سیّد سراج الدین میردامادی در یک گفتگوی اختصاصی با طارق رمضان نظر این اندیشمند را در مورد روشنفکری دینی جویا شده است.

طارق بن سعید رمضان مشهور به طارق رمضان در ۲۶ اوت ۱۹۶۲ در سوئیس ( ژنو ) به دنیا آمد . طارق رمضان از طریق مادر نوه حسن البنا بنیانگذار اخوان المسلمین مصر و پدرش سعید رمضان از فرماندهان گروه اخوان المسلمین در جنگ اعراب و اسرائیل در سال ۱۹۴۸ بود که ۱۹۵۸ ده سال بعد به سوئیس مهاجرت کرد و در شهر ژنو به تحصیل حقوق پرداخت. پدر طارق رمضان از افراد فعال اخوان المسلمین و منشی مخصوص حسن البنا بود و چند موسسه اسلامی در المان و سوئیس تاسیس کرد.
طارق رمضان در دانشگاه ژنو ابتدا زبان و ادبیات فرانسه خواند و در فوق لیسانس و دکتری به فلسفه و مطالعات اسلامی روی اورد و تز دکتری خود را بر روی نیچه به اتمام رساند و یکسال هم در دانشگاه الازهر قاهره به تکمیل مطالعات و تحقیقات اسلامی خود پرداخت.

در یک دیدار کوتاه ، طارق رمضان را در پایان یک سخنرانی اش درباره نسبت اسلام و دموکراسی در سالن کنفرانس باشگاه روزنامه نگاران فرانسه در هتل پولمان در پاریس پانزدهم یافتیم و از او خواستیم به چند سئوال ما پاسخ بدهد و او نیز با خوشرویی پذیرفت.

ابتدا از طارق رمضان پرسیدیم ؛ ارتباط روشنفکران مسلمان اهل سنت با روشنفکران مسلمان ایرانی و اصطلاحا روشنفکران دینی شیعی چیست؟ آیا گفتگو و ارتباطی هست ؟

طارق رمضان : ارتباط به اندازه ی کافی وجود ندارد البته ارتباطاتی هست من شخصا دیدار و گفتگوهایی با روشنفکران ایرانی اعم از آقای خاتمی رییس جمهور سابق ایران و آقای سروش داشته ام و بحث های بسیار جالبی هم با هم داشتیم.
ارتباطاتی از این نوع وجود دارد میان اندیشمندان نیز ارتباطاتی هست اما تبادل آرا میان گروه های مختلف اصلاح طلب ایرانی و دیگر جنبش های اصلاح طلب سنی به اندازه ی کافی وجود ندارد.
خصوصا در مسائلی همچون ساختار دولت و مسئله معصومیت امام که از اهمیت به سزایی برخوردار است این ها از جمله مباحث و دیدگاه هایی است که در میان روشنفکران و اصلاح طلبان ایرانی وجود دارد و نه در میان اهل سنت از این رو امروز لازم است تا اینها با هم ارتباط داشته باشند.

نظر شما در مورد جنبش سبز مردم ایران و حوادث بعد از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری ایران چیست؟

من از این حقیقت که باید دولت ایران در زمینه های سیاسی با شفافیت بیشتری عمل کند همیشه حمایت کرده ام . جنبش سبز ایران خواهان شفافیت در سیاست و همچنین احترام به حقوق مردم و احترام به کرامت انسانی است قبول تکثر سیاسی و خواهان اتمام شکنجه ها ، پایان بازداشت ها که در مواردی نیز با تجاوز همراه بوده است که منابع موثقی این مسئله را به من اطلاع داده اند.
مطالباتی از این دست یادآور لزوم اصلاحات عمیق همراه با لزوم اعمال سیاست شفاف و جدایی دین از سیاست در حکومت است این مطالبات جنبش سبز مردم ایران است. این مواضع از دید من بسیار اساسی و مهم هستند و معتقدم که ایران امروز به آن نیاز دارد اگر بخواهد به تحولات و ارزشها و دستاوردهای خود وفادار بماند باید مواظب باشد و سیاست بازتری را نیز در پیش بگیرد چه در ارتباط با کشورهای مسلمان و یا دنیای اسلام و چه در ارتباط با دیگر کشورهای جهان.

در مقایسه اسلام سیاسی شیعی بویژه نظریه ولایت فقیه و اسلام سیاسی اهل سنت ، فکر می کنید نسبت این دو اسلام سیاسی با دموکراسی چیست ؟

نظریه ولایت فقیه و مسئله عصمت از جمله مسائلی است که من با آن موافق نیستم و همواره آن دو را زیر سئوال برده ام.
من فکر می کنم اصلاح طلبان ایرانی و حتی در درون تشیع هستند کسانیکه با ولایت فقیه موافق نیستند و آنرا زیر سئوال برده اند که این بسیار به معتقدات اهل سنت نزدیک است. زیرا ما در اهل سنت چنین جایگاه و سلسله مراتبی برای هیچ شخصی قائل نیستیم و به رسمیت نمی شناسیم.

ولی اسلام سیاسی هم در دنیای اهل سنت هم در عالم تشیع وجود دارد.

بله در هر دو اسلام سیاسی وجود دارد و مسئله اساسی هم بر سر همین موضوع است و من در کتابم به آن اشاره کرده ام . مسئله ، مسئله اقتدار است به این معنی که ما چگونه به اقتدار پیوند می خوریم؟ چه کسی تصمیم می گیرد؟ در مذهب اهل سنت – که بستر فکری و اعتقادی من نیز هست – ما نمی توانیم در جایگاهی مقدم بر دیگران باشیم ، در جلوی دیگران قرار بگیریم درحالیکه از پشت سرما را برای این جایگاه انتخاب نکرده باشند.
دیگر اینکه عصمت و معصومیت وجود ندارد چون ما بشر هستیم همچون حضرت محمد ص ایشان نیز در امور دنیایی معصوم نبود . خود ایشان می فرمایند ؛ در امور دنیوی شما بهتر از من می دانید حتی در استراتژی نظامی وقتیکه آمدند از ایشان پرسیدند آیا به شما وحی شده است و یا نظر شخصی شما است ؟ پیامبر فرمود این نظر من است. منظور ایشان این بود که من ایده و نظری در مورد استراتژی نظامی دارم که ممکن است اشتباه هم بکنم.
وحی یک مسئله است و استراتژی نظامی و دیگر امور دنیوی مسئله دیگری است بنابر این ما باید محدوده اقتدار و نحوه ارتباط مان را با آن مشخص کنیم

حاکمیت در ایران اصرار دارد که بجای “بهارعربی” از تعبیر “بیداری اسلامی” استفاده کند و اعتقاد دارند که جنبش های شمال افریقا خواستگاه اسلام خواهی دارد ، نظر شما چیست؟

نه ، من فکر می کنم که بهار عربی هیچ خواستگاه اسلامی نداشته است. بهار عربی تظاهر خشم مردمی است که خواهان احترام به کرامت انسانی و عدالت هستند. ولی این اتفاق در جوامع مسلمان رخ داده است از این رو هیچ تضادی میان مطالبات این مردم و اصول اسلامی وجود ندارد .

این مطالبات منشأ اسلامی ندارند اما درعین حال نباید فراموش کرد که هیچ مغایرتی با اصول و اهداف اسلامی هم ندارند.
و مسئله نیز همینجا است من نیز در کتابم به ان اشاره کرده ام که در اسلام چیزی وجود دارد که در این بیداری مشارکت می کند حتی اگر منشا این بیداری نبوده باشد ولی همراه این جنبش است و باید به آن اندیشه اسلامی اندیشید و آن چیزی که در این بیداری همراه مردم است این است که باید در مقابل اقتدارگرایان ایستاد.

آیا شما فکر می کنید که دعوت روشنفکران به آزادی و حقوق بشر در جوامع اسلامی و در میان توده های جوامع اسلامی شنیده شده است ، مخصوصا درمیان طبقات متوسط و جوانان مسلمان؟

بستگی دارد کجا باشد. در بعضی جاها شنیده شده است در بعضی جاها نه به اندازه کافی ، در مواردی نیز هیچگونه ارتباطی وجود نداشته است ولی من فکر می کنم که در میان دانشجویان و جوانان بیش از پیش زنان و مردانی هستند که این نداها را می شنوند و تاثیر بسزایی نیز داشته اند.

گفته می شود دو مدل حکومت اسلامی داریم ، مدل ترکیه که طبق قانون اساسی اش لائیک است اما توسط اسلامگرایان اداره می شود و مدل ایران که بر اساس قوانین و ادعای حاکمان بر مبنای شریعت اداره می شود ، به نظر شما در بهار عربی خصوصا در کشورهای عربی شمال افریقا کدام مدل مورد توجه قرار گرفته است؟

جواب این سئوال بدیهی است . همه نیز آنرا به کرات گفته اند . در مورد مصر و تونس و دیگر کشورها نیز گفته اند که امروز مناسبترین حکومت مدل ترکیه است به دلایل زیادی از جمله اینکه سیاست باز را در پیش گرفته است. از لحاظ اقتصادی هماهنگ تر با اقتصاد جهانی است و من فکر می کنم ازادی بیشتری در جامعه امروز ترکیه نسبت به ایران وجود دارد . گرچه در ترکیه نیز زندانی سیاسی وجود دارد و هنوز هم کردها تحت فشار هستند بنابر این نباید فکر کنیم که مدل ترکیه یک مدل ایده آل است است و حکومت ایران هم یک حکومت شیطانی است باید در هر دو مدل تحلیلهای دقیقی صورت بگیرد.

مسائل بسیار ناگواری در ایران رخ می دهد در ترکیه نیز رخ می دهد ولی حکومت ترکیه امروز جذابیت بیشتری دارد.موضع من این است که در مورد نمونه ترکیه نباید فقط مساله سیاست را مورد سوال قرار دهیم باید مسائل اقتصادی را نیز در نظر بگیریم، باید بدانیم که آیا برای پذیرفته شدن توسط دولت های غربی باید وارد اقتصاد بازار جهانی شد؟ این کاری است که ترکیه انجام می دهد، من به شما صادقانه بگویم که نظر من چیز دیگریست، معتقدم که باید گزینه دیگری را انتخاب کرد، باید روابط اقتصادی را به گونه دیگری مدیریت کرد و معتقدم که آزادی سیاسی اصل است ولی ثبات اقتصادی و آزادی اقتصادی بسیار مهم تر است، ترکیه هنوز هم از این لحاظ تحت تاثیر و کنترل اقتصاد جهانی است.

این یادداشت در تارنمای سفیران سبز امید طارق رمضانمنتشر شده است.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)