از ایران چه خبر ؟

 نسل دوم “انقلابیون اسلامی” آماده در دست گرفتن سکان می شود .” سرنگونی از دسترس دورتر می شود !

شاید هیچگاه و در تاریخ هیچ ملتی ، مخالفان یک نظام سرکوبگر تا به این حد که اپوزیسیون از شناخت روندهای حاکم بر سیر حرکت و پوست اندازی و تطور و تغییر ج.ا. ناتوانی نشان می دهد ، در شناخت دشمن خود ناتوان نبوده اند .

اپوزیسیون خارج از کشور ایران، اپوزیسیون از نوع آماتور هستند، نه از گونه حرفه ای. چرا که در کنار کار و کسب برای گذران زندگی خود و خانواده، می خواهند به مبارزه هم بپردازند. مخالفینی که در قالب حزب فعالیت می کنند، از حزب حقوق می گیرند و تمام وقتشان صرف مبارزه با حکومت مستقر می شود.

یک جریان عمده در اپوزیسیون در شناخت راه و مسیر تغییرات و تحولات حاکم بر کشورمان آنچنان غافل است که باامید به مبارزات فردی و گاها تند اقشار متوسط و مرفه و نیمه مرفه با گرایش فکری غیر مذهبی ، خود را آماده بازگشت به کشور می کند و حتی به توهم ” کودتای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ” امید بسته است . البته رژیم ، خود نیز سعی دارد به این تحلیل  دامن بزند که اپوزیسیون ( که رژیم ، در تبلیغات خود آنرا آمریکایی  نشان می دهد)  آماده قدرت گیری است تا با ترساندن اصلاح طلبان آنها را از هر گونه حرکت بر علیه ” نظام ” باز دارد ودر این باره هم موفق بوده است !

برای تحلیل منطبق با واقعیات جامعه، لازمست اطلاع آنالیز کننده کامل و درست باشد، متاسفانه بعضی از دوستان که می خواهند به نوعی در هر دو صف مخالفین و موافقین جمهوری اسلامی حضور داشته باشند، و دارای اطلاعات ناقصی هستند دچار سرگردانی در ارزیابی شده و آنچه ابراز می کنند، نابخردانه است. نمونه خبری که این دوست اعلام کرد که سردار سلیمانی دو میلیارد دلار اسکناس متعلق به داعش را به تهران آورده، و در خانه ای از آن محافظت می کنند. به شخص مربوطه گفتم، دکتر یا شما نمی دانید ، دو میلیارد چیه یا نمی دانید اسکناس چی هست.

در این ارتباط است که رژیم اکنون و بر خلاف گذشته نه در پی ترور رهبران و افراد شناخته شده مخالف ، که اساسا امکان و  توان این  حرکت را پیدا کرده تا بتواند برسازماندهی حرکات و ذهن و تحلیل افراد تاثیر گذار مخالف ، اثر بگذارد که در مورد افتضاح ” روح الله زم ” شاهد یک نمونه آن بود یم .

در  ادامه همین سیاست نیز اغلب پرستوهایی را که با نام افشاگر و ناراضی به خارج پرواز می دهد و یا ناراضیانی را که بر روی خروج آنان چشم می بندد ، با هدف خوراندن تحلیلهای گویا دست اول از درون رژیم به نزد ساده دلترین بخشهای اپوزیسیون است  ( در این باره نظر به مصاحبه های فردی با نام ” علیرضا ساسانیان “، کارمند سابق صدا و سیما روشن کننده است ، هرچند که سندی در دست نیست اما می توان  تحلیل داشت که وی از جمله به خارج آمدگانی است که چنین نقشی را بازی می کند : اولا افشاگری های ضد فساد  وی اهمیت چندانی نداشته و شاید از نظر کمی ،اعداد و ارقام بیشتری نسبت به سایرافشاگری های معمول از فساد ها ارائه می دهد ، اما وی در  صحبت هایش اساسا بدنبال ارائه تحلیل منزه دانستن ” خامنه ای ” و لاجرم ” ابراهیم رییسی ” در ماجراجویی های اخیر، قلمداد کردن رهبران سپاه بعنوان گردانند گان اصلی سرکوب و جنگ طلب بودن آنان و بزرگ کردن اختلافات ادعایی “خامنه ای” با “رهبران سپاه” و نهایتا هدایت ذهن مخاطب بسوی  قطعی دانستن کودتای سپاه پاسداران بخاطر معصومیت بیش ار حد ” خامنه ای “در مقابل رهبران  گویا بد کردار سپاه است(1) ، اما وی نمی گوید که اطلاعات سپاه که می گیرد و می زند ومی کشد تحت رهبری روحانی ای بنام ” طائب ” است و سیاستهای جنگ طلبانه ” قاسم سلیمانی ” نیز بر اساس خط مشی صدور انقلاب اسلامی ولایی ارائه شده از سوی ” رهبر ” است . ” ساسانیان ”  اساسا بدنیال مغشوش کردن ذهن و دادن تحلیل غلط  به کسانیست که می داند بیشترین ارتباطات را با مسئولین درجه اول آمریکایی و اسرائیلی و کشورهای عرب منطقه دارند ، از سوی دیگر همین ” ساسانیان “با نشستن در یک تلویزیون اپوزیسیونی که ادعای داشتن نزدیک به یک میلیون بیننده دارد می تواند تحلیل و راهبردهای سیاسی و اطلاعاتی و امنیتی “بیت خامنه ای” و “طائب” مسئول ” اطلاعات سپاه ”  را بدون مشکل بگوش بخش وسیعی از مخالفان و منتقدان نظام  برساند ، کاری که صدا و سیما به هیچ وجه قادر به انجام آن نمی بود   ) .

این فقط یک نمونه از داشتن تحلیل غلط از سوی مدعی ترین جریان در اپوزیسیون ج.ا. مبنی بر ” افسانه کودتای سپاه ” و بر همین اساس برنامه ریزی بر روی ارتباط گیری با سران سپاه و رفتن بدنبال نخود سیاهی است که خود رژیم اینان را بدنبال آن روانه کرده است .

موضوع افراد نفوذی حکومت ها در اپوزیسیون، داستان طولانی است و در همه دوره ها دیده شده، دوستان می دانند در دهه چهل شهریاری نامی، عمده جریان چپ و بخصوص حزب توده را تحویل ساواک داد. آنچه نفوذی ها عنوان می کنند، یک طرف جریان است، و واکنش اپوزیسیون طرف دیگر است، مثل همین قصه دو میلیارد دلار بالا، اگر اپوزیسیون تا این حد ناآگاه هست، ساسانیان نباشد روح اله زم می آید، و امثالهم. دوست عزیز با آب ریختن در گودال، چشمه درست نمی شود.

 تحلیل غالب دیگر در میان اپوزیسیون، مبتنی بر این است که نظام جمهوری اسلامی مانند همه نظامهای توتالیتر و تمامیت گرا در مرحله آخراز دست دادن اعتماد عمومی و تمام شدن انرژی و ظرفیت اولیه رهبران انقلابی است و لاجرم بزودی ومدعیان چنین تحلیلی هربارهم مدعی هستند که در چند ماه آینده با تشکیل میدان میلیونی و تجمیع مبارزات مدنی غیر خشونت آمیز فرو خواهد پاشید و می دانیم که چنین تحلیلهایی تنها بخش بسیار کمی از واقعیت را بازگو کرده و قادر به روشنگری بر روی روندهای  حاکم بر حرکت و تطور نظام سیاسی  حاکم بر کشور نیستند .

جمهوری اسلامی با انقلاب به رهبری یک مرجع تقلید و با مشارکت قریب به اتفاق مردم و با تکیه به نوستالژی مذهب شیعه شامل شهادت امام حسین و عدل علی ، به ثمر رسیده است. مردم همانطور که دیر اعتماد می کنند، دیر هم اعتماد خود را از دست می دهند. نمونه بارز این مسئله در حاکمیت دهه اول جمهوری اسلامی است. در مدت ده سال اول تعداد زیادی از مخالفین اعدام و یا به زندان افتادند و بنیانگذار جمهوری اسلامی در سال پایانی عمر، دست به کشتار هزاران زندانی زد که در زندان ها دوره محکومیت خود را می گذراندند. اما علیرغم این سابقه مشعشعانه، پس از مرگ خمینی میلیون ها نفر از مردم در مراسم خاکسپاری او شرکت کردند.

اما با نگاهی واقع بینانه به آنچه در کشور  و در میان قدرتمندترین گرایشات سیاسی و محافل قدرت می گذرد می توان تحلیل دیگری داشت که قادر است  بخش بیشتری از واقعیت را به ما نشان دهد . برای رسیدن به  تحلیلی واقعیتر ، پذیرفتن این مقدمات ضروری است :

رژیم سیاسی و ساختار اقتصادی و اجتماعی ایران هیچ شباهتی به کشورهایی که در آنجا مبارزات مدنی بدون خشونت منجر به ” انقلاب مخملی “شده است ، ندارد

ساختار سیاسی حاکم بر ایران متکی به حمایت بخش وسیعی از مردم شاغل درتولید و توزیع سنتی است که از نظر فرهنگی نیز بشدت سنتی وآغشته به خرافات مذهبی و سنت های ملی – شیعی بوده و در تغییر رژیم  ، مرگ خود و شیوه های سنتی امرار معاش خود را می بیننند ، این بخش از جمعیت که 40 % نیروی کار کشور را را تشکیل می دهند ( بیش از 10 میلیون نفر) از نظر فرهنگی و دینی بر فضای فرهنگی – سیاسی کشور حاکمیت داشته و بخشهای دیگر و حتی اقشار متوسط و شهری را به دنباله روی از خود وادار می کنند ( نمونه های شرکت و سیع مردم و حتی اقشار شهری در مراسم مذهبی را که همه میدانند مورد بهره برداری سیاسی حاکمیت قرار می گیرد موید این ادعا ست ) بر این مبنا تا زمانیکه اقشار سنتی از ج.ا. حمایت فعال می کنند ، زمینه سرنگونی ج.ا. جز در حالت وقوع حوادث خارق العاده طبیعی یا  سیاسی نظیر حمله خارجی ، بعید بنظر میرسد . نظام حاکم نیز با در دست داشتن این حمایت توده ای امکان سازماندهی سرکوبهای شدید چه در حوزه قضایی و یا  استفاده از چماقداران را دارد . اقشار سنتی و حتی بازاری های خرده پا وفعال درپاساژ های مراکز خرید با اینکه زیر بار تورم ، تحریمها ، وامهای کمر شکن و نبود سیاستهای  روشن اقتصادی در حال خرد شدن هستند ، اما وابستگی فرهنگی – اجتماعی اینان به ج.ا. آنان را از دست زدن به حرکات اعتراضی برانداز یا سیاسی باز میدارد .

بخش هایی از فقیرترین مردم بخصوص با گرایشات مذهبی  حامیان ج.ا.  بوده و بدنبال عدالت طلبی و ایجاد جامعه ای متوازن که در عین حال منتقد جوامع مدرن می باشند هستند ، این بخش را گرایشات ” دانشجویان عدالت خواه ” که اکنون  امید خود را به اقدامات ضد فساد ” ابراهیم رئیسی ” بسته اند نمایندگی  می کنند ، بازداشت ” شبنم نعمت زاده ” به اتهام فساد اقتصادی و برداشتن “آملی لاریجانی” از ریاست قوه قضاییه هدیه ای بود که ” خامنه ای ” به  دستجات عدالت خواه داد.

واقعیت اینست که امروز پس از گذشت چهل سال از حاکمیت جمهوری اسلامی، و برملا شدن انواع و اقسام فساد مالی، اخلاقی، و اجتماعی در میان کارگزاران حکومت، بخش بزرگی از مردم به این اعتقاد رسیده اند که این حکومت نمی تواند، خواسته های آنها  برآورده کند، و باید برود، سخن در جامعه بر سر چگونگی تغییر جمهوری اسلامی است، که ایران، دین، مردم، و زیرساخت های کشور کمترین آسیب را ببینند، و طوری نباشد که  جایگزینی جمهوری اسلامی،با  مجاهدین به پایان برسد.

لذا از 85% مردمی که معتقد به تغییر قانون اساسی هستند، بیشتر از نصف مردم، خواستار برگزاری رفراندم برای رفتن جمهوری اسلامی و جایگزینی با حکومت عرفی، مشابه سایر کشورهای دنیا هستند. در سه دهه گذشته، نسبت کسانی که به جایگزینی مسالمت جویانه حکومت معتقدند، به کسانی که سرنگونی جمهوری اسلامی را تنها راه می دانند، در حال کاهش بوده ولی هنوز نیمی از مردم رفراندم را به ساقط کردن حکومت ترجیح می دهند.

سپاه پاسداران را اکنون باید بی اختیاراما قوی ترین سازمان سیاسی – نظامی منطقه دانست که از خود ایدئولوژی ندارد و بنابراین هیچ خطری برای حاکمیت ایجاد نکرده و ” کاست روحانیت ولایی “یا همان بیت خامنه ای ، با در اختیار گذاشتن بودجه بیحد و حصر در اختیار آنان و پیشرفته ترین تجهیزات موشکی و پهبادی برای توانا کردن ج.ا در جنگهای نا متقارن ، با آنان مانند کودکانی که به داشتن اسباب بازیهای شیک و پر زرق و برق خوشحالند رفتار می کند ، ایجاد تغییرات وسیع در رهبری سپاه و بسیج و ارتش، بیانگر تسلط کامل ” بیت خامنه ای ” بر ” سپاه و سایر نیروهای نظامی و شبه نظامی ” است .

تفاوت سازمان های نظامی و انتظامی ایران بعد و قبل از انقلاب، تغییر ساختار فرماندهی است، بدین معنی که در کلیه واحدهای سپاه، ارتش، و نیروی انتظامی یک روحانی بعنوان نماینده ولی فقیه حضور دارد، که حق وتوی کلیه تصمیمات فرمانده نظامی واحد مربوطه را دارد.این چیدمان روحانیون در کلیه رده ها ، عملا قدرت تصمیم گیری را در دست خامنه ای قرار داده است. البته تفاوت ساختار فرماندهی کنونی با گذشته تنها در حضور یک روحانی نیست، بلکه در گذشته دستورات نظامی با دستور دقیق و روشن از طریق سلسله مراتب فرماندهی ارجاع می شد، اما در حال حاضر دستورات کلی و مبهم است، و این در بعضی مواقع برای حکومت شر می شود، مثل زدن پهپال آمریکا، که جمهوری اسلامی مجبور شد از کانال های ارتباطی با آمریکا پیغام بدهد، که این کار توسط یکی از واحدهای پدافند بدون دریافت دستور از بالا و خودسرانه انجام شده است.

بدون اینکه از اعتراف به نکات مثبت دشمن خود شرمنده باشیم ، باید بگوییم خامنه ای بعنوان رهبرج.ا. توان فوق العاده ای از خود در کادر سازی برای حفظ رهبری در میان روحانیون در صورت فقدان خود از خود نشان داده است ، ” خامنه ای ” که از توان بالایی در ” بازی میان گرایش های مختلف سیاسی – اجتماعی ” برخوردار است همراه با استفاده از ابزار سرکوب و تامین مالی و فکری  حتی دشمنان و دوستان و گرایش های بیطرف ، نهایتا بسود افراطی ترین گرایشات انقلابی اسلامی عمل کرده و هنوز هم بعنوان امید شیعیان منطقه و ارتجاعی ترین گرایشات سیاسی اجتماعی در ایران و کشورهای عراق و لبنان و بعضا در سوریه نقش بازی می کند . تاکید ویرانگر بر جلوگیری از برخورداری زنان از حقوق اولیه خود و ایجاد تشنج دائمی با قدرتهای بین المللی و ارائه ج.ا. به شیعیان ولایی ایران و منطقه بعنوان ام القرای شیعیان جهان دقیقا در ارتباط با گرایش ویرانگر ” صدور انقلاب اسلامی ” است .

مبارزات اقشار متوسط در سطح کلان و فردی ،اساسا سرنگونی طلبانه نبوده و بدنبال داشتن سهمی در قدرت و باز توزیع ثروت است ، این مبارزات فردی و نه توده ای و در مقیاس وسیع مانند ( نامه نویسی های 14 نفره با گرایش به ” رضا پهلوی” که خود رژیم حتی ارتباط آنان از داخل کشور با تلویزیون ” ایران فردا ” را تسهیل تا بتواند آنان را بعنوان سلطنت طلب و نه یک گرایش همگانی سرکوب کند ) ،( اعتراضاات هنرمندان ناراضی که بسرعت به معذرت و عقب نشینی منجر می شود  معذرت خواهی صبا کمالی فقط بخاطر اینکه سحر خدایاری را مظلوم دانسته بود و یا معذرت خواهی پویه نوریان در ماجرای تاکسی اسنپ ) بیانگر شدت سرکوب و توده ای یا همه گیر نبودن مبارزات طبقه متوسط است . در همکاری اقشار متوسط و دانشگاهی و فرهنگی با این رژیم سرکوبگر همین بس که اخیرا معلوم شده که کار سانسور کتاب (2)و آثار هنری توسط 1000 استاد دانشگاه انجام شده و بودجه ای در حدود 4000 میلیارد تومان برای امر سانسور آثار هنری و فرهنگی از سوی دولت در اختیار سازمان مربوطه نهاده شده است .)

درست با در نظر گرفتن این واقعیات است که ج.ا. بدون داشتن واهمه از هر گونه مخالفت جدی سرنگونی طلبانه قدرتهای بین المللی برعلیه خود که حمایت های همه جانبه سیاسی و نظامی روسیه از آنان  در این اطمینان نقش مهمی دارند و بدون نگرانی از احتمال یک حرکت اعتراضی گسترده و سازمانیافته  و در جهت تضمین حیات نظام اسلامی برای 40 سال آینده ( که شاید بتوان در یک بازی عددی و نه تحلیلی انرا نه بیشتر از4 سال دانست ) در پی انتقال آرام قدرت به نسل دوم رهبران حکومت اسلامی است ، اما از یاد نبریم که این فقط خواست و تمایل ” خامنه ای ” و بیت اوست و درجه موفقیت و درصد به واقعیت پیوستن این طرح هارا آینده معلوم کرده و به عوامل داخلی و خارجی بسیار بستگی دارد .

جمهوری اسلامی از دو دسته می ترسد، مخالفین داخل کشور، و قدرت های بزرگ، چرا که می داند، مخالفین داخلی می توانند اقتدار پوشالی حکومت را به چالش بکشند، و در صورتی که چالش های داخلی افزوده شود کنترل از دست حکومت در رفته و روند فروپاشی جمهوری اسلامی بصورت عملیاتی شروع می شود. حکومت در چهل سال گذشته علیرغم کشتار و زندانی کردن هزاران نفر از مخالفین، نتوانسته ترس را در جامعه نهادینه کند، و این پاشنه آشیل حکومت است.

در خصوص خطر قدرت های خارجی که جمهوری اسلامی از آنها می ترسد، بعلت وجود تئوری توطئه در ذهن مسئولین حکومت است، آنها فکر می کنند، غرب دائما در حال ترتیب دادن توطئه برای سرنگونی جمهوری اسلامی است.

آنچه حکومت از آن نمی ترسد، اپوزیسیون خارج از کشور است .( در دو مقاله با عنوانهای “چرا جمهوری اسلامی اپوزیسیون خارج از کشور را جدی نمی گیرد؟” و همجنین “آفتاب آمد، دلیل آفتاب” ) این موضوع شرح داده شده است.

نمودهای بیرونی انتقال قدرت

 ” ابراهیم رئیسی ” هر چند که در اعمال سیاستهای سرکوبگرانه و داشتن دست باز در کشتار سال 1367 و بالا بردن چماق حبس های طولانی در ماههای اخیر معروف خاص و عام است ، اما تا کنون سندی مبنی بر دست داشتن وی در اختلاس و فساد گسترده در حکومت اسلامی  منتشر نشده است و جماعت حزب الله و بیت خامنه ای با نهادن لقب ” سید محرومان ” بروی ، بدنبال آن هستند تا از این پهلوان پنبه ، قهرمان عدالت طلبی و گام نهادان در مسیر ادامه دهنده اهداف انقلاب اسلامی بسازند ،  علت پهلوان پنبه دانستن ” ابراهیم رئیسی ” اینست که وی نخواهد توانست کوچکترین تغییری در فساد سازمان یافته درج.ا. بوجود بیاورد . نخواهد توانست در مقابله با بحران اقتصادی حرکتی کندو سرعت خصوصی سازی را کمتر کند .

ج.ا. همانطور که در حوزه سیاست ، نظام مبتنی بر امتیاز افراد و سازمانهای نزدیک به سپاه و رهبری است ، در امور  اقتصاد ی نیز ، نظامی برای تقسیم ثروتهای ملی میان نزدیکان به نهادهای قدرت است و بسیاری از دولتمردان و رهبران این نظام به دنبال برخورداری از امکانات مالی و اجتماعی بدفاع از این نظام برخاسته اند وفساد از صفات نهادینه شده در ج.ا. است . ” ابراهیم رئیسی ” و با هدایت شخص خامنه ای در پی آنست تا ضمن  دامن زدن به گرایشات عدالت طلبی در میان فقیرترین افشار مردم و هواداران نظام  که اساسا برای خلع سلاح رقبایی مانند ” احمدی نژاد ” و عدالت جویان غیر خودی است . بخش هایی ازعدالت جویان که تحت عناوینی مانند ” دانشجویان عدالتخواه ” ، “اندیشمندان و هنرمندان جبهه انقلاب اسلامی ” خود را معرفی می کنند را به دفاع جانانه از نظام بکشاند .

” بیت رهبری ” با قراردادن ” ابراهیم رئیسی ” در مسند ” رئیس قوه قضاییه ”  سعی در معرفی  وی بعنوان امید مستضعفان  برای کم کردن فاصله طبقاتی دهشتناک موجود ، مبارزه بافساد و اختلاس و معتقد به سیاست صدور انقلاب اسلامی داشته و برانست تا به حرکتی سازمان یافته برای در دست گرفتن سکان قدرت به صورت انحصاری دست زده وبتواند اصلاح طلبان و حسن روحانی را از مناصب کلیدی قدرت البته به شکلی کاملا قانونی و بر اساس ساز و کارهای موجود در قانون اساسی حکومت اسلامی ،  (3)حذف کند .

در یک نمونه آشکار مبارزه طلبی عدالتجویان با ارکان سنتی قدرت در ج.ا. ، ” وحید جلیلی ” برادر کوچک سعید جلیلی و مدیر دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی در یک سخنرانی در مشهد ” حسین محمدی ” «معاون بررسی» دفتر علی خامنه‌ای و فرد قدرتمند و پشت پرده در ” صدا و سیما ” را بشدت مورد انتقاد قرارداده و ازصدا و سیمای تحت  سیاستهای وی بعنوان”  رسانه‌ای که رفیق‌بازی و باندبازی و انحصارطلبی در عالی‌ترین سطوحش باعث فساد و میدان پیدا کردن عناصر ضد ملی و ضدمردمی و ضدانقلابی در بعضی از مهم‌ترین بخش‌هایش شده است». یاد می کند، درست در ادامه این سخنرانی ، وی در یادداشتی که تحت عنوان ” این گروه خشن ” در سایت خبر گزاری فارس نزدیک به سپاه پاسداران نوشت و بعد از چند ساعت آنرا حذف کرد ، از فشار بر خود برای عقب نشینی از مواضع خود می گوید و بعدا ” صفار هرندی ” و یک یادداشت نویس روزنامه کیهان (  ” مهدی محمدی “) و” یاسر جبرائیلی ”  نیز به انتقاد از سخنان ” جلیلی ” پرداخته و او را به  تضعیف ” امنا ء رهبری ” یا همان حلقه قدرتمند اداره امور بیت خامنه ای و افرادی از قبیل ” حسین طائب ” ، ” محمدی گلپایگانی ”  متهم کردند و جالب است که در این در گیری ها ،” موسسه اوج” سازمان رسانه ای وابسته به ” سپاه پاسداران ” از ” وحید جلیلی ” حمایت کردند ،  با توجه به گرایش عمومی خامنه ای مبنی بر حذف آرام اصلاح طلبان از مواضع کلیدی ج.ا. ، احتمال اینکه ” خامنه ای ” به گرایشات معروف به ” عدالتجویان ” امکان مانور بیشتر بدهد و حتی در این میان رهبران درجه دو نظام را که شائبه فساد مالی و سیاسی دارند را قربانی کند ، بسیار است و در این ارتباط و بطور طبیعی “ابراهیم رئیسی ” می باید شعار های عدالت طلبانه و ضد فساد بیشتری بدهد تا ” خامنه ای ” بتواند از نیروی جوان و تازه نفس گرایشهای معروف به جبهه اندیشمندان انقلاب اسلامی و دانشجویان عدالت خواه برای حذف اصلاح طلبان و جبهه معروف به اصلاح و تدبیر ” حسن روحانی ” و همچنین برای سرکوب اعتراضات احتمالی  وحتی پراکنده کارگران ، زنان و مردم معترض بهره بگیرد .

 در جانب دیگر شاهد خیز اصولگرایان وابسته به گروه بدنام ” رجا نیوز ” و “عماریون ”   برای حذف نمایندگان غیر مطیع در انتخابات آتی مجلس هستیم ، سخنرانی ” پناهیان ” از آخوندهای نزدیک به بیت رهبری برعلیه ” نمانیدگان مجلس شورای اسلامی ” که از دادن رای مخفی دفاع می کنند ،  نمود بارز این دور خیز است ، وی در این سخنرانی آنانرا ” نامرد ” و ” جلب ” نامیده و به آنان اخطار می دهد .

نتیجه گیری : گرایش عمومی در میان جوان و تازه نفسترین هوادارن ج.ا. بر مبارزه با فساد ، مبارزه با رهبران و حلقه های قدرت در اطراف خامنه ای است و ” خامنه ای ” خود نیز با حذف ” صادق آملی لاریجانی ” و انتخاب ” ابراهیم رئیسی ” عملا به این گرایش میدان عمل داده است ، اما از یاد نبریم که ج.ا. بر خلاف ادعاهایش نه یک نظام ” انقلابی ” که درست بر عکس ، یک نظام سیاسی بشدت ” محافظه کار ” است و ” خامنه ای ” سعی خواهد کرد از نیروی هردو گرایش موجود در میان اصولگرایان انقلابی برای دمیدن خون تازه به ارکان ج.ا. بهره ببرد و در عین حال سمت وسوی اصلی حرکت در ج.ا. بسوی دادن سکان های قدرت به دست جوانان معتقد به ” شیعه ولایی ” است و در این میان باید بطور طبیعی شاهد قدرت گیری روزتا روز بیشتر ” ابراهیم رئیسی ” باشیم ، هر چند که دیده ایم  که ” خامنه ای ” و قبل از او ” خمینی ” دهها نفر را به لب چشمه برده و آب نخورده باز گردانده اند و”رئیسی ” هم می تواند از این قاعده مستثنی نباشد ، در عین حال می دانیم  گرایش عمومی جامعه رو بسوی ” حذف روحانیت ” از مسند رهبری سیاسی کشور دارد  و ” خامنه ای ” با التفات به همین گرایش سعی در به میدان آوردن ” رئیسی ”  بعنوان یک روحانی جوان و گویا غیر فاسد برای دفاع از موضع لرزان روحانیت در اداره نا کار آمد کشور دارد.

جمهوری اسلامی علیرغم گذشت چهل سال از حکومت، فاقد سیستم یک پارچه مدیریتی است، و تصمیمات بصورت هیئتی گرفته می شود. آوردن رئیسی بجای آملی لاریجانی، مهم نیست و بیشتر یک مانور تاکتیکی برای انتخابات اسفند 98 مجلس است. تمامی کوشش خامنه ای در دوران رهبری، تلقین این موضوع به مردم بوده که تصمیم گیر در کشور، روحانیت حاکم است و بقیه عمله ظلمه آنها هستند و کاریه ای نیستند. خوشبختانه علیرغم انجام این عمل به دفعات، مثلا وقتی یزدی در انتخابات مجلس رای نیاورد، او را به ریاست قوه قضائیه منصوب کرد، و همین رئیسی که در انتخابات ریاست جمهوری رای نیاورد به ریاست قوه قضائیه گذاشت.

در پایان نکته مهمی را در ارتباط با مذهب شیعه باید ذکر کنم و آن اینست که در شیعه، مراجع و مقلدین هستند که هر مرجع با مقلدین خود یک سازمان بسته داخلی ایجاد می کند و همین امر اجازه نمی دهد تا جمهوری اسلامی بتواند یک حکومت یک پارچه را در کشور مستقر کند.

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)