شریعت ، جریانی سیال در قانون گذاری در گذر زمان
مقدمه :
پیام اصلی و عالی ترین اصل اساسی ارسال پیامبران ، موحدانه نگریستن به هستی و اخلاقی کردن جامعه در مسیر تخلق به اخلاق الهی است .
آنجا که می فرمایند :
” و ما ارسلنا من قبلک من رسول الا نوحی الیه انه لا اله الا انا فاعبدون ” 1
” ما پیش از تو هیچ پیامبرى را نفرستادیم مگر اینکه به او وحى کردیم که: «معبودى جز من نیست؛ پس تنها مرا پرستش کنید.» ”
و حضرت رسول(ص) نیز می فرماید :
” تخلقوا باخلاق الله ”
” به اخلاق خداوندی ( که همان به شاکله او در آمدن است ) درآیید .” 2
و هدف غایی پیامبر مکرم اسلام (ص) به عنوان آخرین فرستاده خداوند که وظیفه راهبردی بشر در مسیر عقلانیت و همیاری او در رشد و بلوغ او تا رسیدن به نقطه ای که دیگر نیازی به هدایت تشریعی مستقیم الهی نداشته باشد ، چیزی جز تمامیت بخشی به مفاهیم و مکارم اخلاقی نیست .
آنجا که حضرتش می فرمایند :
” انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق ” 3
” همانا من برای تمامیت بخشی و رساندن انسان به مکارم و ارزشهای والای اخلاقی مبعوث شدم .”
و اخلاقی کردن جامعه ، یک فرایند پویا در گذر زمان متناسب با ظرفیت های جامعه ، قابلیت های انسانها ، ابزارهای در دسترس و … می باشد .
و شریعت سعی دارد در یک تاثیر و تاثر دو طرفه با ظرفیت ها ، قابلیت ها و فعلیت های اجتماعی و انسانی موجود ، فرایند اخلاقی کردن جامعه را تسریع بخشیده و پالایش کند . و این به معنی موقتی بودن احکام ( غیر عبادی 4 ) شریعت ، متناسب و متناظر با شرایط هر عصر و زمان بوده و با ایجاد هرگونه شرایط جدید و یا ظرفیت های لازم برای تغییر شرایط ، احکام نیز باید به سطح همانها ارتقا و یا تغییر یابند و آنچه که مهم است ، رعایت عدالت بر مبنای پذیرش عقل جمعی و تامین کرامت انسانی است .
چرا که خداوند برقراری عدالت اجتماعی را وظیفه افراد انسانی ، بر مبنای تعالیم اخلاقی پیامبران و فهم عقلانی آنها برمی شمرد ، و
هدف خداوند که برپایی عدالت اجتماعی است ، با دنبال کردن تحقق روح قوانین است نه اجرای ظاهر آنها .

آنجا که خداوند می فرماید :
” لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط ” 5
” ما رسولان خود را با دلایل روشن فرستادیم، و با آنها کتاب (آسمانى) و میزان (جهت شناسایى حقّ از باطل و وضع قوانین عادلانه) نازل کردیم تا مردم خود قیام به عدالت کنند؛ ”
و آنچه که شرایع را از هم متفاوت می کند 6 ، همین سیال بودن آنها و تاثیر و تاثر از میزان بلوغ بشر و توانایی او در فعلیت بخشی به قابلیت های وجودی و ظرفیت های اجتماعی است ، که از زمان نوح ، به کمک هدایت خداوند ، شروع و تا پیامبر اسلام (ص) ادامه می یابد و پس از خاتمیت به عقل انسانی واگذار می شود . 7
آنجا که خداوند می فرماید :
” شرع لکم من الدین ما وصى به نوحا و الذی اوحینا الیک و ما وصینا به ابراهیم و موسى و عیسى … ” 8
” آیینى را براى شما تشریع کرد که به نوح توصیه کرده بود؛ و آنچه را بر تو وحى فرستادیم و به ابراهیم و موسى و عیسى .. ”
بنابراین ، آنچه که از وضع احکام و قوانین می توان فهمید عبارتند از :
1- احکام (غیر عبادی ) اسلام ، احکامی مقدس ، تعبدی و ثابت نبوده ، بلکه ابزاری برای پیاده سازی هدف خداوند در تزکیه و پاکسازی جامعه از ناهنجاری ها و برقراری عدالت اجتماعی می باشند . 9
2- حرکت پیامبر در مسیر تشریع احکام ، مستقل از شرایط جامعه و ظرفیت های موجود آن و هم چنین قابلیت های افراد نبوده است.
3- آن قوانین ، تابعی از میزان فعلیت و ظهور زمینه های عدالت اجتماعی است . 10
4- هر حکم جدید ، در ادامه حکم قبلی ، حذف یک ناهنجار اجتماعی را دنبال کرده و هدف نهایی را که استقرار هنجار مورد نظر خداوند است ، مد نظر قرار می دهد . 11
5- برای تحقق هدف خداوند در اخلاقی کردن جامعه ، باید روح حاکم بر هر حکم و قانون ، شناخته شده و راه تشریع عقلانی با بازنگری آن حکم ، تا رسیدن به آن مهم همچنان ادامه یابد .
………………………………
در این مجال ، به دو موضوع مهم که بدلیل بدفهمی و یا تعبیر بد و ناقص و اجرای خشونت بار غیر منطقی در طول زمان ، مستمسکی برای بی دینان و یا خودباوران عقل مدرن که بر پایه علم تجربی استوار است ، شده ، می پردازیم و آن دو ، حقوق زن و برده داری از نگاه اسلام است :
1- حقوق زن :
( اصل : میزان همطرازی زن با مرد ، معیار گرفتن حقوق اجتماعی ، در راستای تحقق عدالت) ***
بر اساس علوم مدرن و فهم امروزین ، حقوق زن را در دیه ، ارث ، شغل ، طلاق و .. برابر دانسته و به همین دلیل ، احکام اسلام را ناعادلانه و غیرمنطقی تلقی کرده و به آن می تازند .
پاسخ :
بر مبنای بندهای 1 تا 4 مذکور ، ناهنجاری های اجتماعی عصر پیامبر در زمینه حقوق زن ، موارد زیر را شامل می شد که هدف پیامبر تلاشی گسترده برای از بین بردن زمینه های آنها با وضع احکامی جدید بود :
• زن عصر جاهلیت 12
1- خرید و فروش می شد . 13
2- به ارث برده می شد . 14
3- مایه ننگ بود . 15
4- زنده بگور می شد . 16
5- کشته می شد و دیه ای برای کشتنش وجود نداشت . 17
6- فقط وسیله ازدیاد نسل بود . 18
آن هنجار و کرامت اخلاقیی که پیامبر بدنبال رسیدن به آن بود و فرایند اصلاح ناهنجاری های فوق الذکر را با وضع قوانین جدید دنبال می کرد ، بازگرداندن کرامت الهی زن به او ، و رساندن او به شرایطی بود که متناسب با آنها ، حقوق اجتماعی خود را نیز بازیابد .
و این فرایند اصلاح ناهنجاری مذکور ، نه ایستا و ثابت بود و نه بی مقدمه و یا بی هدف ، بلکه تابعی بود از ظرفیت های اجتماعی موجود ، قابلیت های وجودی زن و آن مقدار که می توانست به فعلیت برساند .
و البته اسلام ، در ابتدای راه تشریع خود ، برای بازگرداندن کرامت الهی او ، اعلام صریح کرد که :
1- زن در بقای جامعه انسانی ، نقشی مساوی مرد دارد . 19
2- در خطاب های خداوند ، همطراز مرد خوانده شده است . 20
3- در حقوق ذاتی انسانی ، قابلیت و جایگاه مساوی مرد دارد . 21
4- کسی حق کشتن ( زنده بگور کردن ) او را ندارد . 22
5- در صورت کشته شدن و یا صدمه دیدن، باید برایش دیه پرداخت شود . 23
6- به او ارث تعلق می گیرد . 24
7- به او مهریه تعلق می گیرد .25
8- نفقه او بر مرد واجب است . 26
9- می تواند مزد کارهای داخل خانه را طلب کند .
10- شهادتش در دادگاه قابل پذیرش است . 27
11- حقوق و اموالش ، مال خود اوست . 28
12- ..
و اما در تعیین میزان دیه و ارث و یا شهادت او در دادگاه ، به میزانی که در فعلیت بخشی به قابلیت های خود در حضور اجتماعی اش و همطرازی با مرد دارد ، نگاه می کند .
جهت توضیح بیشتر ، لازم است به جایگاه زن و مرد ، در جامعه آن روز دقت کافی بشود :
جایگاه مرد :
1- همسر زن است .
2- پدر فرزندان است .
3- مسئول تامین اقتصاد خانواده است .
4- نیروی کار جامعه است .
5- سرباز جنگی و یا تامین کننده امنیت جامعه است .
6- کارآفرین و یا مسئول اقتصادی و یا سیاسی جامعه است .
جایگاه زن :
1- همسر مرد است .
2- مادر فرزندان است .
وقتی معیار همطرازی به عنوان معیار پرداخت حقوق اجتماعی به زن و مرد ، در نظر گرفته می شود ، دیده می شود که مرد ، دیگر یک فرد حقیقی ، مساوی زن نبوده بلکه یک فرد حقوقی با بسیاری از مسئولیت های اجتماعی ، سیاسی ، اقتصادی و نظامی بوده که عدالت اجتماعی حکم می کرد ، تناسب حقوق و جایگاه ، رعایت شود ، چرا که عدالت به معنای تساوی نبوده ، بلکه به معنای تناسب بوده و بازخوردی از میزان حضور و ظهور اجتماعی فرد است .

بدین منظور
• در مبحث دیه :
وقتی مردی کشته می شد ، نه تنها همسر و پدر خانواده کشته شده بلکه :
1- نان آور خانواده کشته می شد .
2- نیرویی از کار جامعه کشته شده و توان اقتصاد جامعه را کاهش می داد .
3- نیروی امنیتی و یا نظامی جامعه دچار آسیب می شد .
4- جایگاهی سیاسی ، بی مدیر و بی مسئول می شد .
5- ..
و این در حالیست که وقتی زن کشته می شد :
فقط همسر و مادر خانواده کشته می شد .
و تبعا در ارزیابی میزان همطرازی زن و مرد ، جایگاه حقوقی + حقیقی مرد ، در مرتبه ای بسیار والاتر از فقط جایگاه حقیقی زن بوده ، اما اسلام به میزان و حد نیمه و نصف دیه مرد ، جایگاه زن را بالا می آورد .
• در مبحث ارث :
مرد علاوه بر وظیفه همسر و پدری ، وظیفه نان آوری و مسئولیت اقتصاد خانواده و مدیریت و تامین نیازهای اجتماعی و هم چنین تامین امنیت آنها را بر عهده داشت ، در حالیکه زن فقط یک همسر بود و مادر ، و همین عدم همطرازی در مسئولیت ها ، باعث عدم همطرازی جایگاه و حق ارث او شده و یا او را موظف به اجازه خروج از منزل می کرد .
هر چند همان میزان ارث نیز ، هنوز بیش از حد فعلیت همطرازی او با مرد بود .
بنابر این آنچه می توان از مبحث فوق نتیجه گیری کرد :
1- میزان دیه و ارث مرد و زن ، با معیار همطرازی آنها در مسئولیت ها ، و جایگاه خانوادگی و اجتماعی آنها سنجیده می شود .
2- همطرازی ، تنها به قابلیت های وجودی مرد و زن نیست ، بلکه منوط به میزان فعلیت بخشی و ظهور عینی آنها است .
3- فعلیت بخشی به قابلت های وجودی هر فرد ، به تلاشی است که خود شخص می کند و حضوری که در عرصه مسئولیت ها و وظایف خواهد داشت .
4- اسلام در ابتدای راه ، بیش از حد همطرازی موجود ، به زن آن عصر عطا می کند تا جبرانی باشد بر ظلم های تاریخی به او و اذعان صریحی به کرامت الهی اش و اهمیتی که به جایگاه مادری او می دهد .
5- حقوق فردی و یا اجتماعی داده شده در مسئله ارث و دیه ، یک حکم ثابت قطعی لایتغیر نبوده ، بلکه در پروسه کرامت بخشی به زن و بازگرداندن او به جایگاه حقیقی اش ، همواره و در هر عصر متناسب با میزانی که او به قابلیت ها و استعداد هایش ، فعلیت و ظهور می بخشد ، حقوق جدیدی را دریافت کرده و همواره خواهد کرد .
6- در عصر امروز ، که ( نوع ) زن در عرصه های اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی فعال شده و شرایط همطرازی مرد را احراز کرده ، پروسه سیال قانون گذاری شریعت اسلامی ، او را به حقوقی همطراز مرد در دیه و ارث و .. نایل می کند .
7- چه بسا آن روز بیاید که حضور زن در عرصه های اجتماعی ، سطح همطرازی او را با مرد تغییر داده و به جایگاهی بالاتر ببرد و نتیجتا متناسب با آنها ، حقوقی بیشتر ، از منظر دیه و ارث و .. ، به او تعلق گیرد . !!( عدالت اجتماعی )
تذکر : البته فراموش نشود که نقش همسری و مادری او ، مسئله ای نیست که نادیده انگاشته شود و الا اساس سلامت روحی خانواده و آرامش روانی جامعه بخطر می افتد . 29
یک نکته مهم :
در احکام عصر پیامبر ، اموال و حقوق مادی زن ، متعلق به خود او بود و او موظف به مشارکت در تامین منابع مالی خانواده نبود .
سوال :
آیا این حکم ، امروز عادلانه بوده و منسوخ نشده است ؟
پاسخ :
بر اساس آنچه که امروز در عرصه اجتماعی شاهد آن هستیم :
1- این حق به زن امروز داده شده که بدون نیاز به اجازه از مرد ، به کار خارج خانه مشغول شود ( فدا شدن حق تشریعی سنتی مرد ) و قابلیت های اجتماعی خود را به منصه ظهور برساند .
2- زن امروز ، در فرایند نیروی کار و اقتصاد جامعه ، مشارکت کرده و تبعا همپای مرد ، حضوری آشکار دارد .
و بنابر این ، بر اساس قاعده ” تعلق حقوق اجتماعی ، متناسب با میزان همطرازی ” به این نتیجه می رسیم که :
آنجا که ، زن علاوه بر وظیفه همسری و مادری ، عضوی از نیروی کار اجتماعی شده ، بر طبق قاعده همطرازی ، باید نگاه به زن به عنوان ” نان خور مرد ” ، به نگاه ” مشارکت در هزینه های زندگی ” تغییر کند و بنابراین ، زن و مرد به عنوان دو شریک در امور زندگی ، حضور خواهند داشت و این ، نه تنها ” امر مشارکت در تامین هزینه ها را “، مشروع می کند که قطعا ، تعلق حقوق مادی زن به خودش ، ظلمی است آشکارا به مرد . ( فداشدن حق تشریعی سنتی زن )
نکته :
در مورد مسئله حق طلاق نیز ، می توان با همین استدلال ، به آن نگاه کرده و به روشی نو که عادلانه و عاقلانه بوده و تامین کننده منظور شارع در کرامت بخشی به زن و حفظ بنیان خانواده باشد ، رسید .
*** بحث بر سر نقش اجتماعی نوع زن بطور نسبی و اکثریت است که امکان بروز همطرازی زن را بوجود آورده است ، نه تقسیم بندی زنان به دو گروه خانه دار و شاغل ،که شائبه تخصیص حقوق اجتماعی متناسب با شرایط هر زن را ایجاد کند.

زیرنویسها :
1- سوره انبیا ، آیه 25
2- بحارالانوار- ج 58- ص 129
3- مستدرک الوسائل، ج11، ص 187، باب6، ح1
4- احکام غیر عبادی شامل حقوق ، قضا ، اقتصاد ، سیاست ، معاملات و … بوده ، نه احکام عبادی که مربوط به تزکیه انسان به وسیله مراقبه نفس به کمک آن اعمال و احکام می باشد .
5- سوره حدید، آیه 25
6- مقاله ” چرا این همه تعدد پیامبر ؟ ” – http://mahsan.parsiblog.com/Posts/680
7- مقاله ” ارسال
8- سوره شوری ، آیه 13
9- آیه اله منتظری : ” دلیل قاطعی در دست نیست که تمامی احکام غیرعبادی اسلام احکامی ثابت اند و موضوعات آنها تأثیرناپذیر از تغییرات و شرایط زمان و مکان می‎باشند و به عنوان راههای انحصاری رسیدن به مقصود و هدف تشریع شده اند….
به عبارت دیگر وقتی عقل را به عنوان یکی از ادله احکام شرعی پذیرفته ایم و سیره عقلا – که ردع آن از سوی شارع احراز نشده باشد – را در همین جهت ، معتبر و حجت می‎دانیم، هر روش عقلانی که به نحو اطمینان بتواند مقصود شارع مقدس را برآورده سازد روشی شرعی نیز هست، و همه این امور بر طریقیت (وسیله بودن) احکام شرع مقدس در عموم امور غیر عبادی دلالت می‎کنند و نه موضوعیت (هدف بودن) آنها. کتاب ” اسلام دین فطرت – آیت الله منتظری ص 702 تا 705 ”
10- آیه اله صالحی نجف آبادی : ” هدف از تشریع قوانین جزایی ، احیای عدالت است و اگر قانونی ناقض عدالت باشد از اول نباید تشریع شود . ( به همین دلیل ) اجرای عدالت به حاکم واگذار شده وبه او اختیار داده اند که به حکم ” ان الله یامر بالعدل – سوره نحل / آیه 90 ” با رعایت تناسب بین مجازات و جرم، مجرم را به کیفر برساند . کتاب ” حدیث های خیالی در مجمع البیان – ص 350 به بعد ”
11- ” آیه اله منتظری : ” اصولا هدف از مجازات های اسلامی و حدود الهی ، اصلاح جامعه و بازداشتن مجرمین از تکرار جرم و تنبیه آنان می‎باشد …. و از طرفی تحولات اجتماعی در علوم مربوط به جرم شناسی و نحوه پیش گیری از آنها و روان شناسی مجرمین و نحوه اصلاح و تربیت آنان پدید آمده است ، به نحوی که دیگر شیوه های گذشته در جوامع کنونی آثار مورد نظر شارع را نخواهد داشت و چه بسا ممکن است گفته شود : با شیوه های جدید زودتر و بهتر هدف اصلی شارع از تشریع بعضی مجازات های رایج ، محقق می‎شود . پاسخ به پرسش هایی پیرامون مجازات های اسلامی و حقوق بشر – آیه الله منتظری – ص 86 و 87
12- منابع : تمدن اسلام و عرب، ص 503 – المفصل فی تاریخ العرب قبل از اسلام، جواد علی، چاپ اول، بیروت، ج5، ص 528 –
13- در بین اقوام سومری شوهرها مجاز بودند همسر خود را بفروشند یا این که او را به گرو بگذارد و وامی به مدت 3 سال بگیرد – سیر تمدن ص 295
14- یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ یَحِلُّ لَکُمْ أَن تَرِثُواْ النِّسَاء – سوره نسا ، آیه 19 (ای اهل ایمان، برای شما حلال نیست که زنان را به اکراه و جبر به میراث گیرید . ) – اگر کسی می‌مرد ، زنش مانند اموالش ، به پسرش یا به اقوامش می‌رسید – المستطرف ج 2 ص 179 و اغانی ج 1 ص 48
15- ” وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالأُنثَى ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَهُوَ کَظِیمٌ * یَتَوَارَى مِنَ الْقَوْمِ مِن سُوءِ مَا بُشِّرَ بِهِ أَیُمْسِکُهُ عَلَى هُونٍ أَمْ یَدُسُّهُ فِی التُّرَابِ أَلاَ سَاءَ مَا یَحْکُمُونَ» سوره النحل/آیات ۵۸ ـ ۵۹ .( در حالى که هرگاه به یکى از آنها بشارت دهند دختر نصیب تو شده، صورتش (از فراب ناراحتى) سیاه می‌‏شود; و به شدت خشمگین می‌‏گردد;… بخاطر بشارت بدى که به او داده شده، از قوم و قبیله خود متوارى می‌‏گردد; (و نمی‌‏داند) آیا او را با قبول ننگ نگهدارد، یا در خاک پنهانش کند؟! چه بد حکم می‌‏کنند!.)
16- ” وَ إِذَا الْمَوْؤُدَهُ سُئِلَتْ بِأَیِّ ذَنبٍ قُتِلَتْ – سوره تکویر ، آیات 8 و 9 (و در آن هنگام که از دختران زنده به گور شده سؤال شود: به کدامین گناه کشته شدند؟! )
17- در بعضی نقاط زن را خفه می‌کردند و با شوهرش که مرده بود در گور می‌گذاشتند یا از وی می خواستدند که خود را بکشد تا در حیات جهان دیگر به خدمت شوهرش قیام کند – تاریخ تمدن ج 1
18- قریش برای حتی مادران احترامی قائل نبودند مگر این که آن زن 3 فرزند برای آنها به دنیا بیاورد – المستطرف ج 2 ص 168
19- ” یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُم مِّن ذَکَرٍ وَأُنثَى – سوره حجرات ، آیه 13 (اى مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم )
20- ” إِنَّ الْمُسْلِمِینَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِینَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِینَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِینَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِینَ وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِینَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِینَ وَالصَّائِمَاتِ وَالْحَافِظِینَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ وَالذَّاکِرِینَ اللَّهَ کَثِیرًا وَالذَّاکِرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُم مَّغْفِرَهً وَأَجْرًا عَظِیمًا – سوره احزاب ، آیه 35 (به یقین، مردان مسلمان و زنان مسلمان، مردان با ایمان و زنان با ایمان، مردان مطیع فرمان خدا و زنان مطیع فرمان خدا، مردان راستگو و زنان راستگو، مردان صابر و شکیبا و زنان صابر و شکیبا، مردان با خشوع و زنان با خشوع، مردان انفاق کننده و زنان انفاق کننده، مردان روزه‏دار و زنان روزه‏دار، مردان پاکدامن و زنان پاکدامن و مردانى که بسیار به یاد خدا هستند و زنانى که بسیار یاد خدا مى‏کنند، خداوند براى همه آنان مغفرت و پاداش عظیمى فراهم ساخته است. )
21- ” مِنْ أَجْلِ ذَلِکَ کَتَبْنَا عَلَى بَنِی إِسْرَائِیلَ أَنَّهُ مَن قَتَلَ نَفْسًا بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِی الأَرْضِ فَکَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعًا وَمَنْ أَحْیَاهَا فَکَأَنَّمَا أَحْیَا النَّاسَ جَمِیعًا – سوره مائده ، آیه 32 (به همین جهت، بر بنى اسرائیل مقرّر داشتیم که هر کس، انسانى را بدون ارتکاب قتل یا فساد در روى زمین بکشد، چنان است که گویى همه انسانها را کشته؛ و هر کس، انسانى را از مرگ رهایى بخشد، چنان است که گویى همه مردم را زنده کرده است. )
22- َلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلاَدَکُم مِّنْ إمْلاَقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُکُمْ و َإِیَّاهُمْ– سوره انعام ، آیه 151 (فرزندانتان را از (ترس) فقر، نکشید! ما شما و آنها را روزى مى‏دهیم؛ )
23- در قرآن به مقدار دیه اشاره نشده است بلکه از روایات استنباط شده است .
24- ” لِّلرِّجَالِ نَصیِبٌ مِّمَّا تَرَکَ الْوَالِدَانِ وَالأَقْرَبُونَ وَلِلنِّسَاء نَصِیبٌ مِّمَّا تَرَکَ الْوَالِدَانِ وَالأَقْرَبُونَ مِمَّا قَلَّ مِنْهُ أَوْ کَثُرَ نَصِیبًا مَّفْرُوضًا – سوره نسا ، آیه 7 (براى مردان، از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان از خود بر جاى مى‏گذارند، سهمى است؛ و براى زنان نیز، از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان مى‏گذارند، سهمى؛ خواه آن مال، کم باشد یا زیاد؛ این سهمى است تعیین شده و پرداختنى.)
25- ” وَآتُواْ النَّسَاء صَدُقَاتِهِنَّ نِحْلَهً – سوره نسا ، آیه 4 (و مهر زنان را (بطور کامل) بعنوان یک بدهى (یا عطیه،) به آنان بپردازید . )
26- ” وَ عَلَی الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَکِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ – سوره بقره ، آیه 233 ( و برای آن کس که فرزند برای او متولد شده (پدر)، لازم است خوراک و پوشاک مادر را به طور شایسته (در مدت شیر دادن بپردازد )
27- ” َاسْتَشْهِدُواْ شَهِیدَیْنِ من رِّجَالِکُمْ فَإِن لَّمْ یَکُونَا رَجُلَیْنِ فَرَجُلٌ وَامْرَأَتَانِ مِمَّن تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاء – سوره بقره ، آیه 282 (و دو نفر از مردان (عادل) خود را (بر این حقّ) شاهد بگیرید! و اگر دو مرد نبودند، یک مرد و دو زن، از کسانى که مورد رضایت و اطمینان شما هستند، انتخاب کنید! )
28- ” لِّلرِّجَالِ نَصیِبٌ مِّمَّا تَرَکَ الْوَالِدَانِ وَالأَقْرَبُونَ وَلِلنِّسَاء نَصِیبٌ مِّمَّا تَرَکَ الْوَالِدَانِ وَالأَقْرَبُونَ مِمَّا قَلَّ مِنْهُ أَوْ کَثُرَ نَصِیبًا مَّفْرُوضًا – سوره نسا ، آیه 7 (براى مردان، از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان از خود بر جاى مى‏گذارند، سهمى است؛ و براى زنان نیز، از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان مى‏گذارند، سهمى؛ خواه آن مال، کم باشد یا زیاد؛ این سهمى است تعیین شده و پرداختنى.)
29- ” وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُم مَّوَدَّهً وَرَحْمَهً إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ – سوره روم ، آیه 21 (و از نشانه‏هاى او اینکه همسرانى از جنس خودتان براى شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید، و در میانتان مودّت و رحمت قرار داد؛ در این نشانه‏هایى است براى گروهى که تفکّر مى‏کنند! )

تحقیق : صادق – 25 / 6 / 91 –

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)