدن و نقشی که تهیه کنندگان آن بازی میکنند می توان فهمید که این قبیل حرکتها هیچ نفعی برای منافع ملی ایرانیان ندارد و به جز اینکه در روند مطالبه حقوق اساسی و به حق ایرانیان انحراف بوجود آید چیزی عاید مردم نخواهد کرد و تنها به سود رژیم خواهد بود. بنظر نگارنده این مطالبات می تواند در قالب ایجاد تشکلهای صنفی مستقل و اتحادیه های کارگری غیرحکومتی و همچنین با مشارکت نقش فعالان محیط زیست و مخالفان حجاب اجباری به ثمر برسد.

 

۱-https://www.instagram.com/p/CK69VoDpU3a/

۲-https://t.me/JMI_official/713

۳-https://twitter.com/HengamehVahedi1/status/1284864537552924672

۴-https://youtu.be/zJnQORXNUrs?t=1048

۵-https://rissmaan.com/id-13782/

۶-https://t.me/haftehmag/7733

۷-https://www.youtube.com/watch?v=XHpImEguIXc

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)