در روز جهانی لزبین‌ها یاد می‌کنیم از اینکه لزبینیسم یک نوع شیوه‌ و سبک زندگی است. یاد می‌کنیم از اینکه عشق زنان و رابطه‌ی هم‌جنس‌خواهانه میان آن‌ها همیشه وجود داشته‌است و در جهان مردسالار ما تا به امروز به سختی از طرف جامعه‌ی مرد‌محور و دگر‌جنس‌گرا محور به رسمیت شناخته شده‌است. آن‌چه امروز رابطه‌ی زنان با یکدیگر را نه تنها رسمیت‌داده بلکه به عنوان سبکی از زندگی و رهایی زنان برشمرده‌است تلاش خود زنان برای ایجاد این استقلال و به رسمیت یافتگی بوده‌است.

لزبینیسم تاریخ دارد

وقتی به جهان مردسالار خود نگاه می‌کنیم و پی می‌بریم که در همین جهان مردسالار است که دگرجنسگرایی تبدیل به یک هنجار اجتماعی شده و هم‌جنس‌گرایی غیرعادی‌انگاری شده‌است؛ وقتی به این جهان نگاه می کنیم و می فهمیم که در همین جهان است که دوگانه‌ی زن و مرد باعث ستم به افراد ترنسجندر‌ شده‌است، بیشتر رابطه‌ی قدیمی لزبینیسم و فمینیسم را می‌فهمیم. لزبین‌هایی که در خود جریان‌های فمینیستی در چند دهه‌ی اخیر میلادی با هنجار بودن دگرجنسگرایی مبارزه می‌کردند و نسبت به اقلیت بودن خود درک و آگاهی اجتماعی و سیاسی کسب کرده بودند، تنها با جامعه‌ای مردسالار در فضای خارج از جنبش زنان نمی‌جنگیدند بلکه همزمان با مناسبات دگرجنسگرا‌محوری که در درون جنبش زنان بود نیز می‌جنگیدند.

این وضعیت همین امروز نیز وضعیت ما در درون جنبش‌های زنان است. در روز جهانی لزبین‌ها یاداور می‌شویم که زنان لزبین یک بار به دلیل زن بودن توسط جامعه‌ی مردسالار در جایگاه ستم‌دیده قرار می‌گیرند و بار دیگر به دلیل هم‌جنس‌گرا بودن از طرف جامعه‌ی دگرجنس‌گرا محور ستم می‌بینند. این جایگاه سوژگی خاصی به آن‌ها در حرکت‌های رهایی‌بخش زنان نسبت به مردسالاری میدهد.

لزبنیسم و فمینیسم از این‌جهت رابطه‌ی مشخصی با هم دارند که فمینیسم ـ لزبینیسم یک پاسخ معین به حذف مساله‌ی زنان لزبین از جنبش زنان دهه‌ی شصت و هفتاد میلادی در موج دوم فمینیستی بود. حتی در بعضی از جمع‌های فمینیستی خود زنان لزبین نیز از جمع‌های فمینستی حذف شده بودند. آلیس اکولس، پروفسور تاریخ و مدیر بخش مطالعات جنسیت دانشگاه کالیفرنیای جنوبی، در جزوات The Eruption of Difference به‌وجود آمدن نحله‌ی لزبینیسم فمینیسم و جداسازی جنبش زنان لزبین از جنبش زنان را پاسخی به فضای هم‌جنس‌گراستیز سازمان‌دهندگان جنبش فمینیستی آن دوران می‌داند.

به این ترتیب، لزبینیسم در واقع به عنوان فهمی جدید از فمینیسم در پاسخ به نوعی از فهم زن به خودش به‌ وجود آمد، که هنوز به مرد به عنوان آینه‌ای برای فهم خویش نگاه می‌کرد. لزبینیست‌ها اصرار داشتند که زنان به مجامع زنانه و همدیگر نیاز دارند تا این تصویر از زنان که از دنیای مردانه می‌آید را بشکنند و به تصویری دقیق‌تر از خود واقعی زنان برسند.

با ارجاعی کوتاه و گذرا به این تاریخ در این روز یاد می‌کنیم از تمام زنان لزبینی که آشکارا و غیرآشکارا در فضای فارسی‌زبان، داخل و خارج مرزهای ایران هم به عنوان زن و هم به عنوان اقلیت جنسی مورد تبعیض واقع می‌شوند. از ترس‌ها و شجاعت‌ها، اشک‌ها و لبخند‌های لزبین‌هایی می‌گوییم که زندگی‌شان سراسر مقاومت است.


نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)