در چهار دوره انتخابات ریاست جمهوری هرچند که بخشی از نیروهای اپوزیسیون خواستار تحریم انتخابات شده بودند ولی میزان مشارکت عمومی در انتخابات بالا بود. نتیجه انتخابات بر زندگی عموم مردم تاثیر مستقیمی داشت و به همین دلیل بسیاری رای دادن را بهتر از منفعل بودن و یا تحریم انتخابات می دانستند.

روند برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در ایران دمکراتیک و آزاد نیست. شورای نگهبان اجازه نامزدی را به نیروهای سکولار و دگراندیش و حتی بخشی از نیروهای وفاداار به نظام اسلامی نمی دهد. اما آزاد نبودن انتخابات دلیلی بر قهر عمومی با انتخابات نشده بود.

اما در انتخابات مناقشه برانگیز دهم ریاست جمهوری صحت انتخابات با تردیدهای جدی مواجه شد. اگر پیش از این شورای نگهبان به چند نامزد مورد تایید نظام اجازه رقابت را می داد از آن زمان برگزاری رقابت سالم با تردید مواجه شد.

علاوه بر این در انتخابات گذشته نامزدها می توانستند با پررنگ کردن شکاف های اصلی جامعه نظر شهروندان را به برنامه های خود جلب کنند. محمد خاتمی با طرح گفتمان قانون گرایی، آزادی و مردمسالاری دینی توانست در دو انتخابات نظر عموم مردم را به خود جلب کند. پس از هشت سال اصلاحات بی ثمر بخشی از جامعه امکان اصلاحات را غیر ممکن دانست و با انتخابات قهر کرد. اما محمود احمدی نژاد با انگشت گذاشتن بر روی شکاف فقیر غنی و توزیع ناعادلانه ثروت توانست در برابر هاشمی رفسنجانی (سمبل فساد مالی ) پیروز انتخابات شود. او با وعده آوردن پول نفت بر سفره مردم توانست نظر بخشی از جامعه را جلب کند.

سوال پیش رو این است که آیا نامزدهای انتخابات پیش رو در ۴۰ روز آینده می توانند هواداران خود را متقاعد کنند که رای آنها واقعا شمارده خواهد شد؟ علاوه بر این آیا آنها می توانند با انگشت گذاشتن روی شکافها رای دهندگان را متقاعد کنند که می توانند برای مشکلات را حلی داشته باشند؟

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)