طولانی‌ترین جنگ داخلی در تاریخ ایران، جنگ چهل ساله زنان، در نبرد فوتبال مغلوبه شد، و با معاهده “استادیوم آزادی” پیروزی خود را جشن گرفت.

نقش فیفا، سکوهای هنوز جداگانه جنسی، تشدید کنترل حجاب و پرچمهای جمهوری اسلامی، نیش های تا بناگوش باز فرصت طلبی حقیر مردسالارانه،  هیچ کدام یک سر سوزن از ارزش واقعی این پیروزی کم نمیکند.

این جنگ دو امام، دوازده رئیس جمهور، چهار پوست اندازی ایدئولوژیک – سیاسی (از مکتبی تا اصلاح طلبی)، چهل پنجاه آیت الله و بیشمار گردان و یراق و دراق بسیار بخود دیده است. فقط سر فصل فرامین، فتواها، قوانین، نهی از منکر معوج فمینیستی اسلامی، تهدید، هارت و پورت، مجاهدات صد من یک غاز این نبرد مثنوی هفتاد من را بسنده میکند. فرش قرمز پیروزی امروز بر سنگفرش ناگسستنی از جنگ و گریز زنان و دخترانی افراشته است، که حصار های بلند غرور و اراده شان همه مرزها را با خون و خشم خویش پشت سر نهادند. در ستایش  لحظات بزرگ نبرد فوتبال و استادیوم ها مهم است بخاطر آورد،  دختران این جبهه از جانب بخش اعظم جامعه تنها ماندند. برای پیروزی قطعی و بازگشت ناپذیر، این حفره دردناک و خفت آور  باید جبران مافات شود.

گفته میشود افکار و فرهنگ غالب بر جامعه، از جانب طبقات حاکمه رقم میخورد. در صحت این حکم  تردید نیست. اما به همان درجه از اطمینان میتوان از قدرت اقلیت کوچک در شکستن غلبه افکار حاکم سخن گفت، اگر این اقلیت به اندازه شوالیه‌های نبرد “فوتبال زنان” در ایران اسلام زده سرکش و سرخ و سرسخت بوده، و در هفت آسمان، خدایی را جز ارزش بی چون و  چرای انسانی خود بنده نباشند.

در میان کلاه های شادی و غرور در آسمان آبی جای سحر خدایاری خالی بود.

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)