ولوله در شهر 3
1391/12/28

«صُورِ اِسرافیلِ مالِکِ اَنام؛ نتیجۀ بهائی ستیزی سال های ۱۳۳۴، ۱۳۴۲، ۱۳۵۷ ه. ش.»

در پیشگفتار مجموعه ولوله در شهر ۳، با عنوان «صُورِ اِسرافیلِ مالِکِ اَنام؛ نتیجۀ بهائی ستیزی سال های ۱۳۳۴، ۱۳۴۲، ۱۳۵۷ ه. ش.»، چنین آمده است:

در حالی نوروز سال ۱۳۹۲ ه. ش. را آغاز می کنیم که بیش از چند صد نفر از بهائیان و دهها نفر از غیربهائیان صِرفاً به جرم عقاید دینی و وجدانی خود و یا به خاطر اقدامات انسانی و حقوق بشری در زندان های شهرهای مختلف ایران به سر می برند؛ در مواردی نوزادان نیز با مادران خود در زندان اند. خانواده های عزیز ایشان نیز در بیرون از زندان به نوعی اسیرند. همچنین ملّت شریف ایران دچار مشکلات و سختی های گوناگون اند.

در این میان وضعیّت بهائیان به خاطر جوّسازی های جمهوری اسلامی ایران علیه ایشان وخیم تر است. زیرا بهائی ستیزان سیاسی- مذهبی به قدری اکاذیب و افترا و تهمت علیه ایشان در این سی و پنج سال- و نیز قبل از آن در دوران قاجار و پهلوی- نشر داده اند، که نه تنها مردم عزیز ایران بلکه اکثری از روشنفکران این مرز و بوم را توانسته بودند بفریبند و نسبت به هم میهنان بهائی شان بدبین کنند. امّا در دهۀ اخیر وقایعی در ایران عزیزمان و در جهان اتفاق افتاده است که هم ملّت ایران و هم روشنفکران با هشیاری دریافته اند که همۀ آنچه علیه بهائیان در رسانه ها و کتب و مقالات ردّیّه تا حال منتشر شده است، واهی و دروغ بوده است. ایشان با بیداری بیش از پیش، به چشم سَر و سِرّ دیده و فهمیده اند که ستم هایی که بر اساس همان دروغ ها بر بهائیان رفته، بسی ناروا بوده است. لذا علیرغم این که بهائیان طبق عقاید آئینشان هرگز از بهائی ستیزان کینه ای به دل نداشته و ندارند، ولی این نامهربانان بهائی ستیز مجبور خواهند بود به خاطر این همه دروغ و افتراء و سیاه نمایی علیه بهائیان و ظلم و بیداد بر ایشان، پاسخگوی خدا و تاریخ و افکار عمومی ایرانیان و جهانیان باشند.

امّا نکتۀ حائز اهمیّت دیگر این است که تصمیمات و اقدامات جدّی سی و پنج سالۀ بهائی ستیزان برای تضعیف بلکه محو آئین بهائی و بهائیان، نه تنها باعث نابودی ایشان نگردید، بلکه به صِرفِ ارادۀ الهی و استقامتِ محیّرالعقول بهائیان در ایران، و اقدامات همدینان ایشان در سراسر جهان، و نیز همدلی ملت شریف ایران و فرهیختگان آن بخصوص در دهۀ اخیر، بالعکس نتیجه داد و نفسِ همین ستم ها و سیاه نمایی ها علیه بهائیان، به پیش بینی ولیِّ اَمرِ دیانت بهائی، حضرت شوقی ربّانی، همچون «صورِ اِسرافیلِ» اِلهی- اصطلاحی که در همین نوشته در باره اش توضیح داده خواهد شد- سکوت ۱۶۰ سالۀ فرهیختگان ایران زمین راجع به هم میهنان بهائی شان را شکست، و موجب بیداری ایرانیان و جهانیان گردید و آوازۀ دیانت جدید بهائی را به گوش همگان رسانید. این صُور، صرفاً موجب این امر نشد، بلکه وجدانِ ایرانیان عزیز را صیقلی تازه داد تا به دفاع آشکار و نهان خود از هم میهنان ستمدیدۀ بهائی شان پردازند و به این واسطه «تابویِ ۱۶۰ ساله» نسبت به دیانت بهائی را بشکنند و خود در این راه به مراتبِ جدید و والایی از فرهنگ و بیداری رسند. جهانیان نیز از این وقایع از جمله در حیطۀ حقوق بشر بهره بردند و دانستند که ایران عزیز حیات تازه یافته است و در مسیر بیداری و رشد و اصلاح کژی ها و احترام به آزادی عقیده و وجدان گام های محکم تری برداشته و برمی دارد.

تا حال دو شماره از مجموعۀ «ولوله در شهر» ۱ و ۲ تقدیم عزیزان شده است. اینک مجموعۀ شمارۀ ۳ «ولوله در شهر»، در مقالۀ اوّل خود ،» با عنوانِ «صُورِ اِسرافیلِ مالِکِ اَنام؛ نتیجۀ بهائی ستیزی سال های ۱۳۳۴، ۱۳۴۲، ۱۳۵۷ ه. ش.» به جریان و موضوع فوق می پردازد. در چند روز آخر تنظیم این مجموعه، مژدۀ جانبخشی به بهائیان سراسر عالم بخصوص بهائیان ایران رسید. این مژدۀ عظیم رسیدنِ «پیام بیت العدل اعظم خطاب به بهائیان ایران، مورّخ ۱ شَهرُالعَلاء ۱۶۹ بدیع مطابق با ۱۲ اسفند ۱۳۹۱ و ۲ مارچ ۲۰۱۳» //www.payamha-iran.org/node/78
به شکرانۀ الهی، با مطالعۀ این پیام ملاحظه شد حقایق و مطالب و نصوص و پیام های موجود در مقالۀ «صُورِ اسرافیلِ مالکِ اَنام» با اکثر نکات مهمّ مطروحه در این پیام ارتباط دارد. به این ترتیب اگر چه امکان استفادۀ کامل و درخور از پیام جدید در نوشتن مطالب این مقاله میسّر نشد، امّا با این حال در بعضی جاها به آن اشاره گردید و کلّ متن آن نیز زینت و زیور آخر مقاله شد. باشد که به یُمنِ وصول این مژدۀ پُرمحتوا و دل انگیز، ایرانیان عزیز همگی از هر عقیده و دین و آئین، با تفکّر و تعمّق و مشورت در مفاد این پیام حقیقتاً بدیع، و با در اختیار گذاشتن تجارب یکدیگر به هم و با دید و بینشی وسیع، به سعادت و سرور ایران عزیزمان موفق گردیم.

این مجموعه برای آن که مانند مجموعه های قبل، کمکی نیز به رفع شبهات و پاسخ به اکاذیب و افترائات تکراری بهائی ستیزان نامهربان و بی انصاف، که هنوز هم ادامه دارد، بنماید، نُه مقالۀ مهمّ دیگر را هم که قبلاً در دو سایت «نقطه نظر» و «ولوله در شهر» منتشر شده، به شرح زیر در ذیل مقالۀ اوّل می گنجاند. مقالۀ دوّم با عنوان «چشم و خون و دندان و دست و روی و گوش و موی و زبان و فُوت و موزیک و زندانِ خدا» به مسألۀ مهمّ مقام پیامبران و ارتباط آنها با خدا و «مَقامِ فنای از نَفْس و بَقاءِ بِالله» و ردِّ شبهۀ ادعای الوهیّت می پردازد. مقالۀ سوّ م با عنوان «تهمت ازدواج با اعضای خانواده در دین بهائی» به ردِّ تهمت مزبور می پردازد. در مقالۀ چهارم با عنوان «وقتی بهائی ستیزان با ادب و با حیا می شوند» منظور از دو بیان از حضرت بهاءالله که فرموده اند «مَنْ یُنکِرْ هذَا الفَضلَ الظّاهرَ الباهرَ المُتَعالیَ المُنیر یَنبَغیٖ لَهُ بِاَنْ یَسْئَلَ عَنْ اُمِّهِ حالَهُ فَسَوفَ یَرجِعُ اِلیٰ اَسفَلِ الجَحیم» و «قُلْ مَنْ کانَ فیٖ قَلبِهٖ بُغْضُ هذَا الغُلامِ فَقَدْ دَخَلَ الشَّیطانُ عَلیٰ فِراشِ اُمِّهٖ» بیان می شود. مقالۀ پنجم، علّتِ توجّه و «دعا خواندن حضرت باب رو به آفتاب» در دوران بوشهر را توضیح می دهد.

مقالۀ ششم، رفع شُبهۀ اِدّعایِ اُلوهیّت و رُبوبیّت و توضیح بیان حضرت بهاءُالله است که چرا فرموده اند «اِنّیٖ اَنَا اللهُ لا اِلهَ اِلّا اَنَا». مقالۀ هفتم دربارۀ «وفاداری حضرت بهاءُالله به میهن» و رَدِّ تهمت وابستگی دیانت بهائی به عوامل سیاسی خارجی است. مقالۀ هشتم «پاسخ به ایراد به بعضی لغات و اصطلاحات بکار رفته در آثار بابی و بهائی» است. مقالات نهم و دهم با عناوین با عناوین «یوزارسیف هم خاتَمُ النّبیّین بود!» و «اَجَلِ اُمَّتِّ اسلام» به توضیح مفهومِ حقیقیِ «خاتمیتِ» پیامبر اسلام و موارد مشابه در ادیان دیگر و مقامِ وحدتِ انبیاء و اَجل امّتِ اسلام و لزوم آمدن دینی جدید پس از اسلام می پردازد.

با یاد و عشق و مَحَبّت و وفا نسبت به زندانیان بی گناه عقیدتی بهائی و غیر بهائی و خانواده های عزیزشان، افتخار دارد این مجموعه را تقدیم ایشان نماید.

با آرزوی شادی و امید هر چه بیشتر قلوب ایرانیان بهائی و غیر بهائی ستمدیدۀ ایران، و با امید عدل و انصاف و بیداری ستم پیشگان.
وب سایت ولوله در شهر
نوروز ۱۳۹۲

این مقاله را در این آدرس ملاحظه فرمایید:

//www.velvelehdarshahr.org/node/338

و فایل پی دی اف آن را در اینجا دانلود نمایید:
//www.velvelehdarshahr.org/storage/articleFiles/Velvelehdarshahr-3.pdf

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)