از شکنجه و آش و لاش شدن هم میهنان زندانی مان چه خبر ،

آیا تا کنون چه کاری کرده ایم ؟

هم میهنان گرانمایه ما سالیانی است که در زندانهای بیشمارو گمنام ایران و در بند دیوان ،

به طور گمنام و به روش های نا شناخته برای ما ، زیر شکنجه و تحقیر و بی آبرو شدن

فرو مایگان رژیم ضحاکی قرار می گیرند .

به راستی نا گفتنی است که این میمانان نا خوانده در بند خون آشامان و از خدا بی خبران ،

چه دردهای جسمی و روحی می کشند ، چه دقیقه ها و ثانیه های تمام نشدنی و بی پایان را ،

با درد و اندوه می گذراند ، و برایشان فریاد رسی نیست .

آنها تنها به امید زنده اند . امید آن روزی که ملت بزرگ و قهرمان ایران ، شیر زنان و ابر مردان ،

به جوش و خروش آیند ، نعرهای شیر مانند آنان فضای هر بند و هر زندانی ، را فرا گیرد ،

پرده ها بالا رود ، زنجیرها از هم کسسته و پاره شود ، و گروه جهل و جنایت کار رژیم از

مزدوران با دستار و بی دستار از سپاهی خیانت کار و نقشه کش سوداگر گرفته ، تا بسیجی

بی سر وبی پا و خود فروش ، از به اصطلاح دکترها و تحصیل کرده های هر جایی درون و برون

مرزی ، برای ملت بزرگوار و نیک اندیش وطن شناخته و رسوا گردند ، و بر طبق جنایت ها و

همکاری شان با رژیم بی دادگر ، و میزان جاسوسی و سرسپردگی آنان ، در دادگاه مردمی

محاکم و مجازات گردند .

حال ، سری به زندان ها ، ببخشید سری به چند سیاهچال ، و فراموش خانه های ولایت وقیح

و با شماری از قربانیان آن آشنا شویم .

مهندس حشمت الله تیرزدی _ روشن فکر و آزادی خواهی که گفتارش مورد خشم و غضب

رژیم کشتارگر قرار گرفت و کماکان در بند دیوها گرفتار است .

ارژنگ داودی _ انسان فرهیخته ای که به روشن گری هم میهنان می پرداخت در نتیجه تا کنون

مورد شکنجه و آزار بی حد و حصر آدمخوران رژیم قرار گرفته است .

هیلا صدیقی و دکتر بادکوبه ای _ دو چکامه سرای میهنی که هر یک از شعرهایشان تیری بود

که بر قلب رژیم خونخوار می نشست ، و گروه زیادی از ملت به خواب رفته را بیدار می کرد

شما می توانید آزار و اذیت مزدوران رژیم نسبت به این دو ستاره ادب و هنر میهنمان مجسم کنید.

نسرین ستوده _ وکیل دادگستری ، کسی که به دفاع از حقوق مراجعین و موکلین خود پرداخت

تا آن جا پیش رفت که کردار و گفتارش خوش آیند دژخیمان رژیم نبود ، آنگاه به بند دیوان کشیده

شد ، و تا کنون بارها مورد توهین و بی احترامی مزدوران وابسته به رژیم قرار گرفته است .

و از جمله دکتر محمد ملکی _ عبدالله مومنی و عباس امیر انتظام ، زندانیان فراموش شده ای

که گفته می شود یک سوم از عمر خود را در بند دیوان گذرانده اند .

همگامی که رژیم جنایت کار سرنگون وبه خاک سپرده شود پرده ها بالا می رود ، نا دیدنی ها

دیده و نا گفتنی ها گفته خواهد شد آنگاه رنج و عذاب و سوز اندیشه هم میهنمان ما را خواهد

پوشاند آن روز دور نیست روزی که ملت ایران ار کرد و لر ، آذری ، فارس از باورهای گونا گون

و هر اندیشه ای ، باید به خواست میهن و برای آزادی آن از زنجیر دیوان و ستمکاران ، یک کلام

و یک آهنگ شوند و با هم به فریاد در آیند ، و ستمگرانی چون ولی وقیح و عمامه داران خیانت

کار و مردوران دیگر را به جهنم فرستند تا ملت آسوده و راحت ، به زندگی و پیشرفت های خود

پردازند .

افشین ایرانمنش

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)