چنین روزدرچندسال پیش(مجموعه آبان)
درمجموعه آبان ماه به موضوعاتی مانند:حق ولایت فقیه،ماجرای مک فارلین،جنگ نفت درایران،تصرف سفارت آمریکا در تهران،ماجرای سید مهدی هاشمی،امید نجف آبادی،آیت الله منتظری وشریعتی،سازمان مجاهدین خلق،سید احمد خمینی،عباس عبدی،محمد نعیمی پور،ابراهیم اصغرززاده،حمید نوری(دادیاراعدام شدگان سال۱۳۶۷،ایرج مصداقی،محمد ری ری شهری،کانون نویسندگان ایران،ماجای قائم مقامی آیت الله منتظری،محمد شوری و…پرداخته ایم.
چهل سال از انقلاب۵۷ گذشته و فکر می کنم درموارداساسی و بنیادی هنوز در جامی زنیم.
ممکن است کارهای مثبتی هم باشد؛اما من آنهارااستثنای این انقلاب می دانم نه قاعده.آن انتظاری که از بهمن ۵۷ می رفت حاصل نشد…
نظام ولایت فقیه در صداوسیما و تبلیغات و سخنرانی های حکومتی خود،استثناها راقاعده نشان می دهد؛وبدین وسیله غَش در معامله می کند.در حالی که واقعیت و عینیّت جامعه خلاف آن است.
آنچه دراین مجموعه می خوانید براساس حضورنویسنده دربطن حوادث وباشناخت ودیدگاه خود[نیمه خالی دیدن لیوان]است.
روزهای آذررادرتلگرام وفیس بوک اینجانب وهم چنین تریبون زمانه مشاهده کنید.
محمد شوری(نویسنده و روزنامه نگار)
آبان ماه یکهزاروسیصدونودوهشت
t.me/shourimohammad
https://www.facebook.com/assize.mahkame/

چنین روزی درچندسال پیش
۱آبان۱۳۶۰
حق ولایت درجمهوری مومنین!
هاشمی رفسنجانی[خطبه نمازجمعه،اول آبان سال شصت،کتاب درمکتب ج۴،ص ۵۱]:درتوضیح جواب نامه ای که ازطرف امام به مجلس شورای اسلامی دررابطه بااجازه اعمال حق ولایت فقیه داده شده است،بحث نیازبه توجه ودقت بیشتر [دارد].بدلیل اینکه ماازگذشته تجربه حکومت اسلامی[را]نداریم…به طور کلی… اصول عملی اسلام دوجوراست… احکام اولیه واحکام ثانویه…گاهی درعمل…دو قاعده محرزومسلم داریم این دو قاعده دریک موردباهم نمی سازند.تعارض می کنند.بایدتکلیف روشن بشود…قاعده:..الناس مسلطون علی اموالهم…ما قاعده لاضررداریم.وقاعده لاحرج.قانون کلی تقیه راداریم.مصالح کلی جهان اسلام را داریم.اینهاهمه درجای خود قانونند،قاعده اند…اگرمثلاتعارضی پیش بیایدتشخیص باچه کسی است؟کیست که اینجابایدتشخیص بدهدجای اجرای قاعده کلی الناس مسلطون علی اموالهم است،یاجای اجرای قانون لاضررولااضرار است؟… گاهی قضیه مشکل ترازاین است واعمال ولایت واعمال قدرت و حکومت لازم دارد…مرجعی لازم است که دربرخوردبااینگونه مطالب راه رامشخص بکندوازاین بن بست دربیاورد…می خواهم بگویم حق ولایت چیزی است حتی فوق اینگونه چیزها.که خودیک قانون دیگردارد…تشخیص ابنکه مصلحت چیست؟این باید اجرابشودیاآن اجرابشود یک مساله ای است که چه کسی باید تشخیص بدهد؟ این خودش یک مساله مهمی است…اگرمربوط به جامعه باشد نمی شوددر اختیار یک فردگذاشت.هر کسی اجتهادبکندخودش[هم]عمل بکند. این نمی شود.باید دراختیاریک مرجع گذاشت.اگراین مرجع بتواندولی فقیه باشدبهتربن وعالی ترین مقام است.
پاورقی:
۱-فقهاقرآن رابافقهی که آموخته اند تطبیق می دهند.وازآن قاعده واحکام ثابت لایتغیربیرون می کشند،ونه فقه رابا قرآن!
۲-حاکمیت وحکومت،جمهوری اسلامی رااولین حکومت اسلامی پس ازحکومت امام علی می داندوایضاخودرامتولی جهان اسلام!
۳-برای آنکه نمی توان ونمی شودبا احکام وفتاوی وقاعده های مختلف وگاه متناقض ومتضادفقهی مراجع تقلید،کشور رامدیریت واداره کرد،وازآنجاکه تقلیداز مرجع اعلم بررعیت عوام واجب است، آمدنداصل ولایت فقیه رادرقاتون اساسی تدوین کردندوبدین ترتیب دکان مراجع تقلیدومجتهدین راتعطیل وکالاهای ففهی را فقط درفروشگاه های زنجیره ای ولایت فقیه(محلس،شورای نگهبان،مجمع تشخیص مصلحت،شورای عالی امنیت، شورای عالی انقلاب فرهنگی ومانندآن که اعضای آن مستقیم وغیرمستقیم، همگی منصوب ولایت فقیه هستند)در معرض فروش قراردادندوسیاست یک کیلوگلابی سیستماتیک شد.
۴-قانون اساسی این تشخیص رابه شش فقیه منصوب ولی فقیه(شورای نگهبان) داده است.پس هرچه آنهاتائیدکنندقاعده و قانون است!
۵-درعمل وتجربه،اختلافات حکومت و خمینی رامجبورکردربرخلاف قانون اساسی مجمع تشخیص مصلحت_که کارش حل اختلاف بین شورای نگهبان و مجلس بود_ راتاسیس وحق اعلان نظر نهایی رابه آن هابدهد.مجمع تشخیص مصلحت نظام پس ازفوت خمینی با اختیارات بیشتروباترمیم قانون اساسی قانونی شد.وتقریبا اکثراعضای آن را رهبری وولایت فقیه منصوب می کند. بدین ترتیب کسانی دراین مجمع حضور دارندکه رهبری آن هاراتائیدکند.درتجربه وواقعیت مجمع تشخیص مصلحت امری راقانونی وقاعده می داندکه رهبری به پسندد.
۶-دراین۴۰سال،تمامی اعضای مجمع تشخیص مصلحت قدرت ومدیریت کشوررا درمشاغل مختلف برعهده داشته اند. چرخشی درقدرت وجودنداشته است.همه این افراد(بارعایت حق تقیه!!)ازموافقان وذوب شدگان رهبری هستند.هرچه ایشان بگویندوبخواهندوبه پسندد،همان هم مصلحت کشور،مردم ومنافع ملی می شود!
۷-شورای نگهبان طبق حق تفسیرخودازقانون اساسی،نظارت برانتخابات را استصوابی اعلام کردوهرکه راخواست تائیدصلاحیت وهرکه رانخواست ردصلاحیت کرد.بدین ترتیب کسانی که مطیع رهبری وولایت فقیه هستندمی توانندنماینده مجلس شوند.
۸-هم چنین شورای نگهبان طبق حق نظارت خود،توانست کاندیداهای مجلس خبرگان رهبری-که حق داردرهبری راعزل واستیضاح کتد-راتائیدباردصلاحیت کند. بدین ترتیب اعضای مجلس خبرگان رهبری همچون مجلس شورا،غیرمستقبم منصوب رهبری وولایت فقیه هستند.
۹-اداره اموربه شیوه حق ولایت!فقط راه غش درمعامله راتسهیل،و فریب،فساد، نفاق وشارلاتانیسم رابه صورت فرهنگ عمومی تثبیت کرد.و[حق تقیه]رادرجامعه عینیت بخشید!!
۱۰-مصلحت یک فرد(حق ولایت فقیه) مصلحت همه شد.حقیقت وعین حق شد. برای تمیزاحکام اولیه وثانویه وتعارض آن دوباهم،فقط مصلحت ولی فقیه لحاظ شد. وبرای درگل نماندن،وحفظ نظام که اوجب واجبات است،به دفعات بسیاراز قاعده [دفع افسدبه فاسد]استفاده شدتا جایی که اکنون معلوم نیست دفع افسد به فاسدمی شودیافاسدبه افسد؟!!واینگونه فسادسیستماتیک شد.
اول آبان نودوهشت
محمد شوری(نویسنده و روزنامه نگار)
چنین روزی در چندسال پیش
۴آبان۱۳۶۵
روسفیدی ساواک درجمهوری مومنین!
روزنامه جمهوری اسلامی۴آبان۱۳۶۵
رهنمودهای آیت الله العظمی منتظری به اعضای هیات عفوامام امت…:
[افرادی که آزادی آنان ضرری برای انقلاب ونظام نداردمشمول عفومعظم له قرار بگیرند.درهمین رابطه ایشان یادآورشدندارگان های مربوطه واطلاعات که بایددر مورد افرادمستحق عفونظربدهندکه کاربا سرعت وبدون اتلاف وقت انجام شود.].
پاورقی:
درحالی هیات عفودراین تاریخ به دیدار آیت الله منتظری می رودکه حدوددوهفته قبل،به بهانه رسیدگی دوباره به پرونده «شمس آبادی»سیدمهدی هاشمی احضارشده است.
کتاب«واقعیت هاوقضاوت ها»در۲۹۳ خودمی نویسد:
[پس از نامه های مبادله میان امام خمینی وآیت الله منتظری۱۲و۱۷مهر ۶۵) سرانجام سیدمهدی هاشمی درتاریخ ۲۰مهر۱۳۶۵احضاروباداشت می شود.].
دادستان کل وقت ورئیس دیوانعالی کشور(آقایان موسوی خوئینی و موسوی اردبیلی)می خواستندپرونده ایشان دردادگاه عمومی رسیدگی شود، ولی با دخالت وزیر وقت اطلاعات(محمدی ری شهری)پرونده امنیتی شدوبا فشارو جلب نظرخمینی،دراختیاروزارت اطلاعات قرارگرفت.
سیدمهدی هاشمی پس ازمعرفی خود دیگربه منزل بازنگشت وبه جرم افساد فی الارض درتاریخ۶مهر۱۳۶۶،اعدام شد.
درهمان تاریخی که آیت الله منتظری دردیدارباهیات عفو سخن می گفت،چند روز بعدش،بابیانیه خمینی(درتاریخ۵آبان) مبنی دستگیری افرادمرتب با«سید مهدی هاشمی»تعدادزیادی درتهران، اصفهان وقم(چه درمنزل وچه درخیابان) بازداشت وزندانی شدند.وتحت بازجویی وآزارواذیت درزندان قرارگرفتند.
آیت الله منتظری درتاریخ۷آبان۱۳۶۵ درنامه ای به ری شهری می نویسد:
[اولادستورحضرت امام به رسیدگی به کارهای آقای سیدمهدی هاشمی نیازبه بازداشت وسیع وزننده وتند-که خاطره بد ساواک رادراذهان تجدیدمی کرد- ت
نداشت…].
نقشه هابرای پس ازفوت خمینی(که پیش بینی می شد)برای حذف آیت الله منتظری،با زندانی کردن سیدمهدی هاشمی اجرایی شد…
واقعیت های زندان آن نیست که دستگاه قضائی و اطلاعات دررسانه های خود بیان می کنند.تاریخ۴۰ساله حکومت ولایت فقیه نشان داده که نظام برای حفظ خودحاضراست ازهروسیله ای استفاده کندوایضاهرجنایتی را انجام دهد…
بدرفتاری بازندانیان وسپس عفو،ازآنان آدم هایی سرسخت وتندروترساخت.می توان به ضرس قاطع گفت اکثرزندانیان در نظام ولایت فقیه(آنها که عادی وغیر سیاسی بودند)،تخم مرغ دزد رفتند،شتر دزدبیرون آمدند.زندانیان سیاسی که دیگرجای خوددارد…ومابه تجربه رو سفیدی ساواک رادرجمهوری مومنین نظاره گر هستیم!
چهارم آبان نودوهشت
محمد شوری(نویسنده و روزنامه نگار)
چنین روزی درچندسال پیش
۶آبان۱۳۶۵
مک فارلین،سیدمهدی هاشمی؛آغازپروژه حذف آیت الله منتظری
درشامگاه۵آبان۱۳۶۵پیامی ازخمینی ازصداوسیمای ولی فقیه،مبنی بر دستگیری افرادمرتبط باسیدمهدی هاشمی(که نویسنده این سطورازجمله آن هابود)پخش شد.
دراین پیام باتوجه به دستگیری وزندانی شدن سیدمهدی هاشمی درروزهای قبل وآمدن مخفیانه مک فارلین[مشاورامنیتی ریگان،رئیس جمهوزی آمریکا،ازحزب جمهوری خواهان]به ایران وافشای آن توسط افرادمرتبط باسیدمهدی هاشمی درهفته نامه الشراع العربی به سردبیری حسن صبرا،وبیانیه ای عمومی درداخل کشور،خمینی نوشت:
[جنابعالی(ری شهری)موظف هستیدبه جمیع جوانب این امرباکمال دقت وانصاف رسیدگی نمائیدوتمام افرادمتهمی راکه ازسران این گروه محسوب می شوندونیز افراددیگری راکه درانتشارمسائلی کذب وقضایای دیگردست داشته اندتعقیب نمائید…].
داماددختر۹ساله علی مشکینی،واولین وزیراطلاعات(محمدی ری شهری)[ازابن الوقت های انقلاب که سابقه ای بااهمیت پیش ازانقلاب ندارد!]،تاقبل ازاین پیام به کمک سیداحمدخمینی به هرنحوی تلاش می کردنامه ای مکتوب ازخمینی بگیرد ونمی توانست(شمابخوبی می توانیدآنرا درلابلای جملات کتاب خاطرات سیاسی ایشان بفهمید).که درنهایت باصدوراین پیام نفسی راحت کشید.واین آغازی بود براجرای سناریوی حذف آیت الله منتظری.
سیدمهدی هاشمی پیش ازانقلاب به اتهام اطلاع داشتن ازقتل شمس آبادی(از روحانیون منتفذومخالف خمینی در اصفهان)،زندانی وبه سه باراعدام وسپس با تخفیف به حبس ابدو همزمان باپیروزی انقلاب آزادوبه عضویت وفرماندهی شورای عالی ستاد مرکزی سپاه پاسداران درآمد.ابتدامسئول واحدروابط عمومی وسپس رئیس واحد نهضت های آزادیبخش سپاه شد.که باحدود۳سال فعالیت دراواخر سال۶۱بنابرمصوبه مجلس برای اساسنامه سپاه منحل شد.وبعدازآن به حکم آیت الله منتظری نماینده وی در امورنهضت های آزادیبخش شد.سیدمهدی هاشمی باتاسیس موسسه انتشاراتی نهضت جهانی اسلام شروع به فعالیت کرد.که درسال ۱۳۶۵بادستگیری هاتعطیل گردید.
خمینی درفروردین۱۳۶۵تایک قدمی مرگ رفت.وبایدبرای پس ازوی برنامه ریزی می شد.تیم حاکم برحکومت(مثلث سیداحمدخمینی،علی خامنه ای وهاشمی رفسنجانی)که نمی توانست آقای منتظری رادراختیارداشته باشد،بااشرافی که برخمینی داشت،تمامی اطلاعات مربوط به کشورراهدایت شده انتقال می داد.وازجمله مخفی داشتن ماجرای مک فارلین.
اطلاع پیداکردن آیت الله منتظری از ماجرای مک فارلین آن هاراوحشت زده کردو بالاخره افشای آن پرده راازمعاملات مخفی برداشت.منتهاچون درایران رساته ها آزادنبودند،قلب حقیفت شد.هاشمی رفسنجانی که برخمینی نفوذداشت با جعل واقعیت وقلب حقیقت،ماجرارابه سودخودعلنی کرد!درعوض بدلیل آزادی رسانه در آمریکا،منجربه رسوایی شد و ماجرای ایران گیت رادرتاریخ ثبت کرد.
ماجرای سیدمهدی هاشمی ومک فارلین، آغازپروژه حذف آیت الله منتظری از صحنه سیاست وباافشاومخالفت شدیدایشان از اعدام های سال۱۳۶۷،پایان ماجرای قائم مقام رهبری وی بود.ازآن به بعد سیل اتهامات واهانت هاوبرخوردهای فیزیکی به بیت ودفترایشان،ودرنهایت حصروی شروع شد.
آیت الله متتظری درکتاب انتقادازخودمی نویسد:
[اين گمان برايم قوى شدكه مسأله سيدمهدى ومحاكمه اوبهانه ‏اى بيش نيست وهدف اصلى،تسویه حساب با بخش عظيمى ازنيروهاى انقلابى است و نيز تسليم من وآوردنم درهمان خطى است كه آقايان ترسيم كرده بودند.].
شش آبان نودوهشت
محمد شوری(نویسنده و روزنامه نگار(
چنین روزی درچندسال پیش
این حرکتی که وزارت اطلاعات شروع کرده معلوم نیست به کجابیانجامد…؟
به سعیدامامی!
۷آبان۱۳۶۵
روزنامه جمهوری اسلامی۷آبان ۱۳۶۵
بخش خبری:وزارت اطلاعات دیشب ازکلیه کسانی که درفعالیت های غیرقانونی مهدی هاشمی باوی همکاری داشته اندخواست هرچه سریع ترجهت ادای توضیحات،خودرابه این وزارتخانه معرفی نموده ونیزآن دسته ازافرادکه اطلاعاتی از گروه نامبرده دارنداطلاعات خودرابوسیله نامه یاتلفن دراختیاروزارت اطلاعات قرار دهند.
پاورقی:
داماددختر۹ساله علی مشکینی (ری شهری)درکتاب خاطره ها، جلد۴،ص ۱۵۵می نویسد:
شنیدم یکی ازمسئولان عالی رتبه قضایی گفته بود:
[این چه کاری است که وزارت اطلاعات انجام می دهد؟آقای منتظری رهبرآینده است.چراوزارت اطلاعات بااین برخوردهااورازیرسوال می برد؟ آقای ری شهری مرتب پیش امام می رودوامام براساس گفته های اوتصمیم می گیرد. اشتباه ما این بودکه نرفتیم تامسائل خود رابا امام درمیان بگذاریم مابایدزودتر دراین رابطه اقدام می کردیم.این حرکتی که وزارت اطلاعات شروع کرده معلوم نیست به کجا بیانجامد…؟ ].
وزارت اطلاعات ری شهری وباند مدرسه حقانی(که تاالان هم در قوه قضائیه و واجا چمپانته زده، لنگرانداخته درحال خوردن کنگر است،باتوجه به شناختی که از رفتار کلامی درشجاعت بیان و عمل آیت الله منتظری داشتندمی دانستندرهبری اودر آینده برای بقای آن هادرقدرت خطرناک است ولذابادروغ های بزرگ وجوسازی توانستندمساله سیدمهدی هاشمی چنان پیچیده،خطرناک و مرموزوتشکیلاتی نشان دهندکه بخاطرآن حتی نزدیکان وی نیز بخاطراین جوسازی هامجبور شوند ازوی اعلان برائت کنند.
آن نیروهایی که بطورمستقیم و کاری باسیدمهدی هاشمی ارتباط داشتندویا بدلیل خویشاوندی و همشهری بودن درمنطقه قهدربجان ویاافرادمتنوع درطیف های سیاسی دریک امرباهم اشتراک نظرداشتندوآن ارادت و نزدیکی بادبدگاه و مرام ورفتار و کرداراخلاقی آیت الله منتظری. برخی ازاین افرادشاید اصلانه یکدیگر رامی شناختندویادرعقیده سیاسی یکسان بودند.آنچه هم به عنوان اعلامیه نوشته وانتشار داده شده است اگرمطبوعات آزاد بوداتفاق نمی افتاد.وآنچه به عنوان مخفیگاه اسنادواسلحه بوده بی اطلاع حکومت نبوده و پس ازانحلال واحد نهضت های سپاه بدلیل آنکه سیدمهدی هاشمی نماینده آیت الله منتظری در امورنهضت های آزادیبخش بود وآیت الله منتظری هم قائم مقام رهبری،همه چیز قانونی بود.
اگربه لیست دستگیرشده گان نگاه کنیدفقط همان هاهستندو دیگرهیچ!!وتازه آن هاهم یادر رابطه بامدارس تحت نظرآیت الله منتظری بودندوباموسسه انتشاراتی ودفترتهران.وعده ای هم که اصلامربوط به امیدنجف آبادی درزمانی که ایشان اوایل انقلاب به حکم خمینی حاکم شرع بود،هستند؛وهمین افرادهم برخی شان برخی دیگررااصلا نمی شناختتدوتالحظه زندان ازوجودآن هاهم بی خبربودند!
مساله فقط بی حیثیت شدن واجابودکه بااین دستگیری هابه هرشکل ممکن نبایدمی شد.
ری شهری درهمان کتاب ص۱۵۹می نویسد:
[خاموشی اسرارآمیز وی(سیدمهدی هاشمی)بازجووبازجویان رابتدریج به بن بست کشیده بود.این بن بست اگر شکسته نمی شدوبه کشف حقیقت نمی انجامیدنه تنها برای حیثیت وزارت اطلاعات زیان باربودبلکه سرمایه گذاری سنگین امام روی این موضوع رابا خظر مواجه می کرد.وهمه بهایی که برای یک اصلاح بنیادبن درجریان رهبری آینده جمهوری اسلامی پرداخت شده بوددرمعرض نابودی قرارمی داد.].
و سرانجام وزارت اطلاعات ری شهری سعیدامامی بود…!
هفت آبان نودوهشت
محمد شوری(نویسنده و روزنامه نگار(
چنین روزی درچندسال پیش
۸آبان۱۳۶۵
سیاست کثیف مثل پول کثیف تطهیرمی شود
روزنامه جمهوری اسلامی ۸آبان۱۳۶۵
هاشمی رفسنجانی:
قضیه ای که اتفاق افتاداگردر غرب اتفاق می افتادممکن بود دشواری جدی ایجاد کندوسقوط یک حزب برای غرب می تواند برای غرب تهدید کننده باشد.آن هاازدور می بینندکه امام چیزی فرمودندوچندنفررابازداشت کردند،یک سرقضیه به یک جریانی وصل می شود،یک نفرمثلادر مجلس بوده ویک نفربایکی از بستگان آیت الله العظمی منتظری دربیت ایشان بستگی داشته است.آنهافکرمی کننداین یک حادثه عمیقی است که می تواتد یک دگرگونی عمیقی درجامعه بوجودبیاورد…
آن هافکرمی کنند مثلادل آیت الله منتظری چرکین می شودازاینکه امام دستور بدهندویاموافقت کنندکه کسی رادستگیرکنندیارابطه مابا استادمان درگذشته و نائب رهبری مان درحالاورهبرآینده مان،آن ها فکرمی کننداین روابط مثل روابط سیاسی درآنجاست.آنهانمی تواننداین رابفهمند…آیامعنی دارد کسی باامام مسابقه قدرت داشته باشد؟…آیاکسی می تواند باآیت الله منتظری مسابقه قدرت بگذارد؟همه چیردرایشان هضم است…اینجامساله اطاعت جزو وجودماشده است…
پاورقی:
آینده نشان دادکه احضارسید مهدی هاشمی،آنهم صرفابه دلیل پرونده قبل از انقلاب ایشان(قتل شمس آبادی،درحالی که خودو آیت الله منتظری رسیدگی دو باره آن راپذیرفته بودند)،مسابقه سرقدرت بوده است.
ری شهری به آن اشاره می کند:
[این بن بست(بن بست بازجوبان دربه حرف درآوردن سیدمهدی هاشمی)اگر شکسته نمی شدوبه کشف حقیقت نمی انجامیدنه تنها برای حیثیت وزارت اطلاعات زیان باربودبلکه سرمایه گذاری سنگین امام روی این موضوع راباخظر مواجه می کرد.وهمه بهایی که برای یک اصلاح بنیادین درجریان رهبری آینده جمهوری اسلامی پرداخت شده بوددرمعرض نابودی قرارمی داد./کتاب خاطره ها، جلد۴،ص۱۵۹].
آیت الله متتظری هم درکتاب انتقاداز خودبه آن اذعان داردومی نویسد:
[اين گمان برايم قوى شد كه مسأله سيدمهدى ومحاكمه او بهانه ‏اى بيش نيست وهدف اصلى،تسویه حساب بابخش عظيمى ازنيروهاى انقلابى است ونيزتسليم من وآوردنم درهمان خطى است كه آقايان ترسيم كرده بودند.].
درحال حاضرنیزبازی کثیف سیاسی برسرقدرت ورهبری پس ازخامنه ای شنیع ترو آشکارتراز گذشته درجریان است.
سیداحمدخمینی وهاشمی رفسنجانی دوضلع مثلث به وجود آورنده رهبری خامنه ای خود قربانی ضلع سوم این مثلث (خامنه ای)شدند.الآن ازآن مثلث فقط بک خط ممتدومسیریک طرفه باقی مانده وهرکه دردنباله نباشد،وبخواهددرحهت خلاف حرکت کند،ازحیض انتفاع می افتد.
وضع فلاکت بارفعلی امروزما ناشی ازسکوت،تقیه ونفاق است که بخاطرپنهان ماندن دست های آلودشان درسیاست کثیف و تطهیرکردن خود[همچون پول کثیف]دراین مسیر(ولایت مطلقه فقیه)ماله کشی می کنند!
هشتم آبان نودوهشت
محمد شوری(نویسنده و روزنامه نگار)
چنین روی در چندسال پیش
۱۰آبان۱۳۶
آن بیچاره مفلوک؛تیری که به سنگ خورد!
روزنامه جمهوری اسلامی،۱۰ آبان۱۳۶۵
بخشی ازسختان سیدعلی خامنه ای درنمازجمعه:
[نسبت به امام عزیزوبزرگوارما کاری نمی توانندبکنندومایوسند وهمه دنیااین رامی دانندکه ملت ماعاشفانه نسبت به امام عزیز ارادت دارد.لذاازاینکه بتوانندبه ساخت قدس امام عزیزنزدیک شونددرشایعات واخیاروغیره از این بکلی مایوسندوخودشان را خسنه نمی کنندوزحمت اینکاررا نمی دهندپس به مقام معظم رهبری آینده و قائم مقام رهبری حضرت آیت الله العظمی منتظری وچهره محبوب وعزیزوصمیمی این انقلاب وبرجسته ترین شخصیت این انقلاب بعدازامام امت است پرداختند. فکرکردند شایدبتوانندبه مقام وحیثیت والای ایشان درچشم مردم لطمه بزنند. بیشترشایعاتی که امروزدر دنیاست ناظربه این قضیه است حالاچراباآیت الله العظمی منتظری؟این هامگرچه دشمنی دارند؟…می خواهنداین چهره شریف و این چهره منوروآبرومند رااحیانامخدوش کنندکه البته من می دانم ویطورقاطع عرض می کنم که این تیرهم به سنگ خورده وبه سنگ خواهدخورد].
پاورقی:
آیت الله منتظری درتایخ۲۳آبان ۱۳۷۶مطابق با۱۳رجب سخنرانی مبسوطی ایراد کردند.این سخنان سرآغازدیگری از نمایان شدن چهره اقتدارگرایانی شدکه حاضر بونددرپاسداشت قدرت وحفظ آن ازهیچ کوششی فرونگذارند.تاریخ هرآنچه راکه در سینه نهاده است برملاخواهد کرد.(ازکتاب بهای آزادگی.
بخشی ازسخنان آیت الله منتطری چنین است:
[مقام رهبری هم می بایستی رهبریش را می کردمعنای رهبری این است که نظارت کند که درکشورکارهای خلاف شرع نشود.نه اینکه یک تشکیلات و گارد سلطنتی درست کنداز پادشاهان دنیازیادتر،کسی هم دسترسی نداشته باشد ودر وزارتخانه هادخالت بکنند،ذر استانداردخالت بکننددرهمه جا دخالت کننددولت جدا،مجمع تشخیص مصلحت جدا،دقترمقام رهبری هم جدا.هرکدام بخواهندا عمال قدرت بکنند.اینجور کشور اذاره نمی شود.وحکومت مطلقه که تکلیف کشور رادوسه نفر معین کنندومردم هیچکاره باشند. این دردنیای امروز مواجه باشکست می شوند…حالاصرف نظرازمساله رهبری مرجعیت را چرادیگر؟؟!شماکه در شان وحد مرجعیت نیستید …!].
روزنامه هاواشخاص(به اشاره) شروع کردندبه بمبارانی ازناسزا وهجو به ساحت ایشان.مجموعه دشنام گویی هادرکتاب فوق آمده است.خامنه ای خودش در سخنانی،درهمان نمازجمعه گفت:
[من ازحق شخصی خودم می گذرم،ولی ازحق مردم اغماض نخواهم کرد. استکباربایک رهبر مقتدردرنظام اسلامی دشمن است.ایادی استکبارحهانی بر احتی می توانندده واسطه را پیداکرده وخودشان رادرحوزه قم به بیچاره ای برسانند.آن هاخبر غلط وحرف دروغی رابه فلان آدم بیچاره و مفلوکی بدهند،اوخیال کندکه اوضاع واحوال به صورتی است که بایدحالاحرفی زده و خودش راوزن وبچه خودرادربلا اندازد.(روززنامه کیهان،۶آذر۱۳۷۶ )].
به اشاره آقای خامنه ای«رجّاله ها»به بیت ایشان وحسینیه شهدا یورش برده و هرچه که بودازبین بردندو…وایشان به حصروزندان خانگی رفتند.اماتیرهابه سنگ خورد.ایشان محبوب قلوب همه آزادگان دنیا است؛ازاوبه نیکی درتاریخ یادمی شود.
ده آبان نودوهشت
چنبن روزی درچندسال پیش
۱۲آبان۱۳۶۵
تکلیف شرعی است؛خداونداجازه نمی دهد!
روزنامه جمهوری اسلامی۱۲آبان ۱۳۶۵
موسوی اردبیلی:
[خداوندبه مااجازه نمی دهدکه دست دردست کافران جهان بگذاریم وبرروی یک میزمذاکره بنشینیم وپاروی خون شهدا بگذاریم…استکبارجهانی گمان می کندکه پذیرش مسئولیت قائم مقام رهبری اختیاری است،اما اگرفردی صالح تر،لایق تر مفیدتر وشایسته ترازحضرت آیت الله العظمی منتظری بودآن شخش انتخاب می شدوخودایشان با تمایل واختیارخوداین مسئولیت را نمی پذیرفت که حالا ازآن کناره گیری کند.].
پاورقی:
خدابه مااجازه نمی دهد…مگر پذیرش قائم مقام رهبری اختیاری یادست خودش است که بخواهد قبول نکندویااستعفابدهد؟
ازاین سنخ سخنان بسیارشنیده ایم:تکلیف شرعی!
درنظام ولایت فقیه وقتی مسئولیت وشغلی پذیرفته می شود،ویاانجام فعل وترک فعلی، آنرابه خدامتتسب وبه تکلیف شرعی پیوندمی زنند.
وشرع ازفقهی استنتاج می شود که فقهامی دانندومی خوانند.و پس ازآن،مجتهدین برای مقلدین خودتجویزمی کنندوبرمتشرعین واجب می شودتابدون چون وچرا ازآن تبعیت کنند!
پس ازانقلاب روحانیت بادراختیار گرفتن حکومت وتصویب اصل ولایت مطلقه فقیه، سخنان ولی فقیه راکلام خداواداره اموررابر اساس تکلیف شرعی ایشان مدیریت کرده است.
ولی فقیه همان مرجع تقلیداعلم است که واجب است ازآن تقلید شود.لذادرپروژه های حکومتی فتاوی دیگرمراجع تقلید،منشااثر نیست.احزاب،رساته ونهادهای غیرحکومتی که درتقویت وتثبیت جامعه مدنی عامل واثرگذار هستند،خنثی و استحاله شده، مستقیم وغیرمستقیم به خدمت ولی فقیه درمی آیند.ولی فقیه بامنصوبین خود درمجمع تشخیص مصلحت،شورای عالی امنیت، شورای سیاست گذاری درروابط بین الملل،شورای نگهبان،شورای انقلاب فرهتگی،قوه قضائیه، ارتش،سپاه،صداوسیما،ائمه جمعه،ودیگرنمایندگان خوددر اینجاوآنجاو… کلام خدا رامنعقدوتکلیف شرعی رابه اطلاع می رساندودرصورتی که راه رفته بن بست باشد،برای آن هم راه حلی هست:احکام اولیه،تبدیل به احکام ثانویه می شود! وچنانچه اختلال وکندی پیش آیدوچیزی سدراه شود،دفع افسد به فاسدمی شود. یعنی برای دفع یک فسادبزرگ انجام بک گناه و فسادکوچک تکلیف شرعی شده و همه وبخصوص مسئولین واجب است آن راانجام دهند!!
این حکایت۴۰سال سلطنت فقیه است.وقتی عقل نباشدجان در عذاب است!
دوازده آبان نودوهشت
محمد شوری(نویسنده وروزنامه نگار )
چنین روزی درچندسال پیش
۱۳آبان۱۳۶۰
۴۴۴روز؛۴۰سال کش پیداکرد!
روزنامه کیهان،۱۳آبان۱۳۶۰
محسن میردامادی:
[من به شدت تردیددارم که اگر اشفال لانه جاسوسی انجام نمی شد،اصلاانقلاب مامی توانست موفقیت آمیزتداوم پیداکند! ].
پاورقی:
محسن میردامادی نجف آبادی ازاعضای اصلی وفعال دانشجویان مسلمان پیروخط امام،ومسئول واحدبین الملل سپاه که باانحلال واحدنهضت های آزادیبخش سپاه به مسئولیت سیدمهدی هاشمی قهدریجانی،جانشبن وی شد،وبعد با بورسیه، درانگلستان تحصیلاتش راتامقطع دکتراتکمیل کرد،و نماینده دوره ششم مجلس و رئیس کمیسیون امنیت ملی آن شدوایضاعضوشورای سردبیری روزنامه سلام که باخانواده موسوی خوئینی(مدیرمسئول) نیزنسبت فامیلی پیداکرده است، نمی دانم تاالان به همین سخنان خوداعتفادداردیانه؟اماگذرزمان ثابت کردریشه تحربم های فعلی همان تصرف واشغال سفارت آمریکادرتهران وکش دادن آن تا۴۴۴روز است.
اقدامی که آغازتسویه حساب های سیاسی شد.اقدامی که در این ۴۰سال، خیلی هاازآن اعلان برائت کرده وآن راعملی زیانباردانستند؛ازجمله آیت الله متتظری درانتقادازخودبه آن اعتراف می کند!
بدلیل فضای انقلابی آن زمان، بصورت سمبلیک فقط برای چندساعت تصرف سفارت آمریکادرتهران قابل توجیه بود،نه۴۴۴روز.دلیل اصلی وضعیت فعلی وبه انحراف رفتن انقلاب واستحاله شدن آن،کش پیداکردن تا۴۴۴روزومهرتائید زدن به آن توسط فاعلین است.
سیزده آبان نودوهشت
محمد شوری(نویسنده و روزنامه نگار )
چنین روزی در چند سال پیش
۱۴آبان۱۳۶۵
آچمزشدن درماجرای مک فارلین!
روزنامه جمهوری اسلامی۱۴آبان ۱۳۶۵
هاشمی رفسنجانی(خطبه نمار جمعه ):
[کانال های دلال های اسلحه که ازطریق ماموران خریدسلاح ماکه بااینجاکار داشتنداین حرف هارا منتقل می کردندیک کلاه بسیار گشادی به سرآمریکایی ها گذاشتندوآنچنان آمریکایی هارا رنگ کردند(که البته آن هابه حساب خودشان می خواستند خدمت کنند)اماآمریکاآنچنان رنگ رشدکه درتاریخ آمریکااین داستانی که من حالا می گویم قاعدتابی سابقه است وشنیدن آن برای همه دنیاجالب است… یکی ازهواپیماهایی که برای مااسلحه می آوردازیکی ازکشورهای اروپایی اجازه عبورگرفت وارر بشودواسلحه هایش رادر فرودگاه مهرآباد پیاده کند…وقتی هواپیما واردفرودگاه مهرآبادشدبه مااطلاع دادندکه این آقایانی که ازهواپیماپیاده شدند می گویندماآمریکایی هستیم وبرای مسئولان کشورشماازریگان ومسئولان آمریکا پیام آورده ایم…مافوراتشکیل جلسه دادیم…وخدمت امام این مساله راغرض کردیم… امافرمودند:بااین ها صحبت نشود..آنهاادعاکردندکه مک فارلین ویکی دونفردیگرهم ازمشاوران آقای ریگان هستند…].
پاورقی:
هیات آمریکایی ومک فارلین۴ خرداد۱۳۶۵واردایران می شوند.
هاشمی رفسنجانی،بر خلاف ادعاازتاریخ ورودآن هابه ایران ازپیش آگاه بوده وآنرادر خاطرات خوداعتراف می کند.اما باافشای آن ومطلع شدن افکار عمومی،آچمزمی شوند!سخنان فوق دراصل برای رنگ کردن مردم ایران بود!اماازآنجاکه رسانه در ایران آزادنبودونیست، حقیقت،جعل وتحریف می شود. ولی درآمربکابدلیل آزادی رسانه،رسوایی به بارآورده وبه ایران گیت مشهورمی شود.هم چنین،از ایران آقایان:حسن روحانی،دکتر هادی،احمدوحیدی وچندتن دیگر باهیات آمریکایی در هتل ملاقات وگفت وگومی کنند.وازیک سال قبل،گفت وگوهایی درخارج از ایران مخفیانه درحال انجام بودو علی هاشمی رفسنجانی برادر زاده هاشمی رفسنجانی یکی از این افرادآن بوده است.
امیدنجف آبادی(که ابتدای انقلاب ازسوی خمینی حاکم شرع بود ولی بدلیل اعدام میراشرافی سرمایه دارمعروف وازپشتیبانان کودتای۲۸مرداد،برکنارشد،و خودش هم درسال۱۳۶۷باحکم دادگاه ویژه روحانیت اعدام گردید)ازاولین کسانی بودکه از ماجرای مک فارلین مطلع می شودوآن رابه اطلاع آیت الله منتظری می رساند.وی ازقول قربانی(ازافرادواسطه)به آیت الله منتظری می گوید:
[من دراین‌جامطالبی دربارهٔ آینده رهبری می‌شنوم ومطالبی بین هیئت اعزامی ایران ازطرف هاشمی به ریاست فرزندیابرادر زاده او[علی هاشمی،برادرزاده هاشمی رفسنجانی]باکاخ سفید ومشاوررونالدریگان درچندمحور ردوبدل می‌شود.ازجمله درمورد صدورانقلاب یابه قول آمریکایی‌هاصدورتروریسم و دخالت ایران درسایرکشورهاو نیز تضمین آینده نظام ورهبری…].
افشای ورودمخفیانه مک فارلین ازسوی افرادمرتبط باسیدمهدی هاشمی صورت می گیردوهنوز پرده ماجرای مک فارلین کاملا کنارنرفته وحقایقی هنوزپنهان مانده است…!ٍ
چهاردهم آبان نودوهشت
محمد شوری(نویسنده و روزنامه نگار)
چنین روزی در چند سال پیش
۱۵آبان۱۳۵۸
رگ خواب روحانیت؛نفوذآنجاست!
روزنامه انقلاب اسلامی۱۵آبان ۱۳۵۸
دکترابراهیم یزدی(درمقام وزارت خارجه)درمصاحبه باخبرنگاران:
[من به هیچ وجه قطع روابط راتوصیه نمی کنم.معتقدنیستم که قطع روابط به معنی قطع نفوذ خواهدبود.].
پاورقی:
آیاباقطع رابطه راه نفوذبسته شد؟
خامنه ای دردیداربادانش‌آموزان و دانشجویان(۱۲آبان۱۳۹۸چهل و یک سال بعد) گفت:
[مهم‌ترین پاسخی که جمهوری اسلامی درمقابل توطئه‌های آمریکا داده این بوده که راه ورودونفوذ مجددسیاسی آمریکابه کشوررا بسته است].
نفوذچیست؟نفوذی کیست؟راه های نفوذکدامند؟درعصرماهواره، اینترنت،وتوزیع اطلاعات واطلاع رسانی رسانه ای درکمتربن زمان به افکارعمومی،معنای نفوذو سلطه رابشکل ماهوی تغییرداده است. واقعیت این است که رابطه وقطع رابطه باهرکشوری هیچ تاثیری در نفوذوسلطه ندارد.مشکل کشورما مشکل ساختاری ومدیریتی است. مشکل این است که خامنه ای می خواهددرهمه جادخالت کندو به هیچ فردی هم اعتمادنداردجزآن هاکه ذوب درایشان شده وهمین دلیل نفوذو بازشدن مسیرنفاق دررگ و پی جامعه ومدیربت کشوراست!
روحانیت ونمایندگان خامنه ای همه جاهستندوبهتربن مکان نفوذزیر عبای روحانیت است.کافی است رگ خواب روحانیت رابدست آورید!
پانزدهم آبان نودوهشت
محمد شوری(نویسنده و روزنامه نگار )
چنین روزی در چند سال پیش
۱۷آبان۱۳۵۸
سازمان مجاهدین خلق؛آغازکننده قطع رابطه باآمریکا
روزنامه انقلاب اسلامی۱۷آبان ۱۳۵۸
سوال سازمان مجاهدین خلق از شورای انقلاب:
[دلایل تاخیردرقطع رابطه با آمریکاولغووابستگی هاچه بود؟آیا انتظارمی رودکه آمریکاتوبه کرده وبه صراط مستقیم بازگردد؟ ].
پاورقی:
سازمان مجاهدین خلق ازاولین گروه هایی بودکه درفضای ملتهب انقلاب،رادیکال ترین شعارهارامی داد.وبه نوعی حاکمیت رابه آن سمت آنتریک می کردوازآنجاکه حکومت بدلایل قبل ازاتقلاب میانه خوبی بااین سازمان نداشت،برای عقب نماندن ازقافله،خودپرچمدار وآغازکننده می شد.یکی ازشعار های سازمان مجاهدین خلق انحلال ارتش بودکه بدلیل ناممکن بودن، درکنارش کمیته وسپاه تاسیس شد. سازمان مجاهدین خلق بدلیل سوابق،خودرامستحق ولایق واولی براداره کشور می دانست ولی بدلیل مخالفت حاکمیت بااین سازمان،راه نفوذونفاق رادرپیش گرفت.وباواردشدن به فازجنگ مسلحاته ووابسنگی به دولت های بیگانه نیروهای بسیاری(بخصوص جوانان)راتلف وازببن برد!
یکی ازوجوه مشترک بین مسعودرجوی(دررهبری سازمان مجاهدین خلق)وخامنه ای(دراصل ولایت مطلفه فقیه وذوب شدگان آن)الوهیت تامقام خدایی،مقدس شدن ومطمارحق وباطل بودن آن هااست!
هفدهم آبان نودوهشت
محمد شوری(نویسنده وروزنامه نگار)
چنین روزی درچندسال پیش
۱۹آبان۱۳۷۷
آمریکا،آمریکاماداریم میائیم!!
روزنامه کیهان۱۹آبان۱۳۷۷
بهزاد نبوی:
کسانی که امروزباآمدن چند جهانگردآمریکایی الم شنگه راه انداخته اندودولت آقای خاتمی را زیرسوال می برندبه اندازه یک مثقال وسرسوزن به مبارزه با آمریکا اعتقادندارند.این افرادبا نوشتن نامه دسته جمعی به رهبر افسوس خوردندکه چرا ایران وارد یک اتحادیه باآمریکانمی شودو ترکیه جای خالی کشورمارادر سیاست خارجی آمریکاگرفته است!
پاورقی:
دودهه پیش،مصادف باسالگرد شروع انقلاب دوم!!گروهی با عنوان فدائیان اسلام ناب محمدی (مصطفی نواب)مسئولیت حمله به۱۳گردشگرآمریکایی درتهران رابر عهده گرفتند؛که باآشکار شدن مسئولیت”واجا”درماجرای قتل های زنجیره ای، معلوم شد چنین گروهی وجودخارجی ندارد واین حمله ازجمله فعالیت های وزارت اطلاعات نظام ولایت فقیه بوده است!
همواره بخشی ازنیروهای نهادهای امنیتی واطلاعاتی در کشورهای غیردمکراتیک و فردگرا_باتوجه به موازنه قدرت_ فعالیت هایی برای حفظ وتقویت خودانجام می دهند؛حتی گاهی برای براندازی همان نظام،برنامه ریزی هم می کنند!
باتصرف سفارت آمریکادرتهران، (که انقلاب دوم نام گرفت)همه آن آرمان هاواهداف انقلاب در مساله ضدیت باآمریکاخلاصه شد. آمریکامعیارحق وباطل وخوب و بدبودن اشخاص شد!ازآن زمان تا حال حاضر،همه فعالیت هابه مساله وموضوع آمربکاگره خورد ورابطه باآمربکایک تابوشد.وخیلی ها(باتقیه کردن)شهامت تابو شکنی را ندارند.ایضا،برخلاف آنچه که جناح حامی ولایت فقیه وخامنه ای درموضوع آمریکاخود رارادیکال وتهاجمی معرفی می کند،زمانش که برسد،همان هااز نخستین کسانی خواهندبودکه برای ایجادرابطه باآمریکا،شروع کننده شعارهای رادیکال درنشان دادن ابعادمثبت برقراری رابطه یا مذاکره باآمریکاخواهندشد!!
دعوای موجوددرموردآمریکادر واقع یک دعوای کاذب وصرفا برای تسویه حساب های سیاسی وموازنه قدرت است.
پیش بینی می شودپس ازمرگ خامنه ای،جانشین وی_هرکه باشد_برای قبولاندن وتحمیل خود به جامعه وحفظ نظام ولایت فقیه،باب مذاکره ورابطه باآمریکا راباز خواهدکرد!(متن روزنامه تصحیح می شود۱۹آذر۱۳۷۷).
نوزده آبان نودوهشت
محمد شوری(نویسنده و روزنامه نگار)
چنین روزی درچندسال پیش
۲۱آبان۱۳۶۶
آیت الله منتظری ودکترعلی شریعتی
روزنامه کیهان۲۱آبان۱۳۶۶
آیت الله منتظری درنشست دوروزه مسئولان دفاترنمایندگی قائم مقام رهبری در دانشگاه ها:
[من ازباب مثال اینجانوشتم،مثلا فرض بگیریدکه بسیاری از دانشجویان بافکروافکار مرحوم دکترشریعتی آشناهستند.اینها درذهنشان هست،درمغزشان هست،مابه صرف اینکه بگوئیم «نه،نه،اسم دکترشریعتی را نیاورید»،«نمی دانم چطور…» این قانع نمی شود،این قولش این است که می گویداینجاجو دانشگاه اختناق است، من نمی خواهم تقدیس بکنم وبگویم دکتر شریعتی همه حرف هایی که زده درست است،امادراین جهت دکتر شریعتی بسیاری ازبچه هاراکه داشتنددروادی کمونیسم می افتادندنجات داد.این رانمی شود منکرشد.بالاخره یک آدم مسلمان بوده است،ازاسلام وازپیغمبرو ازقرآن دفاع کرده اشتباهات هم داشته است.اگر چنانچه مامی خواهیم باافکارغلط دکترشریعتی مبارزه کنیم بایستی که یک افکار بالاترکه واقعاازنظرمنطق فوق افکاراوباشدارائه بدهیم.به خود آقایان نمی خواهم بگویم اماآقایان بسایک اساتیدی راانتخاب کرده اندکه واقعا خودش شایدحرف های دکترشریعتی راهم بلد نیست اماهمینطورفقط بلداست شعاربدهدعلیه او.آنوقت دانشجو چه جورمی شود؟دریک محیطی قرارمی گیردکه که می گویدنه؛ پس معلوم می شودحق بادکتر شریعتی است.واینهااصلابلد نیستند…].
پاورقی:
باافکارعلی شریعتی چه موافق باشیم وچه مخالف،ولی بی تردید هم مخالفان وهم موافقان ایشان، نقش پررنگ وی رادرانقلاب۵۷ تائیدمی کنند.هرچندخمینی و روحانیت توانست رهبری وهدایت انقلاب رابدست آوردوباتاسیس جمهوری اسلامی (که درروند زمان به سلطنت فقیه تبدیل شد)، آنراجایگزین سلطنت پهلوی کند، ولی می توان گفت اکثرروحانیون وبخصوص مراجع تقلیدیاعقایدو افکار دکترعلی شریعتی موافق نبودندوگاهی هم درطردوی سخنانی گفته ومطالبی هم نوشته اند.حتی خمینی وقتی در جریان فوت علی شریعتی باانبوه تلگرام و پیام هاروبرومی شود، ناچاردرپاسخ به آن هاودرتلگرامی کوتاه به دکترابراهیم یزدی،و بدون حاشیه،می نویسد:
بدلیل عدم توان پاسخگویی به یکایک آنان،درفقدعلی شریعتی مراتب تشکررابه ارسال کنندگان برسانید!اماآیت الله منتظری که همان زمان،از لحاظ حوزی جزو مراجع ومدرسین عالی رتبه حوزه علمیه قم محسوب می شد، سال هاپیش از انقلاب ازطرف خود کتاب«اسلام شناسی»-که ازجمله کتب مورد اعتراض روحانیت است-رابه یکی ازکتابخانه های نجف آبادهدیه می کند(عکس پیوست).وهمین نوع نگاه وی به جامعه ایرانی وپیرامون خود، تفاوت وی وخمینی رانشان داده، و تاثیرش رانیزپس ازانقلاب می گذارد.تاجایی که سرانجام از سوی نظام ولایت فقیه به حصر می رودوسال های پس ازانقلاب رابه نوعی درزندان روحانیون حاکم، زندانی پس ازانقلاب هم می شود!
بیست ویک آبان نودوهشت
محمد شوری(نویسنده وروزنامه نگار )
چنین روزی درچندسال پیش
۲۲آبان۱۳۵۸
جنگ نفت درایران!
روزنامه جمهوری اسلامی۲۲آبان۱۳۵۸
درجلسه امشب شورای انقلاب پیشنهادوزارت نفت مبنی برقطع صدورنفت به آمریکابه تصویب رسید.وبدنبال این تائید،صدور نفت به آمریکاقطع شد…وزیر نفت [معین فر]دررابطه باسخن جیمی کارترکه دستورداده خرید نفت ایران قطع شود، گفت:آمریکا باادامه روش ماناگزیربه اتخاذ چنین تصمیمی بود!
پاورقی:
درخاطره نویسنده هست که آن زمان،پیش ازاعلان رسمی توسط دولت ایران،در محافل خصوصی سیاسی شنیدیم که آمریکابا اطلاع غیبی!!ازتصمیم جلسه شورای انقلاب،پیش دستی می کندودستورمی دهدخریدنفت از ایران قطع شودو رسماهم آنرا اعلان می کند!
روزپیش حسن روحانی(رئیس جمهوری ایران)گفت:«ازابتدای انقلاب تاالان،ودراین ۴۱سال، امسال وچنین روزهایی ازسخت ترین روزهابوده وفروش نفت تا این اندازه برای ماسخت نبوده است»..دلیل آن هم به ته دیگ خوردن کفگیرونداشتن بودجه لازم،ازبابت عدم فروش نفت است!
برخی تحلیل گران اقتصادسیاسی یک دلیل مهم سقوط سلطنت(محمدرضا) پهلوی،گُنده گویی های وی در مقابل غرب وآمریکا درارتباط باافزایش قیمت نفت می دانند.وایضا به دلیل ثروت باد آورده که ازاین افزایش قیمت بدست آورد،ودر کنارآن،عدم مدیریت صحیح درنحوه هرینه آن، حاشیه برمتن پیروزورژیم پهلوی هم ساقط شد!
اگرزمانی قطع ویاپائین آوردن تولیدوفروش کمترنفت ویابستن تنگه هرمزبرای ایران حربه ای بودوباعث افزایش قیمت نفت می شد،اکنون وضعیت جهانی تغییرو این حربه ازجانب مابی تاثیراست! ولی درعوض«جنگ نفت در ایران»،بدلیل ناکارآمدی مدیریت دراین۴۱سال می رودکه کاردست نظام ولایت فقیه بدهد!
دراین۴۱سال،برخلاف شعارهاو تئوری های بسیارشیرین درنحوه هزینه درآمدنفت، متاسفانه آنچه که محسوس است این است که پول نفت بیشترصرف کالاهای مصرفی شده تاآنکه بجای آن، با تربیت افرادوآوردن منابع،صنایع و تاسیساتی بتوان بااین جایگزین تولیدثروت کردودرکنارنفت برای ماثروت بیاورد!دلیل اش بسیار روشن است،درنظام ولایت فقیه بخوروایضامفت خورزیاداست و همین درآمدی هم که ازبابت نفت بدست می آوریم خرج اعطینای دیگرانی می شودکه حاضرند برای حفظ نظام هرکاری بکنند. خرج افکارمالیخولیایی رهبر جمهوری اسلامی می شود تابه اثبات برسدکه جمهوری اسلامی ایران ورهبری ایشان،رهبریت جهان اسلام رابرعهده دارد…و قس علیهذا…که شرح آن دراینجا مقدورنیست!
حکایت نفت درکشورماحکایت آن فرزندنابخردوناآگاه وتنبل و شکمچران بلهوسی است که ثروت بادآورده ای ازپدربه ارث برده وآن رایک شبه به بادمی دهد!
بیست ودوم آبان نودوهشت
محمد شوری(نویسنده وروزنامه نگار(
چنین روزی درچندسال پیش
۲۳آبان۱۳۵۸
تلفنی از لندن!
روزنامه جمهوری اسلامی۲۳آبان ۱۳۵۸
اعلان حمایت«کانون نویسندگان ایران»ازتصرف سفارت آمریکادر تهران روز۱۳آبان ۱۳۵۸،درنامه ای سرگشاده به خمینی:
[قم؛حضورعالی آیت الله العظمی امام خمینی،رهبرآزموده ورهشناس انقلاب اسلامی ایران!
درتائیدسیاست استوارضدامپریالیستی آن بزرگوار،در همپیوستگی،باموج بزرگ و تازه جنبش رهایی بخش ایران،که با اشغال لانه فتنه انگیزی و جاسوسی سفارت آمریکاازسوی جوانان عزیزودانشجوی ارجمندما می رودتابه اوج قله پیروزی برسد، درهمگامی باانبوه قشرهای زحمتکش…ماامضا کنندگان کانون نویسندگان ایران اعلام می داریم که صف مبارزه ماهمان صف واحدانقلاب به رهبری امام است… باسلام ودرود گرم انقلابی:محموداعتمادزاده (به آذین)،سیاوش کسرایی،امیر هوشنگ ابتهاج(سایه)،فریدون تنکابنی،محمدتقی برومند،امیر حسین آریان پور، مهدی اسفندیار فرد،هانیبال الخاص،ناصرایرانی، اصغرالهی،علی امینی نجفی، محمودبرآبادی،جاهدجهانشاهی،جعفرجهانبخش،بهرام حبیبی،محمدخلیلی،بهاء الدین خرمشاهی،رکن الدین خسروی،جلال سرفراز، احسان طبری،نازی عظیما، اسدالله عمادی،کامران فانی،بهزاد فراهانی،محمدقاضی،جعفرکوش آبادی، کامبوزیاگویا،رحیم نامور، ناصرموذن،جمال صادقی، غلامحسین متین،پرویز مسجدی، محمدعلی مهمید،کیومرث منشی زاده،هوشنگ ناظمی(نیک آئین)، منوچهرشیبانی،نصرالله نوحیان (نوح)،محمدزهری،محمدرضا اصلانی،محمدرضا فشاهی،ناصرپورقمی(تلفنی ازلندن)،اسماعیل نوی اعلا(تلفنی ازلندن.].
پاورقی:
عباس عبدی(یکی ازدانشجویان پیروخط امام)درمصاحبه با بی.بی.سی ازاین اقدام دفاع کرد.اوسال هاپیش گفته بود:
[نروزی مسئولین ماازمبارزه ضدآمریکایی خسته می شوندکه بخواهندمردم راعوام فرض کنندو بخواهندکه شخصیت هایشان را بروزدهند(کیهان۱۴آبان۶۸ )].
اصغرراده(یکی دیگراز همان دانشجوبان)هم گفته است:(نقل به مضمون):مامی خواستیم بعداز چندروزسفارت راتحویل دهیم، ولی مردم دائم دراطراف سفارت از ماحمایت می کردند،که۴۴۴ روزطول کشید؛پس مردم مقصر هستند!
محمدنعیمی پور(ازدانشجوبان) گفته است:همه جربانات واحزاب وافرادآن زمان از این اقدام حمابت کرده اند.
توجه:هرسه این افرادازاصلاح طلبان هستند!
توضیح:هرکس که آن زمان در صحنه سیاسی بودمی داندهمه مردم یکپارچه از خمینی حمایت می کردند.هرچه اومی گفت چشم وگوش بسته تائیدمی کردند وواقعاتصورمردم این بودکه خمینی یک فردی است در حدپیغمبروامامان ونائب امام زمان است؛خدااورافرستاده تا جامعه رابه عدالت وآزادی برساند!درآن فضاوالتهاب سیاسی،چه کسی جرات مخالفت علنی ومقابله باخمینی راداشت؟!
والبته گروه وافرادی هم بانقاب فریب حرکت می کردند،تصورآن هااین بودکه می توانندخمینی را درکانال خودعضوکنند!!درحالی که خمینی فقط به روحانیون مورد وثوق خودش اعتمادمی کرد وکرد!
زمانی مهدوی کنی گفته بود:با جوسازی ممکن است خون بی گناهی ربخته شود.همانطورکه جوساختتدوخون علی راریختند!
حال درآن زمان که توده مردم هیچ شناخت پابه ازافرادوجربانات وآمربکانداشتندو فقط بااشاره خمبنی ازماجرای اشغال سفارت حمایت می کردندعوام بودندیانه؟ قضاوت باشما!
گفتنی است ازهمان زمان تاالان که۴۱سال می گذردبدلیل ارعاب،وخودی وغیر خودی کردن افرادوانحصاررسانه درمحدوده یک عده خاص(هم درداخل وهم خارج ارایران)مردم بلحاظ دربافت اطلاعات وآگاهی سیاسی در قرنطینه هستند…!
بیست وسوم آبان نودوهشت
محمد شوری(نویسنده وروزنامه نگار)
چنین روزی در چند سال پیش
۲۴آبان۱۳۶۵
ملاقات درلندن؛
مک فارلین،ماجرایی که قربانی گرفت!
روزنامه کیهان۲۴آبان۱۳۶۵
مک فارلین:
[درحقیقت درحدودیکسال ونیم پیش تلاش های مربوط به انجام گفت وگومیان ایران وآمریکاآغاز شد.زمانی که ماآگاه شدیم عناصری درایران هستندکه به وخامت اوضاع درکشوروبیهودگی ضررهای صدورتروریسم پی برده اند.درطول زمان امکانات مربوط به گفت وگودرزمینه های اختلافات جدی میان مابه یک ملاقات درلندن در سال گذشته منتهی شد.].
پاوقی:
کتاب[ماجرای مک فارلین،نوشته محسن هاشمی، حبیب الله حمیدی]ازقول هاشمی رفسنجانی می نویسد:
[به دستورامام پیش دستی کردیم وبعدازاین که آن هااعلام کردند،ماجراراارریشه گفتیم. خودم درنمازجمعه گفتم.جلوی مجلس هم سخنرانی کردم.وی اضافه می کند:باابتکارخودشان آمدندخودشان پیشقدم بودندولی درآمریکامانورتبلیغاتی دادندوامام به بهترین نحوکنترل کردند. بعضی هادرداخل می خواستند فتنه کنند.حرکت روشنی بودهنور پرونده اش پخش نشده بودکه این بلاجان آمریکایی هاشد!].
هاشمی رفسنحانی به وضوح برای مستمعین عوام وناآگاه از ماجرا،باسفسطه ومغلطه(که استادبود)،ماجراراتحریف شده و کذب به خوردافکارعمومی می دهد. حتی درکتاب خاطرات ایشان نیزشما مطالب رابریده وناقص و کوتاه وغیرواقعی می خوانید!
ماجرای مک فارلین دراواخرمهر ماه یااوایل آبان(قبل ازپنجم آبان۱۳۶۵)،یعنی قیل ازپیام خمینی مبنی بردستگیری افراد مرتبط باسیدمهدی هاشمی(که توسط این افراددربیانیه ای ماجرا علنی شده بودوایضاانتشارآن در نشریه الشراع لبنان) محافل خصوصی وبخشی ازافکار عمومی مطلع شده بود!وطبق اسنادومحتوای همین کتاب(که تحریف شده ماجرای مک فارلین است!)وطیق اظهارنظرفوق از رابرت مک فارلین(مشاورامنیتی ریگان،رئیس جمهوری آمریکا) ملافات های مخفی وسّری با آمریکائیان ودورازاطلاع مردم و مسئولین وخمینی(که یکی از طرف های مذاکر ه کننده هم علی هاشمی برادرزاده هاشمی رفسنجانی بو د)خیلی پیش از این درجریان بود.
برخی افشای این ملاقات هارا خیانت وفتنه می دانند.ولی واقعیت وحقیقت این است که این ملاقات هامذاکره نبود.یک معامله پنهان برای پس ازمرگ خمینی بود که باافشای آن هم آمریکا و هم جناح انحصارقدرت درایران آچمزشدند.
جریانی که حاکم بودهیچ مایل نبودآیت الله منتظری به رهبری برسد.وازظرفی از بیماری خمینی ومرگ وی(که هرلحظه ممکن بود سررسد)مطلع بود.بایدیک تسویه حساب اساسی صورت می گرفت،که بخشی ازاین تسویه ها،اعدام های فله ای درسال ۱۳۶۷بودکه همان هم توسط آیت الله منتظری(که آن زمان طبق تصویب مجلس خبرگان رهبری،قائم مقام رهبری بودند)علنی وافشاشدوآن رایک جنایت خواندوبه هیات مرگ علنا گفت:[تاریخ ازشمابه عنوان جنایتکاریادخواهد].
نخستین تسویه،سیدمهدی هاشمی بودکه به بهانه ماجرای کهنه شده قتل شمس آبادی، زندانی وسپس اعدام شد.تابه آمریکایی هاپاسخ مثبت دهندو بگویندمادرجهت مقابله با تروریسم رهبرتروریست هارادر ایران دستگیرکردیم!
این ماجرا(مک فارلین)چندین قربانی داشت ازجمله امیدنجف آبادی که توسط «قربانی فر»_از معامله کنندگان خریدوقروش اسلحه به ایران_مظلع می شود و ایشان هم آیت الله منتظری را مطلع می کنند.وبرخی افراد دیگر.(ازجمله نویسنده این سطور)که تاحال حاضر(بدلیل حضورددرعرصه سیاست و مطبوعات) بشدت در اشکال مختلف موردآزارواذیت(خصوصا شنود)قرارگرفته وازامکانات اولیه یک زندگی ساده معیشتی وحقوق شهروندی هم محروم شده است!ومتاسفانه آدم های مدعی(والبته بذل وطماع وخود شیفته خودخواه خودفروش!)که مطلع هستند همچنان سکوت اختیارکرده تاشایدبامرورزمان پرونده مختومه وپنهان باقی بماند و نقاب نفاق شان کنارنرود!
بیست وچهارم آبان نودوهشت
محمد شوری(نویسنده و روزنامه نگار)
چنین روزی در چند سال پیش
۲۵آبان۱۳۶۰
نفت از دور خارج شد!
روزنامه جمهوری اسلامی۲۵آبان ۱۳۶۰
علی خامنه ای (درزمانی که رئیس جمهوربود):
[…ودرداخل هم زمانی که دولت مرحوم شهیدرجایی عزیزمان اعلام کردبرای بودجه سال۶۰ تولیدرابه۲/۵میلیون بشکه خواهدرساند،یک عده ای_که بعد وابستگی آن هابرای همه مردم آشکارشد_فریادبرآوردندکه شما چرانفت می فروشید؟آن هانفت رااز۶/۵میلیون بشکه به۱/۵ میلیون بشکه نرسانده بودند،آن هاکنارازگودبودند،اماحالاکه می دیدنددولت برای ادامه کشورو برای سازندگی آن احتیاج به درآمدداردواین درآمدبافروش نفت به این میزان که نسبت به روزهای قدیمی بسیارکم است،با صحنه ساری درمجلس ونوشته های خودجنجال راه انداختندکه دولت تصمیم داردفروش نفت رابه ۲/۵میلیون بشکه برسانداین جزئی ازتوطئه جهانی بوده واز طرفی شرکت های بزرگ خارجی راوادارمی کردندکه ازمانفت نخرندوازاین طرف درداخل توطئه می کردندکه ماقادربه فروش نفت نیستیم…این هاهمه توطئه بودودشمن باتدبیراین راتعقیب می کردوماامروزازاین جهت در مضیقه نیستیم وبحمدالله تولید نفت مابسیارخوب است ونیز خواهد شد.ازلحاظ مشتری در مضیقه نیستیم.آن هاحیله گری کردندوتوطئه چیدندتانفت مارا ازدورخارج کنند…].
پاورقی:
حضرت آقا!ای امام مسلمین جهان!!
اکنون در۴۱سالگی نظام ولایت فقیه(که۳۰سال آن بارهبری شما واختیارات و قدرتی مافوق قانون وبیش ازخمینی بوده است)،با بصیرت آینده بین وسخنان حکیمانه شما(که خداراشکردائم، حداقل هرهفته یکبارمتکلم الوحده هستیدو ایضاباهیچ خبرنگارداخلی وخارجی هم مصاحبه نمی کنید و…)که متاثرازبرنامه های پیشنهادی مشاوران عالی رتبه، منصوبین وکارگزاران حضرتعالی دربیت رهبری،مجمع تشخیص مصلحت،شورای نگهبان ونظارت استصوابی، شورای عالی امنیت،شورای سیاستگذاری مسائل بین المللی،شورای عالی انقلاب فرهنگی،صداوسیماوارتش وسپاه پاسداران وائمه جمعه کشورو…است، نفت از دورخارج شد.وحضرتعالی هنوزدشمن را مقصرمی دانید!
اکنون هیچ کشوری نمی توانداز مانفت مابخرد.بودجه به نفت وابسته است.گرانی بیدادمی کند.انتظارات مردم زیادشده است وسلایق ونگاه هاوعقایدمردم به دلیل عصرماهواره واینترنت،دائم متغیرومختلف شده است ودیگر نمی توان باموعظه واخلاق، درخواست کردتامردم صرفه جویی کنندومثلادرمنزلشان فریزر نداشته باشند…!!واین بدلیل ناکارآمدی ونابلدی و انحصارو عدم چرخش قدرت وحکومت آخوندی به رهبری ولایت فقیه است…!نه دولت ورئیس جمهوری که تدارکاتچی رهبر است.و متاسفانه منتقدین داخلی مذورانه بجای آنکه انتقادصربح خودرا متوجه رهبری کنند،باحاشیه سازی ومناظرات فریبکارانه،و… کلاهبرداری سیاسی می کنند!
بیست وپنجم آبان نودوهشت
محمد شوری(نویسنده و روزنامه نگار)
چنین روزی در چند سال پیش
۲۶آبان۱۳۶۳
حمیدنوری؛(دادیاراعدام شدگان سال۶۷)که قربانی تله شد!
روزنامه جمهوری اسلامی۲۶آبان ۱۳۶۳
آیت الله منتظری دردیداربا مسئولین حفاظتی واداری زندان هاودادیارها:
[…اگرکسی علاوه برحکم دادگاه عملی انجام دادبایدشرعاقصاص شود…براساس گفته قرآن که می فرماید:من احیاهانفس فکانما احیاناالناس جمیعابه منزله تمام مردم خواهدبودوهمینطورمتقابلا اگرخدای ناکرده براساس برخوردناصحیح آنان، افرادی که ممکن است جذب اسلام وانقلاب شوند،برای همیشه به انقلاب و روحانیون ورهبری بدبین شوند این کاردرحقیقت به منزله قتل نفس است.].
پاورقی:
اخیراباتلاش های ایرج مصداقی (فعال سیاسی درسوئد)حمید نوری(بانام مستعار حمیدعباسی که یکی ازنام های مستعار اوست)ازدادیاران دهه۶۰،که درواقعه اعدام های سال۶۷نقش فعال وویژه ای داشته،توسط پلیس بازداشت ودرمرحله ابتدایی دردادگاهی درسوئدبه ایشان تفهیم اتهام وسپس به مدت یک ماه بازداشت وی تمدیدمی شود.
مطمئن هستم همانطورکه در واقعه اعدام های سال۶۷،که در همان ایام،آیت الله منتظری با مخاطب قراردادن هیات مرگ (نیری،پورمحمدی،ورئیسی)[که فایل صوتی آن توسط فرزند وی احمدمنتظری دراینترنت منتشرشد وهم چنین درکتاب خاطرات وی نیزمکتوب آمده است]این اعدام هاراجنایت نامیدوبه صراحت می گوید که تاریخ ازآن هابه عنوان جنایتکاریادخواهدکرد،دراین جلسه وجلسات مشابه (که نمی دانم که ایشان(حمیدنوری) درجلسه فوق حضورداشته یانه؟امابر اساس خصایص وویژگی های آیت الله منتظری اطمینان دارم ایشان حرف های مگوی بسیاری ر اعنوان کرده است.که امیدوایم چنین فایل های صوتی برای آگاهی و شفافیت وآینده بازهم منتشرشودتادرمسیر،راه رفته شده باسنگ اندازی وموانع ابن الوقت های مذبذب تازه به دوران رسیده به بیراهه نرودواستحاله نشود!
پس ازانقلاب-که پسوند اسلامی دارد-تعدادزندان وزندانی -برخلاف آنچه تصورمی رفت-زیادترشد.وهمین روندبه ایجاد توالی واستمرارفسادوحتایت در زندان هاتوسط زندانبان،بازجویان ودادیاران،دادستان هاوقضات،(که کمترتعویض می شوندویاعلنی و غیرعلنی به خاطراتهامات شان موردبازخواست قرارمی گیرند) منجرشده است، لذا نبایدانتظار داشت قاتل وکیل مدافع مقتول باشد!
هماتطورکه آیت الله منتظری دراین جلسه به آیه ای ازقرآن اشاره دارد،اگر فقط یک خون بی گناه(تاکیدمی شودفقط یک خون بی گناه)ویابی گناهی زندانی شود،که سبب هتک حیثیت وی شودویاآبرو وهستی اش ازبین برودوبه خطربیفتدوهرجنایت نهان وآشکاری(درزندان های نظام ولایت فقیه)رخ دهد،ازجمله جنایاتی که بواسطه شنودانجام شده ومی به منزله قتل تفس و نابودی یک جامعه است و حتماعواقب آن دامنگیرنظام وعاملین آن خواهدشد.
وامیدداریم حمید نوری در دادگاهی که برپا می شودناگفتنی هایی ازآن دوران سیاه برای ثبت درتاریخ بیان کند!
بیست وششم آبان نودوهشت
محمد شوری(نویسنده و روزنامه نگار)
t.me/shourimohammad
امروز از ۷آذر۹۸اینترنت همراه من از زندان استبداد سلطنت فقیه و نظام جهل آزاد شد و ارسال کردم

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)