اصفهان بی تردید از زیباترین و مهم‌ترین شهرهای ایران است. شهری نیمه کویری که مظهر زیبایی و همزیستی انسان و طبیعت بوده است و زنده به جویباری فصلی که زنده رود خوانندش که همین اندک آب زاینده رود حیات و زندگی به این شهر کهن بخشیده است.

سال‌های کودکی بنده راقم این سطور به مانند بسیاری در کنار این رود زیبا و پارک‌ها و گلستان‌های حاشیه آن سپری شد، از گردش گرفته تا فوتبال و ماهیگیری و حتی درس خواندن برای موسم امتحانات.

در دروازه ورودی شهر در قسمت شمالی آن که دروازه تهران خوانندش، سال‌ها تصویری از آیت الله خمینی با نوشته ای به این مضمون به چشم میخورد:

در کجای دنیا شهری به مانند اصفهان پیدا می‌کنید!

با اندکی احساسات شوونیستی و بومگرایی شاید این یکی از معدود سخنان درست آیت الله بوده است، که اصفهان بی شک نیمی از جهان است.

تسامح و تساهل، زندگی جهود و ارمنی و مسلمان و بهایی در کنار هم از اصفهان شهری ساخت یگانه. گرچه ظلم اکثریت همواره گریبانگیر اقلیت بوده است، اما ارامنه جلفا و فریدن و یهودیان صارمیه چه خوب در اصفهان ریشه دواندند و بهترین‌ها شدند با امکاناتی اندک.

این شهر نیمه کویری همواره مشکلی داشته به نام آب! مشکلی که شیخی لبنانی الاصل و فرزانه‌ای  ادیب آن را با ریاضیات و مهندسی تا حد زیادی حل نمود. بماند که شیخ خود آواره گشت از ترس امامان حسود و ملایان بخیل شهریار صفوی.

اما چه شد که دوباره آب جنگی تازه در این شهردر گرفت، سوالی است که مسولان جمهوری اسلامی را پاسخ خواستن بایستی؟

طرح آبرسانی به شرق از رودخانه‌ای کم دبی که خود از زاگرس سفلی آب دزدی می‌کرده یکی دیگر از ندانم بکاری های ملایان مهندس و مهندسان ملای حکومت اسلامی است.

قطع آب در یزد کویری ظلم است، گرفتن آب از کشاورز اصفهانی در بخش شرقی ظلمی دیگر و کم آبی و گدایی آسمان در نزول بارش ظلمی بزرگ‌تر.

حال که ملایان مشکل را آفریده‌اند، شاید خود نیز آنرا حل کردن توانند! حضرات که نماینده خداوند توانا در کره خاکند، قلم می‌کنند، دست و پا میبرند و بردار می‌کشند به حکم الله، اینبار نماز باران اقامه کنند و نمازگزارند که خداوند را رحمتی شاید. خداوندی که ظلم را می‌نگرد، خون گریستن باید!

چرا دیگر باران دریغ می‌کند؟

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)