با آغاز سال تحصیلی در اول مهرماه، میلیونها دانش اموز با فرهنگ و زبان، دین و مذاهب گوناگون در ایران پای در مدارس فرسوده با حداقل امکانات و با نازلترین سطح اموزش، میگذارند. دنیایی ناآشنا و بیگانه برای نوباوگان اقلیت های ملی با معلمین و معممینی با زبانی متفاوت با زبان کودکی انها که وظیفه اصلی انها سلب هویت ملی و ختنه زبان مادری و مشابه سازی این نوباوگان با کودکان ملت حاکم است! در این کارخانه های کلون سازی بنام مدارس، این کودکان از همان ابتدا با تنفر از دیگر ملتها و ادیان و پرخاشگری علیه غرب و مدرنیته، امریکا و اسرائیل، جنگ طلبی بجای همزیستی و تعامل و احترام به همبودهای انسانی دیگر و تقدس مرگ و شهادت و خرافه بجای زندگی، شادابی و پرسندگی آشنا میگردند.

حکایت اموزش بزبان مادری در این مدارس نیز، داستانی است بدرازای یک قرن ممنوعیت و تلاش سیستماتیک دولتی و میل شهوانی شوونیسمهای حاکم وقت در این اطراق گاه طبیعی مستبدین نژاد پرست بیماردرمخالفت لجوجانه با این خواست طبیعی و اولیه اتنیکهای ایرانی. در تعقیب این سیاست از اوایل بقدرت رسیدن نماینده فکری پان ایرانیستها، یعنی پهلویها توانستند تحت عنوان “تحکیم وحدت ملی” از دویست زبان و گویش موجود تا سال 1332 تعداد 125 زبان و گویش را ( مجله فرهنگ ایران، فروردینماه، شماره یک) نابود بسازند! سیاست زبان کشی و اسمیله سازی تا زمان انقلاب با تصوری از ایرانی یکپارچه و ناب، بی هیچ درامیختگی ان با عنصر “بیگانه” با جعل تاریخ ادامه یافته و برای پالودن ایران از وجود “زبانهای بیگانه” تمامی امکانات و بروکراسی دولتی و اموزشی بکار گرفته شد!

با عروج فقهای شیعه بر سریر قدرت، کنشگران سیاسی و مدنی ملتها و اقوام تحت ستم، جهت خاتمه دادن به دهه ها زبان کشی و گنوسیسم فرهنگی به پهنای مناطق پیرامون ایران با خواست هویت طلبانه خود بپا خواستند. نمایندگان این قربانیان هلوکاست فرهنگی در ایران، در اندوره با اتحادی مثال زدنی در تشکلی سراسری بنام “شورای همبستگی خلقها” گرد امدند که در این تشکل ملت تورکمن را زنده یاد توماج نمایندگی میکرد. از دستاوردهای این تشکل تحمیل اصل پانزده قانون اساسی، در ارتباط با حقوق دانان مسئول تدوین قانون اساسی و با بعضی از اعضای “شورای خبرگان”، در اوج جنبش های هویت طلبانه تورکمنصحرا و کردستان و …. بود.!، رژیم در عین مصادره این اصل بنام خود برای فریب دمکراتیک و اکثریت گرا جلوه دادن قانون اساسی خود هیچگاه تن به اجرای ان نداده و وعده دروغین اجرای چهاردهه ای ان تنها برای جمع اوری آراء در استانه هرباربه اصطلاح انتخابات ان در مناطق ملی کاربرد دارد.
امروزه به این فریب و هلوکاست زبانی و فرهنگی رژیم، آپارتاید دینی نیز افزوده شده و در بیستم شهریورماه، “محسن حاج میرزایی” وزیر اموزش و پرورش رژیم اعلام داشته اند که: “اگر دانش اموزان اظهار کنند که پیروان دیگری بجز ادیان رسمی کشور هستند و این اقدام انها به نوعی تبلیغ محسوب میشود، تحصیل انها در مدارس ممنوع است”!

بنظر میرسد سران رژیم اسلامی، علیرغم تلاش جنون امیز خود در ارتکاب زبان کشی و اعمال هلوکاست فرهنگی در حق اتنیکهای غیر فارس در مناطق ملی، به نتایج مطلوب خود در تورکمنصحرا دست نیافته اند. ازاینرو رژیم از سال 2016 طرح ظالمانه جدیدی به برنامه زبان کشی در میان تورکمنها افزوده است. در این راستا، معاون اموزش ابتدایی اموزش و پرورش استان گلستان “فرج الله رزاقی” پرده از این نقشه شوم رژیم خود برداشته واظهار داشته بودند که : “8000 دانش اموز دو زبانه بدو ورود به دبستان در گلستان اموزش میبینند” وبنا به گفته وی، این کلاسهای هلوکاست زبانی پیش دبستانی برای کودکانی استکه “بزبان مادری صحبت میکنند”! یعنی کودکانی به دبستان راه میابند که نااشنا به زبان مادری خود و متکلم به زبان فارسی باشند. یعنی زبان کشی توسط رژیم شوونیسمی اسلامی در تورکمنصحرا تا گهواره فرزندان تورکمن نیز بسط یافته است!
کارنامه سیاه جمهوری اسلامی در تداوم هلوکاست زبانی و هویت زدایی راسیستی در میان ملتها و اقوام غیر فارس در ایران، تماما بیانگر انستکه اینده سازان و حاملان و استمرار دهندگان هویت ملی ما به مغاک نابودی کامل کشانیده میشوند. بنابراین، یگانه راه نجات نسلهای اینده ما از کشیده شدن هرچه بیشتر به پرتگاه نیستی ملی نه در تکرار گدایی اموزش بزبان مادری توسط لابیهای ان در داخل و خارج از جلادان زبان ملی خود، بلکه در مقاومت و مبارزه با ان و تلاش جهت بدست اوردن حق تعیین سرنوشت خود در یک ایرانی عاری از استبداد و شوونیسم، دمکراتیک و فدرال است!

کانون فرهنگی – سیاسی خلق تورکمن
12.09.2019

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)