ولایت فقیه:چاقویی که دسته اش رابرید!

چنین روی درچندسال پیش
21مهر1358
ولایت فقیه:چاقویی که دسته اش رابرید!
روزنامه بامداد21مهر1358
بازرگان درمصاحبه بااوریانافالاچی:
آقای نخست وزیرشما اغلب ودرموقعیت های مختلف گفته اید:یک چاقو بدست من داده اندکه فقط دسته آن دردست منست؛ وتیغه آنراسایرین بدست گرفته اند.بنابر این ازشماسؤال می کنم تاچه اندازه دولت شماازقاطعیت برخورداراست.حرفم راتصحیح می کنم.تاچه اندازه ازقاطعیت برخوردارید؟
بازرگان:
به این می گویندیک سؤال حسابی،که البته جواب به آن کارساده ای نیست. درست مثل این است که ازمن بپرسید امروزچه کسی درایران فرمان می دهد.
اگربگویم که من فرمان می دهم دروغ گفته ام.اگربگویم که امام خمینی به تنهایی اینکارراانجام می دهدحرف درستی نزده ام.اگربگویم که عده ای زیادفرمان می دهندکه اینهم دلیل روشنی ندارد.نقش من دراین میان ضعیف است.یکی به علت واقعیتی است که دراین مملکت اتفاق افتادوآن انقلاب است…بدین ترتیب بایدبگویم که ازنقطه نظررسمی دولت است که فرمان می دهدوازنقطه نظرایدئولوژیکی وانقلاب، امام خمینی ومشاورانش وپاسداران انقلاب هستندکه فرمان می دهند.وبعد دراین میان دادگاه های انقلاب ومقامات مذهبی وجوددارندکه به بهانه ادامه راه انقلاب،اداره بسیاری ازشهرهارادردست گرفته اندوتادلتان بخواهدبرای ما مشکلات وشایعه سازی بوجودمی آورند….
پاورقی:
“دولت سایه” یابقولی “دولت پنهان” (که با “دولت درسایه” تفاوت داردو “دولت درسایه” امرنیکوومثبتی است که در جوامع دمکراتیک و برپایه احزاب شکل می گیرد.نه درحکومت استبدادی و حکومت یک فردبرهمه)ازهمان سال نخست انقلاب شکل گرفت.وزیربنای بوجودآمدن آن اصل ولایت فقیه است. حکومتی به تمام معناآخوندی که اگردر جایی مسئولیت مستقیم هم نداشته باشند،بواسطه نفوذوقدرت ولایی که ولی فقیه به آنان داده،حرف حرف آنها می شودولذابخاطرنابلدی وبی سوادی آنهادرنحوه اداره ومدیریت کشور،عده ای رادرزیرعباوعمامه ونعلین خودپرورش دادندکه همان هاپایه واساس “دولت سایه” هستند.واین دولت به شکل هرمی وسعت پیداکردوتوانست درهمه جااعمال نظر،نفوذوقدرت کند.دولتی که ایدئولوژی وبنیانش نفاق،حقه بازی، شارلاتانیسم،کثافتکاری وجنایت وخیانت است.تاجایی که دربرخی مواقع به افراد خودهم رجم نمی کنندواگرلازم باشداز سرراه کنارش می گذارندوحتی خونش راهم می ریزند.وهیچگاه مسئولیت اعمال شنیع خودرابرعهده نمی گیرند.واقعیت این است که ولایت فقیه چاقویی است که دسته خودش رابریده و دائم درحال بریدن است.حکایت: “یکی برسرشاخ بن می برید” است!بواسطه اصل ولایت فقیه افرادبسیاری تسویه وپاکسازی ویااعدام شدند،یابه زندان افتادندویاراه مهاجرت را درپیش گرفتند.چاقویی که بواسطه آن فقط خون ریخته شدوسربریدوکشوررابه ورطه ورشکستگی افتصادی،سیاسی و اخلاقی برد.
بیست و یکم مهرنودوهشت
محمد شوری(نویسنده وروزنامه نگار)

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)