بین انتشار جهانی بسیار سریع اسلام تروریستی و سرکار آمدن حکومت جمهوری اسلامی در ایران رابطه مستقیم و غیر قابل انکار وجود دارد. تمام  آتش افروزی های تروریستی اسلامی در سراسر دنیا تراوشات مغز این حکومت که رهبر کنونیش سیدعلی خامنه ایست، جهت ماندن در قدرت تا هزاره های دیگر است. . قاسم سلیمانی یک مجری، مشاور، و از همه مهمتر غرق شده کامل در اهداف آن بود. خامنه ای میبیند که فضا پس شده است و هرگونه عکس العمل مرگ آور در مقابل قتل قاسم سلیمانی آن سرش ناپیدا خواهد بود که سرانجام به نابودی حکومت جمهوری اسلامی هم کشانده خواهد شد. نکته اینجاست که خامنه ای شاید میدید با وجود قاسم سلیمانی و اعمالش که بر اساس تعلیمات شخص خامنه ای بوده کار به آنجا خواهد کشید. پس چه بهتر که او را قربانی کند تا بتواند نرمش بظاهر قهرمانانه و در باطن ذلیلانه دیگری را از خود را نشان دهد. نرمشی که در صورت وجود سلیمانی جنبه قهرمانانه اش زیر سؤال میرفت. خامنه ای اگر خیال تسلیم شدن دارد، با مرگ سلیمانی نه تنها چیزی از دست نداده،  بلکه امتیاز هم کسب کرده است. ترامپ در صحبت تازه اش در مورد قتل قاسم سلیمانی، صراحتاً گفت هدف ما تغییر رژیم نیست.

مطرح کردن قضیه در سازمان ملل متحد توسط جواد ظریف و تلاش برای محکومیت آمریکا در شورای امنیت سازمان ملل با پشتیبانی روسیه و چین میتواند آغازگر این مرحله شود. خامنه ای هم میتواند از ترحم انسانی انتخابی اسلامیش استفاده کند و انتقام را در رجز خانی های سردارانش خلاصه کند و بگوید من با صبر انقلابی جلوی مرگ میلیونها نفر را گرفتم و حاج قاسم را هم در خواب دیدم و او هم راضیست و گفت سرانجام ما پیروزیم دیر یا زود ندارد و از این حرفها، مخاطبانش هم بزنند زیر گریه. داخل هم که تازگیها سرکوبی کرده و فکر میکند میداند چه کند. بقولی از این ستون به اون ستون فرج است. آینده نشان خواهد داد

آشنایم

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)