در رابطه با مصاحبه اخیر؛ اسماعیل نوری اعلا و علی جوادی؛ عضو تشکیلات حککا

خشونت پلیس و نژاد پرستی سیستماتیک و نهادینه شده در آمریکای شمالی

” می توانید بعضی از مردم را همیشه و همه مردم را بعضی اوقات فریب دهید، اما نمی توانید همه مردم را همیشه فریب دهید، آبراهام لینکلن “

هرگز به کسانی که شکستن شیشه و یا تخریب اموال را خشونت می دانند، اجازه ندهید که مجاب مان کنند!

 

نابرابری نژادی؛

اگر نوه های اسماعیل نوری علا و علی جوادی را در نیویورک، لوس آنجلس بخواهند جلو چشمانش شان بربایند و آنها را در بازار برده فروشان بفروشند، عکس العمل شان در آن لحظه چگونه خواهد بود؟

نابرابری طبقاتی؛

اگر نوه های اسماعیل نوری علا و علی جوادی دانشجو شوند و در بیستمین دانشگاه دنیا به لحاظ رتبه ثبت نام نمایند و  مجبور شوند آخر هفته ها برای تهیه مایحتاج زندگی دانشجویی، دلبرِ خرپول های پیر شوند چه برداشتی خواهند داشت و چه احساسی در آنان پدید می آید؟

زمانیکه نازیها در تهران، لندن، نیویورک و غیره رژه می روند و شماهایی که از مردمی که دارند به نازیها اعتراض می کنند ناراحت می شوید، خودتان بخشی از خشونت هستید. این قیام تاریخی فوران انباشته شده خشم سیاهان در طول ده ها سال می باشد که پلیس، افراد آفریقایی آمریکایی تبار غیر مسلح را به قتل رسانده است، بدون آنکه مجازاتی برای پلیس تعیین شود.

نوری علا در ادامه اثبات تحلیل من درآوردی خود، تظاهرات آرام مردم در ایران که با خشونت سرکوب می شود و تظاهرات خشونت آمیز مردم آمریکا که توسط پلیس سرکوب می شود را در حقیقت مقایسه “سیب و پرتقال” و  قیاس مع‌الفارق می داند و نتیجه می گیرد که این رژیم جمهوری اسلامی است که فقط سرکوبگر است و چون مردم در آمریکا تظاهرات آرام انجام نمی دهند باعث شده پلیس به طرف خشونت سوق پیدا کند. گویا اینکه برای نوری علا و حککا بیش از نیمی از ثروت در دست ۰٫۰۱٪ خشونت نیست؟ گرسنگی خشونت نیست! فقر خشونت نیست! بی خانمانی خشونت نیست! نبود امکانات پزشکی خشونت نیست! راسیسم خشونت نیست! نژاد سفید برتر خشونت نیست! جنگ خشونت نیست! صهیونیسم؛ دمکراتی ترین کشور حککا و ژوبین رازانی، خشونت نیست! انداختن بمب بر سر مردم بی گناه خشونت نیست! آلوده کردن محیط زیست؛ منابع آب و غیره برای سود، خشونت نیست؟

پس چرا بعد از تظاهرات صلح آمیز ” اسماعیل نوری علا” پلیس وارد حریم شخصی افرادی می شود که در اعتراضات مسالمت آمیز شرکت کرده اند؟ پس چرا بعد از تظاهرات صلح آمیز، پلیس بیست و چهار ساعت در اطراف منازل فعالین عدم خشونت تردد می کند؟ چرا چهره نگاری می کند؟ چرا کروز خالی پلیس، بدون سرنشین، شبانه روز در اطراف منازل فعالین عدم خشونت می گذارد و اطلاعات تلفن این افراد را با دستگاه های پیشرفته می بلعد؟ چرا تک تیراندازها را بالای ساختمان ها برای کسانی که اعتراضات مدنی می کنند می گذارد؟ چرا هلیکوپترها را بالای سر اعتراضات عدم خشونت می گرداند؟ این ها بعد از “کرونا”، مرگ “جرج فلوید” و “تئوری توطئه اسماعیل نوری علا برای انتخابات آتی آمریکا ” و غیره اتفاق نیفتاده است، این ها دهها سال است که چنین می کنند و گوششان بدهکار به این حرف ها نیست، فقط زانوی خر کردن می زنند تا شاید حماقتی پیدا شود و خرش کن بارش کن را ادامه دهند. این شرم آور است که مقاومت مردم به جان آمده در آمریکای شمالی را به خاطر شادمانی جمهوری تبهکار اسلامی و اغراق کمونیست ها، آنتی‌فا، آنارشیست ها و غیره برای مبارزه با کاپیتالیسم توجیه نمود و به سکوت وا داشت و نهایتا همه چیز را به قانون اساسی آمریکا حواله داد. نه خیر آقای نوری اعلا، کسانی که در آمریکا دست به “آتش زدن و غارت کردن” می زنند پشیزی برای جمهوری اسلامی، چین، روسیه ارزش قائل نمیشوند و آنها را همچون دولتمردان آمریکا متجاوز به حقوق اولیه انسانها می دانند. در ضمن اولا “آمار دولتی” شما مشکوک به نظر می رسد دوما بر فرض محال اگر آمار سیاهانی که به دست سیاهان کشته می شوند بیشتر از آمار “اعمال زور” پلیس می باشد، آنها هر دو به نوعی قربانی یان سیستم افسار دریده اند، سیستم افسار دریده ای که آمازون اش بیست و پنج بیلیون دلار در عرض دو ماه؛ کویید ۱۹ درآمد زدایی می کند و در حقیقت یک شبه سرمایه دار تریلیون داری می شود. 

نیروی مادی باید توسط نیروهای مادی سرنگون شود. تا زمانیکه عدالت وجود ندارد، آرامشی هم در کار نخواهد بود. دفاع از خود پاسخ منطقی به سرکوب غیر انسانی است که توسط دولت ها، پلیس، ارتش و غیره اعمال می شود که از مصونیت سود می برند. سفید پوستان قرن ها است آفریقا و آفریقایی آمریکایی ها را غارت می کنند، طبیعی است بازپرداخت طولانی مدت خواهد بود.

بخشی از آنتی‌فا و آنارشیست ها طرفدار عزل دولت و سایر سیستمهای نابرابر قدرت به نفع جامعه ای است که حول دموکراسی مستقیم و  پیوند داوطلبانه سازمان یافته است. گرچه این مقوله بسیاری از مکاتب فکری را در بر می گیرد، اکثر آنارشیست ها متعهد به یک مجموعه اساسی از عقاید هستند. اصول کلیدی آنارشیستی شامل کمک های متقابل (یک رویکرد متقابل برای مراقبت از جامعه است که در آن مردم منابع را به اشتراک می گذارند)، اقدام مستقیم (استفاده از اعتراض سیاسی برای دستیابی به یک هدف) و افق‌گرایی (یک سیستم سازمانی غیر سلسله مراتبی که در آن تصمیم گیری با اجماع انجام می شود). آنارشیست ها طرفدار از بین بردن نهادهایی مانند زندان، پلیس و ارتش می باشند که به نظر می رسد ذاتاً ظالمانه هستند. آنارشیست ها ضد سرمایه داری، ضد نژادپرستی و مخالف هرگونه اشکال و شیوه های دیگر استبداد و ظلم هستند. آنها ضد فاشیست هستند (گرچه همه ضد فاشیست ها آنارشیست نیستند!)

در پراتیک، آنارشیست بودن این است که آرزوی داشتن یک جامعه مهربانتر و عادلانه تر را داشته باشیم و بهترین راه را برای رسیدن به این رویا انجام دهیم تا ما را به تحقق آن رویا نزدیک کند. ممکن است عجیب و غریب باشد، اما آنارشیست بودن، عشق به همان اندازه است که خشم است؛ عشق و رمانتیک آرمانگرایانه خاص و ویژه ای که در آن وجود دارد. هر آنارشیست یک شعار خطا ناپذیر، تغییرناپذیر و غیرقابل تغییر دارد، آزادی!  آزادی برای کشف حقیقت، آزادی برای پرورش و توسعه، آزادی برای زندگی طبیعی و زندگی بهتر. هیچ کس از شما شایسته تر نیست تا تصمیم بگیرد که چگونه زندگی کنید، هیچ کس نباید بتواند به آنچه که با زمان و پتانسیل و توانایی بالقوه خود انجام می دهید داوری کند مگر اینکه از آنها درخواست کنید. دولت ها نشان داده اند که ما را نجات نمی دهند، می دانیم که ثروتمندان نجات مان نمی دهند، اما اگر جان کلام و خود آگاهی آنارشی را با آغوش باز بپذیریم، ممکن است، شاید، امکان رهایی را درک کنیم.

در پایان این یادداشت به یکی از خدمات پزشکی مورد نظر نوری علا در آمریکا اشاره می کنم، اگر هفت دندان کرم خورده اسماعیل نوری علا و حککا را بکشند، باید هزار و پانصد دلار پرداخت کنند و اگر پُر… کنند پانزده هزار دلار، آیا این خشونت به دندان مبارک نوری علاها نیست!؟ مگر آنکه دندانهایشان به طلا اندوده شده باشد و درد دندان دیگران را حسی نباشد. نوری علا که از خدمات به جا مانده که از حاصل مبارزات کمونیست ها، آنارشیست ها و غیره بدست آمده سخن پراکنی و پرگویی می کند، از قطع خدمات پیاپی دولت های رفاه، از تبدیل شغل های دایم به شغل های کانتراکت و موقت بدون مزایا؛ خدمات پزشکی، حقوق کمتر از میزان استاندارد، از خیل بیکاران، از دهها هزار بی خانمان و کارگران جنسی؛ مهاجر و غیره، از سیاست های اقتصادی نئولیبرالیسم و ریاضت اقتصادی شان سخنی به میان نمی آورد.

در حالی که اعتراض مسالمت آمیز معمولا ترجیح داده می شود، مواقعی وجود دارد که مقاومت عضلانی اجتناب ناپذیر است. اموال را می توان جایگزین کرد ولی زندگی یگانه و دوست داشتنی انسانها را خیر!

احمد نائینی

یکشنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۹ – ۷ می ۲۰۲۰

 

پاورقی:  

– از سال ۲۰۰۰ تا سال ۲۰۱۷ پلیس حداقل در ۴۶۰ درگیری مرگبار در کانادا شرکت داشته است. 

– جامعه سیاهان کانادا از ۳٫۴٪ جمعیت کانادا تشکیل شده است که ۹٪ درگیری های مرگبار توسط پلیس در رابطه با این جامعه به وقوع پیوسته است.

– سیاهان در تورنتو کانادا بیست برابر از دیگران توسط پلیس به قتل رسیده اند.

– رانندگان سیاه پوست دو و نیم برابر بیش از دیگران توسط پلیس در اتاوا متوقف شده اند.

– از سیاهان در هالیفکس شش برابر از دیگران درخواست کارت شناسایی توسط پلیس شده است.

– پلیس سواره نظام سلطنتی کانادا برای بیرون راندن بومیان از سرزمین مادریشان به وجود آمده است. در حقیقت این پلیس سواره نظام خشونت را نهادینه کرده است. همچنین بر طبق “قانون بومیان”، کودکان بومیان را با زور از خانواده جدا و به مدارس شبانه روزی فرستاده اند. در این مدارس حدود ۶۰۰۰ کودک بر اثر بیماری هایی مانند سل و حصبه به علت سو تغذیه و کار اجباری فوت کردند. برخی دیگر در اثر خودکشی، آتش سوزی و بر اثر یخ زدن هنگام فرار جان خود را از دست دادند.

– یک سوم قربانیانی که توسط سازمان اطلاعات کانادا به آنها شلیک شده از بومیان کانادا می باشند.

– بومیان کانادا ۳٫۴٪ جمعیت کانادا را تشکیل می دهند که قربانی ۱۵٪ از درگیری های مرگبار در کانادا می باشند.

– اداره امنیت کانادا برای بیرون راندن بومیان از سرزمین مادریشان به وجود آمده است.

 

 

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)