م. آزاد: آقای هاشمی

خوب کردید آمدید

بماند شعبده‌بازی‌هایی که می‌تواند از این به بعد هم امیدومان را نا امید کند.بماند همه زخم‌ها و همه ناله‌ها و درد‌ها.اما خوب کردید آمدید.

چشمم به این صفحه‌ی بی‌جان خشک شد.اما بالاخره آمدید.اشک تو چشمام نشست وقتی اولین خبرها را دیدم.

به گمانم اول وب‌سایت انعکاس خبر را زده بود.یا حداقل ترتیبی که من خبرها را دیدم این شکلی بود.بعد قم فردا یک عکس از صفحه‌‌ی خبر انعکاس منتشر کرد و بعد هم خبر را در مهر که دیدم یک مقدار خیالم راحت شد.اما این موج شادی‌آور خبر‌ها که همین‌طور تو صورتم کوبیده می‌شد وقتی خوب خودش را نشان داد که خبر را تو باشگاه خبرنگاران هم دیدم.بعد هم که همه جا پیچید.انتخاب یک متن کوتاه کیف‌آور (!) زد که دستش درد نکند!و بعد آن طرفی‌ها.بی‌بی‌سی و رادیو فردا و رادیو زمانه و تریبونش و …

(انتخاب از همان موقع یکی در میان از دسترس خارج شده و فرارو هم که از صبح کلا همین‌طور در دسترس نیست!)

خلاصه که مثل بمب ترکید.به معنای واقعی کلمه.و این بمب برای من از شیرین‌ترین بمب های عمرم بود.

یک نکته که خواستم بگویم این که :
آهای دوست عزیز من که طرفدار آقای رفسنجانی هستی.آهای عزیزی که خودت را اصلاح‌طلب می‌دانی،حواست را جمع کن که یک معین دیگر درست نکنند بدهند دستت.این‌بار اگر آقا هاشمی را تنها بگذاری دیگر بار بعدی در کار نیست ها.گفته باشم.

اگر بخواهم از خودم بگویم انتخاب اول بنده هم آقای خاتمی بوده و هست.اما حواست باشد که تحقق فعل دست به دست هم دادن برای همین‌طور مواقعی‌ست.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)