خیزشی که به تازگی در ایران اتفاق افتاد، نشان‌دهنده بسیاری از مسایل بود که یکی از خطرناک‌ترین و جدی‌ترین آنها احتمال وقوع جنگ داخلی در ایران است.

زمانی که حاکمان جمهوری اسلامی شروع به تکثیر خود در جنوب لبنان، غزه، یمن، بحرین و جنوب عراق کردند و هم‌زمان دم از برخورداری کشور از امنیت کامل می‌زدند، به احتمال زیاد این روی سکه را نخوانده بودند که وقتی حکومت عربستان به آنها هشدار داد، جنگ را به داخل ایران می‌کشاند، به طور مشخص از چه چیزی صحبت می‌کند.

اشاره مستقیم یا غیرمستقیم عربستان، ایجاد جنگ داخلی در ایران بود که در آخرین خیزش مردمی دیدیم که گروهی اسلحه به دست گرفتند و به صورت جسته و گریخته برای حمله به نیروهای نظامی و انتظامی از آن استفاده کردند. در این میان چند نشانه بسیار مهم وجود دارد که در اصل حاکمان جمهوری اسلامی باید به آن توجه کنند که البته بعید است گوش آنها به این حرف‌ها بدهکار باشد!

اول – خیزش مردم در سال ۹۸ نشان داد که قشر متوسط و تحصیل‌کرده از هر نوع تغییر رو به پیشرفت و تضمین شده‌ای در ایران به طور کامل ناامید شده‌اند و به نشستن در خانه و نوشتن و گاه پوشش خبری و رسانه‌ای اتفاقاتی اخیر بسنده کرده‌اند. این موضوع آن‌جایی خود را بیش از پیش به رخ می‌کشد و آزاردهنده می‌شود که در خیزش اخیر از حضور جوانان تحصیل‌کرده یا اهل سیاست در بین معترضان خبری نبود. برعکس سال ۸۸ یا حتی قیام کوی دانشگاه که هماهنگ‌کنندگان، شرکت‌کنندگان و بازتاب‌دهندگان این اعتراض‌ها قشر جوان و تحصیل‌کرده و طبقه متوسط جامعه بودند. البته این بار هم دانشجویان دانشگاه تهران اعتراض‌هایی را شکل دادند که بسیار محدود بود و خیلی زود به اتمام رسید.

در تهران بزرگ فقط در غرب (اطراف میدان صادقیه) اندک اعتراض‌هایی به وجود آمد و خیلی زود فروکش کرد. در حالی که در شهرهای اطراف تهران همانند شهریار و اسلامشهرمردم و به خصوص جوانانی که از قشر کم‌درآمد بودند به خیابان‌ها آمدند و اعتراض‌هایی را شکل دادند. در دیگر شهرها نیز شرایط به همین شکل بود.

این موضوع خطر بسیار بسیار بزرگی برای حکومت ایران به‌شمار می‌رود. زیرا، از این پس گروه‌هایی به میدان خواهند آمد که دیگر اهل گفتمان نیستند و علیه حکومتی که همواره زور به کار برده است، قصد استفاده از زور دارند.

دوم – از ابتدای انقلاب، حکومت ایران سعی کرد قومیت‌های مختلف ایران را به زور تهدید و اسلحه بر سر اصول جمهوری اسلامی متقاعد کند. حتی تمامی قومیت‌های موجود در ایران را از نظر اقتصادی و اجتماعی محروم نگه‌داشتند و مزدورانی را به عنوان مدیران شهری و استانی آنها تعیین کردند تا این روند ضعیف‌سازی را تا جایی پیش ببرند که کسی توان قیام و اعتراض نداشته باشد. جنگ ۸ ساله با عراق و تحریم‌های بزرگ و کوچکی که در این ۴۰ سال به وجود آمده است نیز کمربند محرومیت‌ها را بیش از پیش در این مناطق بر مردم تنگ‌تر کرده و البته که حکومت به نیت و خواسته اصلی خود رسانده است.

البته حاکمان جمهوری اسلامی فراموش کرده‌اند که آنچه آنها بر آن فشار می‌آورند، همانند یک فنر است که دیر یا زود انرژی جمع شده در آن رها خواهد شد و به آنهایی که بر این فنر فشار آورده‌اند، آسیب بسیار جدی خواهد زد.

الان زمانی است که قومیت‌های به تنگ آمده از ظلم و تبعیض و فشار با کمک‌هایی که از بیرون مرزها به دست آورده‌اند، عرصه را بر حکومت تنگ خواهند کرد. اتفاق‌هایی که در نیزارهای ماهشهر افتاد و تصاویری که از مردان مسلح حمله کننده به نیروهای نظامی و انتظامی وجود دارد، به خوبی نشان‌گر این است که حکومت جمهوری اسلامی در همان باتلاقی فرو می‌رود که خودش با گسترش فقر و بدبختی در مناطق محروم ایران ایجاد کرده بود.

در این شرایط صحبت کردن از حفظ امنیت کشور، حرفی گزاف بیش نیست. به این خاطر که امنیت در یک کشور وقتی حفظ می‌شود که تک تک ساکنان یک منطقه از شرایط موجود خود راضی باشند و برای حفظ آن از جان و دل تلاش کنند. در این صورت همه افراد تبدیل به بخشی از نیروهای نظامی یک کشور در می‌آیند که حتی به راحتی می‌توانند از جان خود بگذرند. نه آن‌که برای ضربه زدن به حکومتی که آنها را به فقر و بدبختی کشانده است،‌ از هیچ تلاشی فروگذار نباشند!

سوم – حکومت ایران از ابتدای شروع جمهوری اسلامی به دنبال صدور انقلاب بود. وقتی که آنها اطمینان یافتند که نمی‌توانند تفکرات خود را صادر کنند، به دنبال تجهیز نظامی گروه‌های مختلف برآمدند و برای اینکه اقدام آنها وجهی مکتبی و برخوردار از آرمان داشته باشد، موضوع شیعی‌گری را علم کردند.

تاکید بر شیعی‌گری، یکی از بزرگ‌ترین اشتباه‌های جمهوری اسلامی بود. به این خاطر که بیشتر کشورهای عربی سنی هستند و هیچ‌گاه روی خوش به شیعی‌گری نشان نداده و نخواهند داد. حقیقت این است که حاکمان جمهوری اسلامی تاریخ را به دقت نخوانده‌اند. زمانی که خاندان صفویه، برای لشکر‌کشی‌ها و جنگ‌های بی‌حاصل و کشور نابود کن خود، به دنبال بهانه بودند و اقدام به تعیین مذهب‌ شیعه به عنوان مذهب رسمی کشور کردند و سال‌ها با همین پرچم تلاش خود برای کشورگشایی را نزد عامه مردم توجیه می‌کردند، در نهایت کارشان به نابودی کامل کشید. چون یک تفکر مذهبی تا زمانی جواب می‌دهد که مردم احساس امنیت و آسایش کنند. زمانی که جان فرد یا خانواده‌اش به خاطر جنگ یا فقر در خطر است، استفاده از حربه مذهب کارکرد نخواهد داشت.

اکنون جمهوری اسلامی در شرایطی همان راه را می‌رود که می‌دانیم موضوع شیعی‌گری موجب اختلاف تمامی کشورهای عربی است و این کار آنها فقط موجب دشمن‌تراشی در بین حاکمان کشورهای عربی و حتی مردم می‌شود. نگاهی بیندازیم به اتفاقات اخیر در نجف و دیگر شهرهای عراق؛ حتی دیدیم که پیاده‌روی اربعین که از افتخارات جمهوری اسلامی به عنوان نشانه‌ای در دستیابی به هدف خود در شیعی‌سازی منطقه است، به محض نخستین درگیری‌ها در عراق تبدیل به مشکل جدی برای سیاست‌ خارجی ایران شد.

تلاش جمهوری اسلامی برای نفوذ در سوریه نیز در حال حاضر با مشکل جدی مواجه شده است. چون مسایل عقیدتی و مذهبی روی مردم این کشور تاثیرگذار نبوده است و گزارش‌های غیررسمی وجود دارد که مردم آواره و جنگ‌زده سوریه نسبت به ایرانی‌ها به هیچ وجه نظر خوبی ندارند و آنها را یکی از مسببان بدبختی‌های خود می‌دانند.

چهارم – روی کارآمدن ترامپ در آمریکا، خروج از برجام، اعمال تحریم‌های بسیار شدید و همه‌جانبه و دیگر اتفاقات جهانی این نوید را به مردم ایران داد که حکومت ایران در کوتاه مدت به اندازه‌ای ضعیف خواهد شد که آنها می‌توانند به تغییر حکومت و شرایط موجود امیدوار باشند، اما شرایط چند ماه گذشته نشان داد که این امیدواری‌ها به جایی نخواهد رسید. زیرا حکومت به هر شکل، همچنان قدرتمند است و زورش به مردم می‌رسد و برای حفظ حکومت از هیچ اقدام و جنایتی نیز فروگذار نخواهند کرد.

در این شرایط مردمی که خود را در مرز استیصال و ناتوانی در دستیابی به خواسته‌های به حق‌شان می‌بینند، در انتظار روزنه‌ای هستند که فقط و فقط با ضعیف شدن حکومت محقق خواهد شد و با توجه به شرایط موجود به نظر می‌رسد این ضعف زمانی به وجود می‌آید که مراکز نظامی حکومت به طریقی نتوانند دست به کشتار مردم بزنند یا مردم توان مقابله به مثل داشته باشند. این شرایط یعنی سوق یافتن کشور به سمت جنگ داخلی که می‌تواند هم‌زمان با حمله نظامی دیگر کشورها به مراکز نظامی ایران باشد!

هر چند نوشتن این مطالب بسیار تلخ و ناگوار است، ولی شرایط حال حاضر ایران به سمتی پیش می‌رود که هیچ راه دیگری برای تغییر شرایط موجود جز به زور اسلحه وجود ندارد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)