نوروز یکی از جشن‌های بسیار قدیمی ایران بزرگ است. اما در متون اوستای قدیم (گاهان) و اوستای جدید اصلا نامی از آن نیست. برای نخستین بار در متون فارسی میانه به نوروز اشاره شده است.

در دوران هخامنشی تقویم، همان تقویم بابلی بود و مبنای آن خورشیدی قمری بود. دوازده ماه و هر ماه سی روز بود. روزها را نام گذاری نمی‌کردند و هر روز شماره ای داشت به جز روز آخر.

در کتیبه‌های فارسی باستان فقط نام هشت ماه آمده است. و دوتای دیگر را که با ستاره مشخص شده از کتیبه های ایلامی می‌دانیم.

؟

مارس-آوریل

Ādukanaiša

بهار نیرومند

آوریل-می

Θūravāhara

جمع‌آوری سیر

می-ژوئن

Θāigraciš

گرما جای

ژوئن-ژوئیه

Garmapada

نیایش خدا

سپتامبر-اکتبر

Bāgayādiš

؟

اکتبر-نوامبر

*Vrkazana

نیایش آتش

نوامبر-دسامبر

Āçiyādiya

؟

دسامبر-ژانویه

Anāmaka

وحشتناک

ژانویه-فوریه

*Θwayauvā

کندن

فوریه-مارس

Viyax(a)na

(نکته: Θصدایی شبیه “ث” در عربی می دهد. Ā صدایی کشیده شبیه “جام” می دهد. Ç صدایی شبیه “س” می دهد. X صدایی شبیه “خ” می دهد. Š صدایی شبیه “ش” می دهد)

چون هر ماه را فقط سی روز حساب می‌کردند مجبور بودند به نحوی روزهایی که اضافه می‌آمد را در دل سال جا کنند که از چگونگی آن آگاه نیستیم.

مراسم سال نو شاید در پاییز برگزار می‌شد یعنی با مهرگان اما بعدها تحت تأثیر بابلیان احتمالا به بهار افتاده است.

بنابر متون اوستایی کهن می توان گفت که سال را به شش قسمت نامساوی تقسیم می‌کردند که این تقسیم بندی ها با زندگی جوامع گله دار و کشاورز همخوانی داشته است.

سال اوستایی جدید که ساسانیان از آن استفاده می کردند خورشیدی بود. سیصدوشصت و پنج روز داشت. دوازده ماه و هر ماه سی روز که پنج روز هم به آن اضافه می‌کردند. هر روز نامی داشت. نام خدایان هندوایرانی بر آن‌ها بود.

قبل از اسلام هفته به صورت امروزی وجود نداشت و ایرانیان هفته را از اعراب گرفتند.

تقویم اوستای جدید بسیار پر اشتباه بود و مشخص نیست چگونه کبیسه را اعمال می کردند.

بعد از حمله اعراب در ولایات شرقی از تقویم زردشتی استفاده می کردند که البته بیشتر به دلیل امور اداری و مالیاتی بود.

می‌دانیم که در پایانِ ساسانیان نوروز به تابستان افتاد و بیرونی هم به آن اشاره کرده است و خیام در نوروز نامه می گو:ید “مامون دستور داد به بهار بر گردد.”

به دستور جلال الدوله ملکشاه سلجوقی در سال ۱۰۷۹ گروهی از دانشمندان خراسانی از جمله خیام تقویم دقیق خورشیدی یا جلالی را ایجاد کردند. این تقویم دوباره پنج روز در آخر داشت و هر چهار سال یکبار روز ششمی اضافه می‌شد. برای روز ها و ماه ها نام های غیر مذهبی انتخاب کردند که مقبولیت عام پیدا نکرد.

تقویم امروز ایران از سال ۱۳۰۴ مورد استفاده اداری قرار گرفت که البته تغییر یافته تقویم جلالی بود. در این تقویم دیگر پنجه که به اسفند اضافه می کردند وجود نداشت. شش ماه سی و یک روزه بود و پنج ماه سی روزه و اسفند بیست و نه روزه. هر چهار سال هم اسفند سی روزه می شد.

اسلام که پیروز شد، تقویم خود را به ایران داد. تقویم آن ها قمری بود. هر ماه قمری بیست و نه روز نیم طول می کشد. و ماه ها بیست و نه و سی روزه هستند. طول سال قمری سیصد و پنجاه و چهار روز است که می شود یازده روز کوتاه تر از سال خورشیدی. آغاز سال، محرم است و ایام مذهبی با فصل ها ارتباطی ندارد.

جالب این جاست که برخی از استان ها تقویم خود را دارند. ماه های سی روزه و پنجه بین اسفند و فروردین. البته با اضافه کردن کبیسه سعی می کنند سال را تنظیم کنند.

در دوران پهلوی دوم هم تلاشی شد برای تغییر تقویم که در سال ۱۳۵۴ تصویب شد.

در این تقویم که هیچ فرقی با تقویم خورشیدی نداشت و فقط نام آن را عوض کرده بودند، تاج گذاری کوروش هخامنشی مبدا بود. چیزی که از تاریخ دقیق آن هنوز بی اطلاع هستیم. ۲۵۰۰ مصادف شد با ۱۳۲۰ خورشیدی و هر چند سال که از ۱۳۲۰ می گذشت به ۲۵۰۰ اضافه می کردند. آن ها فکر کردند تقویمی ایجاد کنند که ملی باشد بدون این که تعریف درستی از ملیت داشته باشند. سرانجام در سال ۵۷ خود شاه آن را لغو کرد.

نوروز جشن باززایی طبیعت است. قبل از آفرینش جهان در اعتقادات ایرانی هرج و مرج بوده است که آفرینش به آن ها نظم داده است. دوازده روز عید جشن می گرفتند به نماد دوازده ماه سال و سیزده هم نماد هرج و مرج قبل از آفرینش بود. نوروز قبل از هخامنشیان هم وجود داشت و چون مذهبی نبود در اوستا هم نیامده است. به عقیده مهرداد بهار نوروز عید برکت بوده است. بعد از اسلام به نوروز رنگ دینی می دهند و با اسلام تلفیقش می کنند و به همین دلیل به خوبی تا به امروز مانده است.

همانطور که بسیار مختصر دیدیم تقویم و یا نوروز به معنای خاص آریایی؟ وجود ندارد. هر دوی این‌ها در طول تاریخ این سرزمین تغییر کرده اند. از تقویم های قمری ، خورشیدی اوستای جدید که مذهبی بود تا خورشیدی و امروز. نوروز با آداب خاص خود باززایی طبیعت است و در آسیای غربی رواج داشته است. اگر فرهنگ و آداب و رسوم را با فیلتری خاص تفکیک کنیم شاید برای ما چیز چندانی باقی نماند و بسیاری از موارد مهم بیرون آن بیفتد و البته این مسئله برای باقی جهان هم صدق می کند. ما همچونم باقی در چارراه ایستاده ایم.

نوروز را با تمام اندوهی که از سال ۹۸ بر دل داریم گرامی می داریم.

 

منابع:

Eddy, S. K. (1961). The king is dead: studies in the Near Eastern resistance to Hellenism, 334-31 BC. University of Nebraska Press.

Khayyam, O. (1933). Nowruz Namah, A Treatise on the Origin, History, & the Ceremonies of the Persian New-Year Festival.

بهار مهرداد. از اسطوره تا تاريخ.‎ ۱۳۸۱. نشر چشمه. تهران

Panaino, A. (1990). Calendars, i: Pre-Islamic calendars. Encyclopaedia Iranica, 4, 658-68.

Krasnowolska, A. (1998). Some key figures of Iranian calendar mythology:(winter and spring). Kraków: Taiwpn Universitas.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)