این نوشتار در تاًئید و تکذیب هیچ جریان یا شخصی نیست
سعيد سلطان پور ،
شاعر و نمايش نامه نويس چپ گرا در زندان شاه با لاجوردي هنگام پهن كردن لباسش به روي بند رخت بر سر نجس و پاك بودن كمونيست ها بحثش ميشود و اين كينه تا بعد از انقلاب ادامه ميابد ،، سعيد سلطان پور چند مدت بعد از انقلاب و در شب عقد كنانش در تاريخ ٢٧ فروردين ١٣٦٠ دستگير شد .
سلطانپور هيچگاه محاكمه نشد و در تاريخ ٣١ خرداد ١٣٦٠ تيرباران شد
در مورد علت تيرباران سلطانپور ،، لاجوردى در تاريخ دوم تير ماه ١٣٦٠ در تلوزيون چنين گفت:
” سعيد سلطانپور در چندين قتل شركت داشته و جنايات فجيعى در كردستان مرتكب شده و رهبر چريك هاي فدائي اقليت بوده!!!”
سعيد سلطانپور هيچ گاه رهبر چريك هاى فدائى نبود و هيچگاه معلوم نشد او چه كسانى را كشته .
شكراله پاكنژاد
زنداني سياسي با گرايش ماركسيست كه
به گواه اكثر زندانيان دوران شاه شخصى آرام و متين و خوش خلق بود كه مورد احترام تمام طيف هاى زنداني أعم از روحانيون زندانى، مجاهدين خلق، ماركسيست و كمونيست ها بود
دفاعيات پاكنژاد در دادگاه مبناى پايدارى بسيارى از زندانيان شده بود و اين تأثير تا حدى بود كه شخص محمد رضا شاه از در أوج عصبانيت از او با عنوان “نجس نژاد” نام برده بود.
پاك نژاد در تير ماه ١٣٦٠ دستگير و در بيست و هشتم آذر ١٣٦٠ تيرباران شد.
لاجوردى بعد از تيرباران پاكنژاد گفت :
” اون كه شاه گفت نجس نژاده ، ما كشتيم”
آيت الله حسن لاهوتى اشكورى
از نزديكترين ياران آيت الله خمينى در دوران قبل از انقلاب كه در تصوير تاريخى و معروف ورود ايشان در پله كان هواپيماى ايرفرانس به همراه ايشان ديده ميشود
پس اوج گرفتن درگيرى هاى مسلحانه از طرف سازمان مجاهدين خلق ، وحيد لاهوتى پسر آيت الله لاهوتى دستگير ميشود كه چندين بار با پيگيرى آيت الله لاهوتى راه بجائى نميبرد
چند روز بعد آيت الله لاهوتى با حكم لاجوردى دستگير ميشود، فاطمه هاشمى با پيگيرى خبر را به آيت الله خمينى ميرساند كه ايشان خواستار آزادى سريع آيت الله لاهوتى ميشوند اما با پيگيرى (چند ساعت پس از دستگيرى) اعلام ميشود ايشان سكته كرده و به بيمارستان منتقل شده و در تماس با بيمارستان اعلام ميشود ايشان فوت كرده اند .
در مصاحبه خانواده لاهوتى با نشريه شهروند امروز شماره هفتاد گفتند كه ، طبق گزارش پزشك قانونى در معده ايشان اثر سم استريكتين مشاهده شده .
محمد رضا سعادتى
محمد رضا سعادتى (سيد سيكو) از چهار نفر اعضاى اصلى سازمان مجاهدين خلق بود و اعتقادى به روياروئي مسلحانه با نظام نداشت و همانطور كه پيشتر گفته شد اين نگرش در نامه او به مادر رضائي ها مستتر است (همچنين در وصيتنامه اش) ، ترور كچوئى بهانه اى شد براى اعدام سعادتى ، شهيد رجائى به ديدار آيت الله خمينى ميرود و اعلام ميكند سعادتى آماده همكارى است و نبايد اعدام شود چون با آزادى او امكان ريزش در سازمان با توجه به مشى فكريش زياد است، آيت الله خمينى موافقت ميكند و نامه لغو اعدام را به رئيس قوه قضائيه مينويسد ، رجائى كه خط فكرى تيم لاجوردى را به واسطه هم بند بودن در زندان ميشناسد، اسرار به تسريع ابلاغ حكم ميكند ، حكم با پيك به زندان فرستاده ميشود، لاحوردى به مدت ٢٤ ساعت از دسترس خارج و تلفن هاى زندان قطع ميشود و پس از ٢٤ ساعت با دريافت حكم اعلام ميكند كه سعادتى ديروز اعدام شد .
بعدها و در جريان دستگيرى سعيد شاهسوندى ، حجت الاسلام خامنه اى (رئيس جمهور وقت) در مورد عدم اعدام شاهسوندى طَي نامه اى مينويسد (مبادا اشتباه سعادتى تكرار شود)
حسين احمدى روحانى
روحانى پس از سازمان جدا شده و به سازمان پيكار بود ، حسين روحانى در زندان جزو توابين گروه هاى چپ محسوب ميشد و در زمان اعلام قيام مسلحانه هم جزو سازمان نبود .
روحانى در سال ١٣٦٠ دستگير و به اعدام محكوم شد
حسن احمدى روحانى بعد از تواب شدن در شماسائي و دستگيرى تعدادى از اعضاى سازمان مجاهدين و سازمان پيكار نقش پر رنگى داشت .
اما كم بيش همان جريان سعادتى در مورد روحانى به اجرا درامد،
حكم روحانى از اعدام به ابد تغيير يافته بود كه طى چهل و هشت ساعت بعد از تغيير حكم و قبل از ابلاغ حكم در سال ١٣٦٣ اعدام شد.
خلیلی
 
 

اسدالله لاجورى دژخيم يا منتقم (قسمت اول)

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)