درباره «هگل، هائیتی و تاریخ همگانی»: دو  مقاله به هم پیچیده از سوزان باک-مورس است. اولی («هگل و هائیتی») که از نظر تاریخی مقدم است بقول خود نویسنده بگوییم درباره یک واو است یعنی واوی که وصل دو پدیده به ظاهر منفصل است: «دو پدیده که…در زمان خودشان به صد طریق متصل بوده‌اند»…اما «تاریخ انتقال‌شان» جداشان کرده است. بر اساس خوانش باک-مورس و مستنداتی که در «هگل و هائیتی» آورده شده است طرح «دیالکتیک ارباب و برده» برای هگل در ارتباط مستقیم با قیام برده‌های سن-دومنگ طرح شده است هرچند که خود این ارتباط را هگل به صورت مستقیم طرح نکرده است چنانکه باک-مورس می‌گوید مسئولیت گم شدن این ارتباط فقط به گردن شارحان هگل نیست و خود او در گم شدن آن مقصر است. مقاله دوم که «تاریخ همگانی» نام دارد بیشتر جا انداختن اهمیت اتصال هگل و هائیتی است تا اینکه طرح خاص خودش را داشته باشد. «پاسخی به منتقدان مقاله اول است». باک-مورس در این مقاله به اهمیت نظرداشت قیام برد‌ه‌های-واقعی در فهم طرح «تاریخ همگانی» پرداخته است. تجربه خواندن دو مقاله مهم‌تر از محتوایشان است هرچند که خود محتوا باید برای هگل پژوهان تازه  باشد حتا با گذشت بیست و چند سال از نگارش آن‌ها و ترجمه‌های متعددی که داشته‌اند. معرفی کتاب را اینطور خلاصه می‌کنم که باب آشنایی دوباره با هگل و بی‌شمار ایده تکراری دیگر است مثل تاریخ همگانی یا یک انسان‌گرایی جدید.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)