انتشارات اینستیتوی اناره در آلمان که عاملان اصلی آن کارل هینچ اولیق و مارکوس گروس هستند، در بارۀ اسلام از ابتدا مواجه با عکس العمل انتقادی و مخالفت منطقی اسلام‌شناسان سرشناس دانشگاهی خصوصأ در آلمان شد که در ادامه توضیح می دهم. مرکز ثقل انتقاد متخصصین زبانشناس و اسلامشناسی از انتشارات اناره این است که هرچند طبعأ تحقیق تاریخی و زبانشناسی در مورد ادیان مختلف و حتی انتقاد منطقی از محتویات آنها ضروری است. لکن لازمۀ اینکار تخصص مربوط به محتوا، تحقیق بیطرفانه و تحلیل منطقی است. و نه آنچنانکه انتشارات اناره نشان می دهند، انتقاد سطحی بدون تخصص و توام با جانبداری. از اینرو برای درک این عکس العمل آکادمیک توجه به زمینه و کم و کیف کار این تشکیلات ضروری بنظر می رسد.

اولأ این تشکیلات موسسه ای دانشگاهی نیست. کمااینکه در اروپا و خصوصا آلمان اصطلاح اینستیتو برای انواع تشکیلات سیاسی و مالی و حتی سلمانی نیز بکار برده می شود. لذا استفاده از این نام در مورد اناره دلیل فعالیت آکادمیک آن و یا تعلق آن به دانشگاهی نیست. همچنانکه اضافه کردن اصطلاح “زیر نظر …” در آدرس پستی رسمی اناره روشن می کند، این تشکیلات نه اینکه موسسه ای دانشگاهی باشد، بلکه صرفا زیر نظر یک استاد سابق دانشگاه ساربروکن که همان آقای اولیق باشد، فعالیت می کند. کمااینکه دانشگاه ساربروکن فاقد اینستیتوی اسلامشناسی یا زبان عربی است. لذا تشکیلات اناره وابسته به هیچ دانشگاهی نیست.

ثانیأ اناره تشکیلاتی است که مطابق سایت رسمی آن، فعالیت «مکتب تجدید نظر طلبی اسلامشناسی (دانش اسلام)» را ادامه می دهد (۱). بسیاری از اعضای عمده این «مکتب» را استادان الاهیات مسیحی وابسته به کلیسا تشکیل می دادند که خصوصا در سالهای تاسیس آن تابع مواضع کلیسای ضد اسلام بودند و مطابق نوشته هایشان صرفا از نقطه نظر “مقابلۀ دینی با اسلام” به مطالعۀ اسلام پرداخته اند. لذا داشتن پیشفرض “مقابله” کیفیت تحقیقی و یعنی تحقیق بیطرفانۀ این «مکتب» را که اناره دنبالۀ آن است، مخدوش می کند. مواضع عقیدتی این متخصصین الاهیات مسیحی به تبع وابستگی آنان به کلیسا معمولا مواضع محافظه کار و از نظر سیاسی “دست راستی” بود. کمااینکه حتی بعضی از اعضای عمدۀ «مکتب» نظیر هانس یانزن هلندی از طرف حزب دست راستی «حزب برای آزادی» هلند گرت ویلدرس در پارلمان اروپا انتخاب شده اند (۲). انتخاب این شخص از جانب حزب ضد خارجی و ضد اسلامی هلند روشن می کند که عضو نامبرده تمایلات ضد اسلامی دارد. لذا ارتباط اناره با «مکتب» نشان می دهد که زمینۀ کار اناره ادامۀ مواضع مقابلۀ دینی «مکتب تجدید نظر طلبی» با اسلام و در رابطه با ایدئولوژی سیاسی دست راستی برخی از اعضای بانفوذ این «مکتب» بوده است.

در همین روال اناره دو سرمشق مشخص (!) برای کار خود انتخاب کرده است، نوشته های ابن ورّاق و نوشته های کریستوف لوگزنبرگ، که در ادامه نظر متخصصین مباحث مربوطه را در بارۀ آنان می آورم.

ثالثأ مسئول اصلی اناره آقای اولیق در سالهای هفتاد قرن بیستم استاد خداشناسی کاتولیک بود: زمانی که این استادان صرفا وسیلۀ کلیسای کاتولیک آلمان معرفی و تایید می شدند. همان کلیسای کاتولیک که تا دو دهۀ پیش همچون تشکیلات سیاسی دست راستی افراطی عمل می کرد و علنأ در کلیسا به کاتولیک های آلمان توصیه می کرد که در انتخابات مجلس آلمان غربی تنها احزاب سیاسی مسیحی کاتولیک و سیاستمداران دست راستی نظیر فرانچ یوزف اشتراوس دست راستی معروف را در سال ۱۹۸۰ انتخاب کنند!! یادآوری می کنم که این سیاستگر کسی بود که در انتخابات مذکور حتی کشیش های پروتستان شمال آلمان برعلیه سخنرانی های او تظاهرات کردند.

یادآوری این نکته نیز بسیار مهم است که طبق منابع تشکیلات اناره آقای اولیق خود اقرار دارد که هیچ تخصصی در اسلامشناسی، عربی شناسی و یا شرقشناسی و مباحث مربوطه ندارد! اما در فقدان این تخصص ها پرداخت او به اسلام و دخالتش در این موارد فرهنگی حاکی از موضع عقیدتی خاصی در رابطه با مواضع «مکتب تجدید نظر» نسبت به اسلام است (۳).

آقای مارکوس گروس مسئول دیگر اناره و همکار نزدیک اولیق نیز هیچ تخصصی در شرقشناسی، زبانهای شرقی و یا عربی شناسی و اسلامشناسی ندارد و صرفأ متخصص زبانهای اروپایی است (۴). به این ترتیب عملکرد تشکیلات اناره که خودرا “اینستیتو برای تحقیق تاریخ اولیه اسلام و قرآن” می نامد، زیر نظر کسانی انجام می گیرد که فاقد تخصص در موضوع مورد تحقیق هستند.

در همین رابطه است که اناره نوشته های ضد اسلامی ابن ورّاق را که در آن از “جنگ صد ساله” برعلیه اسلام سنتی و سکولاریزاسیون نوشته است، سرلوحۀ فعالیت خود قرار داده است. درحالیکه هیچ محقق دینی عنوان جنگ با دین را برای تحقیقات خود انتخاب نمی کند. و برعکس انتخاب چنین عنوانی نشان از بینش غیر تحقیقی عنوان کننده دارد.

میلیتاریسم ضد اسلامی ابن ورّاق را در این می توان دید که او نوشته ای صرفأ سیاسی تحت عنوان «دفاع از غرب» به اصطلاح خویش در جواب “جنگ شرق مسلمان بر علیه غرب” منتشر کرده است. ابن ورّاق خلاصه از آن را در مقاله ای تحت عنوان “برتری ارزش های غربی در هشت دقیقه” نیز منتشر کرده است که تعمد او در خلاصه کردن مسئلۀ پیچیدۀ تحقیق در مورد ارزشها به “هشت دقیقه” نشان از جنبۀ تبلیغاتی (تاثیر سریع) و غیر تحقیقی آن دارد (۱. ۳).

در کیفیت سرمشق انتشارات اناره این بس که فرانسوا دبوا متخصص زبانهای سامی، کریستوف لوکزنبرگ را متعلق به مسیحیان لبنانی شمرده (۵) و روش کار وی در زبانشناسی را “ناشی (دیلیتانت)” نامیده و اورا فاقد تخصص لازم و روش تحقیقی متداول زبانشاسی دانسته است (۶).

از سوی دیگر سیمون هاپکینس متخصص زبانهای عربی از دانشگاه عبری اورشلیم روش تحقیق کریستوف لوکزنبرگ سرمش دیگر تشکیلات اناره را، “روش لاقید” شمرده است. بنظر هاپکینس لوکزنبرگ کار آلفونس مینگانا را به طرز افراطی ادامه داده است. و فرض کشف رمز قرآن از جانب او برخلاف قواعد زبانشناسی عربی انجام گرفته است (۷). “چون او با استفاده از فقدان حرکه ها و نقاط در نوشته های عربی قدیم به دلخواه خود در ترکیب لغات دست برده و آنها را چنان تغییر داده است که نظرات او را توجیه کنند. او با استفاده از فرض “کشف رمز” حداکثر آزادی از تغییرات و تفسیرات دلخواه در نوشته های عربی انجام داده است”.

“لوکزنبرگ زبان عربی قدیم مکه را بعنوان زبان مرکب جعل کرده است … و با نیاوردن منابع و مراجع شناخته شده میان متخصصین خواسته است تحقیقات قبلی و بدیهیات سابق در بارۀ قرآن را در میان عوام همه به اسم خود جابزند. این مغایر روش تحقیق است”.

مشابه نظر هاپکینز، اسلامشناس معروف آلمانی تیلمان ناگل نیز نوشته های لوکزنبرگ را “ناشیانه ارزیابی کرده و توضیح می دهد که تفسیرات لوکزنبرگ تنها متوجه کمتر از پنج درصد متن سوری ـ آرامی مورد بحث بوده و در بیشتر از نود و پنج در صد متن شکست می خورد. لذا نه سخن از خوانش سوری ـ آرامی قران می تواند باشد و نه از کشف متن مناجات مسیحی زیر لایه های عربی قرآن” (۸).

در تایید این ارزیابی های آکادمیک از ناروائی های منطقی و تحقیقی انتشارات اناره متخصص مباحث دینی فردریش ا. دوبرآن نیز پس از تحلیل دقیق نظرات اصلی اناره، فعالیت های اناره را مساعی دینی سطحی مسیحی برای تخطئۀ اسلام شمرده است (۹).


حواشی و توضیحات:

(۱) Die Revisionistische Schule der Islamwissenschaft.

(۲) Hans Jansen : Bei der Europawahl 2014 wurde Jansen für Wilders Partij voor de Vrijheid ins Europäische Parlament gewählt.

(۳) Karl-Heinz Ohlig (* 15. September 1938 in Koblenz) war von 1970 bis 1978 Professor für Katholische Theologie und Religionspädagogik an der Pädagogischen Hochschule des Saarlandes. Seit 1978 war er Professor für Religionswissenschaft und Geschichte des Christentums an der Universität des Saarlandes. Seit Oktober 2006 ist er emeritiert.

(۳.۱) Inârah Band 1, 3.
„Defending the West! – Zur Verteidigung des Abendlandes“.
„The Superiority of Western Values in Eight Minutes”.

(۴) Markus Groß (* ۱۹۶۲ in Hüttersdorf) ist ein deutscher Linguist. Er ist Professor im Lehrgebiet europäische Studien und Sprachen an der Hochschule Kaiserslautern am Standort Zweibrücken im Fachbereich Betriebswirtschaft.

(۵) https://www.islamic-awareness.org/quran/text/luxreview2.

ـ یادآوری این نکته مهم است که حزب فالانژ مسیحی “کتائب” لبنان که عامل کشتار های متعدد مسلمانان لبنان در قرن بیستم بوده است، از میان مسیحیان لبنانی بر آمده است.

(۶) François de Blois, Journal of Qur’anic Studies, 2003, Volume V, Issue 1, pp. 92-97.

(۷) S. Hopkins, Jerusalem Studies in Arabic and Islam, 28, 2003.

(۸) Tilman Nagel (FAZ vom 21/09/2007). Siehe Zitat in (9).

(۹) Friedrich Erich Dobberahn, „Über den neuesten Versuch christlich-religionsgeschichtlicher Forschung, eine andere Weltreligion zu diskreditieren: kritische Überlegungen zur Anwendung der Saarbrücker Islamforschung im interreligiösen Dialog“. publikationen.ub.uni-frankfurt.de.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)