قسمت اول؛ قیام دکابریست ها قیام بد فرجام آریستوکرات ها

“توده ها چیزی نیستند، آنها تنها آن چیزی خواهند بود که افراد برجسته بخواهند،افراد برجسته ای که همه چیزاند” (کلنل پاول پاستل از رهبران قیام)

در سال 1816 سی نفر از افسران جوان ارتش تزاری که عمدتا در جنگ 1812 برعلیه ناپلئون حضور داشتند؛ اولین انجمن مخفی سیاسی روسیه را به نام «اتحادیه نجات» یا «انجمن فرزندان واقعی و وفادار میهن» تاسیس کردند. هدف اصلی این گروه لغو برده داری و مشروطه کردن سلطنت مطلقه تزار بود.

این انجمن با الگو برداری از ساختار تشکیلاتی انجمن مخفی فراماسونری در اروپا تشکیل شده بود و در آن اعضای رده اول از تمامی اهداف و برنامه های تشکیلات اطلاع داشتند و دو لایه دیگر اعضا که توسط اعضای رده اول عضوگیری می شدند تنها از آرمان و اهداف کلی اطلاع داشتند و ملزم به فرمانبرداری از لایه های بالاتر بودند.

عمده فعالیت این انجمن نخبه گرا، یافتن الگوی جدیدی بود برای حکومتداری روسیه؛ و بر این اساس اقدام به بررسی الگوهای حکومت داری در سه کشور انگلیس، فرانسه و آمریکا کرده بودند که به ترتیب در سال های ۱۶۸۸ (انقلاب انگلستان -دموکراسی پارلمانی)، ۱۷۷۶ (انقلاب آمریکا- تاسیس ایالات متحدهٔ آمریکا )و ۱۷۸۹( انقلاب فرانسه -گسترش ایده جمهوری خواهی) اشکال جدیدی از حکومت داری را به جهان عرضه کرده بودند. اما اختلاف نظر بین مدافعان تغییری انقلابی که قائل به حذف امپراتور به سبک جمهوری خواهان فرانسه بودند و مدافعین رفورم و الگوی سلطنت مشروطه انگلیس که حاضر به قتل و حذف سلطنت نبودند؛ باعث شد انجمن در سال 1818 منحل شود و در غالب دو انجمن مخفی مجزا به فعالیت خود ادامه دهند. هر دو گروه اما در مورد پایان دادن به حکومت خودکامه اتفاق نظر داشتند.

در اول دسامبر 1825، پس از مرگ الکساندر اول، از آنجایی که وی فرزندی نداشت بر طبق قوانین می بایست برادر دوم وی یعنی کنستانتین، بعنوان تزار روسیه تاج گذاری کند اما از آنجایی که کنستانتین در سال 1823 به طور خصوصی از عنوان جانشینی تزار انصراف داده بود و از آنجایی که به صورت علنی به مردم روسیه اعلام نشده بود اعلام مراسم تاجگذاری برای بردار جوان تر یعنی نیکلا ، تردید های جدی در بدنه افسران ارتش و توده مردم بر سر مشروعیت این تزار جوان ایجاد کرد و این تردید ها بهترین فرصت را در اختیار دو انجمن مخفی قرار داد تا با برنامه ریزی یک توطئه غافلگیرانه به بهانه دفاع از کنستانتین در مراسم تاجگذاری، نیکلا را مجبور به پذیرش سلطنت مشروطه کنند یا برای همیشه دودمان خاندان سلطنتی را برچینند.

قیام در روز 26 دسامبر درست در لحظه تاجگذاری با شعار زنده باد کنستانین آغاز شد اما تنها رده های بالا از اهداف انقلابی قیام اطلاع داشتند چرا که افسران شورشی می دانستند چنین هدف تندروانه ای بعید است با حمایت اکثر سربازان روبرو شود و از اینرو مقاصد انقلابی خود را اظهار نکردند شورشیان تنها موفق شدند با شلیک چند گلوله نیکلا را زخمی کنند ولی وفاداری برخی از افسران به تزار وعدم آمادگی سربازان در مقابل چنین وضعیتی باعث شد قیام به شکست بیانجامد و پس از آن بسیاری از نخبگان پیشرو جامعه روسیه، که در سمت ها و موقعیت ها بالای نیز حضور داشتند به اعدام و تبعید محکوم شوند و همچنین تزار نسبت به روشنفکران و تحصیل کردگان غربی نگاه بسیار منفی پیدا کند.

در اسنادی که پس از انقلاب اکتبر از متن بازجویی این شورشیان منتشر شد چنین آمده:
“..درست است که به علت عدم تناسب نیروها و قلت افرادی که آماده این امر شدند، قیام بیش از چند ساعتی دوام نیافت؛ مع ذالک بازهم جای خوشوقتی است که این ندا طنین افکند.”
“ولی ما با همه این ها رعد بهار آزادی روسیه غرید. بگذار که ما قربانیان آن باشیم. آنچه را که ما آغاز نمودیم نسل های آینده به پایان خواهند رسانید.”

این شورش که انقلابیون روسی آن را طلیعه تاریخ قهرمانی روسیه جدید می دانند اولین ندای آزادی خواهی را در قلمرو حکومت تزاری طنین انداز کرد. پوشکین شاعر مشهور روسیه، یکی از دکابریست ها بود که به تبعید محکوم شد. این شورش به قیام دسامبریست ها (برگرفته از ماه قیام دسامبر) معروف شد که در تلفظ روسی دکابریست خوانده می شود.

“من با اشعارم احساسات منجمد بی حرکت انسان ها را تکان دادم. در دوره ظلم و زورگویی آزادی را به آواز کشیدم. سرود نزدیک شدن انقلاب را سر دادم و مردم را دعوت به هم دردی با خانواده های شهدای اعدامی کردم. تا زمانی که یک شاعر روی کره زمین باشد، دیگران از من یاد خواهند کرد. شاعر نه تنها معلم و برگزیده ملت بلکه پیام آور راستی و عدالت نیز باید باشد.”
پوشکین

 

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)