راستگرایان شعار های اعتراضی دانشجویان را برنمی تابند

 

این فضای روزهای پس از خیزش آبان ۱۳۹۸ است: مردم بسیاری در جلو دادگاه اوین و دادگاه انقلاب خیابانِ معلم و هر بنای بیداد؛ جلوگیری از ازدهام جمعیت؛ یورش ماموران به خانواده‌های دادخواه، سردواندن مردم با پاسخ هایی که پاسخ نیست؛ پاسخ های متداول که فقط می تواند زمان پاسخگویی را به عقب بیندازد؛ عصبیت و خشم مراجعه کنندگان و این حس که گویا اراده سرکوبگران بر آنست که مردم مراجعه کننده را دچار فرسایش و خستگی کنند؛ که گویا میخواهند خانواده زندانی را چون خود زندانی آزار دهند؛ که گویا آنقدر تعداد بازداشت شدگان زیاد است که اگر هم بخواهند جوابی به خانواده‌ها بدهند اینکار ساده به همین سادگی هم امکان ندارد. جمهوری اسلامی در تله ای که خود پهن کرده بود گرفتار آمده است. این “خود کرده ” دشواری هایی را رقم زده است که “تدبیری” برایش نمی یابد!

خشم توده مردم هر روز فزونتر خواهد شد. به دروغ گفته اند که معترضان با تحریک دولت های متخاصم به تخریب و آتش سوزی دست زده اند؛ به دروغ گفته اند که این اعتراضات از دوسال پیش برنامه ریزی شده است. رییس جمهور این نظام استبدادی در حالی که خود می‌گوید او هم مثل بقیه از اعلام نرخ بنزین اطلاع نداشته‌است حالا با وقاحت تمام به این مردم زهرخند تحویل می‌دهد و با ظاهر پیروزمندانه از توطئه هایی که از پیش از آن اطلاع داشته است سخن می راند !! عجبا کسی که از داخل خانه خود خبر ندارد چنین از برنامه های براندازانه طراحی شده از سال ها پیش حرف می زند!
آتش خشم مردم اما خاموش نخواهدشد. چه آنها که فرزندان و دیگر عزیزانشان را به ضرب گلوله نظامیان سراپا مسلح از دست داده‌اند؛ چه آنان که عزیزانشان در خیابان دستگیر و روانه بازداشت گاه ها شده‌اند؛ چه آنها که فرزندانشان از خانه ها و خوابگاه های دانشجویی ربوده شده‌اند و چه آنهایی که اصلا از عزیزانشان کوچکترین خبر و اثری نمی یابند!

جنایت به بالاترین حد خود در طی سال های اخیر رسیده است. زمانی جمهوری اسلامی با بهره بردن از مشروعیتی که از انقلاب گرفته بود به کشتار مبارزان انقلابی و نابودی احزاب و سازمان های سیاسی برخاست و به برکت جنگ هشت ساله از خستگی و خمودی مردم سود برد و هزازان هزار زندانی را به جوخه های مرگ سپرد. سال ها طول کشید تا همگان دریابند چه ستمی بر این مردم و فرزندانشان رفت؛ چه گورهای دسته جمعی که پر از مبارزان انقلابی این وطن شد.
این بی خبری از جنایات جمهوری اسلامی در گذرگاه های معینی همراه با روند مشروعیت زدایی گریز ناپذیر از نظام استبداد‌ دینی، کم کم جای خود را به آگاهی و شگفت زدگی از این همه رذالت داد. خرداد ۱۳۸۸ چهره دیگری از خودکامگی نمایان شد و خشونتی در جای‌جای وطنی که اسیر دست استبداد دینی است؛ بکار بسته شد تا نشان دهد که حتی آرامترین جلوه های اعتراضی را بر نمی تابد. زندانی و اسیر کشی نظیر آنچه در کهریزک رخ داد.

این کشتار و سرکوب را پیروزی بر فتنه نامیدند و گفتند آن شاه بیت فریب کاری را که اینها از خارج پول و دستور می گرفتند تا فتنه کنند. همچنان که همیشه این دروغ ها را توجیه دیکتاتوری عریان خود قرار دادند.
دی ماه ۱۳۹۶ اما دیگر با هزار من سریش به ضدانقلاب و دشمن خارجی نمی چسبید و نچسبید. حالا دیگر توده های تحت ستم و به جان امده از فلاکت و فقر موجود، کم کم دریافته بودند که وعده های عوامفریبانه رییس جمهور نزدیک به رهبری تنها در راستای ادامه سیاست نئولیبرالیستی است که از دوران پس از جنگ آغاز شده بود و به نام تعدیل ساختاری ره به سوی بلعیدن سرمایه‌ای‌ را می برد که واگذاری منابع ملی و خصوصی از اساسی ترین ارکان آن بود و به دلیل پیشبرد چنین سیاست هایی علاوه بر گسترش فقر نسبی و نمایان شده جلوه های فقر مطلق، بیکاری و بیکارسازی نیروی کار و هر چه کوچکتر شدن سفره مردم را در دستور داشت. مردم به جان آمده نه تنها شاهد اختلاس و دزدی و غارت همه چیز در سایه فساد سیستماتیک در جمهوری اسلامی شده اند و نه تنها هیچ اراده جدی را برای مبارزه با آن نمی بینند، بل که شاهد فربه شدن هر چه بیشتر سرمایه داری بازار، مستغلات، پولی و مالی و نظامیگری شدند و در عین حال دیدند که چگونه تولید نابود میگردد و واردات کالا و قاچاق جایگزین آن. فقر و بی عدالتی چهره عیوس خود را هر چه بیشتر عریان کرده بود.

در این اعتراضات حدود صد شهرِ کشور درگیر شد و این‌بار سرکوبگری خشن و کشتار معترضان که از فرودستان جامعه بودند، آتش را زیر خاکستری پوشاند تا در آبان ۱۳۹۸ با بنزین گران شده برافروخته گردد و در کوتاه ترین زمان ممکن به صدها شهر و بیشترین مناطق محروم سرایت کند و این بار قافله سالار جمهوری اسلامی- مقام ولایت آستین بال ازد و با پذیرش مسوولیت اصلی هجوم به سفره بینوایان، از مسوولین خواست تا به تصمیماتِ نهادِ فراقانونی “ولایت فرموده” گردن نهند و چنین شد که سیلاب خون جاری گردید و بی مهابا گلوله بر مغز و قلب معترضان فرو بارید و تک تیراندازان ولی فقیه و رییس جمهور نقابدارش قلب مردم را نشانه رفتند. بیش از صدها کشته، هزاران زخمی و چندین هزار بازداشتی را به سیاهه خود افزودند.

ولی این سرکوبگری نتوانست مردم را به سکوت وادارد. حالا فرزندان دانشجوی همین مردم به یاد جان باختگان ۱۶ آذر ۱۳۳۲ در دانشگاه ها مراسمی مالامال از شعور و تعهد را نسبت به مردم و میهن خود برپا داشته‌اند. با شعارهایی که گویی برای بیان آنها ساعت‌ها اندیشیده اند و با پارچه نوشته‌ای که به‌درستی همبستگی جهانی زحمتکشان را برای سرنگونی نئولیبرالیسم را خواهان است. درک درست از شرایط موجود از سوی فرزندان کارگران و زحمتکشان و همه آنانی که معرفت اجتماعی شدن را در برایر نئولیبرالیسم افسارگسیخته به میدان آورده‌اند. همان معرفتی که دوستداران نئولیبرالیسم جهانی را خوش نمی آید. همان که نشان می دهد چگونه در پشت نقاب این حکومت دینی می توان با مقررات زدایی کارگران کشوری را از حمایت حداقل های قانونی بی بهره کرد. نیروی کارشان را به یغما برد و با پیشبرد امر مطیع سازی و ارزان سازی کار کارگران زمینه را برای استثمار شرکای سرمایه گذار خارجی از هر تیره و تباری فراهم ساخت. که چگونه می توان به نام دین ابتدا منابع و ثروت های ملی را بعنوان بیت‌المال در اختیار هیات‌های دست ساز ولی فقیه قرار داد و سپس با سپردن آنان به سرمایه داران از مردم سلب مالکیت کرد! چگونه می توان منابع طبیعی از آب و خاک و جنگل و معدن را با حربه واگذاری به بخش خصوصی آنهم لایه های نزدیک به قدرت سپرد و به این وسیله هم بخش خصوصی را گسترش داد و هم آن بخش را به دولت و قدرت اتصال پایداری داد. و این را فرزندان خلق ستمدیده به درستی درک کرده اند و چنین است که راستگرایان اعم از حکومتی و اپوزیسیون راستگرا و مرتجع شعار “ایران _ فرانسه _ عراق _ لبنان _ شیلی……… سرنگونی نئولیبرالیسم” را برنمی تابند.

ما در آینده نزدیک ارزیابی خود را از طرح چنین شعارهایی ارایه خواهیم داد.

 

منبع: راهکار سوسیالیستی
https://www.s-rahkar.org

—————————————————————————————

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)