اگر صادقانه و دوستانه به روابط بین بچه های همجنس خواه و لزبین نگاه بکنید، در عین دیدن قدرتها و توانشان و اهمیتشان، حقشان، می بینید که چگونه آنها نیز مالامال از همان روابط و برخوردهای گاه تبعیض امیز خاله زنکی یا مردکی، زیرپای یکدیگر را زدن و غیره هستند که به محیط دگرجنس گرا و دیگری نسبت می دهند و بدرستی انتقاد می کنند؟ (یک نمونه ی دردناک و خنده دار آن تحولات و انشعابات مجله ی چراغ و سازمان همجنس گرایان ایرانی در کانادا در سطح رهبری و مالی در چندسال اخیر بوده و هست، چه برسد به همجنس خواه و لزبین معمولی و تازه کامینگ اوت کرده)، علت یا علل این تناقض چیست؟ ایا فقط بخاطر این است که آنها نیز ارثیه ی فرهنگی خویش را دارند و بناچار تکرار می کنند یا چیزی بیشتر است؟ چرا دقیقا برای مثال در گرایشات رادیکال و لزببن یا دگرباش ایرانی که بشدت بقول خودشان ضد دگرجنس گرایی اجباری هستند، از طرف دیگر ما شاهد حالات شدید قدرت طلبی و انحصارطلبی و غیره هستیم و یا شاهد رشد این حالات هستیم؟ همان موضوعاتی که قبلا در جنبش فمینیسم و زنان نیز داشته یا هنوز بخشا داریم، در کنار موفقیتهای بزرگشان؟ همان تکراری که در میان هنرمندانی که خیال می کنند تافته جدابافته هستند با فرهنگ عامیانه یا سنتی نیز می بینیم و یا میان افراد و گروهکهای مختلف هنری و اندیشه که مثل همان فرهنگی که نفی اش می کنند، به شیوه های مختلف زیر پای یکدیگر را می زنند؟ چرا اپوزیسیون محکوم به تکرار و بازتولید پوزیسیون و نقش دیگری و دشمن است، مگر اینکه….؟ چرا همیشه فرد، دیگری است؟ چرا بایستی فاصله ی نقادانه را چه نسبت به خویش یا به دوست یا به رقیب از دست ندهی وگرنه محکوم به تکراری؟ چرا میشه ضد گفتمان دگرجنس گرای اجباری و کلیشه هایش بود و در عمل بهترین بازتولید گر آن؟ چرا این انتقاد از موضع این نیست که من و تو بدون ضعفیم و بدون کمبود بلکه از این موضع است که اصولا آنکه کمبود و ضعف و نیازمندیش به دیگری را خوب نپذیرد، چرا محکوم به کاریکاتوری از رقیب شدن است و نمونه ایی از آن چیزی می شود که می خواست از آن بگذرد. چرا می تواند دگرباش شدن که خودش ترجمه ای بد برای کوییر است، به تصویری دیگر و در اصل مشابه از دیگری تبدیل شود، تصویر همجنس گرای همان جامعه و فضای بد و سرکوب گر و بازاری شود. چرا حتی اگر به شیوه ی مدرن و اروپایی کوییر باشیم، بایستی حتی برای «کوییر» بودن با حفظ فاصله ی انتقادی کوییر بود چه برسد به حالت ایرانی آن که خوب تازه اول راه است؟www.facebook.com/dbaradari

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)