کافه فرهنگ و هنر – ترانه آمستردام ، در سال 1964 در یک برنامه زنده اجرا شد.برل این ترانه را هیچ گاه در استودیو اجرا نکرد. ترانه ای که به واسطه شعر بسیار قوی و اجرای خیره کننده ژاک برل، لرزه بر تن شنونده می اندازد.ملودی ترانه ملهم از آهنگ فولکولور انگلیسی « گرین اسلیو » است.
ترانه آمستردام ترانه ای در مورد سرخوردگی و پشیمانی است.داستان مردی که به گذشته نگاه می کند و در آن ارزشی پیدا نمی کند.فردی که شاید در جوانی آرمانهای رومانتیکی داشته اما در نهایت در حال حاضر گوشه گیر قهوه خانه ای کثیف شده است که ساکنانش زنانی فاحشه و ملوانانی هستند که تنها به سکس فکر می کنند و خود نیز تبدیل به یکی از آنها شده است.
*****
در بندر آمستردام
ملوانانی هستند که در پهنای آن ترانه می کنند
رویاهایی را که کابوس ذهنشان است
در بندر آمستردام
ملوانانی هستند که می خوابند
همچون بیرقهایی که در سواحل غمگینش در اهتزازند
در بندر آمستردام
ملوانانی هستند که می میرند
در اولین درخشش صبحگاهی
با شکمهایی برآمده از آبجو و درونی پر از فاجعه غم
در بندر آمستردام
ملوانانی هم هستند که به دنیا می آیند
در حرارت طاقت فرسای اقیانوسهای رخوت زده
در بندر آمستردام
ملوانانی هستند که می بلعند
بر سفره هایی که از سپیدی برق می زند
ماهی های آبدار را
و دندانهایشان را نشانتان می دهند:
دندانهایی که با آن سکه ها را می سایند
قرص ماه را هلال می کنند
و طناب دکل را می کشند.
و بوی تند ماهی همه جا به مشام می رسد
حتی میان سیب زمینی های سرخ کرده ای که
با دستان بزرگشان اشاره می کنند
تا برایشان بیشتر بیاورند.
سپس قهقه زنان بر می خیزند
طوفان به پا می کنند
چاک شلوارشان را بالا می کشند
و آروغ زنان بیرون می روند
در بندر آمستردام
ملوانانی هستند که می رقصند
شکمشان را به شکم زنان می مالند
و می چرخند و می رقصند
همچون فوران خورشید
با صدای خش دار یک آکاردئون
گردنشان را به سمت همدیگر خم می کنند
تا صدای خنده هم را بهتر بشنوند
تا زمانی که ناگهان
صدای آکاردئون قطع شود
آن گاه با قیافه ای جدی و با نگاهی مغرور
با زنی خارجی به خانه می روند تا سپیده بدمد
در بندر آمستردام
ملوانانی هستند که می نوشند
و می نوشند و باز می نوشند
و باز دوباره می نوشند
می نوشند برای سلامتی فاحشگان آمستردام
فاحشگان هامبورگ و هر کجای دیگر
سرآخر به زنان می نوشانند
زنانی که در ازای یک سکه طلا
بدنهای زیبایشان را به آنها می فروشند
عفت شان را به آنها می فروشند.
و وقتی به قدر کافی مست شدند
رویشان را به آسمان می چرخانند
و کثافت بینی شان را در ستارگان پاک می کنند
و همچون من که گریه می کنم
بر بی وفایی زنان
ادرار می کنند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)