پیشگفتار:

برای اینکه دیدگاه های خودمان  را از نظرعلمی، درباره مبارزات سیاسی – تشکیلاتی در مراحل تدارکاتی  و روند گذار از رژیم  اسلامی – فاشیستی، و همچنین چشم انداز خودمان را درباره استقرار یک قدرت سیاسی دمکراتیک و لائیک  وبرگزیده مردم بیان کنیم ، ضروری است که ابتدا ازنظر آسیب شناسی،عواملی را که موجب شکست و ناکامی مردم، و همچنین موجب واپسگرائی جامعه ایران شده اند، بطور مستند ارائه دهیم.

همچنیندر این ارتباط، ضروریست که خیلی باز وشفاف، بینش و منش فرسوده و فرصت طلبانه نیروهای سیاسی گذشته را که موجب شکست وناکامی جنبش دمکراسی خواهی و فروپاشی مناسبات سیاسی- اقتصادی- فرهنگی ایران شدند، مورد ارزیابی قراردهیم.

بسهم خود کوشش میکنم که تحولات سیاسی ایران از انقلاب مشروطه تاکنون را مورد ارزیابی قرار دهم.

بررسی رویدادهای سیاسی ایران از زمان انقلاب مشروطه تاکنون نشان میدهند که جامعه ایران در اثر نقش تخریبگرانه :

الف -عوامل خارجی ؛

 ب – بی تدبیری و بی کفایتی عوامل داخلی ،آسیب دیده است. بطور مثال:

انقلاب مشروطه و دلایل شکست و ناکامی آن:

۱-جنبش نوین سکولاریسم ،دمکراسی خواهی و مردم سالاری ایران، در جریان انقلاب مشروطه ایران شکل گرفت . در آنزمان جدال میان طرفدارن ” نظام مشروطه” و ” نظام مشروعه” به اوج خود رسید. و حتی تعداد کثیری از آخوندها در سفارت انگلستان بست نشستند تا با حمایت نیروهای استعمارگر بریتانیا، سیطره سیاسی و اجتماعی خود را حفظ کنند(به عکس ها و اسناد دیگر در این ارتباط رجوع شود).

۲-اما عده ای از روشنفکران آنزمان که تحت تاثیر دستاوردهای انقلاب فرانسه و روسیه قرار گرفته بودند با همکاری مبارزین شجاع و دردمندی چون ستار خان و باقر خان، موفق شدند انقلاب مشروطه را بطور نسبی به موفقیت برسانند و” دمکراسی پارلمانی” را در ایران مستقر کنند، اما:

۳- مناسبات “ملوک الطوایفی” و ساختار قبیله ای هنوز نقش برجسته ای در سراسر ایران ایفا میکرد و استعمار گران بریتانیا کوشش میکردند که ازطریق  برخی خوانین و روحانیون دست پرورده خود، در نقاط مختلف کشور آشوب برپا کنند تا به منافع اقتصادی خود نظیر نفت، دست یابند.

۴- رقابت روسیه تزاری و همچنین شوروی با بریتانیا در ایران، عوامل دیگری بودند که موجب بی ثباتی و آشوب در ایران را می شدند.

۵- شورش درآذربا یجان ، خراسان، گیلان و کردستان علیه حکومت مرکزی ناکام شدند،زیرا ازاتحاد و همبستگی سراسری مردمان ایران برخوردار نبودند . لذا سرکوب و متلاشی شدند.

نقش رضاخان میرپنج(رضا شاه)

۶- آشوب ها، هرج ومرج ، وهمچنین مناسبات ملوک الطوایفی وفساد دربار قاجار، موانع بزرگی در راه شکوفا سازی و تکامل اجتماعی ایران ایجاد کرده بود و حتی درپاره ای موارد، به منافع قدرتهای خارجی نیز لطمه میزد. بنابراین:

۷-شرایط بحرانی ایران، زمینه را برای بقدرت رسیدن رضا خان میر پنج( رضا شاه)، فراهم شد. در این ارتباط نیز ضروری است به نقش سید ضیا الدین طباطبائی و حمایت دولت بریتانیا باید توجه داشت.

۸-رضا شاه ضمن استقرار دیکتاتوری، نقش برجسته ای در سرکوب خوانین ومناسبات ملوک الطوایفی و سازندگی (مدرنیزه کردن ) جامعه ایران ایفا کرد.

۹- اما، باید توجه داشت و کار پژوهشی مستندی انجام داد که چرا دولت استعمار گر انگلستان، رضا شاه را به جزیره “سن موریتز” در افریقا، تبعید کرد؟ نگرانی آنها از استمرار بخشیدن قدرت رضا شاه چه بود؟

۱۰- پس از تبعید رضا شاه؛ محمد رضا پهلوی که جوان بی تجربه ای بود، با حمایت انگلستان پادشاه ایران شد ؛اما درباره تبعید رضا شاه( پدرش) سکوت کرد، چرا؟

دکتر محمد مصدق و جنبش ملی شدن صنعت نفت

۱۱—دکتر محمد مصدق و یارانش با برپائی جنبش ملی شدن صنعت نفت و مبارزات مسالمت آمیز علیه سیاست استعماری بریتانیا، نقش برجسته ای در بیداری مردم ایران ایفا کردند.اما حکومت مصدق از طریق کودتای نظامی که توسط بریتانیا و آمریکا سازماندهی شده بود ،با همکاری دربار پهلوی ساقط شد و جنبش استقلال ملی و دمکراسی خواهانه مردم ایران سرکوب گردید.

۱۲-پس از سقوط حکومت مصدق، جنبش آزادیخواهانه و ملی ایرانیان چندین سال در داخل و خارج از کشوربه فعالیت خود ادامه داد، اما پس از اینکه شاه به بیماری سرطان خون مبتلا شد، دولت آمریکا تصمیم به بر کناری شاه گرفت و حتی مانع از ورود شاه به آمریکا گردید . درچنین شرایطی انور السادات (رئیس جمهور مصر)، از شاه دعوت کرد و عاقبت شاه در مصر جان باخت.

 چگونه خمینی بقدرات رسید؟

الف – شورش پانزده خرداد، مخالفت با اصلاحات ارضی و حقوق زنان.

ب -تبعید به ترکیه ،سپس به عراق و قهرمان سازی از خمینی!

ج -اهدای مقام آیت الله توسط آیت الله شریعتمداری به خمینی  بمنظور حفظ جان خمینی.

د – حمایت دولت آمریکا برای برپائی جنبش اسلامی -افراطی بمنظور مقابله علیه شوروی در افغانستان و ایران( رجوع شود به اسناد درباره تئوری بریژینسکی).

و- قبل از اینکه مردم ایران درباره ساختار حکومت آینده خود، تصمیم بگیرند، قدرتها ی استعمارگر برهبری آمریکا و انگلستان، در نشستی که در جزیره “گوآت لوپ “( آمریکای لاتین) برگزار کردند و بر اساس تئوری بریژینسکی( مشاور کارتر) تصمیم گرفتند که خمینی را از نجف به پاریس منتقل کنند و از او یک ” رهبری سیاسی- اسلامی” بسازند. و نه تنها در افغانستان ،بلکه در کشور ایران ” یک جنبش اسلامی افراطی “، برای مقابله با نفوذ  شوروی سازماندهی کنند !!!

در رابطه به قدرت رسیدن خمینی ،به نقش ابراهیم یزدی و صادق قطب زاده در ارتباط با” سیا ” ( سازمان جاسوسی آمریکا) ،همچنین به اسناد و گزارش محرمانه “سیا” درباره مبتلا شدن شاه به بیماری سرطان خون و طرح به قدرت رساندن خمینی و انتقال او به پاریس نیز توجه شود.

انتشار اعلامیه های خمینی توسط کنفدراسیون محصلین و دانشجویان ایرانی و جبهه ملی خارج از کشور بمنظور استفاده تاکتیکی از او و جلب رضایت نیروهای ملی -مذهبی که بسیار اشتباه بود

تئوری بریژینسکی مشاور کارتر درباره ایجاد جنبش رادیکال اسلامی برای مقابله با نفوذ شوروی در ایران و افغانستان (به فیلم مستند ورود بریژینسکی با هلی کوپتر به افغانستان و سخنرانی درباره “جهاد”، بمنظور تشکیل طالبان، رجوع شود.

کنفرانس هفت کشور غرب درگوآدلوپ و انتقال خمینی از نجف به پاریس.

اختصاص منزل پروفسور مکری در حومه پاریس برای اقامت خمینی و تبدیل آن به ستاد تبلیغاتی برعلیه رژیم شاه.

حمایت کشورهای غربی از خمینی  به بهانه مبتلا شدن شاه به سرطان خون و مقابله ایدئو لوژیکی با نفوذ شوروی (در اینباره به اسناد ” سیا” رجوع شود).

مشاورین خمینی در پاریس:  عبارت بودند ازقطب زاده ،یزدی، حبیبی، مکری، بنی صدر، و…

ملاقات حسن ماسالی با خمینی در نجف و پی بردن به فقدان شعور ومعرفت انسانی خمینی، و مخالفت با استقرار رژیم خمینی هنگام اقامت وشرکت در انتخابات اولین دوره مجلس در ایران .لذا مورد خشم خمینی واقع شد ومحرمانه دستور قتل حسن ماسالی را صادر کرده بود که از طریق آیت الله لاهوتی باخبر شد و مخفیانه باحمایت دکتر قاسملواز ایران خارج شد و به جنبش مقاومت مسلحانه در کردستان پیوست.

حمایت تاکتیکی برخی از رهبران جبهه ملی و نهضت آزادی از خمینی هنگام اقامتش در نجف و پاریس. نامه نگاری های مخفی و شرکت در تظاهرات….

راهکارها:

با توجه به اشتباهات ،خطاها و ناکامی های گذشته چه باید کرد؟

 

نیروهای سیاسی ایران که خواستار تغییر مناسبات ناهنجار گذشته و شکوفا سازی جامعه ایران هستند، باید از چه خصوصیاتی برخورد باشند؟

۱-ضروریست که  شناخت همه جانبه و واقعگرایانه ای از خصوصیات و مناسبات جامعه ایران ،در هر مرحله تاریخی، داشته باشند؛

۲- ضروریست که نیروهای سیاسی ایران، شناخت همه جانبه و واقعگرایانه ای از خصلت و توانائی های خود و نیروهای ائتلافی (متحد ین) خود داشته باشند؛

۳- ضروریست که شناخت همه جانبه ای از قدرتهای جهانی و نقش مطلوب و نامطلوب

آنها در رویدادها و تحولات ایران داشته باشند؛

۴- ضروریست که دارای طرح و برنامه سیاسی- تشکیلاتی- مبارزاتی کوتاه مدت ، میان دوره ای ،و دراز مدت – با همکاری کار شنا سان مختلف- برای مراحل گذار، استقرار حکومت برگزیده مردم، و دوران سازندگی و شکوفا سازی جامعه، داشته باشند؛

۵- ضروریست که رابطه ای ارگانیک و سازمان یافته با توده های مردم  داشته باشند؛

۶- ضروریست که برای تداوم و استحکام بخشیدن مناسبات دمکراتیک و فرهنگ دمکراسی خواهی، از شکل گیری نهادهای مستقل مردمی حمایت کنند؛

۷- ضروریست که بطور اخص برای برابری حقوق زن و مرد ،و رفع تبعیض در جامعه بکوشند.

۸- در راه استقرار صلح و همزیستی مسالمت آمیز در سطح جهان بکوشند.

 

حسن(ذانیچ) ما سا لی

آوریل ۲۰۲۰

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)