نتشار اعلامیۀ اول نوآندیشان دینی راجع به جدایی دین و دولت، به دو سه ماه پیش بازمیگردد و اعلامیه ای هم که در مخالفت با مجازات توهین کنندگان به مقدسات دادند، کمی بعد منتشر شد.

همه میدانند که جبهۀ جمهوری دوم این اتفاق را بسیار در خور توجه شمرد و چند برنامۀ تلویزیون دیدگاه به این امر اختصاص یافت تا مردم هر چه بیشتر از وجود این گروه و نظراتش که به طور جدی راهی برای مدرن شدن گفتار دینی شیعی باز کرده است، مطلع گردند. اما همانطور که باز هم همه شاهد بودند، هیچکدام از رسانه های بزرگی که بیست و چهار ساعت در بارۀ  اسلام و انواع نوآوریهای تقلبی و بنجل در این مذهب داد سخن میدهند، به این اتفاق مهم توجه چندانی نکردند. امر در نگاه اول، به نظر مایۀ تعجب میاید، ولی اگر دقت بکنید، میبینید که جای تعجب ندارد. با هم دقتی بکنیم.

در ابتدا بگویم که چرا ما به مسئله توجه کردیم تا برسیم به بقیه. دلیل این کار از سوی ما که لائیسیته یکی از اصول اساسی کارمان است، اعتقاد به یک امر بود و آگاهی به امری دیگر.

اولی این است که لائیسیته را مترادف آزادی مذهبی میشمریم و هیچ سنخیتی بین آن و مذهب ستیزی نمیبینیم و در رعایت این تمایز، نهایت دقت را هم میکنیم. لائیسیته به همه سود میرساند، چه مؤمن و چه غیر مؤمن و بسیار طبیعی و منطقی است که این هر دو گروه طرفدارش باشند. لائیسیته ای که فقط بی اعتقادان طرفدارش باشند، زود به ترویج لامذهبی میل میکند و از هدف اصلی خود، دور میافتد. لائیسیته نه با مذهب دشمنی دارد و نه با سیاست خرده حساب، با یک چیز معین و مشخص مخالف است که اختلاط این دو است.

دومی اینکه روزآمد شدن گفتار مذهبی اسلامی و در مورد ایران، شیعی را نه تنها ممکن و نه فقط مفید که لازم میشمریم. گفتار نوین مذهبی شیعی میباید با مدرنیته و دمکراسی و حقوق طبیعی و لائیسیته هماهنگ باشد تا از آن سوی دیوار دولت، هم به تحکیم نظام سیاسی جدید مملکت و هم به جدایی دین و سیاست مدد برساند. امری که نه فقط به نفع مؤمنان است، بل به نفع غیر مؤمنان و کل ملت ایران، چه مسلمان و چه غیر از آن نیز هست.

حال برویم سر سؤالی که قرار بود بدان پاسخ بگوییم.

به تصور من، دلیل بی اعتنایی به این نو اندیشان و سخنانشان که مهم و بی سابقه است، نوعی عناد با بهتر شدن اسلام و تشیع و در نهایت مسلمانان است. دو گروه بر سر اینکه اسلام دقیقاً همین چیزیست که خمینی به ما عرضه کرده است توافق دارند: یکی طرفداران خمینی و دیگر کسانی که برداشت دیگری را از اسلام برنمیتابند تا بتوانند بی دغدغه اسلام و مسلمانان را پست بشمارند ـ همۀ مسلمانان را، نه فقط مؤمنان را.

اگر شما چنین اعتقادی داشته باشید، اصل و ذات اسلام را چنین میبینید و اگر هم تغییر آنرا ممکن بشمرید که معمولاً نمیشمرید، هر سخن دیگری را که به نام اسلام عرضه گردد، باطل و دروغ و بی معنا محسوب میکنید و هر کوششی را هم که در این راه واقع شود، عبث میشمرید. اگر هم چنین موضعی را از سر دشمنی با اسلام و مسلمانان اتخاذ کرده باشید، اصلاً این سخنان را خفه میکنید و در راه پس زدن و به شکست کشاندن کوششهایی که واقع میشود، میکوشید.

واکنشی که من تا به حال نسبت به این نواندیشان دیده ام، از این دو نوع بوده است. گویی عده ای که شمارشان کم هم نیست، نادیده شان میگیرند و میخواهند با نوعی عداوت از میدانشان برانند. این روش از هیچ جهت قابل پذیرش نیست. از واقع بینی به دور است، چون نه میتوان حیات مردم مسلمان را در طول تاریخ، به نوشته ها و گفته های روحانیان تقلیل داد و نه میتوان تمامی گفتار چهارده قرنۀ مذهبی اسلام را در ظرف تنگ ولایت فقیه خمینی جا داد.

حال که اینها گفته شد، اضافه کنم که به هیچوجه تصور نمیکنم که عرضۀ گفتار مذهبی روزآمد برای حل مشکل تاریخی ایرانیان کافی باشد. راه حل اصلی سیاسی است و لائیسیته در مرکز آن قرار دارد. ولی گفتار مذهبی متناسب با دمکراسی و لائیسیته، میتواند به این طرح مددی مهم برساند. با جلب کردن مؤمنان به سوی لائیسیته و با کاستن تنشهایی که برقراری جدایی میتواند به همراه بیاورد، با نرم کردن و تضعیف و در صورت امکان، حذف درگیری هایی که ممکن است بر سر برقراری لائیسیته روی بدهد.

تمام کشورهایی که لائیسیته در آنها مستقر گشته از مرحله ای عبور کرده اند که روحانیت ستیزی و مذهب ستیزی طی آن رونق گرفته. توسعۀ این عناد، در همۀ موارد دلایل روشن تاریخی داشته و فقط از سر کج خلقی و لجاجت صورت نگرفته، ولی کار را هم آسان نکرده است. نفرت امروز ایرانیان را نسبت به روحانیت و حتی اسلام نیز شاهدیم. این ایستار نیز، مثل موارد مثال دیگر، دلایل روشن و منطقی دارد. ولی ما هر قدر بتوانیم از ابراز این نفرت از یک سو و از هراس مؤمنان نسبت به لائیسیته که تماماً برخاسته از سؤ تفاهم در بارۀ محتوا و اهداف آن است، کم بکنیم، به بهتر شدن زندگانی ایرانیان کمک کرده ایم و به اینکه هر چه زودتر و بیشتر از ثمرات لائیسیته برخوردار گردند. بهتر شدن و تلطیف اعتقاد مذهبی فقط به مؤمنان سود نمیرساند، سودش متوجه همۀ کسانی است که در ایران زندگی میکنند. قدر کسانی را که در این راه میکوشند، باید دانست. چه اعتقاد داشته باشیم و چه نه. خلاصه کنم: به هیچکس نمیتوان ایراد گرفت که چرا میخواهی بهتر بشوی.

۶ اکتبر ۲۰۱۹، ۱۴ مهر ۱۳۹۸ این مقاله برای سایت (iranliberal.com) نوشته شده است و نقل آن با ذکر مأخذ آزاد است

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)