مصوبه مزدی شورای عالی کار و تبلیغ راهبرد سیرت زدایی از جنبش مستقل کارگری زیر پوشش«دستاوردی» به نام «کاچی»!/ فریبت می‌دهد، بر آسمان این سرخی ِ بعد از سحرگه نیست..

مصوبه مزدی شورای عالی کار و تبلیغ راهبرد سیرت زدایی از جنبش مستقل کارگری زیر پوشش«دستاوردی» به نام «کاچی»!/ فریبت می‌دهد، بر آسمان این سرخی ِ بعد از سحرگه نیست..
******

در پایان یادداشت دوم پرسشی را مطرح کردیم در مورد سهم بازیگران حداقل دستمزد امسال در آن چه خانم نسرین هزاره مقدم «کاچی» نامیدند. ایشان در نتیجه گیری نهایی گزارش مورخ ۲۲ خرداد خود نوشته اند: «باید قبول کرد همین ۲۷۰ هزار تومان نیز امتیاز کوچکی است که در زمینِ نابرابر و ناترازِ کنشگری مزدی، نصیب کارگران شده است؛ کارگرانی که از همان فردای بیستم فروردین ماه که افزایش مزد ۲۱ درصدی به تصویب رسید، ساکت ننشستند و با تمام قدرت و توانی که داشتند، حقوق قانونی خود را از تمام مجاری موجود پیگیری کردند.»

هم راه کارگران:مصوبه مزدی شورای عالی کار و رابطه تورم با «دستاوردی» به نام «کاچی»/یادداشت دوم

 

کانال تلگرامی« هم راه کارگران » منتشر کرده است:یادداشت اول مصوبه مزدی شورای عالی کار و «دستاوردی» به نام «کاچی

 

تا جایی که روشن است «تمام مجاری موجود» که مورد اشاره خانم نسرین هزاره مقدم است شامل امضای یک تومار اعتراضی شش هزار امضایی، شکایت شوراهای اسلامی کار به دیوان عدالت اداری از مصوبه مزدی ۹۹، حمایت تشکیلاتی مصادره جویانه خانه کارگر از ناراضیان توماری حداقل مزد، رجوع به ابراهیم رئیسی و ثبت شکایت در «کمیسیون حمایت از حقوق عامه مرکز وکلای قوه قضاییه»، گله گذاری پیش خامنه ای و حمایت پیگیر رسانه ای خبرگزاری ایلنا بوده است. این «مجاری» مسلما نقش و تاثیر یکسانی در تجدید نظر مزدی هفدهم خرداد شورای عالی کار نداشته اند و وزن برخی از آنها نسبت به برخی دیگر بیشتر است. مثلا نه امضای تومار، نه شکایت به دیوان عدالت، نه مجموعه ای از اظهار نظرهای انتقادی وابستگان خانه کارگر و تشکل های رسمی و نه پیگیری های رسانه ای هیچ کدام باعث نشد که شریعتمداری وزیر کار قول روشنی برای تجدید نظر در مصوبه مزدی بدهد، اما برخورد صریح خامنه ای و اشاره او به نارضایتی کارگران از مزد امسال باعث شد که شریعتمداری بسرعت واکنش نشان دهد و قول تجدید نظر در مصوبه مزدی و تمرکز بر افزایش حق مسکن را بدهد.
علاوه بر این واقعیت در خصوص وزن عوامل دخیل در تجدید نظر شورای عالی کار درحداقل دستمزد، قیاسی هم در دست است که توجه به آن می تواند روشنگر باشد. مثلا می دانیم که امضای تومار در رابطه با دستمزد پیش از این هم صورت گرفته و سابقه گردآوری ۴۰ هزار امضا در رابطه با اعتراض به حداقل دستمزد وجود دارد. سرنوشت سازمانگران آن تومار هم اکنون روشن تر از آن است که نیازی به توضیح داشته باشد:گرفتار زندان، سرکوب، آوارگی و دربدری شده اند. و آن ۴۰ هزار امضا حتی به اندازه «کاچی» مورد تاکید خانم نسرین هزاره مقدم هم بر سطح حداقل دستمزد تاثیر نگذاشت. اگر هستند کسانی که واقعا اعتقاد دارند تومار ۶ هزار امضایی نقش موثری در تجدید نظر مزدی شورای عالی کار داشته، خوب است تفاوت های معنادار تومار سال ۹۱ و تومار ۶ هزار امضایی سال ۹۹ را توضیح بدهند. یکی از معنادارترین تفاوت ها در نحوه ارتباط میان سازمانگران این تومار باتشکل های کارگری حکومتی است. تومار سال ۹۱ با وجود گردآوری ۴۰ هزار امضا به تشکل های حکومتی وصل نبود و از امکانات تشکیلاتی و بازوهای رسانه ای آنها تغذیه خطی و تشکیلاتی و ارتباطی نمی شد و به همین دلیل هم «کاچی» با خودش نداشت، در حالی که تومار اعتراضی ۹۹ حتی در بیانیه خود با صراحت خواستار «افزایش وزن» گروه کارگری شورای عالی کار به مثابه راهکاری برای رفع «ساختار معیوب» این شورا شده بود و پشتوانه اصلی و «مجاری» ساز آن هم شوراهای اسلامی کار، خانه کارگر، خبرگزاری ایلنا بود و از طریق آنها هم به قوه قضاییه و دستگاه ولایت وصل شده بود، بدون این که خواست و انگیزه مبتکران اولیه تومار چنین بوده باشد.

«کاچی» مورد نظر در تجدید نظر مزدی هفده خرداد شورای عالی کار که خانم نسرین هزاره مقدم را به این تصور رهنمون شده که «امتیازی کوچک» گرفته شده است، در واقع وجیزه این ارتباط بوده است؛ و معنای تلخش آنکه، سیرت زدایی از جنبش مستقل کارگری ممکن است برای تشویق عاملان چنین رویکردی در حد کاهش موقت و لحظه ای شتاب سرکوب مزدی واکنش بگیرد. تبلیغ این وجیزه، تبلیغ راهبرد سیرت زدایی از جنبش مستقل کارگری کشور ما به دست حاکمیت و بازیگران جناح های آن در مناقشه حداقل دستمزد است. خام اندیشند کسانی که واقعا فکر می کنند «نظام» را با امضایشان عقب نشانده و با گرد آوردن تعدادی امضا «کاچی» گرفته اند. «کاچی» را برای تشویق راهبردسازی از رویکرد سیرت زدایانه و هتک استقلال عمل بیشتر جنبش مستقل کارگری داده اند. البته در لفظ، که در عمل حرف و حدیت و اگرها کم نیستند. بگذارید کلام آخر را به اخوان بسپاریم:

چه می‌گویی که بیگه شد، سحر شد، بامداد آمد؟
فریبت می‌دهد، بر آسمان این سرخی ِ بعد از سحرگه نیست
حریفا! گوش سرما برده است این، یادگار سیلی ِ سرد ِ زمستان است

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)