دانایی، وَهم و واقعیّت و حقیقت و دروغ، همیشه تا امروز، همراهِ او در این
پویِش بوده اند. و در میانِ همه ی جاندارانِ زمین، فقط انسان بوده است که به
یاریِ مغز، اندام هایِ مناسبِ ساختن، پیمودن و حرکتی که او را تا این زمانه
رسانده است، توانسته با میزانی از آگاهی نسبت به خود و محیطِ زندگی اش،
فضایِ سکونتش را برایِ زندگی، آسایش و بقاء و البتّه برایِ ساختنِ ابزارهایِ
هرچه بیشتر برایِ جستجو و دانستن، دگرگون کند. و اراده ی زمان بر این بوده
است که انسان از میانِ جنگ و آرامش و شادمانی، درد، بیماری، مرگ و هر
هیجان و انگیزه و مِیل و هر تجربه ای، در مسیرِ آگاهی تا امروزه در سده ی
بیست و یکم میلادی پیش بیاید تا شاید، معنایی برایِ وجودِ خود، دریافت کند.
وَ نیز از همان زمانی که شناختِ انسان از خودش، درونش، بیرونش و دنیایَش
آغاز شد ، یعنی با نخستین پندارهایی که حقیقت می نمودند، توهّم و جادو، خیال،
رویا، تصوّر تا دین و پندارهایی دیگر، در هر خطایی، در راهِ کشف هایِ او،
نیروی شکست، نیروی مرگ، نیرویی برایِ زمین خوردنِ او هم، همواره همراهِ
او بوده است وَ این نیرو، با در اختیار گرفتن افراد و گروه هایی از جامعه ی
بشری، کم و بیش در همه جایِ زمین، با نهایتِ توان می کوشد حرکتِ انسان را
در مسیرِ دستیافتن به آگاهی و شناخت ، به شکست بکشاند یا دستِ کم ک ند کند.
و در نخستین زمزمه هایِ آغاز هر مرحله از تحوّلِ جامعه ی بشری، این چنین
انسان هایی کوشیده اند تا جامعه ی بشری در هموان دوره ی قبلی باقی بماند تا
آگاهی انسان به حدّی که زمان می خواهد، نرسد. هنگامی که انسان ها در پِی
باورهای جادویی بودند، در نخستین گروه هایِ انسانی ، جادوگران و سپس با
اوّلین شهرها، طرّاحان و گردانندگانِ بت ها و بت خانه ها و همچنین از زمانی
که دین واردِ تاریخِ بشر و مسیرِ آگاهیِ او شد، آن گونه انسان ها، لباسِ روحانیِ
دینی پوشیدند و همواره کوشیدند تا رشدِ آگاهیِ انسان را متوقّف کنند.
وَ آنچنان که جادوگران و بتخانه داران و موبدان و خاخام ها و سپس کشیشان در
1
ق رونِ وسطا، برایِ پایدار نگه داشتنِ بَساطِ فریب و دروغ و زندگِ اَنگلیِ خود،
آدم کشتند، شکنجه کردند، جنگ راه انداختند، و زندگی هایِ بسیاری را نابود
کردند.
امروزه نیز هر خاخام، هر کشیش، هر مفتی، و از همه بیشتر آخوندهایِ
دیکتاتوریِ جمهوری اسلامی، هر جاکه بتوانند، آدم می کشند، حنایت می کنند،
دروغ می گویند و تا می توانند هر حقیقتی را، سانسور می کنند تا انسان را
از دستیابی به آگاهیِ بیشتر، که او را، به اراده ی زمان، در میانِ اینهمه جادوگر
و بت و موبد و خاخام و کشیش و مفتی و آخوند و بیماری و میکرب و ویروس
تا آگاهی و شناختِ امروز رسانده است، نا امید کنند، منحرف کنند و هرجا که
به تنگنا افتادند، انسان ها را از کتاب و هر ابزارِ آگاهی بخش و اندیشه ی درست،
دور کنند یا آن ابزار یا آن حقیقت را، از میان بردارند. آنچنان که بزرگترین
دشواری هایِ حکومت ها از آغازِ تاریخ تا امروز و به ویژه حکومت هایی که
وامدارِ آدم هایی از جنسِ همان جادوگران بوده اند و در خراب ترین نمونه ی
امروزینِ آن دیکتاتوریِ جمهوری اسلامی در ایران، دستگاه هایِ فریب و
جنایت و دروغ ، هر عامل یا ابزارِ فراگیرِ دستیابی به دانش یا خبر یا آگاهی را
دوره به دوره در مبارزه با خواندن و نوشتن ، گسترشِ انتشارِ کتاب، روزنامه،
تلویزیون، ماهواره و اینترنت از هیچ تخریبی فروگذار نکرده اند و هرجا که
نتوانسته اند این ابزارها را از میان بر دارند کوشیده اند تا آنها را کنترل کنند و
هرجا که آنها را در اختیار گرفته اند ، این ابزارها را، به دروغ و نیرنگ و
توهّم و ماجراهایی برایِ نا امیدی و شکستِ انسان، آلوده اند. وَ با تمامِ توان
کوشیده اند که انتخابِ انسان را به سمتِ دروغ و نابودی و شکست بکشانند
وَ در این مسیر، از هیچ بازی و نمایش و جنایتی فروگذار نبوده اند.
امّا امروزه نه دیگر نظامِ سرمایه داریِ دنیا و حکومت هایِ قدرتمندِ زمین و نه
حکومت هایِ ضعیفی مانندِ جمهوری اسلامی دیگر نمی توانند ،همچون سده ها
سال هایِ گذشته، ابزارهایِ آگاهی-بخشِ زمین را کنترل کنند، چون سرعتِ
انتشارِ خبر در ماهواره و اینترنت آنچنان به لحظه نزدیک شده است که دیگر
2
هیچ نیرویی بر زمین نمی تواند جلویِ انتشارِ هیچ خبری را بگیرد، هر اندازه
که به زیانِ او باشد و سریع تر و پیش تر از هر دستی و هر سانسوری، خبر در
میانِ انسان ها پخش می شود. با اینهمه مجالِ اندیشیدن و انتخابِ درست برایِ
بسیاری از انسان ها دست نمی دهد امّا نویدِ بزرگِ چنین زمانه ای، بِشارتِ
آینده ای است با سریع ترین دریافتِ آگاهی، یک شناختِ ناب و تماشا و شنیدن و
بوییدنِ حقیقتی بزرگ، نیرومند، شکست ناپذیر برایِ انسانِ رویِ زمین از خودِ
او، معنایِ وجودِ او و دنیایِ او، دور از دسترس هر جادوگری.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)