چنین روزی درچند سال پیش
25دی1357
آن که گفت نه؛به جمهوری اسلامی!
روزنامه آیندگان 25 دی 1357
نامه سرگشاده مصطفی رحیمی به خمینی درسال1357:
چراباجمهوری اسلامی مخالفم؟
[…آیا می توان ادعا کرد همه شهیدانی که درسال های سیاه با خون خود نهال انقلاب را آبیاری کرده اند،طرفدارجمهوری اسلامی بوده اند؟…عنوان کردن جمهوری اسلامی در زمان ما با روح دمکراسی گونه ای که در زمان حضرت محمد(ص) و خلفای راشدین برقرار بود،منافاتدارد… آن چنان‌ که من می‌فهمم، جمهوری اسلامی یعنی آن که حاکمیت متعلق به روحانیون باشد…].
پاورقی:
مصطفی رحیمی جامعه‌ شناس، استاد دانشگاه،نویسنده و مترجم. او با تالیف کتاب «اصول حکومت جمهوری»_که در آستانه همه پرسی قانون اساسی منتشر شد_به تبیین جمهوری مطلق بدون هیچ پسوندی پرداخته است. وی در سال 60 به علت نوشتن متنی باعنوان«عصرانه حکومت قانون» بیش ازسه ماه در بازداشت بود. وی در تاریخ ۹مرداد ۱۳۸۱درگذشت.
مرتضی مطهری در پاسخ به ایراداتی که برخی روشنفکران به واژه جمهوری اسلامی گرفتند، در کتابی که از وی بنام [پیرامون انقلاب اسلامی] منتشر شده،در پاسخ به پرسش مجری تلویزیون گفته است: [ولایت فقیه به این معنی نیست که فقیه خود در راس دولت قرار بگیرد و عملا حکومت کند. نقش فقیه در یک کشور اسلامی،یعنی کشوری که در آن مردم اسلام را به عنوان یک ایدئولوژی پذیرفته اند…نقش یک ایدئولوگ است نه نقش یک حاکم…تصور مردم ما از ولایت فقیه این نبود و نیست که فقها حکومت کنند و اداره مملکت را بدست گیرند…اما آنجا که از حکومت طبقه روحانی نام بردید، گویا در بیان شما میان حکومت اسلامی و حکومت طبقه روحانی اشتباه شده است.می پرسم از کجای واژه اسلامی مفهوم حکومت روحانیون استفاده می شود؟…آیا واقعا روشنفکران ما آنگاه که با مفهوم جمهوری اسلامی روبرو می شوند یا این کلمه را می شنوند جمهوری به اصطلاح آحوندی در ذهنشان تداعی می شود؟…].
در عمل و خیلی زود، با تصویب اصل ولایت فقیه،جمهوری اسلامی به جمهوری آخودی تبدیل شد. و به تعییر آیت الله منتظری سلطنت فقیه!
برخلاف سخن مرتضی مطهری، و در تناقض و تضاد با سخنان فوق، خمینی در دی ماه66 با نوشتن نامه ای به خامنه ای پیرامون ماهیت حکومت اسلامی نقش و قدرت و اختیار ولایت فقیه را همطراز با پیامبر اسلام دانست! و حفظ آن را حتی واجب تر از نماز، روزه و حج!
خمینی با نوشتن این نامه رسما در جمهوری را گل گرفت و به آن ققل محکمی زد! و در ادامه و دربازتاب این نامه،کنفرانس ها و مصاحبه ها و تحلیل ها انجام شد، تا جایی که احمد جنتی_که از آن زمان تا کنون در شورای نگهبان(شورای گیوتین)فعال ما یشا است گفت:[ولی امر مسلمین یکی از وظایفش این است که علیرغم تمایل مردم، اگر لازم باشد حکمی صادر کند.
آنجا هم که ولی فقیه حکومت می کند با اتکای به اسلام شناسی و عدالتش دقت می کند، آنجایی که لازم باشد مشورت می کند و مصلحت را تشخیص می دهد. او بعد از تشخیص مصلحت، امر می کند. مردم چه بخواهند و چه نخواهند باید آن را اجرا کنند. اینجا دمکراسی غرب نیست که آرای مردم اجرابشود، ولایت مطرح است].
باتعمیم قاتون اساسی درسال68 و اضافه نمودن قید مطلقه بر ولایت فقیه و با تفسیرنظارت بر انتخابات به نظارت استصوابی آخربن میخ هم به تابوت جمهوری _که درهمان سال نخست انقلاب ابتدا به کما رفت و بعد مرحوم _ زده شد.
درسی و اندی سال حکومت خامنه ای، نهادی که بتواند او را ملزم به پاسخگویی کتدو یا وادار به استعفا و ایشان را استیضاح و برکنارکند،وجود ندارد.حتی اختیار تغییرقانون اساسی را هم به ایشان و اصل ولایت فقیه داده اند!!
بیست و پنج دی نود و هشت
محمد شوری(نویسنده و روزنامه نگار)
t.me/shourimohammad

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)