چنین روزی در چند سال پیش(مجموعه دی ماه)
درمجموعه دی ماه به موضوعاتی مانند:
ولایت فقیه،اخباری گری در نظام ولایت فقیه،حکومت ولی فقیه و شرکا،ماهیت حکومت اسلامی و جمهوری اسلامی، استبداد و دیکتاتوری،سلطنت فقیه، مجلس خبرگان رهبری، شورای نگهبان، نظارت استصوابی، وحدت در نظام ولایت فقیه،مصلحت نظام، مصلحت مردم، احکام اولیه و احکام ثانویه، دفع افسد به فاسد، اعتراضات آبان ماه،17دی،روز کشف حجاب، حجاب و بی حجابی، افشاگری دانشجویان پیروخط امام، آیت الله منتظری،خمینی، خامنه ای، سید احمد خمینی هاشمی رفسنجانی، مصباح یزدی، محمد یزدی، موسوی خوئینی، مهدی بازرگان میرحسین موسوی،احمد جنتی،مصطفی رحیمی،و…پرداخته ایم.
آنچه دراین مجموعه و در پاورقی های مرور مطبوعات دهه های گذشته می خوانید، براساس دیدگاه و تجربه حضور نویسنده درانقلاب57 است.
گفتنی است ایام یهمن ماه را بطور روزانه در تلگرام و فیس بوک اینجانب و هم چنین سایت تریبون زمانه مشاهده کنید.
محمد شوری(نویسنده و روزنامه نگار)
سی ام دی نود و هشت
t.me/shourimohammad
https://www.facebook.com/assize.mahkame/

چنین روزی درچندسال پیش
4دی1394
مجلس خبرگان رهبری؛س
بی خاصیت ترین نهادپس از انقلاب!
روزنامه همشهری4دی۱۳۹۴
محمد یزدی:
[نگرانی رئیس مجلس خبرگان از ثبت نام 800نفربرای کاندیداتوری این مجلس؛ اهداف دیگری پشت پرده این نام‌نویسی ‌هاست]!
رئیس مجلس خبرگان رهبری،با انتقادازثبت نام۸۰۰کاندیدابرای ۸۸کرسی مجلس خبرگان،گفت: [به نظرمی‌رسداهداف دیگری پشت پرده این نام‌نویسی‌هاست، بنابراین بایدمراقب بود،زیرا وضعیت حساسی براین مجلس حاکم است]!
پاورقی:
طبق اصل111قانون اساسی: [هرگاه رهبرازانجام وظایف قانونی خودناتوان شود، یافاقد یکی ازشرایط مذکوردراصول پنجم ویکصدونهم گردد،یامعلوم شودازآغاز فاقد بعضی ازشرایط بوده است،ازمقام خودبرکنار خواهدشد]!
گفتنی ست که طبق اصل99 شورای نگهبان-که خودمنصوب رهبراست_وظیفه دارد برانتخابات مجلس خبرگان رهبری نظارت کند؛وبراساس تفسیرخودازاصل 98که حق تفسیرقانون اساسی ونظارت رابه این شوراداده واین نهادآنرا[نظارت استصوابی] تعربف کرده،حق داردنامزدهای این مجلس راردصلاحیت یاتائید کند!!که درحقیقت اعضای مجلس خبرگان رهبری به شکل غیر مستقیم خودمنصوب رهبری هستند!! وباتوجه به اینکه تغییر قانون اساسی هم منوط به اجازه رهبری ست،لذاهیچ راهی رابرای اصلاح وتغییربه شیوه اصلاح طلبانه نگذاشته اند.
اگراین مجلس بدرستی وظیفه خودراانجام می داد،نه الان ولایت فقیه درحدخدا پرستش می شدونه جامعه امروزمابه این وضعیت بحرانی وبیماری های بدخیم مبتلا می شد.فلاکت وغوطه ورشدن امروزجامعه ما درمنجلاب فساد، و ریختن خون مردم بی گناه در اعتراضات مدنی،همه و همه مسئولیتش متوجه رهبری ست که طبق همین قانون اساسی تمامی قدرت اجرایی و تصویب قوانین در ید اوست!
می توان به ضرس قاطع گفت که مجلس خبرگان رهبری ازبی خاصیت ترین نهادهای پس از انقلاب است.
چهارم دی نودوهشت
محمد شوری(نویسنده و روزنامه نگار)
چنین روزی در چند سال پیش
5دی1366
ولایت فقیه؛نمی شود بالای حرف او حرفی زد!
روزنامه جمهوری اسلامی5دی1366
هاشمی رفسنجانی[خطبه نمارجمعه]
«مردم می خواهندبه تلویزیون گوش دهندودرعین حال تردیدداشته باشندکه اینکه حالا دارند گوش می کنند شرعی است یا نه؟دارند ثواب می کنند یاگناه؟این مسائلی است که قطعا باید حل شود وحل شدن آن درشرایطی که ما داریم، خوشبختانه محور دارد،یعنی ما مرجع و ولی فقیه داریم که در ولایت فقیه هیچکدام از ما که نظام را قبول داریم،تردیدنداریم که حرف آخر را ولی فقیه می زند و خوشبختانه ولی فقیه ای که خداوند در این مقطع به این ملت داده کسی است که نمی شود بالای حرف او حرفی زد.
اگر علم مطرح است،ماعالم تر از او کسی را سراغ نداریم.اگر شعور، استعداد و تیز بینی مطرح است،ما کسی برتر از او سراغ نداریم.و با قاطعیت عرض می کنم اگر تقوا و تعهد به اسلام است، ما کس دیگری را بالاتر ار امام سراغ نداریم.اگر عرفان، آشنابی با خلقت و فلسفه خلقت و جهان طبیعت است، بالای دست او ما امروز فیلسوفی نداریم. اگر سیاستمداری است که جهان را بشناسد و بتواند درشرایط جاری تصمیم مناسب را بگیرد ما ایشان را در حد اعلی می دانیم و اگر شجاعت و اظهار نظر است که شماهابارها تجربه کرده ایدکه چه عنصر شجاعی درراس این نظام قراردارد».
پاورقی:
«وشاورهم فی الامر» آن هم مثلث سید اجمد خمینی،هاشمی رفسنجانی،سید علی خامنه ای بوده است!
خمینی در سال1365یک بار تا یک قدمی مرگ رفت، و در طول دوران انقلاب،جایی به آن صورت نرفت و تقریبا باب مصاحبه با خبرنگاران را هم بست؛ از مطبوعات که گیر می دادند خوشش نمی آمد،و تمام دریافتی ها و آگاهی های وی از اوضاع جنگ و جامعه صرفا از ناحیه مثلث فوق بود و افرادی که گه گاه می توانستند با ایشان ملاقات حضوری کنند،شجاعت رک گویی و بیان واقعیت ها را نداشتند و تنها افرادی خاص و با جهت گیری های خاص،آنهم از راه نزدیک شدن به سید احمد خمینی سعی داشتند ایده ها و تحلیل ها و اخبار خود را به ایشان قالب کنند تا بر امور جامعه مسلط و غالب باشند!
الان به ولایت فقیه واژه «مطلقه» هم اضافه شده و پس از مرگ خمینی و طبق قانون اساسی جدید قدرتی بیش از حد به وی داده اند؛ و برای آن غلو گویی بسیار تا مرز الوهیت و خدا داده می شود.ولایت فقیه امروز ما ،همان فرعونی است که خدا در قرآن آن را توصیف کرده،الان ولایت فقیه چون یگ گوساله سامری جانشین خدا شده و پرستش می شود و کسی را قدرت آن نیست که بالای حرف خامنه ای حرفی بزند!
پنجم دی نود و هشت
محمد شوری(نویسنده و رونامه نگار)
چنین روزی در چند سال پیش
9دی1362
اخباریگری در حکومت ولی فقیه و شرکا!
[کتاب درمکتب جمعه،ج7،ص 326،خطبه نمازجمعه،امامی کاشانی]:
[یکی ازمسائلی که پیش آمد، مساله اخباریگری بود.اخباریگری این بود که عده ای از بزرگان و محدث بزرگ مثل ملا امین استر آبادی و عده دیگری آمدند عقل را از حجت انداختند. اجماع را هم از حجت انداختند.گفتند: به قرآن و اخبار عمل می کنیم. قرآن هم گفتند: آن آیاتی که روایات معنا کرده،…و یک بخشی از آیات از کار افتاد. عقل را و اجماع را هم که رها کردند و یک جمود و خشکی در فقه اسلام پیش آمد…امروز ممکن است یکی از معیارهایی که بعضی ها به کار ببرند یک معیار جمود فقهی باشد. یعنی نرود ببیند که امام در مطالب دیگر چه گفته و با این جمود افراد کارا و مسلمان و متعهد را کنار بزند. این حذف کردن ها و کنار زدن ها، همه بر اساس معیارهای اول و دوم و سوم نیست که یک نفر بگوید من که آدم چاپلوس و متملق نمی خواهم که مشمول آن کلمه بشوم؛ من که یک آدم خود رای و خود محوری هم نیستم که مشمول آن کلمه بشوم؛ من یک آدمی که باصطلاح بخواهم یک چیزهایی را برای خودم عنوان بکنم و طرح بکنم و بگویم که این امور مطرح باشد که باند من است، تیپ من است، جمعیت من است، برادر و دوست من است، این طور هم که نیستم. پس بنا بر این معیارهایی که من انتخاب می کنم و گزینش، و کاری که من در تشکیلاتم می کنم دیگر اسلامی هستم،نه! ممکن است مذهبی باشد ولی یک مذهبی خشک باشد.نیروهای خادم به اسلام و انقلاب از درهای مختلف ممکن است کنار زده بشوند. گاهی از در تندروی ها و خود محوری ها رد بشوند و گاهی از راه جمود و به عنوان دین و مذهب و وظیفه اسلامی رد بشوند. تمام این ها لطمه به نظام جمهوری و خدمت به این نظام است…].
پاورقی:
یک نوع اخباریگری منحصربفرد در تبیین و تصویب قوانین و ایضا، انتصاب و انتخاب مدیران در 41سال سلطنت فقیه، حکمفرما است.
اخباریون در مقابل عقلیون؛ کسانی بودند و هستند که دربیان احکام اسلام و قرآن می گفتند: ما از خودمان حرف و سخنی نداریم؛ و جز قال الباقر و قال الصادق، در تبیین و تدوبن احکام و فتاوی و مقررات دینی، کلمه ای بر زبان نمی آوربم! آن ها عقل را در پروسه اجتهاد تعطیل کردند.
هر چند در مقابل اخباریون، عقلیون، باصطلاح باب اجتهاد و تفقه در دین را باز گذاشته و غیر از روایات، عقل و اجماع را هم در استنباط ازکتاب مرجع و پایه (قرآن)،دخالت می دهند،اما یک جمود و خشکی و انسداد و اخباریگری مستتر و پنهان سال هاست که برنظام حوزوی (بخصوص حوزه های علمیه نجف و کربلا و قم) سایه افکنده و ما اجتهاد و دریچه های ویژه ای ندیده ایم؛ هر چه بوده بیشتر رونویسی بوده، و یک دور باطل!
با تاسیس جمهوری اسلامی_که پایه و اساس آن اجرای فقه و دخالت و حضورش در تدوین و تصویب قوانین است_علاوه بر شدت و استمرار آن دور باطل، با پایه گذاری بدعت ولایت فقیه در دین، و سلطه فقیه بر مدیریت کشور، اخباریگری ویژه نظام ولایت ففیه نیز بر امور مسلط شد!
هر چند پیش از تاسیس جمهوری اسلامی مراجع و مجتهدین بنا بر اجتهاد و آرای خود گاهی هم احکام و فتاوی متفاوت صادر می کردند و مقلدین نیز بنا بر اختیار، از مرجع مقبول خود تمکین می کردند، و باصطلاح تفاوت آرا و آزادی انتخاب در میان بود، اما پس از انقلاب، همه امور حکومت از ذیل تاصدر، در اختیار ولایت فقیه قرار گرفت و از آنجا که در رساله های عملیه همه مراجع آمده است: که تقلید از مرجع اعلم واجب است،و چون الان در حکومت اسلامی هستیم و ولی فقیه برآن حاکم است، لذا او هم اعلم است و هم اطاعت از وی بر همه، و حتی دیگر مراجع تقلید و مجتهدین هم واجب است! و از آنجا که بنا بر الزامات زمانه و پیشرفت تکنولوژی، و باز شدن درهای آگاهی بر روی عوام، حکومت فقیه برای اداره امور با موانع و درهای بسته روبرو شد، لذا بنا بر همان قاعده فقهی خود فقهیان، که احکام را به اولیه و ثانویه تقسیم کرده اند یعنی مثلا: روزه واجب است(حکم اولیه) برای بیمار واجب نیست(حکم ثانویه)، آمدند برای رتق و فتق امور و باصطلاح تدبیر مدن، مجمع تشخیص مصلحت نظام را تاسیس کردند؛ که این مجمع اکثریت مطلق اعضای آن توسط ولی فقیه منصوب می شوند و لذا و بالطبع و در نتیجه تمامی تصمیمات مجمع، متاثر از عقاید و دیدگاه و نقطه نظرات ولی فقیه خواهد بود.و تجربه هم آن را اثبات کرده است. در حقیقت مصلحت ولی فقیه،همان مصلحت جامعه و مردم می شود!
هم چنین با در نظرگرفتن اختیارات شورای نگهبان-که اعضای این نهاد نیز خود منصوب ولی فقیه هستند-که تفسیرقانون اساسی را بر عهده آن ها گذاشته، و آن ها نیز طبق وظیفه شان(که همان قانون اساسی آن را بر عهده شان قرار داده)، نظارت بر انتخابات را، نظارت استصوابی تعریف و تفسیر کردند و آنرا اجرا.و با ادامه این روند، در طول این سال ها، از ورود افراد دانشمند، متخصص، ماهر، مدیر، مدبر، سالم و عاقل به عرصه مدیریت اجرایی و پارلمان جلوگیری کردند و یک جمود، قشری نگری، انجماد و انسداد و انحصار بر جامعه، دولت و حکومت حاکم شد.
فساد موجود، فاصله طبقاتی، و بوجود آمدن یک طبقه مرفه متعفن بی درد ویژه حکومتی و وابستگان و دوستان(خواص)، فقر و فحشا و اعتیاد و ورشکستگی اقتصاد، همه ناشی از همین تسلسل و دور باطل است. و از آنجا که دایره هر روز تنگ و تنگ تر می شود، و حفظ نظام_که همان حفظ حکومت ولی فقیه و شرکای آن است_ارجح است به حفظ اسلام و قرآن و مردم، لذا برای تداوم و ادامه حیات در یک دور باطل و سیکل معیوب برای جلوگیری از بک فساد بزرگتر،(طبق استنتاجات ففهی فقها!!)مجبور شدند یک فساد کوچک انجام دهند(همان تئوری: دفع افسد به فاسد!). و آنقدر ادامه پبدا کرد که دیگر معلوم نیست کدام فساد خرد است و کدام فساد کلان!!و این چنین شد که برای حفظ حکومت ولی فقیه و شرکا، بر خلاف نص صربح قرآن که کشتن و قتل یک فرد بی گناه را مساوی با قتل و کشتن یک جامعه می داند و آن را گناهی نابخشودنی، برای مصلحت و حفظ نظام، در اعتراضات آبان ماه، بی گناهان بسیاری به قتل رسیدند!
نهم دی نود و هشت
محمد شوری(نویسنده و روزنامه نگار )
چنین روزی درچند سال پیش
11دی1358
کدام دادگاه حق داردبر خلاف قضاوت مردم قضاوت کند؟
روزنامه بامداد۱۱دی1358
بازرگان در پاسخ به موسوی خوئینی ها:
جناب آقای موسوی خوئینی!
جنابعالی روز شنبه ۸دی در اجتماع برابر سفارت سابق آمریکا بااشاره به افشاگری های دانشجویان پیرو خط امام و عنوان کردن سیاست گام به گام،به کنایه و واضح نهضت آزادی ایران را مورد اتهامات ناروا وحملات بی محابا قراردادید.
حقایق وواقعیت ها طوری است که دوستان نهضت واینجانب می توانیم جواب رسا به اظهارات شما ودیگران بدهیم ولی بنا به مصلحت مملکت وانقلاب از حق دفاع مشروع صرف نظرکرده به سوال ذیل اکتفا می نمایم:آیا آمریکا ودشمنان داخلی از سیاست بقول جنابعالی گام به گام بیشتر شادمی شوند یا از اینکه سازندگان ودست اندرکاران انقلاب اسلامی در حساس ترین روزها به جان یکدیگر بیفتند؟
خدا عاقبت ما را بخیر کند!
پاورقی:
موسوی خوئینی ها گفته بود:[روزنامه بامدادامروز۹دی1358]
[ملت قضاوت کرد،دادگاه حق قضاوت خلاف آن راندارد!
درافشاگری هاسرجنگ بااشخاص ندارند.و این چه سخن بیهوده ای است که بعضی از نویسندگان گفته اندبایدابتدااسنادبه مراجع صلاحیت دارتحویل داده شودو آنان بررسی کنندتااگرمصلحت بودافشا گردد.کدام مصلحت؟
سوال ملت ایران امروزاین است که این همه اسنادی که در مرکزاسنادساواک ایران وجود داشت کدامیک برای ملت ایران افشاشد؟ازسوی دیگر آیاافشای جریانات انحراف سیاسی و مبارزاتی دردادگاه انقلاب رسیدگی می شود؟مگر اشخاص رامی خواستندمحاکمه کنندکه به دادگاه ارجاع شود؟مگربحث محاکمه اشخاص است که دادستان انقلاب رسیدگی بکند…اگرملت درباره چیزی قضاوت کردکدام دادگاه حق داردبر خلاف قضاوت او قضاوت کند؟ ].
«جوسازی می کنند وخون بی گناهی رامی ریزند.جوسازی کردن خون علی راربختند!»[نقل قولی ازمهدوی کنی].امیرانتظام را هم به همین دلیل افشاگری های دانشجویان پیرو خظ امام و جوسازی ها دوران نخست انقلاب،ابتدا به اعدام،و سپس به حبس ابد محکوم کردند!
مسلم ومبرهن و واضح است که سحن موسوی خوئینی هاخلاف شرع، قانون، عرف و اخلاق است.آن هم در بحبوبه سال نخست انقلاب که مردم نمی دانستند چی به چی است؟
تاالآن هم مردم ما در کشف حفیقت و شناخت واقعیت های زمانه درقرنطینه هستند و با جوسازی و هیاهو و تبلیغات حکومتی و غیره سعی در جاانداختن آرای و احکام حکومت ولایت فقیه هستند.
موسوی خوئینی ها بعدهادادستان کل کشورشد!
و البته تاریخ هم قضاوت کرد و حق را به«مهدی بازرگان»داد؛ولی عاقبت مردم به خیر نشد!
یازده دی نود وهشت
محمد شوری(نویسنده و روزنامه نگار )
چنین روزی درچند سال پیش
16دی1362
آقای خامنه ای خود را بیازمائید؛برای نفس مطمئه شما خوب است!
[کتاب در مکتب جمعه،ج7،ش 335 ]
سید علی خامنه ای(خطبه نماز جمعه):
[یکی از مهم ترین خصوصیاتی که در حاکم طاغوتی و درفرعون در قرآن مشخص شده است، استبداد است.استبداد واضح ترین نشانه حاکم طاغوتی است.معنای استبداد این است که آن کسی که اداره جامعه به دست اوست فقط به رای خود و میل خود متکی باشد. رای دیگران، میل دیگران مخصوصا میل مردمی که زمام امور آن ها به دست اوست در تصمیم گیری های او تاثیری نداشته باشد.مهم نیست برای او که مردم چه می گویند و چه می خواهند.مهم این است که رای و نظر خود او چیست. او چه می خواهد و چه می گوید. استبداد به رای برای اداره یک خانه هم عیب است چه رسد برای اداره یک جامعه و یک کشور. طبیعی است وقتی یک آدم با رای خود، با میل خود، با احساسات و غرایز و عواطف و هواهای نفسانی خود، بخواهد یک ملت را اداره بکند دچار اشتباه خواهد شد.غفلت ها، مستی های گوناگون، بی خبری ها و غرض ورزی ها در اداره امور مردم دخالت خواهد کرد و مصلحت مردم و مصلحت جامعه گم خواهد شد….در جامعه ای که اداره آن به دست یک رای یا آرای معدود یک عده آدم مستبد و خودرای باشد، از این آینده لازم که وسیله کمال آن هاست دور خواهد افتاد…در طول تاریخ هر جا که شما انحراف و بدبختی برای مردم سراغ دارید، اگر کاوش کنید یکی از عوامل عمده و گاهی تنها عامل برای بدبختی مردم، استبداد و دیکتاتوری زمامداران آن مردم بوده است… آدم مستبد عیبش فقط این نیست که مشورت نمی کند. مشورت هم نمی تواند گره ای از کار آن مردمی باز کند که در راس امور آن ها افراد مستبد قرار دارد].
پاورقی:
چندی پیش توئیتی از خامنه ای در رسانه ها منتشر شد که ایشان در عکس العمل به شعارهایی که علیه وی می دهند گفته است:«این برای نفس ما خوب است»!
الان بیش از30 سال است که زمام امور بدست خامنه ای است.ایشان فقط با یک عده معدود طرف مشورت است،عده ای که خود را حواریون خامنه ای می دانند،از نیروهای امنیتی تا سپاه، و افراد بیت رهبری،و تمامی راه های انتخاب از راه های قانونی(و قانون اساسی) بسته شده است و همه مدیران کلیدی و حتی خرده مدیران منصوب وی هستند.
آقای خامنه ای در این خطبه حدیث نفس امروز خود را بیان می کند.فلاکت و نکبت و فساد و بیچاره گی و ورشکستگی اقتصادی امروز کشور ما همه بخاطر آن است که جامعه ما به دست یک رای یا آرای معدود یک عده آدم مستبد و خود رای اداره می شود. و مصلحت آن ها مصلحت یک ملت بیان می شود!
آقای خامنه ای و حواریون وی در این سال ها صرفا با رویدادهای روزمره از احساسات مردم سواستفاده کرده و با جو سازی، موج سواری کرده و می کنند،(و از جمله در ماجرای کشته شدن قاسم سلیمانی). این عده معدود با قرنطینه کردن مردم و جلوگیری از بیان و انتشار عقاید آزاد و گسترش سانسور در مطبوعات و آلوده کردن سلبریتی ها، شبه روشنفکران، روزنامه نگاران و خبرنگاران به خودسانسوری و مادیات، مانع عرضه واقعیت ها و حقایق شده اند.
آقای خامنه ای اگر به اطاعت این مردم از خود اطمینان دارد،کافی ست فقط یکبار اجازه دهد و فراخوان دهد و بگذارد و تضمین دهد در مقابل خبرنگاران داخلی و خارجی مردم ما بدون هیچ ترس و واهمه و فشار نظرشان را نسبت به حکومت وی،حکومت ولی فقیه و شرکا، و اصل ولایت فقیه بیان کنند. یا یکبار دیگر به همان صندوق رای-که ایشان و نظام ولایت فقیه مدعی آن هستند که این نظام و مسئولین آن با رای مردم است که حاکمند و 40سال مدام یک عده معدود در دایره قدرت مدیریت را دست به دست می کنند-استناد کند و ازمردم بخواهند با: [آری یا نه] رای خود را به اصل ولایت فقیه و اسلام ولایت فقیه بدهند.
آقای خامنه ای یک بار هم که شده خود را بیازمائید این برای نفس مطمئنه شما خیلی خوب است!
شانزده دی نود و هشت
محمد شوری(نویسنده و رونامه نگار)
چنین روزی در چند سال پیش
17دی1361
17دی کشف حجاب؛ کلاه برداشتیم، روسری گذاشتیم!
[کتاب در مکتب جمعه،جلد6،ص 12 ]
هاشمی رفسنجانی(نماز جمعه ):
[مساله دیگری که به مناسبت امروز داریم،17دی است…به نام تمدن و به نام آزادی زن کلاه بسیار بزرگی بر سر خانم ها گذاشتند که الحمد الله داریم کم کم این کلاه را بر می داریم و به جایش روسری سرشان می گذاریم و این ها را به آن راه واقعی که آفرینش در پیش ایشان گذاشته و سعادتشان آنجاست به آن طرف داریم می بریم ].
پاورقی:
روزنامه جمهوری اسلامی در 19دی1366(یعنی6سال بعد) در خبری نوشت:
[براساس مصوبه مجلس شورای اسلامی با بدحجابی و منکرات برخورد قاطع و قانونی می شود…با کلیه عواملی که مبادرت به تولید پوشاک خلاف شئونات اسلامی می کنند، برخوردی قاطع خواهد شد].
انقلابی که قرار بود،مردمش را به مقام انسانیت و کمال برساند و فقر را برچیند و عدالت اقتصادی برقرارکند،از همان ابتدا با ایدئولوژی«نصربالرعب» و اجبار و الزام و تحکُّم و نیروهای خودسر و باصطلاح«انصارحزب الله» به حجاب زنان-که نماد و هویت نظام ولایت فقیه است-حساس شد و گیر داد و نتیجه عکس گرفت.
نظام ولایت فقیه بر اساس همان احکام و صراحت قرآن که می گوید:«لااکراه فی الدین» و «فبشر عبادالذین یستعمون القول»، حتی به آیات حجاب هم استناد نکرد؛ و ازآنجاکه نظام ولایت فقیه،حکومت فقه است، خر را ول کرد و به پالان خر چسبید. اقدامی که تا الان (چسبیدن به پالان خر) در خیلی از موضوعات و رویدادها به شدّت ادامه دارد؛و نه تنها در این امر( باحجاب کردن نسوان از روی اختیار و از روی عقل و اندیشه) موفق نشد،بلکه مثل خیلی از موارد دیگر،حجاب نیز استحاله و مسخ شد.
اگر در گذشته«رضاخان پهلوی» با زور سر زنان«کلاه» گذاشت، «جمهوری آخوندی ولایت فقیه» هم خواست تا با اجبار و توسری سر زنان «روسری»بگذارد. و یک پدیده «حَچَلهَفت»-که نه حجاب است و نه بی حجابی- را نهادینه کند!
تاریخ انقلاب را که نگاه کنید، سخنرانی های ائمه جمعه و مسئولین حکومتی و مواعظ روحانیون در این جا و آن جا نشان می دهد که آنان در موضوع حجاب عکس العمل سلبی نشان داده اند و البته نتیجه عکس هم تا الان گرفته اند.(به برخی عکس های گرفته شده این جانب در پیوست نگاه کنید).فقط چون الآن در زمانه شبکه های اجتماعی، سرعت اطلاع رسانی اطلاعات آزاد و دوربین موبایل و ماهواره و اینترنت هستیم،عده ای خواستند در این میان و برای مقابله با مقابله «حکومت ولی فقیه و شرکا» در مورد حجاب پرستیژ«فعال حقوق زنان» و «حقوق بشر» و کذا و کذا برای خود دست و پا کنند؛که دراین وسط هم برخی-آن ها هم به کمک نهادهای پنهان و امنیتی و دولت سایه- (که حکومت برای خودش هم مخالف خوان هم تربیت و صادر کرده است!) لیدر شده و با کمک با صطلاح«رسانه های آن ور آب »رجز خوانی کرده و هل من مبارز می طلبند!! که علاوه بر مشکوک بودن حضور مستقیم و غیر مستقیم برخی از آن ها در ماجراهای قاچاق دختران و زنان و «پرستو سازی» در بیرون مرزها،باید گفت که فعالیت آنان در مورد حجاب «آب در هاونگ کوبیدن» است؛ چون آنچه مطالبه می کنند یعنی بازگشت به رژیم گذشته، و این منوط به براندازی جمهوری اسلامی است!
هفده دی نود و هشت
محمد شوری( نویسنده و روزنامه نگار)
چنین روزی درچند سال پیش
18 دی 1360
هاشمی رفسنجانی؛تئوریسین جبهه انحصار
کتاب در مکتب جمعه،ج4،ص 177]
هاشمی رفسنجانی(خطبه نماز جمعه):
همانگونه که مستمعین ما انتظار دارند امروز بحث های من در هر دو خطبه مزبور به وحدت و استفاده از فرصت اعلان هفته وحدت است…شعار وحدت زیاد بوده و درخواست وحدت زیاد بوده و خواست همه است.اما این مساله باید باز بشود…همکاری با ابناء بشر از دیدگاه اسلام و قرآن روشن بشود…مساله اینکه مردم در سطوح مختلف باید با هم همکاری کنند تا چه حد می شود همکاری کرد و متحد بود و کجا نمی شود همکاری کرد و با کی می شود همکاری کرد و جای همکاری کجاست و مراحل و درجات همکاری و اتحاد و وحدت چیست؟…آنچه به ذهن خودم می رسد در رابطه با همکاری مردم با هم، چهار درجه اصولی را می شود فکر کرد: یک وحدت، دوم اتحاد، سوم اشتراک مساعی در بعضی از امور و چهارم زندگی و همزیستی مسالمت آمیز… اما ببینیم واقعا اتحاد و همکاری چقدر ممکن است و کجا می شود و حدود و درجاتش چقدر است؟…به نظر می رسد اتحاد واقعی و وحدت[ان هذه امتکم واحده] تنها بر محور یک مکتب حق که با فطرت انسان سازگار باشد، به صورت پایدار ممکن است… چهار رکن معمولا در یک گروه متحد در نظرگرفته اندکه این ها باید در آن ها باشد: وحدت، جهان بینی،وحدت عقیده یا ایدئولوژی؛ وحدت استراتژیک یا خط مشی کلی؛ وحدت تاکتیک یا وحدت در فروع و جزئیات… تاکیتک آن حرکت های مقطعی و عملیاتی است که انسان در برنامه انجام می دهد که فروع ما است و فقه مان است.فقها مشخّص تاکتیک اند و اصول و عقاید ما را، علم کلام و متکلمین تبیین می کنند و فلاسفه عالیمقام جهان بینی را تبیین می کنند. ایدئولوژی از جهان بینی در می آید.آن کسی که با ما در جهان بینی اختلاف دارد نمی شود با او اتحاد واقعی برقرار کرد….و اما فروع همین است باز.ما در گذشته همین انقلاب، همین چند سال بعد از پیروزی آزمایش کردیم که اگر اختلاف در فروع هم داشته باشیم نمی توانیم با هم متحد باشیم. داستان ما و لیبرال ها، داستان ما و بنی صدر، داستان ما با خیلی از گروهک هایی که خودشان را مسلمان می دانستند همین بود. ما می گفتیم اسلام فقاهتی، اسلامی که مجتهدین و کارشناسان تائید شده اسلامی تعیین بکنند، باید حاکم بر جامعه باشد. آن ها مسائل من درآوردی داشتند برای خودشان. سر هر چیز باهم اختلافمان می شد. به حجاب می رسیدیم اختلافمان می شد. به درس خواندن می رسیدیم اختلافمان می شد…سر هر مساله ای که بر خورد می کردیم که می خواست رنگ فقاهت داشته باشد آن دید با این دید فرق می کرد و به اختلاف کشیده می شد.
پاورقی:
صبغه الله و من احسن من الله صبغه(قرآن.بقره.138).
رنگ خدا بهترین رنگ است.
چونکه بی رنگی اسیر رنگ شد
موسیی با موسیی در جنگ شد
چونکه آن رنگ از میان برداشتی
موسی و فرعون کردن آشتی
(مولوی)
رنگ فقاهت همان رنگ شش نفر از اعضای شورای نگهبان است که به اسلام و قرآن زده اند! و دین اسلام را از دریچه تنگ خود می بینند. و نظارت استصوابی (که از ورود نمایندگان مردم به پارلمان جلوگیری می کند) یکی از محصولات آن است.
از کجای قرآن و ازکجای آیه [واعتصموا بحبل الله] چنین نتیجه گرفته می شود که حبل الله همان اسلام فقاهتی است؟ و تبلور و مصداق عینی آن هم در این 40 سال این6نفر از اعضای شورای نگهبان است؟ که مانع ورود افراد با دیدگاه های مختلف در مجلس شده اند!
چرا نباید آن فرد کمونیست که برای این مردم شکنجه شده بود، زندان رفته بود، و حتی برخی هم اعدام شدند در پس از پیروزی این انقلاب سهم داشته باشد و نماینده یا نمایندگانی در مجلس؟ چه رسد به اینکه افرادی مسلمان با دیدگاه مختلف ولی غیر اسلام فقاهتی؟[ و به قول هاشمی رفسنجانی اسلام من در آوردی] وارد مجلس شوند؟
ازکجای اسلام و قرآن این طور استنباط می شود که مسلمان آن کسی است که اولا شیعه اثتی عشری است و ثانیا پیرو و مطیع محض اسلام فقاهتی؟ که تبلور آن پس از انقلاب، همان بدعت ولایت فقیه است! که 40 سال است داریم آن را تجربه می کنیم و نکبت و فلاکت فعلی کشور ما هم ناشی از همین انحصار اسلام فقاهتی است!
هاشمی رفسنجانی در این دیدگاه هیچ تفاوتی با مصباح یزدی ندارد.
هاشمی رفسنجانی پایه گذار و راس مثلث انحصار بود. او خود را مترادف و هم معنی اعتدال و اصلاحات می دانست!
هجده دی نود و هشت
محمد شوری(نویسنده و روزنامه نگار)
چنین روزی در چند سال پیش
19دی 1366
دیه اش را می دهیم؛حفظ حکومت اسلامی مقدم بر همه احکام است؛حتی با کشتن مردم!!
روزنامه جمهوری اسلامی19دی1366
پاسخ رهبر انقلاب[خمینی] به نامه رئیس جمهور[خامنه ای] پیرامون اختیارات حکومت اسلامی
[جناب حجه الاسلام آقای خامنه ای رئیس محترم جمهور…من میل نداشتم در این موقع حسّاس به مناقشات پرداخته شود و عقیده دارم در این مواقع سکوت بهترین طریقه است و البته نباید ماها گمان کنیم هر چه می گوئیم و می کنیم کسی را حق اشکال نیست،اشکال بلکه تخطئه یک موهبت الهی برای رشد انسان هاست.لکن صحیح ندانستم جواب مرقوم شریف و تقاضائی که در آن شده بود را به سکوت برگزار کنم…از ییانات جنابعالی در نماز جمعه اینطور ظاهر می شود که شما حکومت را که به معنای ولایت مطلقه ای که از جانب خدا به نبی اکرم واگذار شده و از اعم احکام الهی است و برجمیع احکام فرعیه تقدم دارد صحیح نمی دانید و تعبیر به آنچه که اینجانب گفته ام حکومت در چارچوب احکام الهی دارای اختیار است بکلی برخلاف گفته های اینجانب است. اگر اختیارات حکومت در چارچوب احکام فرعیه الهیه است باید ارض حکومت الهیه و ولایت مطلقه مقوضله نبی اسلام (ص) یک پدیده بی معنا و بی محتوا می باشد…باید عرض کنم که حکومت شعبه ای از ولایت مطلقه رسول الله (ص)یکی از احکام اولیه اسلام است و مقدم بر تمام احکام فرعیه حتی نماز و روزه و حج است.آنچه گفته شده است تاکنون و یا گفته می شود ناشی از عدم شناخت ولایت مطلقه الهی است.آنچه که گفته شده است که شایعه است مزارعه و مضاربه و امثال آن ها با این اختیارات از بین خواهد رفت،صریحا عرض کنم که فرضا که چنین باشد این از اختیارت حکومت است و بالاتراز آنهم مسائلی هست که مزاحمت نمی کنم.]
پاورقی:
حکومت اسلامی از احکام اولیه اسلام وقرآن است که برای حفظ آن حتی می شود نماز و روزه و حج و مانند آن و دیگر احکام فقهی که در این سال ها فقها و مجتهدین و مراجع تقلید برای مقلدین خود تبیین و تدوین کرده اند را کنار گذاشت و به بایگانی سپرد! تا جایی که می شود(همانطور که در پاسخ به اعتراضات آبان 98انجام شد) انسان های بی گناهی را هم کُشت و در عوض نام«شهید» را بر آن ها نهاد و بابت آن هم «دیه» پرداخت کرد!!
به نظر می رسد آقای خامنه ای از محتوای این نامه و حُکم نهایت بهره را در این سی سال و اندی زمامداری مطلقه خود برده است.
باید در نظر داشته باشیم که ان قلت آقای خامنه ای پیرامون اختیارات ولایت فقیه در زمانی بود که تقریبا جانشینی آیت الله منتظری منتفی شده بود و خمینی حدود 2سال بعد فوت می کند و قانون اساسی جدید«ولایت فقیه» را «مطلقه» کرد و هر سه قوه مقننه و مجریه و قضائیه را ملزم به اطاعت از ولی فقیه کرد. ایشان در مجلس خبرگان رهبری که-او را برخلاف قانون اساسی اول که هنوز تغییر نکرده بود و ایشان هم مرجع تقلید محسوب نمی شد- و در پاسخ و جواب به انتصاب خود-که خود را باصطلاح حقیر برای این مقام می داند و دارای عدم دانش فقهی لازم -گفت:آیا مثلا آقای آذری قمی بعد ازاین از من حمایت و اطاعت خواهد کرد؟(نقل به این مضمون).که در پرانتز این جا یادآوری می شود: آذری قمی ابتدا بشدّت و بطور افراطی از خامنه ای و اصل ولایت فقیه حمایت کرد، ولی بعدها به دلایلی به ایشان(خامنه ای) ان قلت کرد و مغضوب وی و یاران خودش در جناح راست شد و سپس در حَصر مُرد!
با توجه به اینکه مساله جانشینی آیت الله منتظری منتفی شده بود، به نظر می رسد طبق شواهد و نقل قول ها مثلث سید احمد خمینی و هاشمی رفسنجانی و خامنه ای(جبهه انحصار)در صدد قبضه و نگهداری ولایت فقیه در بین خودشان بودند و از طرفی[سیّد]بودن هم شرط مخفی آن بود، با این رویکرد که ابتدا خامنه ای برای 10سال ولی فقیه باشد و بعد آن را به«سید احمد خمینی» تفویض شود، این جا دو پرسش برای کشف تاریخ مطرح است: یکی آن که آیا با توجه به این که در همان زمان خمینی قرار بود قانون اساسی تعمیم شود و از جمله در مورد اصل ولایت فقیه،آیا خامنه ای می خواست از همان زمان امام اختیارات خودش را قرص و محکم کند!؟! یا نه؟واقعا به آنچه در نامه و نماز جمعه نوشته و گفته اعتقاد داشت؛ولی بعداز انتصاب وی به ولایت فقیه، نهایت استفاده از این قدرت بی حساب و کتاب را-که کسی را حق استیضاح او نیست و می شود به اسم حفظ حکومت تمامی احکام اولیه و ثانویه اسلام و قرآن را تعطیل و تمامی دکّان هایی را که مراجع تقلید و مجتهدین حوزه برای برای مقلدین خود باز کرده بودند را تخطئه کرد-ببرد!(الله اعلم!؟).
نوزده دی نود و هشت
محمد شوری(نویسنده و روزنامه نگار)
چنین روزی در چند سال پیش
21دی1366
منافع ملی همان مصلحت «آقا»ست؛هر چه «آقا» بگوید!!
روزنامه جمهوری اسلامی21دی 1366
نخست وزیر[میرحسین موسوی] درپایان جلسه دیروز هیات دولت:
[پیام امام راه را برای برخورد حکومت اسلامی با مشکلات جهانی باز کرد!
هر نوع تفسیر غیر مرتبط نسبت به پیام امام می تواند منجر به خط و خط کشی گردد و نشان بدهدکه پیروان واقعی حضرت امام چه کسانی هستند… اهمیت این این پیام را شاید دستگاه های اجرایی بیش از همه نهادها و ارگان ها و بخش ها احساس کنند،چرا که در عمل بازوی اجرایی حکومت اسلامی، نظام اجرایی کشور است.].
پاورقی:
سخنان«میر حسین موسوی»در شرح پیام«خمینی» به «علی خامنه ای» در مقام ریاست جمهوری و حق دخالت حکومت اسلامی در تمامی تصمیم گیری ها-که آنرا اولی تر و واجب تر از حتی نماز و روزه و حج دانست- می باشد. و ما آن را در همین ستون[چنین روزی در چند سال پیش(19دی1366)با تیتر:«دیه اش را می دهیم،حفظ حکومت اسلامی مقدم بر همه احکام اسلامی است؛حتی با کشتن مردم!!»]،در تاریخ19دی 1398در همین جا منتشر کرده ایم.
آنچه که سبب شد تا خمینی این نامه را بنویسید،اولا: سخنان خامنه ای در نماز جمعه بود،که خمینی با آن مخالف بود. و ثانیا: دوگانگی و تضاد و اختلاف در تصمیمات مجلس و دولت با شورای نگهبان،که همه امور را می خواست با همان فقه ستنی خود تطبیق دهد، فقهی که برای جامعه امروزی نوشته نشده و از جامعیت و درایت و تیز بینی و با صطلاح به روز شدن، برخورد نبود و نیست. اما چون اختلافات سیاسی در میان نیروهای پیرو خمینی، اندک اندک آشکار و آشکارتر می شد، لذا در همه امور اثر خود را گذاشت و از جمله تصمیمات شورای نگهبان؛و برای همین بود که مجمع تشخیص مصلحت(که فاقد وجاهت قانونی بود،ولی بعدا در قانون اساسی جدید آمد)توسط خمینی تشکیل شد تا در مواردی که برای اداره کشور رای حکومت بر خلاف فقه رایج و فتاوی مراجع و فقها بود،بتواند تصمیم نهایی را بگیرد.اما آنچه بعد از فوت خمینی انجام شد عکس آن بود.با تصویب قانون اساسی جدید که ولایت فقیه را«مطلقه»کرد و سه قوه:قضائیه و مقننه و مجربه را موظف کرد که از وی اطاعت کنند.یعنی همان راهکاری که بعدا «حکم حکومتی» نامیده شد.ولی فقیه بعدی(علی خامنه ای)آن را در هر جا که خواست دخالت داد و چون هم مجلس،هم مجمع تشخیص مصلحت، هم شورای نگهبان و هم مجلس خبرگان رهبری مستقیم و غیر مستقیم منصوبین خودش بودند، و ایضا علاوه بر این، اکثر مقامات کلیدی در مدیریت و اداره کشور که منصوب وی هستند، لذا آنان چاره ای جز اطاعت دستور نداشته و جرات مخالفت با وی را هم ندارند!
تصویب لوایح دو گاته مربوط به نظام بانکی بین المللی،ورود زنان به ورزشگاه ها و مساله موسیقی و آلات موسیقی،حجاب زنان و مثل آن،ازجمله مشکلات و موانعی است که باصطلاح حکومت و حاکمیت با آن روبروست و باید تصمیم قاطع و نهایی را بگیرد. اما از آنجا که امنیت و منافع آن ها(منصوبین خامنه ای)مترادف با امنیت و منافع ملی کشور معنی می شود و شده است، و مساله حقوق بشر،حقوق مردم و حقوق شهروندی باصطلاح کشک است و برای آنان اهمیت ندارد.لذا برای حفظ خود و حفظ نظام و بودن دائم بر سرقدرت،به نام دفاع از شرع، واسلام وقرآن،از هر وسیله غیر مشروع هم استفاده کرده و می کنند؛که باصطلاح آن را «دفع افسد به فاسد»می گویند!!
در سی و اندی سال حکومت خامنه ای-که همیشه متکلم الوحده بوده و خود را در معرض پرسش خبرنگاران قرار نداده- از آنجا تمامی اعضای نهادهای تصمیم گیر کشور،اکثریت قریب به اتفاق آن ها،منصوب خامنه ای هستند، و باصطلاح از ذوب شدگان و حواریون«آقا» هستند، لذا مصلحت ایران و مصلحت مردم، همان مصلحت «آقا» است. هرچه آقا بگوید!!
بیست و یک دی نود وهشت
محمد شوری(نویسنده و روزنامه نگار)
چنین روزی در چند سال پیش
23دی1366
شورای نگهبان یا شورای گیوتین؟!
روزنامه جمهوری اسلامی23دی1366
حجت الاسلام والمسلمین امامی کاشانی سخنگو و عضو شورای نگهبان دیروز طی یک مصاحبه مطبوعاتی اعلام کرد:فتوای اخیر امام امت دست شورای نگهبان را در تصصویب طرح و لوایح بازکرده است…یکی ازمسائل بسیار پراهمیتی که باید اتفاق می افتاد،به وقوع پیوست و آن مساله نقش حکومت اسلامی و اختیاراتی است که حکومت اسلامی در وضع قوانین دارد…با مطلبی که اخیرا امام در مورد جواب رئیس جمهور فرمودند به نظر من مساله را حل کرد… حکومت اسلامی می تواند بگوید به مصلحت جامعه این قضیه باید به چنین صورت باشد… در رابطه با مرجع تشخیص آن چیزی که ما در مبانی فقهی داریم به عنوان ولی امر است که می گوید ولی امر می تواند این کارها را انجام دهد و به عبارت دیگر همان حکومت اسلامی است…مسلم است نظر ولی امر برای شورای نگهبان که منصوب ایشان است حجت شرعی است و به آن باید عمل کرد.
پاورقی:
در دو شماره گذشته در باره نامه خمینی در پاسخ و مخالفت به سخنان خامنه ای در نمازجمعه و نظر میر حسین موسوی به عنوان نخست وریر، اجمالا توضیح داده ایم. شما را به آنجا احاله می دهم .
تمام نکبت و فلاکت و پس رفت و عقب گرد و در جا زدن و از قافله عقل و تمدن و پیشرفت دور ماندن همین مساله ولایت فقیه و شورای نگهبان،یا بهتر است بگوئیم شورای گیوتین می باشد.
از دل اسلام و قرآن فرق و مذاهب متعدد متولد شده است و متولی های آن (به قول قرآن یومن ببعض و یکفر ببعض) متاثر از محیط و فرهنگ و جغرافیای خود(و باز به قول قرآن برخی آیات را محکم و برخی را متشابه)فتاوی و احکام مختلف و متضاد و متناقض صادر کرده اند. که این روند تا آن زمان که در اداره حکومت نقش آفرین نباشد و فقط محدود به مقلّدین و متشرعین خودشان باشد، مانعی نیست؛ ولی انسداد و استبداد و استحمار و انگیزاسیون اسلامی (و جنگ72ملت) زمانی آغاز می شود (و یا بهتر است بگوئیم که پس از تاسیس جمهوری اسلامی ایران آغاز شد) که در پس از پیروزی انقلاب اصل ولایت فقیه مسلط بر جان و ناموس و ارض مردم شد. یعنی طبق آنچه در همین سخنان امامی کاشانی هست مصلحت یک جامعه را ولی امر تشخیص می دهد که در قانون اساسی برای تصویب قوانین و در عدم مخالفت آن با شرع و باصطلاح اسلام و قرآن(و دراصل آنچه روحانیون در دروس حوزه به نام فقه خوانده و تدریس کرده اند)، نهادی به نام شورای نگهبان تاسیس شد که نظر نهایی را و مصلحت 80 میلیون ایرانی را باید آن ها تشخیص دهند و بعد هم تصویب نظارت استصوابی به نظام مدیریتی در اداره کشور گَندی زدندکه بوی تعفن آن در حال حاضر به ماجرای شلیک موشک خودی به هواپیما مسافربری با آسمان ریسمان بافتن برای لاپوشانی آن و دروغ پردازی های مکرر(که لابد مصلحت ولی امر براین منوال بوده که با این دروغ چنین جنایتی را اگر بشود ماست مالی کرد تا آن شارلاتانیرمی که در پروگاندای کشته شدن قاسم سلیمانی از شهدش مدهوش شده بودند!!گم نشود)مشهود است.
اگر داعش،طالبان و القاعده و مانند آن را دست ساز نهادهای قدرت در جهان سیاست بدانیم،باز علت و اصل آن به مبانی ولایت فقیه بازگشت دارد.چون آنجا هم یک نوع ولایت فقیه با قرائت خاص خودشان حاکم است. در حالی که در بحث ایجاد حکومت اسلامی در دنیای مدرن و سرعت و انتقال آگاهی و تکنولوژی زمانی می تواند مطرح باشد و یا حداقل محلی از اعراب داشته باشد که احزاب اسلامی در کشورهای متبوع خود با دیدگاه ها و قرائت های خاص خود از اسلام وقرآن در یک نظام برابر و عدالت محور و سکولار برنده انتخابات شوند و دیدگاه و برنامه های خود بر پایه همان عقاید دینی را در عمل برای رای دهندگان خود به منصه ظهور برسانند!
بیست و سه دی نود و هشت
محمد شوری( نویسنده و رونامه نگار)
چنین روزی درچند سال پیش
25دی1357
آن که گفت نه؛به جمهوری اسلامی!
روزنامه آیندگان 25 دی1357
نامه سرگشاده مصطفی رحیمی به خمینی درسال1357:
چراباجمهوری اسلامی مخالفم؟
[…آیا می توان ادعا کرد همه شهیدانی که درسال های سیاه با خون خود نهال انقلاب را آبیاری کرده اند،طرفدارجمهوری اسلامی بوده اند؟…عنوان کردن جمهوری اسلامی در زمان ما با روح دمکراسی گونه ای که در زمان حضرت محمد(ص) و خلفای راشدین برقرار بود،منافاتدارد… آن چنان‌ که من می‌فهمم، جمهوری اسلامی یعنی آن که حاکمیت متعلق به روحانیون باشد.].
پاورقی:
مصطفی رحیمی جامعه‌ شناس، استاد دانشگاه،نویسنده و مترجم. او با تالیف کتاب «اصول حکومت جمهوری»_که در آستانه همه پرسی قانون اساسی منتشر شد_به تبیین جمهوری مطلق بدون هیچ پسوندی پرداخته است. وی در سال 60 به علت نوشتن متنی باعنوان«عصرانه حکومت قانون» بیش ازسه ماه در بازداشت بود. وی در تاریخ ۹مرداد ۱۳۸۱درگذشت.
مرتضی مطهری در پاسخ به ایراداتی که برخی روشنفکران به واژه جمهوری اسلامی گرفتند، در کتابی که از وی بنام [پیرامون انقلاب اسلامی] منتشر شده،در پاسخ به پرسش مجری تلویزیون گفته است: [ولایت فقیه به این معنی نیست که فقیه خود در راس دولت قرار بگیرد و عملا حکومت کند. نقش فقیه در یک کشور اسلامی،یعنی کشوری که در آن مردم اسلام را به عنوان یک ایدئولوژی پذیرفته اند…نقش یک ایدئولوگ است نه نقش یک حاکم…تصور مردم ما از ولایت فقیه این نبود و نیست که فقها حکومت کنند و اداره مملکت را بدست گیرند…اما آنجا که از حکومت طبقه روحانی نام بردید، گویا در بیان شما میان حکومت اسلامی و حکومت طبقه روحانی اشتباه شده است.می پرسم از کجای واژه اسلامی مفهوم حکومت روحانیون استفاده می شود؟…آیا واقعا روشنفکران ما آنگاه که با مفهوم جمهوری اسلامی روبرو می شوند یا این کلمه را می شنوند جمهوری به اصطلاح آحوندی در ذهنشان تداعی می شود؟…].
در عمل و خیلی زود، با تصویب اصل ولایت فقیه،جمهوری اسلامی به جمهوری آخودی تبدیل شد. و به تعییر آیت الله منتظری سلطنت فقیه!
برخلاف سخن مرتضی مطهری، و در تناقض و تضاد با سخنان فوق، خمینی در دی ماه66 با نوشتن نامه ای به خامنه ای پیرامون ماهیت حکومت اسلامی نقش و قدرت و اختیار ولایت فقیه را همطراز با پیامبر اسلام دانست! و حفظ آن را حتی واجب تر از نماز، روزه و حج!
خمینی با نوشتن این نامه رسما در جمهوری را گل گرفت و به آن ققل محکمی زد! و در ادامه و دربازتاب این نامه،کنفرانس ها و مصاحبه ها و تحلیل ها انجام شد، تا جایی که احمد جنتی_که از آن زمان تا کنون در شورای نگهبان(شورای گیوتین)فعال ما یشا است گفت:[ولی امر مسلمین یکی از وظایفش این است که علیرغم تمایل مردم، اگر لازم باشد حکمی صادر کند.آنجا هم که ولی فقیه حکومت می کند با اتکای به اسلام شناسی و عدالتش دقت می کند، آنجایی که لازم باشد مشورت می کند و مصلحت را تشخیص می دهد. او بعد از تشخیص مصلحت، امر می کند. مردم چه بخواهند و چه نخواهند باید آن را اجرا کنند. اینجا دمکراسی غرب نیست که آرای مردم اجرابشود، ولایت مطرح است.].
باتعمیم قاتون اساسی درسال68 و اضافه نمودن قید مطلقه بر ولایت فقیه و با تفسیرنظارت بر انتخابات به نظارت استصوابی آخربن میخ هم به تابوت جمهوری_که درهمان سال نخست انقلاب ابتدا به کما رفت و بعد مرحوم _ زده شد.
درسی و اندی سال حکومت خامنه ای، نهادی که بتواند او را ملزم به پاسخگویی کتدو یا وادار به استعفا و ایشان را استیضاح و برکنارکند،وجود ندارد.حتی اختیار تغییر قانون اساسی را هم به ایشان و اصل ولایت فقیه داده اند!!
بیست و پنج دی نود و هشت
محمد شوری(نویسنده و روزنامه نگار)
چنین روزی در چند سال پیش
26دی1366
گره کورکشور ولایت فقیه است
روزنامه جمهوری اسلامی26دی 1366
هاشمی رفسنجانی(نمازجمعه):
[مشروعیت کل نظام از منصب ولایت گرفته می شودوچون امام معصوم الان نیست،نایب امام هست و نایب امام معصوم هم فقهای واجد شرایط هستند و در میان فقهای واجد شرایطُ آن کسی که مردم پذیرفته اند و با موازینی که خودمان قبول و تعیین کردیم آن مقام رهبری می شود.وخبرنگاران و تحلیل گرانی که اکنون صحبت از قدرت مطلقه می کنند و می خواهند استبداد را نتیجه گیری بکنند،خیلی کور خواندند،خیلی بد می فهمند و مساله این نیست.ببینید همان ولایت فقیه با همان قدرتش این نظام دمکراسی را باب کرده است.شوراها،و مجلس و رای وجود دارد.تصمیم گیری از مردم شروع می شود ولی این ها در درون خودش روح ولایت را دارد و با اجازه ولایت این کار را می کند.پس زندگی،زندگی دمکراسی است.حرکت،حرکت بر محورافکارعمومی مردم است که درانتخابات ماظاهرمی شود. رئیس جمهورماباانتخابات مردم است. رئیس دولت ازطریق مجلس و رئیس جمهور درمی آید که مجلس و رئیس جمهور را مردم انتخاب کردندو حتی رهبر درقانون اساسی ماکه بعد از اینکه شرایط آن را داشته باشد از طریقق مجلس خبرگان تائید می شودکه مجلس خبرگان را مردم انتخاب کرده اند.پس می بینید دمکراسی به صورت بهتر از غربی ها وجو داردو قدرت مطلقه ای که اینجا مطرح است که این حق برای ولی فقیه است و ایشان است که باید اجازه این کارها را بدهد،نه اینکه نظام می خواهدبطرف دیکتاتوری واستبداد برود.این مجموعه سالم حاکمیت مردم برمردم بااجازه ولی فقیه همانطور که به راه افتاد ادامه خواهد داشت و راه ما هم همین است.].
پاورقی:
واقعیت این است که خمینی و حواریون خاص وی سر مردم و انقلاب57کلاه گشادی گذاشتند.در ایام انقلاب،ابتدا شعاراستقلال آزادی حکومت اسلامی می دادند،و چون از آن حکومت روحانیون استنتاج شد، برای آن که انقلابیون ودیگر مخالفین را گمراه یا قانع کنند،به یکباره بجای آن،شعاراستقلال آزادی جمهوری اسلامی جایگزین شد،تا بگویندبه جمهوری -که از آن حکومت مردم و براساس آرای مردم استخراج می شود-اعتقاد داریم.منتهاکمترکسی بودکه بگویدازاین اسلام هزارقرائت و تفسیرمتفاوت هست.وبااین استدلال که مردم مسلمان هستند،حکومت هم باید بر اساس اسلام اداره شود و در نتیجه قرائت روحانیون حاکم،قرائت حاکم و قرائت رسمی اسلام شد و با تصویب اصل ولایت فقیه که دکان مراحع تقلید را هم تعطیل کرد،فقط قرائت یک فرد از اسلام درمصلحت کشور و تصویب قوانین قابل قبول شد و با حق اختیار وی درعزل و نضب مدیران کلیدی کشور و منصوبین وی در مجمع تشخیص مصلحت نظام و اعضای شورای نگهبان و قانون نظارت استصوابی، دیکتاتوری و استبداد و سلطنت فقیه رسمی قانونی شد!!
گره کورکشور ولایت فقیه است که بابرچیدن آن،راه اصلاح هم باز می شود.
بیست و شش دی نود و هشت
محمد شوری(نویسنده و روزنامه نگار)
چنین روزی در چند سال پیش
27دی1366
ازاختیارات جنتی؛ تصرف درشئون مردم!
روزنامه جمهوری اسلامی27دی 1366
متن سخنان آیت الله جنتی پیرامون ولایت فقیه و حکومت اسلامی:[پیامر علاوه بر اینکه مسئول دریافت تبیین وابلاغ رسالت الهی و پیام های خداوند است،مسئولیت دیگری دارد و آن اداره امورمسلمین است…این مقام ولایت پس از پیامبر بزرگ اسلام به دلیل آن که قهرا اسلام باید حکومت داشته باشد و اسلام بدون حکومت نیست و مشکل است و ظاهر و صورت خود به خودبه امام معصوم منتقل شد… در زمان غیبت امام معصوم این ولایت باید باشد. چون یک دینی که می خواهد تا قیامت باقی بماند و باید خود به خود همه احکامش قابل اجرا باشد، حکومت می خواهد.نمی شود اسلام باشد و حکومت نباشد…پس اسلام حکومت می خواهد و این حکومت باید دست کسی سپرده شود و این جامعه باید یک ولی داشته باشد و این ولی بر اساس مسائل قطعی اسلام باید یک امام عادل آشنا به مسائل اسلامی،آشنا به مسائل زمان و قادر بر اداره امور مردم با آن شرایطی که این پست حساس اقتضامی کند باشد…. وقتی علمایی پیدا شدند که با رعایت شرایط زمان و شناخت این شرایط و شناخت نیازهای مردم متناسب با منطقه و زمان قانون وضع کنند و حق قانونگذاری در این حد را ازجانب خدا دارند، مسائل حل می شود…ما الان دوران الفبای حکومت اسلامی را طی می کنیم و باید سال ها بگذرد تا این رشته تکامل پیدا کند تا مردم و مردم دنیا بفهمند که چگونه اسلام می تواند در عصر ها و قرن ها حکومت کند….همانطور که امام بزرگوار هم در نامه شان مطرح کرده بودند مساله حکومت اسلامی اهّم واجبات اسلامی است…یکی از اختیارات حاکم اسلامی اختیار قانونگذاری متناسب بر شرایط زمان مکان و یا مصلحت همه جانبه جامعه اسلامی است. از اختیارات دیگر تصرف در شئون مردم است در آنجا که به صلاح جامعه باشد ولی علیرغم میل مردم…ولی امر مسلمین یکی از وظایفش این است که علیرغم تمایل مردم اگر لازم باشد حکمی صادر کند. آنجا هم که ولی فقیه حکومت می کند با اتکای به اسلام شناسی و عدالتش دقت می کند، آنجایی که لازم باشد مشورت می کند و مصلحت را تشخیص می دهد او بعد از تشخیص مصلحت، امر می کند. مردم چه بخواهند و چه نخواهند باید آن را اجرا کنند. اینجا دمکراسی غرب نیست که آرای مردم اجرا بشود، ولایت مطرح است].
پاورقی:
احمد جنتی و مانند ایشان ازجمله منصوبان علی خامنه ای هستند که بیش از سی و اندی سال ثابت در مرکز قدرت قرار دارند. و هیچ نهادی هم برای استیضاح و برکناری آن ها نیست. آن ها می توانند برخلاف خواست مردم، مصلحت مردم را تشخیص دهند!
گماشتگان رهبری به عنوان فقیهان در شورای نگهبان به خود حق می دهند و این اجازه را به خود داده اند تا براساس نظارت استصوابی هرکه را بخواهند با دستاویزی_ازجمله مخالفت با مقام رهبری_ مانع ورود آنان به مجلس قانونگذاری شوند. به نحوی که اخیرا شورای نگهبان (گیوتین)حدود 150نماینده فعلی مجلس را رد صلاحیت کرده است. و یا در مجمع تشخیص مصلحت نظام که اکثریت اعضای آن منصوب ولی فقیه هستند، به عنوان مشاور مقام رهبری مصلحت اراده همایونی یعنی حضرت آقا را لحاظ می کنند. این فقیهان و مشاورین رهبری و نمایندگان وی در این جا و آن جا، مثل ائمه جمعه بر اساس اختیاراتی که حکومت به ولی فقیه می دهد (که از نظر خمینی در نامه معروفش به خامنه ای قدرتش همطراز پبامبر است) این حق را به خود می دهتد تا بر خلاف میل و تمایل مردم در شئونات مردم دخالت کنند. آنان امر می کنند و باید اجرا شود!
بیست و هفت دی نود و هشت
محمد شوری(نویسنده و روزنامه نگار(

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)