سال ها قبل که به هفتم آبان نزدیک می شدیم تبلیغات رسانه های گروههای مخالف حکومت ایران خود را برای برگزاری میتینگ اعتراضی ولی نمایشی روز کوروش در پاسارگاد آماده می کردند. اما نه امسال و نه سال قبل و نه حتی سال قبل تر دیگر خبری از جنب و جوش مردمی برای رفتن به مراسم نبود.

سال 95 که بزرگ ترین گردهم آیی روز کوروش در مقبره منسوب به بزرگ ترین پادشاهی هخامنشیان برگزار شد نوید شروعی جدید از عصر مبارزه با اسلام گرایی با سلاح باستان گرایی را می داد اما این روز پایان کار بود.

نام گذاری هفتم آبان به نام روز کوروش تلاش بسیاری از علاقه مندان به تاریخ ایران باستان و برخی از گروههای سیاسی اپوزیسیون رژیم دینی در ایران بود که حساسیت حکومت را در برجسته کردن عناصر باستانی در مقابل عناصر ایدئولوژیک می دیدند و می پنداشتند بزرگ ترین راه ضربه زدن به باورهای دینی حاکمیت استفاده از چهره های اسطوره ای باستانی چون داریوش و کوروش است.

این پنداشت اصلا بی راه نبود. تمسک حاکمیت دینی به اسلام می توانست باورهای باستانی ایران زمین را طرد کند. کوروش در مقابل امام علی، داریوش در مقابل امام حسین، پاسارگاد در مقابل کربلا، هخامنشیان در برابر بنی هاشم و…

سهم برخی گروههای اپوزیسیون پادشاهی خواه در ثبت این روزکم نیست اما برای جمهوری دینی اصلا مهم نیست حامیان احمدی نژاد کوروش را بستایند یا شهرام همایون. دین گراها مخالف هرگونه باستان گرایی اند.

اما مسئله این جاست که چرا روز جهانی کوروش که می توانست جمهوری اسلامی را مثل سیلی مخّرب با خود ببرد تاریخ مصرفش همان سال 95 تمام شد؟

آنچه به ذهن من می رسد این گونه عوامل می تواند در پاسخ به این سوال موثر باشد؟

 

1.      مصادره برخی از عناصر باستانی برای ایدئولوژی اسلامی

برخی از مفسران قرآن در ایران کوروش را مصداق ذوالقرنین ( یکی از شخصیت های مبهم قران) توصیف می کنند.

 

2.      تلاش اسلام گراها برای برهم زدن دوگانه ایرانی- اسلامی

این تلاش البته سال هاست که توسط رسانه های جمعی رسمی حکومت آغاز شده است. پخش سرودهای حماسی در مدح ایران و وطن دوستی ایرانیان و مصادره جانباختگان جنگ تحمیلی و مبارزان موسوم به مدافعان حرم در سوریه به نفع حمایت از ایران.

 

3.      عاملیت رسانه ها و نه مردم.

به این معنا که رسانه ها بار اصلی کشاندن مردم به سمت پاسارگاد را بر عهده داشتند و خلا آنها در این میان مردم را به سمت پاسارگاد نمی کشانید. اگر عاملیت این رویداد دست مردم بود و رسانه ها فقط پشتیبان روانی آن را برعهده داشتند هفتم آبان به این زودی ها تمام نمی شد.

 

4.      برجسته شدن مناسک و مراسم دینی در ایران مانند اربعین

به صراحت باید اعتراف کرد آئین نوپای پیاده روی اربعین به صورت سهمگینی توانسته است مراسم باستانی غیر حکومتی را در گرداب خودش غرق کند.

 

5.      تبدیل دوگانه ایرانی-اسلامی به دوگانه ایرانی/ اسلامی – باستانی

تز حکومتی آیت الله خامنه ای در خلق این دوگانه جدید بسیار حائز اهمیت است. وی مدعی شده بود که نوروز باستانی آئین پادشاهان و سلاطین است و می گوید: «نوروز باستانی، نوروز پادشاهان بود؛ فرصتی برای سلاطین و حکّام مستبد بود؛ برای اینکه شکوه خود و عظمت ظاهری خود را به رخ ملّتها بکشانند و بنشینند از آنها هدیه بپذیرند. حتّی در زمان بنی‌امیّه و بنی‌عبّاس که نوروز به دربارهای خلافت اموی و عبّاسی وارد شد، همان رفتار و سیره‌ی پادشاهان و کسرایان فارسی باستان در دربار آنها عمل میشد. امّا ایرانیِ مسلمان، این نظم را، این قالب را به‌نفع خود تغییر داد»[1]

با تغییر این دوگانه بازی به نفع حاکمیت رقم خورد. مراسم تحویل سال نو در امکان مذهبی بیانگر تلیفق آئین های ایرانی – به قول رهبر ایران – و دینی است.

 

6.       ضعف اپوزیسیون برانداز در مدیریت پدیده هفتم آبان

دیگر بر کسی پوشیده نیست که مخالفان جمهوری اسلامی در خارج از کشور حریف قدری برای حاکمان ایران نیستند. از این رو ظرفیت بزرگی مثل روز کوروش به دست آنان هدر می رود.

[1] پایگاه رسمی آیت الله خامنه ای-معنای متفاوت نوروز از منظر رهبر انقلاب/ 04/01/1395-مجتبی نامخواه

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)