همان گونه که محافظه‌کاران با حضور ناگهانی هاشمی رفسنجانی در وزارت کشور در آخرین روز ثبتِ نام شوک شدیدی را از سر گذراندند، امری که می شد از واکنش هایِ عصبی آنها به روشنی دید؛ اکنون به همان صورت اصلاح‌طلبان و طرفداران هاشمی نیز با رد صلاحیت او تو گویی که ضربه‌ای شدیدی خورده باشند کم وبیش چندان مفهوم رفتار نمی کنند. پرسش این است که آیا اصلاح طلبان رد صلاحیتِ هاشمی را پیش بینی کرده بودند، امری که ثبت نام همزمان چهره‌هایی چون حسن روحانی و عارف و غرضی می توانست شاهد بر آن باشد. اما به نظر می رسد که رد صلاحیت “استوانه‌یِ نظام” برای همگان در اردوگاه اصلاح‌طلبان بسی دور از ذهن می‌نموده. اما به هر حال اکنون اصلاح‌طلبان و تحول‌خواهان مانده‌اند و سه گزینه‌یِ تایید صلاحیت شده‌یِ اصلاح‌طلب، حسن روحانی، محمد رضا عارف، و محمد غرضی.

این موضوع مجالی دیگر می طلبد که چرا نظامِ اسلامی دست به رد صلاحیت یکی از ستون‌های انقلابش زده، اما یک امر روشن است و آن این که آیت الله خامنه‌ای و شورایِ نگهبانِ تحت امرش حاضر شده‌اند که آبروریزیِ رد صلاحیت هاشمی را بپذیرند، و این هزینه‌ای است که فایده‌ای در برابر آن دیده شده است که فرار از پیامدهای احتمالی شرکت هاشمی در انتخابات باشد؛ به دیگر سخن آقای خامنه‌ای پیش می‌دید که به یقین انتخابات با حضور هاشمی و البته شخصیت قدرتمند او (در برابر خامنه‌ای) پرتنش و پرهزینه‌تر از رد صلاحیت او خواهد بود و از این روست که راه کم‌خطرترِ ردِ صلاحیت او را در پیش گرفته. در این میان رد صلاحیت مشایی و پیامدهایِ احتمالی که واکنشِ محمود احمدی‌نژاد را در پی خواهد داشت نیازمند تحلیل گسترده است که البته می‌تواند در سرنوشت اصلاح‌طلبان به شدت اثرگذار باشد.

حال با این دریافت از تحلیل آقای خامنه‌ای و شورای نگهبانش در رد صلاحیتِ هاشمی  باید گفت سه راه پیش روی اصلاح‌طلبان است و آن‌ها وقت چندانی برایِ انتخاب ندارند:

نخست این که با هر سه گزینه به صورتی متفرق در انتخابات شرکت کنند که در واقع بدترین انتخاب است؛ به هر روی آنها از انتخابات هشتاد و هشت دریافته‌اند که تفرقه‌شان هیچ سودی به بار نخواهد داشت که شکست حتمی‌شان را در پی خواهد آورد.

دومین گزینه تحریم انتخابات است.

و سومین چاره شرکت در انتخابات.

گزینه‌یِ نخست دلخواه آقای خامنه‌ای است چرا که باعث می‌شود که حماسه‌یِ سیاسی مورد نظرش را که از صدا و سیما به نمایش در خواهد آمد را با شور و حرارت بیشتری به نمایش بگذارد و شرکت اصلاح‌طلبان به این شکل به گرم شدن این تنور که نان برای خامنه‌ای می‌پزد یاری می‌رساند.

گزینه‌یِ دوم در مقایسه با نخستین گزینه‌یِ بسیار معقول‌تر است. اصلاح‌طلبان اما اگر بخواهند انتخابات را تحریم کنند بهترین راه همان است که تقی رحمانی نیز به آن اشاره کرده یعنی انصراف تمامیِ گزینه‌هایِ اصلاح‌طلب. در این صورت هیچ گونه ردی از اصلاح‌طلبان نباید در انتخابات باقی بماند تا کمترین مواد تبلیغی به دست محافظه‌کاران و آقایِ خامنه‌ای برای رقابتی نشان دادنِ انتخابات داده شود. در این صورت اصلاح‌طلبان و غیرمحافظه‌کاران به تماشای انتخابات آقای خامنه‌ای خواهند نشست، بدونِ داشتن گزینه‌ای در نمایش. این سیاست را می‌توان تحریمی فعال دانست که دستاورد آن می‌تواند انتخابات کم‌رونقی برای نظام آقای خامنه‌ای باشد. در این میان استعفای هاشمی از مجمع مصلحت نیز می‌تواند یکی از گزینه‌ها باشد، مجمعی که دیگر هاشمی در آن قدرتی ندارد و محل کمتر تأثیری خواهد بود.

اما شرکت در انتخابات (گزینه‌یِ سوم) به نظر می‌رسد که بهترین انتخابِ اصلاح‌طلبان باشد، یعنی شرکت در انتخابات حتی بدونِ هاشمی. علی‌رغم این که به یقین هاشمی می‌توانست بهترین گزینه‌یِ اصلاح‌طلبان در وضعیت موجود باشد، ولی با توجه به شرایط پیش آمده اصلاح‌طلبان بدون این که از ضربه‌یِ حریف گیج شوند باید به سرعت تصمیم بگیرند که از سه کاندیدای موجود کدام‌یک باید در صحنه بماند و تلاش شود که دو نفر دیگر را راضی کنند که انصراف داده و به حمایت از یک کاندیدای مورد توافق برآیند. در این میان نقش آقایِ هاشمی و به ویژه آقایِ خاتمی اساسی است؛ این دو نفر توانِ بسیجِ نیروهای اصلاح‌طلب و نیز مردمان به تنگ آمده از شرایط موجود را دارا هستند. به دیگر سخن، همه باید پشت سر یک کاندیدا قرار گرفته و تبلیغات وسیع در برآوردنِ این کاندیدا را آغاز کنند. سفرهایِ استانی و سخرانی‌ها، بنرهایِ تبلیغاتیِ کاندیدای مورد نظر با خاتمی و هاشمی باید سراسر کشور با بپوشاند. نکته‌یِ مثبت برای اصلاح‌طلبان عدم حضور چهره‌یِ شاخص در میان محافظه‌کاران است و البته سعید جلیلی ناشناس‌ترین چهره در انتخابات خواهد بود.از سوی دیگر بسیار بعید به نظر می‌رسد که محافظه‌کاران بر سر یک کاندیدا به توافق برسند و از این رو توافق اصلاح‌طلبان احتمال افزایش پیروزی آنها را در پی خواهد آورد. بی‌تردید با توافق بر سر یک کاندیدا و حمایت همه جانبه‌یِ تمامی گروه‌ها و شخصیت‌های اصلاح‌طلب و غیرمحافظه کار می‌توان امیدوار بود که خواسته‌یِ محافظه‌کاران به رهبری آقای خامنه‌ای که همانا برگزاری بی سر و صدای انتخابات باشد را ناکام گذاشت. باید تمامی تلاش‌ها برای جلوگیری از انتخاب بی سروصدای سعید جلیلی به کار گرفته شود. به قول مورینیو، سرمربی رئال مادرید، اگر می‌خواهند به فینال بروند باید زجر بکشند. بدون تردید شرکت فعال در انتخابات بهترین گزینه است که مردم را به میدان خواهد آورد که نشان دهندکه کاندیدای مورد رهبر عیاری میان مردم ندارد.

باید از انتخابات هشتاد و چهار آموخته باشیم که بیش از یک کاندیدا شکست حتمی را در پی خواهد آورد و در واقع برآوردنِ خواسته‌یِ محافظه‌کاران است.

پس از تجربه‌یِ انتخابات هشتاد و هشت ترس تقلب گسترده بر انتخابات سایه افکنده و این سایه هنوز سنگینیِ خود بر اذهان مردمانی که خواهان شرکت در انتخابات هستند را حفظ کرده. تنها عنصری که از آن زمان به گونه‌ای تغییر یافته‌ این است که دولتِ مجریِ انتخابات بر خلاف انتخابات دوره‌یِ پیش که ذی‌نفع اصلی بود اکنون منفعت مشترکی با محافظه‌کاران و در رأس آنها آقای خامنه‌ای ندارد، و در واقع به گونه‌ای در برابرِ هم صف‌آرایی کرده‌اند. به نظر می‌رسد که این برگ برنده‌ای باشد در جلو گرفتن از تقلب گسترده‌یِ دوباره به ویژه در شمارش آراء و اعلام نتایج انتخابات. تفرقه‌یِ در اردوگاه اصولگرایان می‌تواند به همراه تجربه‌یِ اصلاح‌طلبان در انتخابات پیشین به آن‌ها کمک کند که مردم خواهان شرکت در انتخابات ولی دودل را که مطمئن نیستند که آیا رأی آنها شمرده خواهد شد یا خیر را قانع کنند که بر شک خویش فائق آمده و فعالانه در انتخابات شرکت کنند.

به نظر می‌رسد تا زمانی که شرایط دیگرگونه نشده و نیز طرفداران تحریمِ انتخابات تحلیلی ارائه نداده‌اند که نشان دهند چه گونه تحریم انتخابات می‌تواند به مشروعیت‌زدایی مؤثر از نظام اسلامی منجر شود، انتخابات تنها روزنه‌ای است که باید از آن بهره‌یِ کامل برد و تحریم سیاستی است منفعلانه که در بیش از سی سال عمر این حکومت نتیجه‌ای نداشته است. همه‌یِ حرکت‌هایِ اصلاحی در ایران پس از انقلاب ناشی از شرکت در انتخابات بوده و نه تحریم آن و آن گاه کشور آسیب دیده که اکثریت راه تحریم در پیش گرفتند، و بی‌تردید احمدی نژاد ثمره‌یِ تلخ یک تحریم است تحریمی که می‌توانست انجام نشده و به پیروزی اصلاح‌طلبان منجر شود.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)