خانم خدیجه مقدم، از فعالان جنبش زنان و “کمپین یک ملیون امضا” در مصاحبه با “کمپین حق تحصیل” ضمن حمایت از این کمپین می گوید که ما میتوانیم صدای دانشجویان و حتی کودکانی که به خاطر فقر از تحصیل محروم مانده اند را به وسیله این کمپین بلند کنیم.

وی درباره سوابق خود در زمان انقلاب سال ۵٧ در ایران می گوید: در زمان رژیم گذشته به دلیل بی عدالتی هایی که وجود داشت، از مخالفین ان حکومت بوده است. در ان دوران، او به همراه دوستانش فعالیت هایی در دانشگاه ها در زمینه روشنگری پیرامون بی عدالتی ها انجام میداده است. خانم مقدم سپس درباره پاکسازی دانشجوان بعد از انقلاب و به ویژه آنچه که موسوم به “انقلاب فرهنگی” است سخن میگوید. این رویه اما همچنان بعد از گذشت بیش از ٣٠ سال به شکل های مختلف ادامه دارد.

خدیجه مقدم در ادامه می گوید که در بسیاری از کشور ها فعالیت های دانشجویی به عنوان یک امتیاز در رزومه دانشجویان محسوب میشود اما در ایران این دانشجویان از تحصیل باز می مانند.

او می گوید که در زمان شاه وقتی دانشجویان از زندان آزاد میشدند میتوانستند به دانشگاه برگرداند و ادامه تحصیل دهند اما در حکمت فعلی این روند امکان پذیر نیست.

خانم مقدم با اشاره به دوران ریاست جمهوری خاتمی می گوید در آن زمان به تعدادی از دانشجویان بهایی اجازه تحصل داده شد اما بعد از تغییر دولت، تعدادی از این دانشجویان که هنوز تحصیلشان تمام نشده بود از دانشگاه اخراج شدند. وی سپس محرومیت هایی که در حال حاضر وجود دارد را غیرغابل مقایسه با زمان شاه می داند.

خدیجه مقدم در باره فضای دوران “انقلاب فرهنگی” می گوید که بعد از انقلاب، هواداران گروه های سیاسی که در پیروزی انقلاب نقش داشته اند به واسطه فضای باز سیاسی کوتاه مدت، در دانشگاه ها بسیار فعال بوده و دارای میز (سیاسی) و کانون بودند.

وی سپس جو آن روزها را با اعتراضات خیابانی پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ٨٨ مقایسه می کند. که جوان ها با یکدیگر درباره مسایل سیاسی بحث میکردند.

خانم مقدم در ادامه با اشاره به سیاست های اجرایی حکومت جمهوری اسلامی می افزاید: جمهوری اسلامی از آگاهی مردم وحشت دارد و برای حکومت کردن جلوی هرگونه آگاه شدن مردم را میگیرند.

وی با اشاره به بسته شدن فضای حاکم بر جامعه می گوید: از همان موقع شروع کردند به بستن کانونهای مختلف دانشجویی. همه گروه های مختلف دانشجویی دفتر داشتند، فعالیت می کردند، میز داشتند، سخنرانی برگزار می کردند، جلسات پرسش و پاسخ وجود داشت و نه تنها دانشجویان بلکه دیگر جوانان هم به دانشگاه می آمدند و در این بحث ها شرکت می کردند. فضای سازنده ای بود که تحمل نشد.

وی ادامه داد: من در آن مقطع تحصیلم تمام شده بود و کارمند بودم اما از نزدیک شاهد باز ماندن بسیاری از دوستانم از تحصیل بودم. تعدادی از آنها از کشور خارج شدند، تعدادی دستگیر شدند و در زندان بودند، تعدادی از آنها در سال 67 اعدام شدند، تعداد اندکی هم توانستند بعد از سالها به دانشگاه برگردند.

وی در خصوص “توسعه پایدار” گفت: اگر به توسعه پایدار اعتقاد داشته باشیم باید به شاخص های مختلف این توسعه توجه کرد. تحصیلات عالی، تخصص و اشتغال از شاخص های توسه پایدار است که متاسفانه از آنجا که به توسعه پایدار اعتقادی وجود ندارد این اتفاقات سال ها است افتاده و هنوز هم می افتد. اما من خوشحالم که جوانانی مثل شما با راه اندازی چنین کمپین هایی هم آگاهی بخشی کنید و هم صدای دانشجویان محروم از تحصیل باشید.

خانم مقدم در پایان وضعیت کنونی ایران را بسیار بحرانی دانست و گفت: در حال حاضر بسیاری از جوانان و حتی کودکان به دلیل فقر قادر به ادامه تحصیل نیستند. این خود نوعی از محرومیت از تحصیل است. کودکان محروم از تحصیل تبدیل به کودکان کار می شوند. متاسفانه روز به روز شرایط بدتر می شود. دانشجویانی هستند که فقط با یک مقاله و یادداشت از تحصیل محروم می شوند. من واقعا در برابر دانشجویان محروم از تحصیل و زندانی احساس شرمندگی میکنم که ما انقلاب نکردیم که بچه های مان به این روز بیفتند. ما انقلاب کردیم که بچه هایمان از بی عدالتی نجات پیدا کنند و به برابری برسند و زندگی بهتری داشته باشند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)