در میان سوالات بیشماری که در باره چند و چون و چگونگی خشونت و سرکوب سریع و بیرحمانه مردمی که در اعتراض و واکنش به افزایش،  300 درصدی نرخ بنزین، بر خاسته اند، یکی هم این سوال است که می پرسد آیا اسلام هم در وقایع مصیبتبار اخیر نقشی ایفا کرده است؟ سوالی که بسی بسیار بندرت پرسیده میشود. شاید بآن دلیل که عیان را چه حاجت به بیان است. اما، بعید بنطر میرسد که عیان بودن نقش دین در وقایع خشونتبار اخیر، لزوما بدون واسطه قابل فهم است و یا چند و چونی هم در باره آن وجود ندارد.

بدون تردید، پرسش نقش دین در شکل بخشیدن بوقایع اخیر، پرسش مناسب و بجایی است، اما، شوربختانه بازتاب، چهل سال غفلت از سلطه مطلق دین بر جامعه است، غفلت از سلطه دینی که مظهر آن “روحانیت” برهبری ولی فقیه و نظامی که بوجود آورده است، غفلت از دینی که چهل سال است مردم را به تسلیم و اطاعت و فرمانبرداری کشانده است و همه سوراخ سنبه ها را بر آنچه نافرمانی و سرپبچی از آئین اسلامی بشمار میاورد، مسدود ساخته است. چهل سال است که گشتهای ارشادی و امنیتی و نیروهای گوناگون ناهیان از منکر را به نظارت بر رفتار و کنشگری مردم گمارده اند، مبادا که  در تبعیت از قوانین شریعت اسلامی از جمله مقرارت حجاب و جدایی جنسیتها و مصرف نوشیدنی های نشاط بخش، دچار خطا، سرپیچی و یا نا فرامانی گردیده و تقدس نظام را لوث نمایند.

روشن است که اینگونه سخت گیریها، بازتاب ساختار قدرت در جامعه است، اما، ساختاری که بدست روحانیت و بنفع روحانیت، خصم آشتی ناپذیر انسان و آزادی، معماری شده است. اگر باجمال نظری باین ساختار افکنیم می بینیم که قدرت در انحصار قشر روحانیت و یا قشر آخوندها برخاسته از حوزه های علمیه تمرکز یافته است. هیچ نهاد قهریه امنیتی، اطلاعاتی و انتظامی   نیست که در آن نماینده ولی فقیه وجود نداشته باشد. این بدان معنا است که کنشگران، تصمیم سازان نظام ولایت، اول ملتزم به الله و جلوه او آخوند خامنه ای و اراده و امیال او هستند و در مرحله بعدی نیز نه به منافع ملت بلکه به منافع فردی و قشری می اندیشند.

محمد قلی یوسفی، اقتصادان و عضو هیات علمی دانشکده اقتصاد علامه طباطبایی، بر آن است که افزایش سه برابری قیمت بنزین مشکلات اقتصادی نظام را که در طی چهل سال برهم انباشته شده ند حل نمیکند، نه از قاچاق بنزین جلوگیری میکند و نه تقاضای بنزین را کاهش میدهد. حتی باعث تشدید بحران در نظام اقتصادی نیز میشود، یعنی که هم تورم زا است وهم نقدینه افزا، آفتی که کشتی ولایت را بگل نشانده است. این تصمیم فرا قانونی را، اقتصاد دان یوسفی، بیشتر تصمیمی سیاسی ارزیابی میکند که در جهت راضی ساختن اقشار ضعیف در جامعه طراحی شده است، بی خبر از آنکه باید به 60 میلیون یارانه رسانده که از آن 18 میلیون ضعیف ترین اند(سایت انتخاب 30 آبان 98).

اما، اگر کمی دقیقتر باین تصمیم سازی بنگریم، مشاهد میکنیم که از ان بوی دین بمشام میرسد. که چهل سال است که تمام مصیبت ها و نکبتها از اسلام بر میخیزد، نه از اسلام عبادی، بلکه از اسلام “ناب محمدی،” اسلامی که قدرت در ذات آن نهفته و با آن در وحدت است. لذا، تصمیماتی که آخوند اتخاذ میکند و تدابیری که می اندیشد، از بینش فقاهتی و عقل “اجتهاد” بر میخیزد نه از عقل محاسبه گر سود و زیان. حال آنکه، اسلام ناب محمدی یا ابزار عقل اجتهاد به زندگی اجتماعی مینگرد، عقلی که از علوم الهی و در نتیجه “حقیقت” ماورایی، انکار جهان مادی و فانی و دلبستگی های دنیوی، بر میخیزد. این بدان معناست که درست است که آخوند از گدایی به شاهی رسیده است،اما، چندان دشوار نخواهد بود اگر به گدایی باز گردد. ولی چون بر مسند قدرت نشسته است روشن است که اخرین قشری خواهد بود که مصیبت و نکبتی که مردم با آن دست گریبانند احساس نموده و متوجه آبرفتگی ویا کوچک شدن ثروت هنگفتی که بدست اورده است، میشود. با این وجود، حضرت ولایت به ملت نوید میدهد که مبادا تصور کنند که تحریمات در این یک و یا دو سال آینده برداشته خواهد شد، چرا که امریکا ستیزی تا خروج امام عج از غیبت ادامه خواهد یافت.

اقتصاد دان دانشگاه علامه طباطبایی، محمد قلی یوسفی در خاتمه ارزیابی خود از حوادث رخ داده، باین نتیجه میرسد که:

مردم شان و احترام می‌خواهند؛ نباید پولی چشم‌بسته به مردم داده شود، این پول باید در بخش تولید و توسعه اقتصادی سرمایه‌گذاری شود که اشتغال به همراه بیاورد نه این‌که در قالب گداپروری پرداخت شود. این اشتباه بزرگی بود که از ابتدا انجام شد و دولت روحانی در ابتدا اقدام احمدی‌نژاد را اشتباه ارزیابی کرد اما اکنون خود همان راه را در پیش گرفته، حتی به مراتب بدتر از احمدی‌نژاد(همانجا).

اینجا نیز اگر، کمی دورتر بنگریم، میتوانیم رد پای دین را نیز مشاهده کنیم. چرا که اخوند بقای خود را در   پسروی، در گسترش فقرو تنگدستی و در گدا پروری می بینند، نه در رفاه و آسایش و خوشبختی، نه در استقلال و خودگردانی فرد. جهل سال است که پیوسته بر قشر تهی دست و فقیر و ضعیف جامعه افزوده شده است بطوریکه بنابر قول معاون رئیس جمهور از هرچهار نفر شهروند سه نفر از آنها دچار مسئله معیشتی هستند. گسترش این فقر و تنگدستی بی سابقه که در نتیجه تحریمات اقتصادی باوج خود رسیده است، از سیاست و تدبیر “امریکا ستیزی،” و یا شیطان ستیزی، ایده ای برخاسته از بینیش دینی مبتنی بر مبارزه ابدی با “کفر” و “باطل” و “جهاد” و “شهادت،” خوار پنداشتن هستی و پیوستن به نیستی بامید کسب زندگی ابدی و بدست آوردن حوری های بهشتی.

افزوده براین، آخوند خامنه ای جلوه الله، همچون خداوند یکتا و یگانه، نسبت به انسانیت نهفته در بشر و اراده آزاد وی، بیگانه است. انسان را همچون الله؛ “بنده ” و “رعیت ” خود میداند. مسلم است که برای بنده و رعیت که نمی توان حق و حقوقی قائل شد. از آنها جز تسلیم و اطاعت محض، چیزی دیگری طلب نکند. رعیت و یا بنده نمیتواند «نه» بگوید. حق «نه» گفتن را ندارد. بر دوش ش هر باری که نهند، چقدر سنگین و کمر شکن، مهم نیست، بار بر شانه های ضعیف و لرزان باید به مقصد برسد. رعیت پشتش خم میشود و شکست بر میدارد اما، هرگزنباید ناله ای سر دهد و یا سخنی بزبان آورد. اما، وای بآن لحظه ای که بندگان به پا خیزیند و بگویند ما هستیم، ما زنده ایم و میخواهیم زندگی کنیم، باراده فقیه تسلیم نمیشویم، میخواهیم فرزندانمان در شرایطی بهتر زندگی کنند. که چهل سال زندگی در قیومت ولایت بس است. آنگاه این بندگان زبان بسته، این رعیتهای بارکش، “اغتشاشگر” و “شرور” و بازیچه دست توطئه گران امریکا و اسرائیل و عربستان خوانده میشوند.

روشن است، بیرحمی و خشونتی که حکومت آخوندی، در بخاک و خون کشاندن معترضین بکار گرفته است، تنها از بینشی بر میخیزد که در نهادش قدرت نهفته است و در نگاهداشت آن از برافکندن هر سری بر زمین دریغ ندارد. در هیچ کشوری که دستخوش نا ارامی های درونی بوده اند چه در گذشته و چه در زمان حال، معترضین را با چنین سرعت و بیرحمی سرکوب نکرده اند. کشتار بیش از 300 نفر در کمتر از 5 روز، صدها زخمی و مجروح و هزاران بیشتر بازداشت شده در چنین مدت کوتاهی باید در نوع خود بی سابقه و بسی هولناک خواند. چرا که بیرحمی و خشونت در بینش دینی با شدت بیشتری بوقوع می پیوندد، بان دلیل که دینمدار خود را بر حق و تبلور تقدس و پاکی و راستی الهی تصور میکند، و مردم را بندگانی محکوم به تسلیم و اطاعت و فرمانبری، بینیشی خالص اسلامی، خصوصیتی که مبارزه با آنرا در چهل سال گذشته بسی سخت و دشوار و پیچیده ساخته است.

در هر حال این اولین باری نیست که دین شمشیر بر کشیده است و معترضین به تصمیمات و تدابیر و سیاستهای آخوندی را بخاک و خون کشانده است و آخرین بار هم نخواهد بود. اما، در خلال یکی ار همین خیزش هاست که حکومت دین، همچون همه حکومتهای خودکامه، از هم فرو می پاشد و به زباله دان تاریخ می پیوندد. تردید مدار که رهایی و آزادی بشر یک ضرورت تاریخی ست.

فیروز نجومی

Firoz Nodjomi

fmonjem@gmail.com

https://firoznodjomi.blogspot.com/

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)