باید که دوست بداریم یاران
باید که چون خزر بخروشیم

فریادهای ما اگر چه رسا نیست
باید یکی شود

باید تپیدن هر قلب اینک سرود
باید سرخی هر خون اینک پرچم
باید سرخی هر خون اینک پرچم
باید که قلب ما
سرود ما و پرچم ما باشد

باید در هر سپیدی البرز
نزدیک تر شویم
باید یکی شویم
اینان هراسشان ز یگانگی ماست

باید که سر زند
طلیعه خاور
از چشم های ما

باید که لوت تشنه
میزبان خزر باشد
باید که کویر فقیر
از چمشه های شمالی بی نصیب نماند

باید که دست های خسته بیاسایند
باید که خنده و اینده ، جای اشک بگیرد
باید بهار
در چشم کودکان جاده ی ری
سبز و شکفته و شاداب
باید بهار را بشناسند
باید جوادیه بر پل بنا شود
پل
این شانه های ما

باید که رنج را بشناسیم
وقتی که دختر رحمان
با یک تب دو ساعته می میرد

باید که دوست بداریم یاران
باید که قلب ما
سرود و پرچم ما باشد

 

یاد شهیدان شریف مردم
سروهای ایستاده و ستوار و سرفرازِ باغ آزادی و برابری، شب شکنانِ خودکامهِ کوب، انوشهِ یادان:
خسرو گلسرخی و   کرامت دانشیان
گرامی و خجسته باد
بهشت زهرای تهران – قطعه ی ۳۳…..

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)