در شرایط کنونی کشور که خیزش های خود جوش مردم بوسیله دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی قلع و قمع می شود و در هر مرحله رکوردهای جدیدی از شقاوت و بی رحمی بوسیله کارگزاران حکومت در کف خیابان، بازداشتگاه ها، و شکنجه از خود باقی می گذارند، و سهم حوزه امنیت و اطلاعات از در آمد کشور را از مرز ۸۰% گذرانیده اند، در صورتیکه  بدون برنامه ، استراتژی، هدف گذاری، و همچنین یک نقشه راه ادامه پیدا کند، خسارات جانی بیشتر و بیشتری به مردم وارد شده و تقابل با جمهوری اسلامی را به سطح انتقام کور ارتقاء می دهد . روشن است غلطیدن در وادی انتقام، در نهضت های تحول خواه اجتماعی منجر به رشد خونخواهی شخصی و انجام آن به هر قیمتی برای خنک شدن دل انتقام گیرنده خواهد انجامید. و در زمان رسیدن به منصه عمل فارغ از اینکه فرد مرتبط با رژیم در چه سطحی از هیات حاکمه قرار داشته، به سرنوشت قذافی و یا تک تیرانداز عراقی گرفتار می شوند.

در قرن بیست و یکم میلادی و ورود به قرن پانزدهم شمسی ، مشاهده صحنه های موهن و چندش آور، از تکه تکه کردن آدم ها، بستن جسم زنده انسان ها به دو خودرو و کشیدن و به دو نیمه تقسیم کردن، آویزان کردن جنازه کارگزاران ریز و درشت جمهوری اسلامی به تیرهای برق و درختان خیابان ها، و بستن اسیران رژیم جور و جنایت به پشت خودروها و کشیدن آنها در خیابان شهرها ی کشور با سماجتی که حاکمیت در عدم انتقال قدرت به مردم از خود نشان می دهد دور از انتظار نیست.

اکنون که ما در ایران با وضعیتی روبرو هستیم که می دانیم ادامه آن به کشتار جمع کثیری از مردم پیش از براندازی و همچنین اعدام و مثله کردن کارگزاران رژیم از کوچک تا درشت پس از براندازی خواهد انجامید، ضروریست تا نخبگان داخل و خارج کشور، کارگزارانی از عاقلان درون حکومت، سران کشورهای جهان، و روسای سازمان های بین المللی پیش از رسیدن به نقطه بدون بازگشت و وقوع قتل عام هائی همچون روندا، راه حل هائی در جهت انتقال قدرت با هزینه های کمتری نائل شوند.

در وضعیت کنونی نخبگان داخل و خارج کشور بجای پیشگامی در یافتن مسیری حتی المقدور خشونت پرهیز، دنباله رو مردمی شده اند که تحت فشارهای مالی، ایذاء و اذیت جمهوری اسلامی، و تبعیض های عمیق هر چندگاهی به جان آمده و با بهانه قرار دادن موضوعی علیه هیات حاکمه شورش کرده و در مقابل، حکومت هم با استفاده از تمامی امکانات انسانی و تجهیزاتی به خیزش کنندگان یورش برده و تعداد زیادی از کسانی را که از سراستیصال به میدان آمده اند را به قتل می رساند. این دور باطل خشونت و آدم کشی باید به پایان برسد.

یکی از مشکلات اصلی اپوزیسیون داخل و خارج کشور، گسیختگی از یکدیگرو عدم امکان حرکت تحت یک برنامه خاص است که دلیل آن، رهبری پراکنده و بدون هدف گروه های مختلف سیاسی و اجتماعی است. اپوزیسیون از نحله های مختلف فکری و از پایگاه های طبقاتی متفاوت هستند، و هریک برای شکل و محتوای حکومت آتی ایران پیشنهاداتی بر مبنای اصول خود دارند، اما همه اپوزیسیون در یک هدف متحدند، تغییر حکومت جمهوری اسلامی، و جایگزینی آن با حکومت جدیدی بر اساس مبانی حکومت های ملت- دولت نوین.

با روشن شدن مخرج مشترک تمام گروه های  اپوزیسیون داخل و خارج که تجمع حول هدف “براندازی جمهوری اسلامی” است، نیاز به سخنگو و کسی است که بتواند از طرف اپوزیسیون با طرف های مخاطب اعم از کارگزاران ارشد ، کارمندان و ماموران جمهوری اسلامی، مردم ایران که مخالف با ادامه حکومت جمهوری اسلامی هستند، و مردمی که دنباله رو نظام مستقرند، سران کشورهای جهان، روسای سازمان های بین المللی، و مدیران جوامع مدنی در سرتا سر دنیا، و این فرد بایستی دارای مشخصاتی باشد که بتواند از عهده وظیفه محوله برآید. فرد موصوف لازمست، برای مردم ایران، کارگزاران ارشد نظام ، سران دنیا ، روسای سازمان های بین المللی، و مدیران جوامع مدنی شناخته شده و فاقد سابقه منفی نزد مخاطبان باشد. تمام توان و انرژی خود را در این مسیر قرار داده و حداقل تا براندازی جمهوری اسلامی بصورت تمام وقت و تمام قد در خدمت هدف تعیین شده عمل کند، به یک زبان بین المللی برای ارتباط مستقیم با طرف های غیر ایرانی مسلط و از گروهی از مشاوران در حوزه های مختلف و با عقاید متفاوت برای تهیه برنامه و نقشه راه براندازی کمک گرفته و اجازه ندهد جمع کوچکی از دوستانش او را از نخبگانی که دارای جهان بینی دیگری هستند جدا کنند و از تک روی خودداری کند.

با یک نگاه به مشخصات سخنگو یا رهبر معنوی براندازی جمهوری اسلامی، بهترین فرد برای انجام وظیفه با ویژگی های بیان شده، آقای رضا پهلوی هستند. من تعمدا از پیش کلمه شاهزاده استفاده نکردم، چرا که با پذیرش مسئولیت سخنگوئی و رهبری ، ایشان بعنوان یک شهروند ایرانی که عرق میهن خود را دارد پا به صحنه مبارزه گذاشته و پیشاپیش مردم ایران با هر عقیده و ایدئولوژی حرکت می کند.

قدم اولی که ایشان باید برای قرار گرفتن در این مسیر بردارند، شکستن پوسته ای است که عده ای بنام طرفداران نظام پادشاهی دور ایشان کشیده و کوشش می کنند کلیه ارتباطات آقای رضا پهلوی را کنترل کنند و معمولا خود را فدائی و جان نثار او می خوانند، آقای رضا پهلوی باید از محاصره این تیپ اشخاص خود را نجات دهد تا بتواند به مسئولیت ملی میهنی خود اقدام کند.

برای نمونه مثالی میزنم، من در مراجعه به سایت اختصاصی ایشان که rezapahlavi.org  است مشاهده کردم که بخش فارسی سایت که از اهمیت اول برخوردار است باز نمی شود، برای رفع این مشکل، در بخش انگلیسی سایت پیغام گذاشتم، برای شهبانو فرح پیام فرستادم، به آقای کنگرلو گفتم، متاسفانه تا این لحظه که من این یادداشت را می نویسم، هنوز بخش فارسی سایت ایشان باز نمی شود.

آقای رضا پهلوی باید یک راه برای تماس مستقیم مردم با او اعلام کند و نظارت بر پیام های دریافتی را به عهده افرادی که تاکنون این مسئولیت را داشته و کوتاهی کرده اند نگذارد و اشخاص جدیدی برگزیند ، و خود بر آنها نظارت کند.

البته همه با این واقعیت روبرو هستیم که عمله و اکله جمهوری اسلامی در رسانه های مجازی انواع و اقسام سخنان نامربوط را می نویسند یا می گویند، چاره ای نیست از کوزه همان تراود که در اوست. به دوستی می گفتم بعضی از کلماتی که نوکران رژیم منحوس می نویسند، مادر مرا در قبر به گریه در می آورد.

 

 

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)