آسان گرفتن بر کسی همیشه به معنای امتیاز دادن نیست،و گاهی آسان گرفتن و دادن حقوق نابه جا می تواند منجر از بین رفتن سایر حقوق شخص و یا از دست دادن آزادی شخص شود.

طبق گزارش مهر:» رئیس مرکز امور زنان و خانواده ریاست جمهوری با اشاره به موافقت هئیت دولت با دو روز مرخصی اضافه برای زنان در هر ماه، از تصویب کاهش ساعت کاری هفتگی زنان دارای فرزند زیر هفت سال و معلول از 44 ساعت به 36 ساعت در آینده‌ای نزدیک خبر داد»

گرچه شاید این خبر در نگاه اول نوعی آسان گرفتن بر کار زنان در محیط کار و دادن امتیاز به شمار می آید اما باید بررسی کردن که آیا اثر چنین حقی تنها به این امتیازمثبت محدود می شود؟

گرچه نمی توان نادیده گرفت که در نظام حقوقی ایران و در عرف حاکم بر جامعه ایران زن بار مسئولیت زیادی را در محیط خانواده تحمل می کند و همان طور که بیان شده است در مورد علت چنین تصمیم گیری»مریم مجتهد زاده در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به کاهش ساعت کاری زنان گفت: «زنان شاغل به دلیل شرایط و مسئولیت محیط کار و از سوی دیگر مسئولیت‌های خانوادگی به عنوان همسر و مادر دچار شرایط سختی هستند. وی با بیان اینکه کار در خارج از منزل و مسئولیت خانه به طور همزمان موجب فرسودگی جسمی و روحی زنان می‌شود و از طرفی ممکن است موجب تاثیر نامطلوب بر جایگاه و نقش آنها در خانواده شود گفت:بخش اعظمی از مشکلات و مسائل جامعه زنان کشور ریشه در نگرش نادرست به وظائف و مسئولیت‌های خانوادگی دارد واین طرز تفکر زن را صرفا مسئول رسیدگی به امور منزل می‌داند و از طرفی ارزش کمی کار خانگی محاسبه نمی‌شود»

شاید کمی آسان گرفتن بر کار زن بتواند از خستگی تحمل این همه مسئولیت بکاهد اما همیشه یک تصمیم و یک راهکار برای حل مشکل ابعاد گسترده و اثراتی دارد که لزوما می بایست تمام اثرات آن تصمیم بررسی شود چون در هر روی چشم پوشی از هرکدام از اثرات(به خصوص اثرات مهم و سنگین)می تواند شاید به تمام شدن حقوق فرد در مقابل وظایف بیشماری که دارد،منجر شود.

از یک طرف حضور زنان در محیط کار تنها برای تامین حقوق مالی شان نیست، بلکه جدا از رفع نیازهای مادی، زن با بازگشت به فطرت خود یعنی»اجتماعی بودن»نیازمند حضور در اجتماع و نشان دادن تمامی استعداد ها و علایقی است که مهارت آنرا در طول سالیان کسب کرده است.بنابر این نگاه یکسویه به مشاغل زنان صحیح به نظر نمی رسد و حتی در صورت در نظر گرفتن صرف نیازهای مادی تقدیم حقوق ممتاز به زنان در محیط کار حال به هر دلیل و مصلحتی نتیجه عملی آن استفاده کمتر کارفرما و رئیس از کارمند و کارگر زن است آنچه امروزه کاملا واضح و مشهود است.

در اعلب مشاغل به خصوص مشاغل با مهارت های بالا و تخصصی و علمی تنها «مرد»می پذیرند،دلیل این تصمیم گیری کارفرما و رئیس کاملا عقلانی و مدیریتی است اما اثرات ناگوار این تصمیمات تنها به زنان محدود نمی شود چون نه تنها زنان از داشتن مشاغلی که در آن تخصص و مهارت دارند محروم می شوند،ودر نتیجه آن برای تامین نیاز(مالی-فطری)به مشاغل پائین تر و فاقد تخصص روی می آورند که علاوه بر مشکلات روان شناسی ناشی از نادیده گرفتن فرد در جامعه و عدم توجه به علایق و مهارت ها فرد دامن گیرشان می شود،بلکه مزد کم این مشاغل باعث بالا بردن ساعت کاری و اضافه کاری های اختیاری از سوی زنان می شود و خیلی پر واضح که حضور زن در محیط خانواده کم و انرژی جسمانی و روانی او رو به افول می رود و از سوی دیگر ضرری است که به جامعه وارد می شود که هزینه های ملی خود را صرف آموزش نمی از جمعیت کشور می کند ولی در نتیجه از استفاده از این مهارت ها و تخصص ها محروم می شود و سرمایه های ملی بر باد فنا می رود .

و نتیجه همین می شود که بخشی از مدیریت جامعه به این سمت سوق داده می شود که پذیرش دختران را در رشته های دانشگاهی محدود کنند .تازه ترین مورد همین تصمیم اخیر مبنی بر عدم پذیرش دختران در 77 رشته دانشگاهی است و توجیه شنیدنی بسیاری از روسای دانشگاه ها در مورد این موضوع که آمار نشان داده بسیاری از دختران آموزش دیده در این رشته ها به مشاغل دیگری روی آورده اند و یا شاغل نیستند. و این یعنی خط قرمز روی نیرو و انرژِی و تخصص و مهارت های نیمی از جمعیت کشور..یعنی گاه یک تصمیم می تواند ان چنان اثراتی داشته باشد که هر مسئولی را برتابد که تنها مشکل حوزه خودش را حل کند بدون اینکه ریشه دلایل بررسی شود که همین طور تا ثریا کج نشود….و ریشه فرار مغزها هم که همیشه در دل تمام تصمیم ها نهان هست.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)