ادوار نیوز: در پی درگذشت آیت الله طاهری اصفهانی امام جمعه مستغفی اصفهان و از روحانیون منتقد وضعیت موجود شعبه استان اصفهان سازمان دانش آموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت) پیام تسلیتی صادر کرد.

به گزارش ادوار نیوز در بخشی از پیام تسلیت شعبه اصفهان سازمان ادوار تحکیم وحدت آمده است: «آن روز که خیلی از آقایان سر در جیب مصلحت فرو برده و به نواله ناگزیر می اندیشیدند، “نه” مقدس را فریاد زد و از فرو رفتن سر باز زد و زینهار داد: واتقوا فتنه لاتصیبین الذین ظلمو امنکم خاصه و چه خوب دیدیم و دیدند که آتش خرمن عافیتشان را در نوردید. پیرمرد در خشت خام می دید آن چه را که امروز با بصیرتان چون خورشیدِ در آسمان »

متن این پیام تسلیت به شرح ذیل است:

بامدادان همه شیون به سر بام برید
ز آتشین آب مژه موج شرر بگشایید

امروز این گونه آغازید: یار نستوه امام و پدر معنوی اصلاح طلبان اصفهان، آیت الله سید جلال الدین طاهری، به دیار باقی شتافت.

و چه سنگین بود حتی سنگین تر از یازده سال پیش آن گاه که گفت “من عمرم را آفتاب لب بام می‌بینم، آردم را بیخته و غربالم را آویخته‌ام. انگار امروز ما را پیش بینی که نه حتی پیش گویی می کرد. آن جا که از غارت اموال مردم گفت و حاتم بخشی از سفره مستمندان برای هزینه سفرهای سیاسی و خاقانی و قاآنی و تبلیغاتی و بی‌خاصیت را برایمان تشریح کرد.

آن روز که خیلی از آقایان سر در جیب مصلحت فرو برده و به نواله ناگزیر می اندیشیدند، “نه” مقدس را فریاد زد و از فرو رفتن سر باز زد و زینهار داد: واتقوا فتنه لاتصیبین الذین ظلمو امنکم خاصه و چه خوب دیدیم و دیدند که آتش خرمن عافیتشان را در نوردید. پیرمرد در خشت خام می دید آن چه را که امروز با بصیرتان چون خورشیدِ در آسمان نیمروز انکارش می کنند و شوربخت ما که با آن بزرگوار زمانی همنشین شدیم که هنر خوار شد و جادویی ارجمند؛ وحتی روزی که بالاجبار راه راستی را در نهان و در سایه آن بزرگوار می پوییدیم، گزندِ آشکار با چماقی بر دوش و دشنام بر لب تن رنجورشان را آزرد. بزرگواری که هم در سخنوری از مردانِ مرد بود و هم در جبهه عمل پایمرد. تشنه صدارت و سرسپرده قدرت نبود.

آن گاه که پای التزام عملی در بین بود برای کشورش در جبهه ها حضور می یافت و ثمره زندگیش را تقدیم می کرد وبه وقتش از تریبون نماز جمعه آزادگی می پراکند و زمانی که حضورش را مفید ندانست دست به قلم برد و به خاطر قول های داده شده و کارهای انجام نشده دیگران عذر تقصیر خواست و حقیقت را به مسلخ عافیت اندیشی نبرد. نمایاندن حقیقتی که بر ایشان سنگین تمام شد و برای اربابان قدرت گران اوفتاد و به خیال خودشان آن بزرگوار را خانه نشین کردند و از هیچ هجمه و اهانتی برای به خاک افکندن و گریاندن ایشان فرو گذار نبودند غافل از این که اگر گریه ای هست برای شهید نشدن در راه خداست و اگر به خاک افتادنی هم هست برای خداست و همه عامل افتخار است

روی خاکی و نم چشم مرا خوار مدار
چرخ فیروزه طربخانه از این کهگل کرد

اما این خانه نشینی خودخواسته پایان فیض رساندن بزرگمرد دین و سیاست اصفهان نبود و در خانه ایشان به روی همه تفکرات و جناح ها باز بود و چپ و راست ، بزرگ و کوچک از رهنمودهای ایشان بهره مند می گشتند و نگاه ایشان هیچ گاه گزینشی و حذفی نبود مگر آن جا که آزادگی نبود و اطمینان داریم شاهد مدعایمان را در روز خاکسپاری ایشان خواهیم دید.

نه من به آن گل عارض غزل سرایم و بس
که عندلیب تو از هر طرف هزارانند

برای حضرتشان علو درجات را خواستاریم و به محضر بیت ایشان عرض تسلیت داریم و چشم داریم که ما را در غم خویش شریک بدانند و با امید دل خوش می داریم که جایگاهشان بهشت برین خواهد بود

نصیب ماست بهشت ای خداشناس برو
که مستحق کرامت گناهکارانند

سازمان دانش آموختگان ایران – شعبه اصفهان
دوازدهم خرداد ماه هزار و سیصد و نود و دو

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)