سازمان حقوق بشر ایران؛ ۱ دی ماه ۱۳۹۸: امیرحسین کبیری که حوالی ظهر ۲۵ آبان به قصد به خانه آوردن خواهرزاده‌اش از مدرسه پا به خیابان گلشهر گذاشته بود توجهش جلب اعتراضات مردم می‌شود. او در خیابان راه می‌رود و از مردم و اعتراضات فیلمبرداری می‌کند اما طولی نمی‌کشد که گلوله‌ای از پشت، گردنش را هدف قرار می‌دهد.

خانواده امیرحسین کبیری آن روز را تا نیمه های شب به دنبال فرزندشان گشتند تا که او را ساعت ۱ بامداد در حالی که به کما رفته بود در بیمارستان البرز کرج پیدا می‌کنند.

امیرحسین متولد بهمن ماه ۱۳۶۵ بود تک پسر خانواده با پدر و مادر سالمندش زندگی می‌کرد و تحصیلاتش را تا کارشناسی زبان انگلیسی ادامه داده بود. او نزدیک ۴۵ متری گلشهر مغازه کوچک عطر فروشی داشت و قصد داشت به زودی ازدواج کند تا دختر دار شود. خواهرش می‌گوید او به یک دختر کودک کار که در پارکی فال میفروخت کمک مالی می‌کرد و میگفت وقتی ازدواج کرد قصد دارد سرپرستی‌اش را برعهده بگیرد. حقوق بازنشستگی مادرم کفاف زندگیشان را نمی‌دهد و امیرحسین کمک خرجشان بود.

این حرفهای کاملیا کبیری خواهر «امیرحسین کبیری» از کشته شدگان اعتراضات شهر گلشهر کرج است.

او گفت: «ساعت ۱ بامداد یکشنبه برادرم را در بیمارستان البرز پیدا کردیم، در بخش ICU بستری بود. دکترها میگفتند خواستیم عملش کنیم ولی چیزی از گردن و نخاعش باقی نمانده است، سطح هوشیاری‌اش ۳ بود. امیرحسین تا سه‌شنبه بیشتر دوام نیاورد. مردم میگویند از پلیس راهور به برادرم شلیک کردند من چندین بار به مقر پلیس راهور رفتم ولی کسی جوابم را نمیدهد. من قصاص میخواهم، کسی که برادرم را کشته باید قصاص شود.»

فیلم مراسم خاکسپاری امیرحسین کبیری

کاملیا می‌گوید: «برادر من اصلا اهل اعتراض نبود. اون روز مدام با من در تماس بود ولی تا رسید به خیابان ۴۵ متری گلشهر ارتباطمان قطع شد. مردمی که آنجا بودند میگویند از مقر پلیس راهور بهش شلیک کردند. من چندین بار رفتم آنجا و از اهالی آنجا پرس و جو کردم، ظاهرا اون روز نیروهای امنیتی برای کمک به پلیس راهور رفته بودند و از آنجا به مردم شلیک می‌کردند. من خودم ساعت ۱۱:۳۰ شب از آنجا رد شدم و شاهد بودم که دارند مردم را با تیر می‌زنند. آنجا دوربین ترافیکی دارد ولی فیلمش را به من نمی‌دهند، مامورین امنیتی رفته‌اند و دوربین تمامی مغازهای آنجا را با خود برده‌اند.»

کاملیا در ادامه می‌گوید: «من راننده آمبولانسی که برادرم را به بیمارستان برده بود پیدا کردم. او به من گفت که وقتی برادرم را پیدا کردند راه تنفسی نداشت اقدامات اولیه را بر رویش انجام دادیم و در اول به بیمارستان کوثر انتقالش دادیم آنجا ایست قلبی کرد ولی احیا شد و بعد او را به بیمارستان البرز منتقل کردیم.»

امیرحسین کبیری تا سه‌شنبه بیشتر دوام نیاورد. از بیمارستان با خانواده تماس می‌گیرند و خبر فوت فرزندشان را می‌دهند و میگویند چهارشنبه برای تحویل جسد بیاید. خانواده امیرحسین چهارشنبه رفتند و مسئولین جسد را به گورستان بهشت سکینه ساوجبلاغ منتقل کردند.

کاملیا می‌گوید: «در بهشت سکینه به پدرم گفتند باید تعهد بدهید که مراسم عزاداری برگزار نمی‌کنید، آگهی ترحیم چاپ نمی‌کنید و به همه اعلام می‌کنید که فرزندتان در تصادف رانندگی کشته شده است. پدرم به ناچار تعهد داد و من رفتم جسد برادرم را تحویل گرفتم. یک آمبولانس جسد را آورد و ما چند نفری در سکوت کامل خاکسپاری‌اش کردیم.»

حکومت با دادن وعده پول دیه و شهید اعلام کردن برخی از کشته شدگان سعی کرده برخی از خانواده‌ها را وادار به سکوت کند، اما این شیوه نیز با مخالفت شدید برخی از خانواده‌های جانباختگان مواجه شده که خواستار شناسایی و محاکمه قاتلان هستند.

کاملیا در ادامه افزود: «با پدر من هم تماس گرفتند و گفتند میخواهیم دیه فرزندتان را به شما پرداخت کنیم و او را شهید اعلام کنیم ولی ما قبول نکردیم. ما قصد داریم شکایت کنیم تا بتوانیم قاتل برادرم را مجازات کنیم».

بامداد ۲۴ آبان ۱۳۹۸ بدون اطلاع رسانی قبلی مردم متوجه شدند قیمت بنزین با افزایش ۲۰۰ درصدی سه برابر شده است و این اتفاق جامعه را با شوک سنگینی مواجه کرد. مردم بسیاری از شهرها در شب ۲۵ آبان با بستن پمپ راه بنزین‌ها و خیابان اصلی و همچنین حضور در میادین و معابر شهری دست به تجمع و اعتراضات مسالمت آمیز زدند اما طولی نکشید که این اعتراضات با حمله نیروهای امنیتی و لباس شخصی‌ها به خشونت کشیده شد.

سرکوب معترضین در روزهای ۲۶ و ۲۷ آبان به اوج خود رسید. تصاویر بسیاری که در شبکه‌های مجازی منتشر شده است به وضوح نشان می‌دهد که نیروهای نظامی با اسلحه جنگی به صورت مستقیم سوی مردم گلوله شلیک می‌کنند و ویدئوهای بسیاری از شهروندانی که زخمی و کشته شده‌اند در فضای مجازی منتشر شد. 

حکومت جمهوری اسلامی برای سانسور صدای مردم و سرکوب معترضین اینترنت جهانی را قطع کرد و مسئولان دولتی در رسانه های داخلی ادعا کردند که این فیلم‌ها ‌واقعیت ندارند. همچنین برخی از سرداران نظامی ادعا کردند که اشرار مسلح معترضین را به گلوله بسته‌اند و بانک‌ها را به آتش کشیده‌اند.

بعد از سرکوب خشونت آمیز معترضین در ایران تاکنون از سوی حکومت هیچگونه آمار دقیقی از تعداد کشته شدگان، زخمی ها و تعداد بازداشتی‌ها اعلام نشده است. سازمان عفو بین الملل تاکنون موفق شده است هویت ۳۰۴ تن از کشته شدگان را تایید کند و تعداد بازداشتی ها رادستکم ۷ هزار نفر تخمین زده است. این سازمان همچنین گفته است که آنها اطمینان دارند که تعداد کشته شدگان و بازداشتی ها بیشتر از این آمار است. گفته می‌شود بسیاری از منابع غیر رسمی ادعا دارند آمار کشته و زخمی‌ها و بازداشتی‌های اعتراضات آبان ماه بسیار بالاتر از این آمار است.

تحلیلگران سیاسی مدعی هستند؛ این حجم از سرکوب شهروندان در تاریخ صد سال اخیر ایران بی سابقه بوده است.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)