تحولات جدی در ایران در شرف وقوع است بطوریکه در‌کنار مطالبات اجتماعی، مجموعه گرانبهایی از دمکراسی خواهی، برابرخواهی‌های اجتماعی از جنسیتی تا قومیتی و از طبقاتی تا منطقه ای، مطالبه‌گری حقوق شهروندی، مشارکت سیاسی گسترده و سکولاریزم یا قدسی زدایی از نهادهایی نظیر حکومت، آموزش، خانواده، قضا و جزا، فرهنگ و علم را با خود بهمراه خواهد آورد که فرصت های توسعه و‌تحول مانده بر زمین استبداد در طی بیش از ۱۲۰ سال اخیر را جامعه عمل خواهد پوشاند.

جنبش اجتماعی سراسری مردم موسوم به جنبش نان توسط آسیب دیده ترین طبقات و اقشار اجتماعی ایران دارای ویژگی‌های عدیده‌ای است که بدان می‌پردازم:

■ برخلاف جنبش مردمی علیه نظام شاهی و وقوع انقلاب ۵۷ که از منظر راهبری آن، انقلاب طبقه متوسط تلقی می‌شد، جنبش واپسین دهه قرن چهاردهم خورشیدی در ایران، جنبشی حاصل از طغیان اعتراضات فروکوفته ستمدیدگان در جامعه است. این جنبش برخلاف دهه پیش در سال ۸۸ که ماهیتی سفید و مصالحه‌جو داشت، دارای رویکردی آنتی‌گونیستی و آشتی‌ناپذیر با نظام سیاسی وقت است. در چنین جنبشی، شکاف تاریخی دولت و ملت به تضادهای اجتماعی ساختار‌شکنانه منجر‌ می‌شود.

■ جنبش شهری علیه روستایی. ماهیت انقلابی هواداران انقلاب و وقوع انقلاب ۵۷ در ساختار جمعیتی رخ داد که بیش از دو سوم جمعیت در بافت روستایی می‌زیستند اما جنبش کنونی ایران در ساختار جمعیتی و فرهنگی عمدتا (دو سوم) شهری بوقوع می پیوندد. اگرچه حکومت دینی در طی چهار دهه عمر خود در بین سنتی ترین بخش جامعه سرمایه گذاری کرده و همچنان بدنه بزرگ حامیان خود را در میان این بخش بهمراه دارد ولی این بخش از جامعه بشدت ضعیف و در اقلیت است.

■ جنبش نسل انقلابی علیه انقلاب. ترکیب جمعیتی کنشگران اعتراضات اخیر نشان از این دارد که بدنه اصلی کسانی که در جنبش نان در خیابان‌ها، لرزه به ساختار قدرت افسون‌زده وارد می‌کنند کسانی هستند که پس از انقلاب موسوم به اسلامی دنیا آمده و در ساختار فرهنگی، دینی، اجتماعی و تربیتی حکومت دینی رشد کرده و آموزش دیده‌اند. این نسل مانند آنتی‌تز در درون تز انقلاب بدنبال سنتز جدیدی است که آرمان‌هایش از قامت حکومت دینی کنونی بسیار فراتر می رود.

■ جنبش نسلی علیه نسل پیشین. نسلی که انقلاب ۵۷ را راهبری و اجرا کرد امروز در متن جنبش نان حضور ندارد. نسل انقلاب ۵۷ یا در صحنه مبارزات سیاسی و سپس جنگ، کشته شده‌اند یا در تبعید و خفقان ندامت است، یا در بدنه قدرت بدنبال ذخیره آخرین غارتگری هایش زیر نام ایدیولوژی و زیر بام حکومت دینی است. جنبش نان امروز توسط نسلی رهبری می گردد که به آموزه های هردو نسل انقلابی ۵۷ بی اعتنا بوده و در خیابان در پی برچیدن بساط بازماندگان نسل انقلابیون در بدنه حکومت دینی است.

■ جنبش سکولاریستی علیه دین سیاسی و حکومت دینی. اگرچه انقلاب ۵۷ ماهیتی دینی نداشت و سرانجام با ماهیت و‌ کارکردی دینی قدرت را بدست گرفت اما جنبش امروز ایران بشدت سکولار بوده و بهیچ‌وجه در شعایر و شعارهای خود در پی حفظ یا اصلاح حکومت دینی نیست. جنبش نان، جنبشی اعتراضی، بنیان کن و سکولاریستی است که با عصیان علیه متولیان دینی در مدیریت سیاسی بدنبال حکومتی غیردینی است.

■ جنبش مستمر و پایدار از خانه تا خیابان. جنبش نان به چند دلیل جنبشی یکباره نبوده بلکه جنبشی مستمر و فرسایشی خواهد بود که سرانجام به فروپاشی ساختار سیاسی خواهد انجامید. تبدیل جمهوری اسلامی به حکومت دینی/نظامی تا دندان مسلح، تربیت حامیگرایی در شبکه سرکوب و ضدشورش نظام سیاسی و اقتدار امنیتی حکومت سبب می گردد که جنبش نان نتواند در‌مدت کوتاهی موفق به تغییر ساختار سیاسی گردد. این جنبش پایدار، مستمر و موجدار همچنان خواب حاکمان دینی را آشفته نگاه خواهد داشت تا روز تعبیر رویاهای مردم آزادی و برابری خواه.

■ جنبش دیجیتالی علیه واقعیت. اگرچه در انقلاب ۵۷ رهبری دینی مبارزه علیه نظام شاهی در شبکه‌های مذهبی سراسر کشور بخصوص مساجد، تکایا و حوزه‌های علمیه راهبری و هدایت شد، جنبش نان در فضایی متفاوت، در شبکه های مجازی به سازماندهی و ساماندهی پرداخته و در خیابان به اجرا می‌گذارد. وقوع تحولات دیجیتالی در عصر کنونی، شبکه‌های مجازی اینترنتی را به ابزاری گریزناپذیر برای تحقق اهداف جنبش های اجتماعی و‌اعتراضات مردمی مبدل ساخته است. فضای سرکوب نظام‌های استبدادی از جمله در ایران ناگزیر از سرکوب دنیای مجازی نیز هست جایی که نیروی زیادی از بدنه قدرت بسود مردم خواهد گرفت.

■ جنبش توده‌ای امروز برخلاف انقلاب ۵۷ با رهبری نیروهای چپ در ابتدا و رهبری دینی در میانه و سرانجام آن، بدون‌ رهبری مشخص است. جنبش نان اگرچه نوعی عصیان علیه نابرابری، فساد، فقر، بیکاری، ناامنی، تبعیض و ستم است ولی در فرازهای موجدار خود بدون رهبری مشخص با تشکل‌های محلی و منطقه‌ای و شبکه پردازی‌های مجازی در پی مطالبات خود است. این جنبش بی‌تردید در فرایند افت و خیز خود به رهبری‌های مدنی از پایین به بالا دست خواهد یافت؛ اگرچه در این رهگذر ممکن است با خطرات سواستفاده جناح های سیاسی انحرافی و واپسگرا روبرو شود.

■ جنبش زنان علیه مردان. جنبش نان در ایران امروز اگرچه نه تام و تمام ولی ماهیتی فراجنسیتی داشته و زنان در آن نقش بسزایی بازی می‌کنند. در انقلاب ۵۷ علیرغم مشارکت زنان، مطالبات جنسیتی و مشارکت زنان بشدت در حاشیه بود. امروز در جنبش اجتماعی ایران زنان دوشادوش مردان، همگی بدنبال مطالبات فراجنسیتی و برابری جنسیتی هستند که فقدان آن در طی چهار دهه سبب‌ساز شکاف عمیق جامعه ایران شده و دیوار بی‌اعتمادی بین مردان و زنان‌ را بلند ساخته است. جنبش نان، از منظری دیگر جنبش زنان علیه مردان صاحب قدرتی است که زن در ادبیات‌شان هیچ ارزش و بهایی ندارد.

■ جنبش جوانان علیه سالمندان. ویژگی دیگر جنبش نان در مقایسه با انقلاب ۵۷، شورش نسل جوان علیه نسل سالمندی است که رهبرانش بالای شصت سال سن داشته و در تاروپود خمودگی و کهنه‌اندیشی‌، بدنبال آمال و آرمان هایشان‌ در‌ گذشته‌اند. نسل جوان با رویکردی آینده‌نگر در پی ایجاد جامعه‌ای سالم و برابر مبتنی بر نیازها و شرایط نوینی است که حکومت دینی پدرسالار توانایی پاسخگویی بدان‌ها را ندارد. شکاف بین‌نسلی در این میان، چرخش قدرت نسلی را نیز در مطالبات خود قرار داده است و با طوفان این طغیان، پاییز پدرسالار نزدیک است.

■ جنبش نان با حسرت گذشته و نگران آینده. جنبش امروز در فضایی ابهام آمیز و بی‌سر، چنان در‌ پی مطالبات خود و عاصی از محرومیت و ستمگری‌های سال‌های پس از انقلاب است که اگرچه با ارتجاع سیاه دینی فاصله می‌گیرد ولیکن در مخاطره حسرت از گذشته است، نظام گذشته‌ای که اگرچه کارآمد نبود ولی در مقایسه با دستاوردهای نظام حکومت دینی به‌ظاهر خوش می‌درخشد. در این میان، خطر گرایش به ارتجاع سفید یا بازگشت نظام سلطنتی همچنان جنبش را تهدید می‌کند که علیرغم آینده نگری در مطالبات خود، بدام ارتجاع استبداد شاه بجای شیخ بیفتد. در چنین فرازی، انقلاب ۵۷ با جنبش کنونی دارای آسیب پذیری های مشترکی است که همان بازتولید گذشته گرایی و خطر بازگشت ارتجاع است.

■ جنبش شکاف درون ملت و دولت–ملت: ناسیونالیزم حاصل از تلاش نظام شاهی در پیش از انقلاب اگرچه پروژه نوینی بود ولی در عمل زمینه ساز انقلابی گردید که سنت را بر مدرنیزم دستوری از بالا به پایین پیروز ساخت. در طی دهه‌های پس از انقلاب ناسیونالیزم ایرانی بشدت آسیب دیده و با رویکرد و سیاست‌های امت‌گرا بجای ملی از یکسو و سانترالیزم سیاسی در به حاشیه راندن سایر اقوام و خلق‌های ساکن در ایران از دیگر سو، سبب ساز انشقاقی در پدیده ملت شده است که می‌تواند از مخاطرات واگرایی در جنبش اجتماعی محسوب شود. مهمترین عامل همبستگی و یکپارچگی جنبش در سطح سرزمینی در ایران عبارت از همگرایی در سطح مطالبات مردمی است که در طی چهار دهه بیشترین هزینه‌های انقلاب را با کمترین دستاورد، پرداخته اند. پذیرش ساختارهای دمکراتیک در مشارکت سیاسی جنبش در سطح منطقه ای و قومی در کشور سبب ساز همگرایی بیشتر و پیشگیری از مخاطرات احتمالی فروپاشی سرزمینی حاصل از فراگیری جنبش خواهد شد.

■ جنبش سریالی و فرسایشی. برخلاف انقلاب ۵۷ که فراز و فرود آن بسرعت شکل، رشد و به سرانجام رسید، جنبش مدنی در عصر امروز ایران عمدتا ماهیتی سریالی، مستمر و فرسایشی دارد. در این راستا علاوه بر اینکه جنبش نیز از آسیب پذیری‌هایی رنج می‌برد، بتدریج مقاومت و یکپارچکی بدنه قدرت را در دو بخش سیاسی و نظامی رو به تحلیل می‌برد. سیر مقاومت مدنی جنبش اگرچه تموج بوده و در نوسان خواهد بود ولی پایدار و فزاینده پیش خواهد رفت. این فرایند با رویکرد اصلاح‌طلبی درون قدرت بشدت موضع‌گیری داشته و از برون ساختار قدرت به چالشگری و فروپاشی می‌اندیشد.

■ جنبش دهه شصتی ها. کوهورت یا نسل متعلق به جوانان بین ۲۰–۳۰ سالگی که می‌تواند موتور محرک تحولات اجتماعی بشمار آید، امروز در‌ خیابان‌ها فریاد اعتراض و انکار بلند کرده است. این نسل شامل کسانی است که در دهه شصت متولد شده اند. سیالیت سنی و‌ جمعیتی این نسل معترض چنان است که با گذشت هر سال، نسل جدیدی وارد حلقه اعتراضات در آن می‌گردد. از همین روست سیل اعتراض ایجاد شده هرگز نخواهد ایستاد مگر سد بزرگ تحول اجتماعی ایران که همانا حکومت مستبد دینی است را از میان بردارد. بدین معنا متولدان دهه شصت که امروز در سنین جوانی و در خیابان ها هستند بتدریج جای خود را به دهه هفتادی ها خواهند داد.

■ جنبش خشونت پیشه خواهد شد. اگرچه هر انقلابی با خشونت به زایمان تحولات جدید روی می‌آورد و انقلاب ۵۷ نیز سرانجام با حضور گسترده مردم از روش‌های خشونت باز بهره جست ولی جنبش نان ناگزیر از خشونت خواهد شد. این گرایش لزوما انتخابی نبوده و ساختار قدرت سیاسی و نظامی بدلیل سرکوب خشن، جنبش را بسوی خشونت متقابل خواهد کشاند. اگرچه میل برخی اقشار بخصوص طبقه متوسط به تحولات مسالمت‌آمیز است ولی ماهیت خشن حکومت و استبداد دینی در ایران کاتالیزور بازتولید خشونت در جنبش خواهد شد.

جنبش با رویکرد دمکراسی خواهی پیش خواهد رفت. اگرچه انقلاب ۵۷ با شعار جمهوریت آغاز شد ولی به‌سرعت به نظامی استبدادی تغییر شکل داد و اقتدارگرایی شاهانه به توتالیتاریزم شیوخ دینی منجر شد. برخلاف دستاوردهای انقلاب، بنظر می‌رسد جنبش مدنی نان بدنبال دمکراسی خواهی پیش خواهد رفت و در پی اعاده و بازآفرینی پروژه شکست خورده جمهوریت خواهد رفت. مخاطره عمده این جهت گیری و مطالبه فراگیر، خطر ویروس سلطنت طلبی است که می‌تواند قدرت دمکراسی خواهی را حتی در قالب مشروطه سلطنتی بکاهد.

■ جنبش نان، برابرخواه است. مهترین شعار انقلاب ۵۷ عبارت از استقلال و آزادی بود، آرمان‌هایی که در جنبش مدنی ایران امروز بسوی برابرخواهی گرایش می‌یابد. بزرگترین دستاورد انقلاب، یعنی نابرابری که محصول میان تهی بودن آرمان‌های دینی قشر روحانیون و فساد بدنه قدرت در این ساختار بوده و هست، زمینه ساز موج عظیم برابرخواهی و عدالت اجتماعی جنبش کنونی شده است. جنبش نان این آموزه را تجربه کرده است که آزادی بدون برابری نیز، آزادی طبقه مسلط در غارت طبقه ستمدیده خواهد بود.

■ علیرغم اینکه انقلاب ۵۷، محصول جنبش ضدساختار مردم علیه حکومت بود، جنبش اجتماعی معاصر با رویارویی مردم با مردم نیز مواجه خواهد بود. سیاست رهبری حکومت دینی در تاسیس گروه‌های استراتژیک و نهادهای موازی و بطور خاص راه اندازی نهاد بسیج میلیونی و‌اخیرا باحکم راه اندازی کمیته های مشابه در سال‌های نخست انقلاب ۵۷، در فرازهایی از حرکت جنبش سبب ساز ستیزه های مردم علیه مردم خواهد شد. اگرچه جنبش بتدریج در بدنه نهاد بسیج نیز انشقاق ایجاد خواهد کرد ولی در میان مدت، جنبش در دو جبهه خواهد جنگید: جبهه نبرد علیه حاکمیت مستبد و فاسد، جبهه نبرد با لشگر حامیگرای بسیج مستضعفان!

■ جنبش نان بشدت فراگیر، فرامنطقه‌ای و فراقومی است. اگرچه وجوه مشترکی میان انقلاب ۵۷ و جنبش نان در ایران معاصر بچشم می‌خورد ولی جنبش رو به رشد امروز دارای نیازها و مطالبات ساختاری است که فراتر از قومیت، جنسیت، باورهای دینی و سطوح سنی حرکت می کند. فقر، گرسنگی، محرومیت اجتماعی، بیکاری، تبعیض و دهها دستاورد درخشان! حکومت دینی که بر سبد پابرهنگان جامعه نهاده شده است، زمینه‌های یک‌ همبستگی فراگیر را فراهم ساخته است که نقطه قوت جنبش معاصر است. شاهد مثال چنین ویژگی از جنبش، وقوع حلقه‌های اعتراض جنبش در اقصی نقاط کشور است.

■ جنبش بدون حزب و تشکل. انقلاب ۵۷ توسط خیل بسیاری از احزاب و سازمان‌های سیاسی چپ، ملی و مذهبی مدیریت و‌ راهبری شد اما ماهیت جنبش امروز فراسازمانی و فراحزبی است. بدین معنا که احزاب توسط پابرهنگان مدیریت و راهبری می‌شوند بطوریکه کنشگری سازمان‌های سیاسی داخل و خارج از کشور به واکنشگری تغییر شکل داده است که با تب جنبش سوگیری می‌کند. چنین خصیصه ای می‌تواند سبب شود ساختار سلسله مراتبی حزبی سازمانی بر جنبش سایه نینداخته و ماهیت هرمی جنبش به ساختاری مسطح و از پایین به بالا مبدل شود. در چنین ساختاری غفلت از مطالبات اجتماعی مردم در کف جامعه نمی تواند مورد مسامحه رهبران سیاسی قرار گیرد. امری که در انقلاب ۵۷ بوقوع پیوست.

■ جنبش متکی به طبقه بزرگی از ستمدیدگان و زحمتکشان است. انقلاب ۵۷ اگرچه با مشارکت کارگران یقه سفید در صفوف مقدماتی آن صورت گرفت ولی جنبش نان دارای بدنه بسیار بزرگی است که از نظر سنی، جنسیتی، طبقاتی، قومیتی و مطالبه‌گرایی رادیکال، مجموعه‌ای از کارگران یقه آبی را تشکیل می‌دهد که در‌ کوران یک دگرگونی ساختاری، جز زنجیرهای پای خود چیزی برای از دست دادن ندارند. بدلیل فقر و بیکاری رو به رشد جامعه ایران، این جنبش از نظر کمی به‌سرعت روبه گسترش خواهد نهاد.

در پایان می‌توانم چنین جمع‌بندی کنم که تحولات جدی در ایران در شرف وقوع است بطوریکه در‌کنار مطالبات اجتماعی، مجموعه گرانبهایی از دمکراسی خواهی، برابرخواهی‌های اجتماعی از جنسیتی تا قومیتی و از طبقاتی تا منطقه ای، مطالبه‌گری حقوق شهروندی، مشارکت سیاسی گسترده و سکولاریزم یا قدسی زدایی از نهادهایی نظیر حکومت، آموزش، خانواده، قضا و جزا، فرهنگ و علم را با خود بهمراه خواهد آورد که فرصت های توسعه و‌تحول مانده بر زمین استبداد در طی بیش از ۱۲۰ سال اخیر را جامعه عمل خواهد پوشاند.

 

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)