حکم دادگاه زندانیان هفت تپه با مجازات های سنگین و وحشیانه صادر شد. احکام صادره نشانگر جنون جانیان سرمایه بر علیه حق طلبی کارگری است. این قابل انتظار بود. سابقه پرونده و حکم اخیر بیانگر گروگان گیری و تروریسم آشکار  طبقه سرمایه دار و دولت شان از کارگران آن جامعه است. احکام صادره ظاهرا دلالت بر نفرت و ترس و ارعاب  دارند، اما شاهد تابناکی بر این حقیقت ساده هستند که تروریست های سرمایه، تروریست های به لطف پروردگار و قانون، در کردار وحشی، حقیر و نفرت انگیز، در گفتار بزدل، پنهان کار و فریب کارند و از هر دو جهت فاقد شرافت اند.

آب از سر جمهوری اسلامی و طبقه بورژوا در ایران گذشته است. تمدن، تا چه رسد  به شرافت از سر اینها زیاد است. اما با این حال خفت، خفت و خفت تنها نتیجه بازمانده از این پرونده برای تاریخ  سراسر ننگین حکومت سرمایه در ایران بجا خواهد ماند.

میپرسند مجازات نفی کدام نظم؟ همان نظمی که جمع اجمعین امام جمعه و مقامات لشکری و کشوری و قضایی، دست در دست هم، با مجاهدت تمام با بیگاری و کار بردگی مضاعف دستمزد معوقه خون صغیر و کبیر یک نسل از یک شهر را فقط به جرم تبار کارگری آنها در شیشه کرده بودند؟

میپرسند کدام قانون؟ همان قانونی که زندگی و هستی هزاران انسان، سلامتی، و نیازها و آرزوهای نسل اندر نسل آنها را با یک چرخش قلم به طوفان سوداهای باندازه کافی وحشی و بلند پروازانه هر الدنگ سرمایه پرور میسپارد، قانونی که برای مهندسی تهیدستی و تباهی بناگزیر کارگران حتی یاوه های صبر و رونق را الزامی نمیبینند؟

قاضی  مربوطه با هارت و پورت حکم هفت تپه یکبار دیگر صدای سیفون عدالت و قانون  در  خیمه و خرگاه اسلامی سرمایه در ایران  را به پژواک در آورد. در مقابل، صف “متهمین”  و سرگذشت آنها در گذر این پرونده تداوم  شایسته و  سرافراز اعتصابی بود که از آن برخاسته بودند.  مقاومت این زندانیان گامی در نجات شرافت انقلابی جامعه ما است.

حکم جانوران نظم و قانون جمهوری اسلامی برای آن است که بترساند. ساکت کند. اما هیچ کس به اندازه دستگاه حاکمه واقف نیست که همواره بخشی از مردم زحمتکش در مقابل مرگ تدریجی برنامه ریزی شده توام با تحقیر به مقابله بر خواهند خاست. خونشان به جوش آمده و خود به فکر چاره ای برای شکم کرسنه فرزندانشان  میافتند. دادگاه هفت تپه بجای نمایش رعب به صحنه ابراز وجود یاغیان  از تبار اعتصابی شد که پرچم چاره جویی را بدست دارند، بردباری به کتشان نمیرود، خواهان بدست گرفتن سرنوشت خود هستند، به نیروی خود باور دارند، از صدقه و تحقیر بیزارند، به کم رضایت نمیدهند و “همه” را همین امروز میطلبند. زندان و توحش دادگاه یکبار دیگر هفت تپه را به استخوان گلوی جمهوری اسلامی تبدیل ساخت. حاصل این  پرونده الگوی تمام قد برای قلب های تپنده آزادی و برابری در آن جامعه است. این آبشاری است سر توقف ندارد، قافله ای است که تا فتح باستیل در ایران کسی جلودار آن نخواهد بود.

ما هیچ حس ترحمی به حاکمان سرمایه در ایران نداریم و انتظار هیچ ترحمی از سوی آنها هم نداریم. هنگامی که نوبت ما برسد در کوتاه کردن دست کثیف شما دنبال دستاویز نخواهیم گشت. از بهترین فرزندان ما در اسارت بسر میبرند اما کوله بار باروت شجاعت، اتحاد و همبستگی و آرمانخواهی آنها نزد ما است. (1)

علیه بیکاری

دهم سپتامبر 2019

 

(1): نقل به معنی و استفاده عباراتی از مارکس خطاب به دولت آلمان، جلد 9 مجموعه آثار

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)