
تجمع دختران دانشگاه بهشتی تهران
شعار می دهند: “ما نمیخواهیم بمیریم، همه به خونه میریم.”
*********
“از کار انداختن حضور حداکثری و اعتصاب عمومی چند روزه آنهم در اوج اپیدمی ویروسی که دولت و نهادهای ذیربط آن از مواجهه و مهار مرگ ناشی از آن عاجزند، نه یک ایدهی نوشتاری که یک ضرورت است.”
—————————
بحران ناشی از شیوع کرونا در تمامی شهرهای ایران، در مقام ضربهی دیگری از ناکارآمدی ساختاری جمهوریاسلامی بر جان و امنیت روانی جامعه فرود آمده است. عدم شفافیت رسانهای حاکمیت طی چهل سال گذشته، امری مسبوق سابقه بهوقت تمامی اعتراضات، کشتارها و حتی تبعیت از یک ژورنالیسم خبری فراجناحی بوده است. برای مردمی که جهت آگاهی از وقایع روز جهانی، مطلع شدن از چپاولهای دولتهای پیاپی، آمار تورمها و گرانیها و حتی انتشار حقیقی مرگ ناشی از زلزله و ویرانیها با رسانهای حکومتی و خادم نهاد مطلقهی ولایت فقیه مواجه بودهاند، شیوع کرونا و مرگهای ناشی از آن نیز از طریق مشاهدات منطقهای، دادههای شهری/روستایی و خبرسازیهای سیاسی طیف اپوزیسیون راست در تمامی اشکال آن میسر بوده است.
در این میان، کارزار قیاس شاخصی «وضعیت موجود ایران» با «راهکارهای مهار کرونا توسط خود مردم چین» بهمثابه دیدگاهی سرکوبگرانه و دستوری در شبکههای اجتماعی دست به دست میشود. آیا احتکار سازمانیافته و انبوه ماسک و پدهای الکلی، نبود کیتهای تشخیص کرونا در بیمارستانهای شهرهای ایران و عدم آمادگی وزارت بهداشت و بدنهی درمانی در مقابل شیوع پرسرعت ویروس کرونا، «عواملی غیرسیاسی» است که بهدست جمعیت مردمی حل شود؟
شهرهای چین پس از تعطیلی سههفتهای ابرکمپانیها تا ادارهها و دیگر واحدهای تولیدی خرد و کلان با ازسرگیری ۵۰ درصد خطوط تولید به نسبت ماه گذشته به کار خود بازگشتند. دفاتر ابرشرکتهای فناوری شامل اپل، سامسونگ، ماکروسافت، تسلا و دو دفتر گوگل در شهرهای هنگکنگ و تایوان پس از گسترش ویروس کرونا در شهرهای چین به حالت تعطیل درآمدند. دفاتر آمازون در پکن، شنزن، شانگهای و گوانگزو بهتازگی باز شده است و فیسبوک نیز علیرغم آنکه هیچ دفتری را در چین ندارد، از کارمندان خود خواسته است که تمامی سفرها را به چین در حالت تعلیق نگاه دارند. کارخانهی ژنگزو با نام مستعار «شهر آیفون» واحدی است که بخش عمدهای از آیفونهای جهان را مونتاژ میکند. این کارخانه نیز با نسبت یکچهارم کارگران تصمیم به راهاندازی خطوط تولیدی خود کرده است. برای سرمایهگذاران جهانی حوزهی فناوری در چین، چنین وقفهای در تولید، تنها بدل به آمار کاهش راندمان صادرات، به تعویق افتادن کارزار برندینگ و نگرانی از افول سود در دو ماه نخست سال جدید میلادی بوده است. شرکت اپل با اعلام کندی روند تولیدی حاضر در چین، وضعیت را خارج از پیشبینیهای اولیه اعلام کرده است. در این میان، آنچه که به خانهنشینی جمعیت انبوه کارگران، رانندگان جادهای، معلمان و تمامی صنوف اجتماعی چین انجامید، در کنار جلوگیری از تسریع اپیدمی، تجهیز دهها برابری کشور به کیتهای حرارتی تشخیص کرونا، واردات کالاهای بهداشتی و تخصیص ماسکها و خدمات درمانی در داخل منازل بهجای تخصیص هزینه در سطح شهر بوده است. کتمان اولیهی دولت چین از وجود مرگ ناشی از کرونا طی یک ماه و اتکا بر برنامههای گردشگری و چرخش سود ناشی از تولید، جمعیت گستردهای را بهسوی مرگ کشاند که این نیز خود حاکی از اهمیت ارزش کار در برابر جان نیروی کار بوده است.
به وضعیت موجود در ایران، سیاستورزی حاکمیت جمهوری اسلامی، فقدان تجهیزات پزشکی و شیوع کرونا در شهرها و روستاها بازگردیم. در گذار از قیاسهای بیاساس مواجههی شاکلهی ابتکارات مردمی چین در برابر بحران فعلی مردم ایران، دو گزارهی اعتصاب در غاییترین حالت ممکن و «دورکاری» در وهلهی دوم بهمیان میآید.
پس از اعلام تعطیلی مدارس آنهم پس از شیوع ویروس گسترده در استانها، انتشار نامهی درخواست تعطیلی دانشگاهها و اعتراضات دانشجویان در دانشگاههای شهرکرد، ایلام بهشتی و … نیز به میان آمد.
دانشجویان پیشقدم مطالبهای شدند که وزارت علوم، سازمان علوم پزشکی و وزارت بهداشت حتی به تبعات ناشی از شیوع گستردهتر ویروس هم وقعی نگذاشتند. وجود موارد مشکوک به کرونا در دانشگاهها نشانگانی از ابتلای چند ده دانشجوی دیگر در فضای بدون تجهیز مقابله با اپیدمی بوده است. در کنار پافشاری و مطالبهگری دانشجویان در تعطیلی دانشگاهها، جمعیت کثیر دانشجویان ساکن در خوابگاهها، کارگران، جمعیت بازداشتشدگان در زندانها، کارمندان، رانندگان، معلمان، کادرهای بیمارستان، سربازان حاضر در پادگانها، سالمندان و کودکان نیز با عدم دسترسی به مواد ضدعفونی کننده، ماسک، بیمارستانهای مجهز به کیتهای تشخیص کرونا و حتی درمان نیز روبهرو هستند.
آیا تعطیلی صرف مدارس و خالی شدن کلاس درس دانشجویان به معنای تضمین سلامت آنان در سطح شهر/روستا و خوابگاههاست؟ در فقدان صد در صدی کارآمدی دولت در مقام نهادی چپاولگر، آیا میتوان همچون بدنهی شهرداری و محسن هاشمی رفسنجانی در خانه نشست؟
طی روزهای گذشته، کدام اداره، سازمان و یا بیشمار شرکتهای خصوصی حاضر در شهرهای ایران، جهت جلوگیری از تسریع ابتلا به ویروس کرونا به کارمندان خود از حق دریافت مرخصی گفتند و یا «دورکاری» یا «کار خارج از محلکار» را به عنوان گزارهای رهاییبخشْ پیش پای کارمندان خود نهادند؟
در صورت اعلام چنین پیشنهادی از سوی نیروی کار نیز، آیا سه گزینهی سرعت پایین پهنای اینترنت کل کشور، دسترسی جمعیت کثیر این نیروها به فناوری و دامنهی شغلی آنان با مختصات «دورکاری» همخوان خواهد بود؟
عدم حضور گروهی نیروهای کاری یک اقلیت پراکنده در هر شهری به مثابه اخراج از کار و مرخصی بدون حقوق و مزایا معنا میشود. چنین جمعیت کوچکی خود را در مقابل عدم وجود امنیت شغلی، خارج شدن از بدنهی کار و تبعات ناشی از بیکاری خواهد دید. اما از کار انداختن حضور حداکثری و اعتصاب عمومی چند روزه آنهم در اوج اپیدمی ویروسی که دولت و نهادهای ذیربط آن از مواجهه و مهار مرگ ناشی از آن عاجزند، نه یک ایدهی نوشتاری که یک ضرورت است. چگونه میتوان از خواست اعتصاب عمومی سخنی نگفت، مادامی که حق بهرهمندی از تست ابتلا به کرونا نیز در دست اقلیت صاحب قدرت و سرمایه است؟ چگونه میتوان مابین خطر بیکارشدگی از معیشت و قرارگیری در شرایط اضطراری اپیدمی ویروس در جامعه قرار داشت و به بیکفایتی و چپاول ساختاری دولتهای پیاپی معترض نبود؟
وضعیت موجود، حتی بیمار را در مقام متهم و حاکمیت را در مقام نظارهگری بهتزده جازده است! این نگاه، جمعیت دستفروشان، کارگران فصلی، کارتنخوابها و کارگران مهاجر را با سبقهای دیگریستیز و بیگانه روبهرو میسازد. کسانی بیبهره از ماسک و دستکش که راه امرار معاششان جز با حضور در خیابانها ممکن نیست. خیابانهایی که حتی با تخصیص پول نیز، نمیتوان مجهز به رعایت نکات بهداشتی در آن بود.

اعتصاب در هنگ گنگ

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.