طبقه کارگر در سطح جهان دیروز در شرایطی به استقبال اول ماه مه این نماد اتحاد و همبستگی بین الملل کارگران رفت که علاوه بر معضل بحران ساختاری اقتصاد نظام سرمایه داری، با پیامدهای ویرانگر ویروس کرونا نیز مواجه بود. امسال گرچه به دلیل شیوع این ویروس و اجتناب از ابتلا به بیماری، کارگران درکشورهای دنیا به خیابانها نیامدند و مارش های پر شکوه اول ماه مه روز همبستگی و اعتراض جهانی طبقه کارگر به نظام سرمایه داری را برگزار نکردند، اما بیش از سالهای گذشته به ماهیت ضد انسانی این نظام و عدم صلاحیت و توانائیش برای اداره جامعه پی برده ونسبت به آن خشمگین تر شده اند.

نامسئول بودن نظام سرمابه داری نسبت به حفظ سلامت و جان انسانها را شاهد بودند. کارگران بار دیگر این واقعیت را با تمام وجود دریافتند که در مناسبات ظالمانه نظام سرمایه داری پیامدهای کرونا و هر بلای طبیعی دیگری در جهان پیش از همه و بیش از همه گریبان آنها را خواهد گرفت و زندگی و معیشت شان را با خطر مواجه خواهد ساخت.

روز چهارشنبه دهم اردیبهشت و دو روز قبل از اول ماه مه روز جهانی کارگر، سازمان جهانی کار طی گزارشی اعلام کرد که : “ زندگی و معیشت یک میلیارد و ششصد میلیون زن و مرد کارگر در جهان براثر بیکاری به خطر افتاده است. کارگران که نخستین قربانیان گسترش کرونا هستند و کار خود را از دست می دهند از هرگونه منبع در آمد و بیمه بیکاری و بهداشتی نیز محروم و با خطر گرسنگی مواجه شده اند.“ در این گزارش همچنین آمده که طی هفته‌های گذشته وضعیت روز به روز بدتر شده و با ورشکسته شدن بیش از۴۰۰ میلیون از مشاغل و بنگاههای کوچک و متوسط بیش از یک میلیارد انسان دیگر نیزکار خود را از دست داده و آنان نیز همراه خانواده‌هایشان با فقر و تنگدستی روبرو شده اند.

آنچه در گزارش سازمان جهانی کار آمده بخشی از واقعیتی است که طبقه کارگر و توده های مردم تهیدست در دنیا با آن روبرو هستند. ابعاد فقر و گرسنگی جهانی این فاجعه انسانی هنگامی بیشتر نمایان می‌شود که حساب کنیم اکثریت عظیم این یک میلیارد و ششصد میلیون زن و مرد تنها نان آور خانواده‌هایشان می‌باشند. علاوه بر آن آمارهایی که سازمان جهانی کار به آنها استناد کرده، از گزارشات رسمی دولتها استخراج شده است که اکثرأ با واقعیات موجود در جامعه فاصله زیادی دارند. به ویژه در کشورهایی مانند ایران که حاکمیت سرکوب و اختناق ارائه هر آمار و گزارشی را نه بر اساس واقعیت موجود بلکه با ملاحظات سیاسی و امنیتی ارائه می دهد.

اما معضلاتی که کارگران در ایران با آن دست به گریبان هستند تنها پیامد های بحران ویروس کرونا نیست. بلکه دیگر بحرانهای ساختاری حاکمیت رژیم اسلامی سرمایه نیز که در چهار دهه گذشته در کنار تحریمها، دزدیها و فساد موجود درون حاکمیت در درجه اول زندگی و معیشت کارگران را مورد تعرض قرارداده نقش داشته اند. مرکز پژوهشهای مجلس ارتجاع رژیم دو روز قبل اعتراف نموده که تا پایان امسال بر اثر تبعات اقتصادی ویروس کرونا در ایران بیش از شش میلیون و ۴۰۰ هزار نفر دیگر از شاغلان فعلی در ایران کار خود را از دست خواهند داد. به این ترتیب میلیونها نفر از جامعه چهل میلیون خانواده کارگری که در‌واقع صاحب دریایی از منابع و ذخایر طبیعی هستند، به فقر و گرسنگی گرفتار خواهند شد.

پاسخ رژیم اسلامی در مقابل این فاجعه انسانی و خواست و مطالبات کارگران آنچنان که تا کنون نشان داده است تحمیل شرایط فلاکت بار زندگی به کارگران و دیگر توده های مردم زحمتکش از طریق سرکوب و زندان و شکنجه بوده است. بدون شک با توجه به ورشکستگی اقتصادی، رژیم در برابر پیامدهای بحران کرونا نیز راه حلی جز سرکوب پیش رو نخواهد داشت. اما در مقابل آن کارگران و توده های مردم ستمدیده ایران نیز دست روی دست نخواهند گذاشت و اجازه نخواهند داد این رژیم جنایتکار زندگی و سرنوشت آنان را فدای مصالح و تداوم حاکمیت ضد انسانیش کند.

تشکلها و فعالین مستقل کارگری و دیگر جنبشهای اجتماعی به مثابه نمایندگان توده های مردم کارگر و زحمتکش جامعه نیز در بیانیه های مشترک و فردی که در آستانه اول ماه مه امسال منتشر ساختند جدی‌تر از سالهای گذشته بر تداوم مبارزه برای احقاق حقوق اقتصادی و طبقاتی خود پای فشرده اند. آنان نشان داده‌اند که سرکوب و زندان وشکنجه و اعدام در سالهای گذشته نتوانسته آنان را از پیگیری مطالبات حیاتی شان منصرف سازد. تشکلها و فعالین کارگری در آستانه اول ماه مه در اطلاعیه ها و بیانه های خود خواستار افزایش دستمزدها بر مبنای هزینه سبد معیشت و نرخ تورم، تضمین و تأمین بیمه بیکاری مُکفی و حق اعتراض و تجمع و اعتصاب شده اند.

آنان علاوه بر خواستهای صنفی برای خود و دیگر اقشار زحمتکش جامعه، مطالبات سیاسی و طبقاتی خود را نیز مطرح کرده‌اند و خواهان آزادی تشکل و فعالیتهای سیاسی، خواهان لغو تحمیل حجاب اجباری بر زنان، پایان دادن به پدیده‌های کولبری، کودکان کار، کارتون خوابی و گور خوابی شده اند. خواهان به رسمیت شناخته شدن روز جهانی کارگر، هشت مارس روز جهانی زن، روز دانشجو و روز معلم شده اند. خواستار آزادی تمامی کارگران، معلمان، دانشجویان و همه فعالان مدنی و سیاسی دربند شده اند و مهمتر آنکه آنان قاطعانه بر ضرورت تشکل یابی کارگران به عنوان ابزاری ضروری برای دستیابی به همه خواستها و مطالباتشان تأکید نموده اند.

قدر مسلم آن است که در دوران پسا کرونا دنیا به طورکلی و کشورهایی مانند ایران که تا کنون برای تداوم حاکمیت شان به کشتار وسرکوب زندان و شکنجه متوسل شده اند، شاهد تحولات ریشه‌ای و فروپاشی اقتصادی خواهد بود. این وضعیت هم اینک هم حاکمان سرمایه را به وحشت انداخته است. در چنین شرایطی تنها جنبش کارگری و سوسیالیستی متحد و متشکل با استراتژی و جهت گیری طبقاتی می‌تواند در این تحول اجتماعی نقش تاریخی و سرنوشت ساز خود را ایفا نماید و جامعه بشری را از فقر و فلاکت و اسارت نظام سرمایه داری رهایی بخشد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)