بدون پیوند زنده ی سوسیالیسم با جنبش کارگری، هیچ راهی برای رهایی از بردگی سرمایه گشوده نمی شود. تاریخ خونبار جنبش کارگری از آغاز پیدایش خود تا کنون بیانگر دو سناریو سرخ و زرد می باشد. جنبش کارگری درآنجا به پیروزی دست یافت که با سوسیالیسم انقلابی در هم سرشته شد. جنبش، در آنجا با شکست و اسارت تا کنونی دچار شد که با سوسیالیسم انقلابی در پیوند نشد. پیروزی طبقه کار در یک انقلاب برای نخستین بار در اکتبر ۱۹۱۷ زمانی در روسیه به حقیقت پیوست که سوسیالیسم انقلابی و حزب کمونیست انقلابی، شوراهای کارگری و تهی دستان شهر و روستا و سربازان و ملوانان انقلابی و کمیته های کارگری در شرایطی ویژه با طبقه کارگر در پیوند ارگانیک بودند. همه این نهادهای طبقاتی در سوخت و ساز طبقه در تمامی عرصه های کار و پیکار و زندگی در تبادل تجربه و آگاهی و کارکرد، همانند یک سیستم از درون در هم تنیده شده بودند. اگر آلمان و فرانسه را مرکز جنبش کارگری-سوسیالیستی سال ۱۸۴۹ تا ۱۸۵۱ بدانیم، زمانی این جنبش در اروپا و به پیرو آن در تمامی جهان، به شکست و زردی گرایید و به وسیله سرمایه به یاری رفرمیسم و مکانیزم های اتحادیه گرایی و سندیکاهای صنفی و اکونومیسم (مبارزه اقتصادی) به گروگان گرفته شد که سوسیال دمکراسی منجی سرمایه گردید و کمونیست ها و جنبش سوسیالیستی از جنبش کارگری به دور افتادند.

در ایران، طبقه کارگر از دیماه ۹۶ تا کنون (آبان ماه ۹۸) روزی نیست که به گونه ای سراسری به افزون بر ۵۰۰۰ اعتصاب و همایش اعتراضی با رهبران و پیشاهنگان بالنده و محلی در محل کار و تولید و خیابان فریاد نزند. جنبشی که از همان بهمن ۵۷ به خیابان آمد و پیوسته هزینه های تا پای جان و زندگی بخشید. رژیم به پشتوانه حکومت های سرمایه جهانی و کارگزاران بومی، با کشتار افزون بر ۱۰۰ هزار نفری دهه ۶۰ و جنگ ۸ ساله و اسلام سیاسی توانست تثبیتی نسبی یابد. شعار “نان، کار، آزادی، خودگردانی شورایی” در دیماه ۹۶ و حضور میلیونی تهی دستان شهر و روستا در آبانماه ۹۸ حضور طبقاتی و جنبش ضد سرمایه داری و آمادگی طبقه کارگر برای پیوند با سوسیالیسم را فریاد می زند. در خیزش آبانماه ۹۸ رژیم با ۱۵۰ هزار نیروی ویژه و سرکوبش در برابر خیزش ۱۵۰ شهر و شهرک و حاشیه نشین، مرگ را در برابر خود دید، هراسید و لرزید. توده های کار و زحمت، آزمونی تاریخی یافت، اراده و نیروی مادی خود را تجربه کرد و در میدان و سنگر مبارزه سیاسی، دریافت که دیگر به هیچ جناح-باندی از حکومت دلبسته نیست و سرنگونی را شعار داد. این یک پیروزی درخشان این برهه از جنبش است.

خیزش نشان داد که از جانبازی در راه سرنگونی حکومت اسلامی، دریغ نخواهد کرد. اما دریغ از نبود رهبری مادی و نبود پیوند ارگانیک سوسیالیسم با جنبشی که در تاریخ ایران بی مانند است. اینک به اعتلا انقلابی نزدیک می شویم، این روند می تواند به ناگهان به شرایط انقلابی فراروید. پیداست که این نیروی بیش از ۷۰ میلیونی به خیزش برآمده، بدون آگاهی، سازماندهی، رهبری انقلابی و گزینه قدرت سیاسی، اسارت تاریخی دیگری در برابر دارد. باید پذیرفت که گزینه ی ضد انقلابی به جای گزینه انقلابی، موجودیتی مادی دارد. اگر جنبش انقلابی، به پاسخگویی این نیاز برنیاید، گزینه اسارت آور سرمایه، به پشتوانه تمامی امکانات سرمایه جهانی، ۴۰ سال مبارزه خونبار کارگران و تهی دستان شهر و روستا و سوسیالیست ها را در برابر چشمان حیران همه ما همانند سال ۵۷ مصادره خواهد کرد. مسئولانه باید بی درنگ به جبران زمان از دست رفته به پاخاست. تاریخ و داوری اش هیچ درنگی را نمی پذیرد و نمی بخشاید. ما در یک برهه و یک جنگ عظیم طبقاتی و تاریخ ساز قرار داریم. باید با تمامی نیرو به پاسخگویی ملزومات پیروزی و نیازهای مبارزاتی برآییم. بدون برنامه نمی توان حتی به یک مسابقه فوتبال دوستانه پرداخت.

سازمانیابی هسته های کارگری-سوسیالیستی* سنگر بتونی تونل ها و بنای سنگرهای این مبارزه طبقاتی است که باید سنگر به سنگر با حضور کارگران پیشرو و سوسیالست ها، این شبکه ها گسترش یابند.

هسته های کارگری سوسیالیستی را می توان برنامه و نقشهء سازمانیابی طبقه کارگر برای مبارزه ای پیروزمند و سلول های شبکه‌هایی نامید که کل طبقه کارگر را نمایندگی می کنند و پیوند و پوشش می دهند.

خودویژگی‌های همگانی و وظایف هسته‌های کارگری-سوسیالیستی:

۱- شعار “نان، کار آزادی، خودگردانی شورایی” از این گذار، مادیت می یابد.

۲- بذرهای رویشی شوراهای کارگران هستند.

۳- یک سیستم سازی نوین است که به ضرورت عینی سازمانیابی و آگاهمندی نهادینه پاسخی مادی می دهد.

۴- هسته های کارگری-سوسیالیستی راهگشای پیوند مادی تئوری درون جنبش هستند. “…تئوری، تنھا آن زمان به قھر مادی تبدیل می شود که توده ھا را در برگیرد. تئوری زمانی توده ها را در بر می گیردکه سفسطه بازی را نشان دھد…”.(کارل مارکس: سھدست آوردی به نقد فلسفه حق ھگل- ١٨۴۴)

۵- ضدهژمونیست بوده و به شیوه شورایی، رهبری کننده اند.

۶- هسته ها…، آموزش دهنده‌ و آموزش یابنده اند یا به بیانی، نهادینه سازِ «دانش مبارزه طبقاتی» درون طبقه کارگر هستند.

۷- شرایط حاکمیت استبداد، به صورت مخفی و متناسب با مجموعه شرایط سیاسی و امنیتی، سازمان می‌یابند.

۸- رهبری مبارزات کارگران را درون طبقه (یعنی به وسیله خود کارگران) سازمان داده و نهادینه می ‌کنند.

۹- مبارزات هسته‌ها، شوراگرایانه و مبتنی بر خرد طبقاتی است.

۱۰- از الگو بردازی به دور بوده و بورکراتیسم و فرماندهی را بر نمی‌تابند.

۱۱- آنارکوسندیکالیسم، ولونتاریسم (اراده گرایی) و صنفی گرایی را مردود می‌شمارند.

۱۲- در مبارزه در برابر مناسبات مبتنی بر خرید و فروش نیروی کار، قانونیت و مشروعیت سرمایه را به چالش می‌گیرند.

۱۳- برخلاف تشکل‌های صنفی- سنتی که در نظم سرمابه ‌زمینگیر می مانند، هسته‌‌های کارگری- سوسیالیستی، سنگ بنای سازمان‌های پرولتری می باشند.

۱۴- با پراتیک خود،‌ روشنفکران سوسیالیست را به درون طبقه‌کارگر سازماندهی کرده تا به همراه اعتلاء «آگاهی طبقاتی» به «خودآگاهی توده‌های مولد»، تبادلات اجتماعی را در مقابل بوروکراتیسم و نخبه گرایی، ایمن داشته و توانمند سازند.

۱۵- با نفی هرآنچه که مربوط به گذشته است یعنی شناخت و نقد همه جانبه ماهیت جامعه‌ی طبقاتی، در «ضرورتی نمایان»، ازاین دانش نیرو می گیرند تا کهنگی‌ها و تثبیت‌شدگی‌ها را به مبارزه و دگرگونی بخوانند و به چالش بکشانند.

۱۶- این نهاد طبقاتی (هسته ها) در نقد موجود از خود بیگانگی‌ خانواده، خانواده کارگری را به کانون سوخت و ساز خویش و تبادلات سوسیالیستی فرا می رویاند.

۱۷- همراه با سمت و سوگیری به سوی کارگران پیشرو، با چرخش به سوی کار پیچیده و «تاریخا ضروری» بر خلاف اتحادیه گرایی، مباره طبقاتی برای لغو مالکیت خصوصی بر ابزار تولید را هدف می گیرد.

۱۸- در پیوند با سوخت و ساز کارگران، دارای آن پتانسیل سازمان‌یابی است که «کارگران ساده» را تا سطح پیشروتر طبقه کارگر، فراکشیده تا توان دریافت‌های تئوریک به گونه ای به نسبت موزون در درون طبقه‌کارگر گسترش یافته و پایه مند شود.

۱۹- تدارک سازمان‌یابی هسته های کارگری – سوسیالیستی، در راستای دستا‌ورد خیزش خودآگاهانه شوراهای خودگردانی اقتصادی، سیاسی و اجتماعی کارگران، ‌بهینه ترین تبادلات را در عرصه‌ی مبارزات کارگری پیشنهاد می‌کند.

۲۰- هسته های کارگری- سوسیالیستی، به سان کارآمدترین راه کار و روش مندی سیستمی در سازمان‌یابی، حاکمیت شوراهای خودگردان و آگاه پرولتاریا را در سازماندهی «سوسیالیسم گذار»، در افق دارد.

۲۱- تنها این گونه سازمان‌یابی است که استبداد ذاتی سرمایه را می‌شناسد و می شناساند و نشانه می رود.

۲۲- در کمون پاریس و شوراهای بیکاران در پتروگراد و مسکو در سال ۱۹۰۵ و نیز در سال‌های آغازین انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ در روسیه پتانسیل و توان سازنده و آفریننده‌ی و کارکردهای انقلابی پرولتاریا به آزمون در آمد.

۲۳- در ماههای پیش از انقلاب اکتبر در روسیه، کمیته های کارخانه با سازمانیابی هسته ها، پیشروتر از شوراهای هنوز متوهم اس آرها و منشویک ها، امر انقلاب کارگری را رهبری کردند.

۲۴- سامانیابی هسته های کارگری-سوسیالیستی- ‌زمینه ساز ضروری برای تدارک جنبش نوین شورایی در راستای خودرهایی طبقه کارگر می باشد.

۲۵- به هم پیوستن این هسته‌ها، در تلفیق کار مخفی و علنی، و شرکت در مبارزات طبقه کارگر، شبکه‌های اجتماعی تاریخاً ضروری مبارزه طبقاتی را سامان می‌دهد.

۲۶- سازمان‌های انقلابی و طبقاتی کارگران، از این شبکه‌ها و از درون و بر بستر این کارزار طبقاتی سازمان‌می یابند.

۲۷- احزاب و سازمانهای سوسیالیستی موجود در پیوند با چنین هسته هایی اند که بدور از سکتاریسم، ارتباط مکانیکی و با پرهیز از هرگوته فرماندهی و هژمونی از بالا، در پراتیم مبارزاتی شرکت جسته و به صورت دیالکتیکی با جنبش کارگری پیوند می یابند.

*************************************************

* -ایده ی کلی و عام هسته های کارگری سوسیالیستی، برای نخستین بار در سال ۱۹۹۸ از سوی بنیانگزاران “شورای کار” (کمون) مطرح شد. با کتاب “اتحادیه های صنفی نهادهایی برای گذشته” (عباس منصوران-۲۰۰۳) نظم یافته تر و در۶ سپتامبر ۲۰۱۱ و ۵ دیماه ۱۳۹۸ ویرایش دوباره یافت.

5 دیماه ماه ۱۳۹۸
۲۵ دسامبر ۲۰۱۹

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)