افزایش بیکاری، گرانی، فقر و گرسنگی در جامعه ایران نه تنها کارگران، بلکه زندگی دیگر اقشار زحمتکش جامعه از جمله پرستاران، معلمان، بازنشستگان، کاسبکاران، دست فروشان و غیره را نیز تحت فشار قرار داده است.

آنان برای رهایی از این اوضاعِ فلاکتبار که جمهوری اسلامی به جامعه ایران تحمیل کرده راهی جز اعتصاب و تجمعات اعتراضی برایشان باقی نمانده است. در چند ماه گذشته علیرغم خطر ابتلا به کرونا و علیرغم تهدیدات نیروهای سرکوبگر رژیم، مردم هیچ فرصتی را برای اعلام اعتراض و نارضایتی از جمهوری اسلامی از دست نداده اند.

روز شنبه چهارم بهمن تعداد زیادی از پرستاران بیمارستانهای مختلف تهران در اعتراض به عدم اجرای قانون تعرفه گذاری خدمات پرستاری که ۱۴ سال قبل به تصویب رسیده اما هنوز به اجرا در نیامده است، مقابل مجلس رژیم اسلامی تجمع اعتراضی برپا نمودند.

به دنبال آن روز یکشنبه پنجم بهمن ماه نیز پرستاران بیمارستان “میلاد” تهران بار دیگر در اعتراض به شرایط ناامن شغلی و عدم پرداخت دستمزد و دیگر مزایا در محوطه بیمارستان دست به تجمع اعتراضی زدند. پرستاران اعلام نمودند:

“در شرایطی که بار سنگین وظایف درمانی پاندمی کرونا بر دوش ماست، و درحالی که قیمت کالاهای اساسی مورد نیاز، روزانه رو به افزایش است، دستمزد ما مدتهاست افزایش نیافته است”.

در این میان پرستاران بیمارستانهای خصوصی بیش از بقیه همکارانشان در مضیقه مالی و خطر ابتلا به بیماری کرونا قرار دارند. متأسفانه تاکنون بر اثر شیوع ویروس کرونا تعداد زیادی از پرستاران به دلیل بی توجهی مسئولینِ بیمارستانها و عدم وجود امکانات ایمنی، جان خود را از دست داده‌اند و تعداد زیادی نیز اخراج شده اند. نائب رئیس کمسیون بهداشت و درمان مجلس طی تویتی اعلام نمود که:

” از مجموع ۱۱۰هزار پرستارِ بیمارستانهای کشور ۳۲ هزار نفر از آنان به ویروس کرونا مبتلا شده‌اند و پنجاه نفر از آنان جان باخته اند. او همچنین افزود که به دلیل کاهش درآمدِ بیمارستانهای خصوصی، بیش از پنجاه هزار نفر از گردونهِ فعالیت و خدمات پزشکی اخراج شده اند.”

این درحالی است که رئیس هیأت مدیره نظام ِپرستاریِ تهران اعتراف نمود که تنها در تهران هفت هزار پرستار کمبود داریم.

اما عملکرد کارگزاران رژیم جمهوری اسلامی در مقابل خواست برحق پرستاران زحمتکش و محروم، نه رسیدگی به خواست اولیه و طبیعی آنان برای رفع مشکلاتشان، بلکه تلاش برای اِعمال نفوذ از طریق تشکل دستساز خود از جمله “سازمان نظام پرستاری” برای فریب و ضایع کردن حقوق پرستاران و جلوگیری از اعتراض آنان است.

این تشکلِ وابسته به نهادهای امنیتی می‌خواهد با نفوذ در صفوف پرستاران به منظور ایجاد تفرقه و نفاق در میان آنان، مانع اتحاد و ایجاد تشکل صنفی مستقل پرستاران در ایران شود. اما مدتهاست که ماهیت ضد پرستاری این سازمان حکومتی با تبلیغات دروغین و جوسازی و توجیه عملکرد مقامات رژیم در طفره رفتن از مطالبات پرستاران، برای افکار عمومی جامعهِ پرستاری برملا شده و این سازمان نیز مانند سایر تشکلهای دست ساز رژیم در میان پرستاران بی اعتبارشده است.

در مقابل، خودِ فعالینِ صنفیِ پرستاران علیرغم فشار و تهدیدات دستگاههای امنیتی رژیم، از مدتها قبل برای ایجاد هماهنگی در اعتراضاتشان “مجمع فعالین صنفی پرستاران کشور” را ایجاد کرده اند. از آنجا که موضع گیریهای این مجمع دربرگیرنده منافع و مصالح پرستاران کشور بوده از حمایت و پشتیبانی بخش زیادی از پرستاران برخوردار گردیده است.

چندی قبل “مجمع فعالین صنفی پرستاران کشور” طی بیانیه ای ضمن تشریح شرایط وخیم کار و زندگی پرستاران، سیاستهای رژیم در رابطه با پرستاران را مورد اعتراض قرار داد و اعلام نمود:

“در حالی که قبل از کرونا نیز کمبود نیروی درمانی در ایران به یک سوم کف استانداردهای جهانی رسیده بود، اخراج بیش از شش هزار پرستارِ قراردادی و جذب نیروی شرکتیِ غیر متخصص با قراردادهای فریبکارانه ۸۹روزه و با پرداخت کارانه های ۵۰هزار تومانی از سویی منجر به اختلاف چند صد برابری پرداختها شده و از سوی دیگر عدم رعایت شأن انسانی و افزایش فشار کاری بر کادر درمانی و بی توجهی به سلامت آنها موجب عدم ارائه مراقبتهای مناسب از بیماران و افزایش تصاعدی مرگ و میرها گشته است”.

اما این تنها پرستاران نیستند که تحت حاکمیت رژیم اسلامی از اوضاع نابسامان معیشتی و درمانی، کارد به استخوانشان رسیده است. در یک هفته گذشته علاوه بر اعتراضات پرستاران شاهد اعتصاب و اعتراض مداوم و پیوسته کارگران در بخشهای متفاوت تولید، تجمعات اعتراضی معلمان و مربیان پیش دبستانی، تجمعات فارغ التحصیلان و اعضأ هیأتهای علمی دانشگاهها، تجمعات اعتراضی گسترده بازنشستگان تأمین اجتماعی و دیگر اقشار جامعه بوده ایم. همه این اعتراضات نیز طبق معمول با یورش و حمله وحشیانه نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی مواجه شده اند.

اما شرایط فقر و بیکاری و گرسنگی که جمهوری اسلامی می‌خواهد با استفاده از فضای کرونا به مردم ایران تحمیل نماید و قسمت اعظم آن ناشی از اِعمال سیاستهای توسعه طلبانه و نظامیِ رژیم و فساد و دزدی گسترده در همه نهادهای حاکمیت است، نمی‌تواند با مقاومت و اعتراض کارگران، بازنشستگان، معلمان و پرستاران و میلیونها نفر از جوانان عاصی و بیکارِ حاشیه شهرها مواجه نگردد.

مردم نمی‌توانند تسلیم شرایطی شوند که رژیمِ ورشکسته جمهوری اسلامی به آنها تحمیل کرده است. توده های مردم چارهِ رهایی از این شرایطِ فلاکتبار را در شعارها و پلاکارتهای اعتراضات خود به وضوح نشان داده اند.

شعار “کارگر- دانشجو – معلم – بازنشسته- پرستار- اتحاد اتحاد” راهِ به زانو درآوردن رژیم سرمایه داری اسلامی است.

بدون شک در شرایطی که خط فقر در سیستم اقتصاد ورشکسته رژیم به ۱۲ میلیون تومان رسیده است، دستمزدهای سه چهار میلیونی نمی‌تواند شکم گرسنه توده های مردم کارگر و زحمتکش را سیر نماید.

مسلمأ تجمعات اعتراضی ادامه خواهد یافت، متشکل و سراسری خواهند شد و در یک خیزش همگانی با بهره مندی از اعتصابات گسترده و سراسریِ کارگری، بساط این رژیمِ ضد انسانی را در هم خواهند کوبید و نه تنها مردم ایران بلکه مردم کشورهای همجوار را نیز از شر حکومت اسلامی نجات خواهند داد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)